شیخ عباس علی اسلامی سبزواری

'شیخ عباس علی اسلامی سبزواری'؛ مربی نسل انقلابی ایران در دهه های 40 و 50

سال 1320 کلاس‌های درس را از خانه خودش شروع کرد. کم کم آن را گسترش داد. بازاریان را برای دریافت کمک‌های مالی به یاری فراخواند. به شهر‌های مختلف سفر می‌کرد و از طریق دیدار با علما و مردم و جمع آوری کمک‌های مردمی، به گسترش مدارس اسلامی می پرداخت. در مدارس اسلامی علاوه بر تدریس علوم رایج به تدریس در زمینه‌های اعتقادی نیز پرداخته می‌شد. به شهادت بسیاری از انقلابیون، نسل انقلابی ایران توسط چهار دهه فعالیت جامعه تعلیمات اسلامی با 180 مدرسه و 68 مسجد، كتابخانه و حوزه علمیه تربیت شده بودند.

شیخ عباس علی اسلامی سبزواری

تحصیلات

سال۱۲۷۵ در سبزوار از پدری اصالتاً شیرازی و مادری از ایل بختیاری که در دوره قاجار به سبزوار تبعید شده بودند، متولد شد. به دلیل عشق وافری که به علوم اسلامی داشت به حوزه‌های علمیه سبزوار و سپس مشهد راه یافت و از محضر اساتید بزرگی چون مرحوم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی کسب فیض کرد. پس از فراگیری علوم حوزوی به زادگاه خود بازگشت. تشکیل کلاس‌های قرآن، تبلیغ معارف اسلامی و برپایی جلسات وعظ و خطابه از جمله اقدامات وی در این مقطع است. در سال ۱۳۰۵ (ه.ش) عازم عراق شد و از حوزه درس بزرگان آن جا به‌ویژه شیخ بزرگ تهرانی کسب فیض نمود.

سفر به هندوستان

در سال ۱۳۱۳ (ه.ش) راهى هندوستان شد. در آنجا ضمن فعالیت در مدرسه «الواعظین» به تقویت بنیه علمى خود پرداخت. شیخ عباس علی با مسافرت به شهرهاى مختلف هندوستان و كشور برمه بر آگاهى‌هاى اجتماعى و سیاسى خود از اوضاع جهان افزود. پس از پنچ سال اقامت در هندوستان در سال ۱۳۱۸ (ه.ش) به ایران بازگشت.

تأسیس جامعه تعلیمات اسلامی

شیخ عباس علی اسلامی با توجه به اندوخته‌هاى علمى و تجربى خود اقدام به راه اندازى جلسات مختلف تبلیغى-آموزشى در مشهد نمود. فعالیت‌هاى مذهبى شیخ عباسعلى كه نسبت به گذشته از انسجام و نظم بیشترى برخوردار گردیده بود، حساسیت ماموران رضاخانى را برانگیخته و وی تحت تعقیب آنان قرار گرفت. مدتى را به زندگى مخفى گذراند ولى ادامه این رویه براى او قابل تحمل نبود، لذا عزم مهاجرت کرد و به تهران سفر نمود. در تهران و منزل استیجاری اش بود که اولین کلاس های درس را برای فرزندان صاحب خانه اش راه انداخت.مدتی بعد او با فروش املاک مشهد، خانه‌ای در تهران خریداری می‌کند و چهار اتاق آن را به برگزاری کلاس برای جوانان و نوجوانان اختصاص داده و تا مدت‌ها همسر ایشان در طول روز در آشپزخانه زندگی می‌کند. کم کم استقبال عموم به خصوص جوانان و نوجوانان، ایشان را به فکر توسعه و تکمیل این طرح می‌اندازد. برگزاری کلاس‌ها با در خواست تنی چند از علما در مساجد برگزار می‌شود.استقبال مردم وى را به این فكر واداشت تا كوشش كند امتیاز یك مدرسه غیر دولتى را كسب كند. مجوز رسمى براى تاسیس مدرسه در سال ۱۳۲۸ (ه.ش) از سوى وزرات فرهنگ داده شد و نخستین مدرسه با عنوان مدرسه جعفرى در میدان وحدت اسلامى تهران راه اندازى شد. بعدها دبیرستان ایران هم ویژه دختران راه اندازی شد و از آن پس با همت شیخ عباس علی و همراهی مردم و حمایت مراجع در اطراف و اکناف ایران مدارس جامعه تعلیمات اسلامی گسترش یافت

در سنگر مبارزه

شیخ عباس علی اسلامی علاوه بر تلاش های فرهنگی، تربیتی و آموزشی در سنگر مبارزه با طاغوت هم حضور فعال داشت. به دنبال تیراندازى به شاه در دانشگاه تهران در پانزده بهمن سال۱۳۲۷ (ه. ش) اقدامات گسترده‌اى نظیر اعلام حكومت نظامى، تیراندازى شبانه، دستگیرى و تبعید افراد مضنون و... از سوى رژیم صورت گرفت. آقاى اسلامى نیز به جهت فعالیت‌هایش تحت تعقیب قرار گرفته، دستگیر و مدتى بازداشت بود. در سخنرانی در بندر انزلی و انتقاد از شاه، دستگیر و روانه زندان شد. بعد از حدود یك ماه با صدور قرار وجه الكفایه به مبلغ پنجاه هزار ریال آزاد شد. پس از آزادى در روز عید فطر همان سال به محضر امام خمینى(ره) شتافت و در سخنرانى مشهور معظم له، در كنار ایشان حضور داشت. امام خمینى(ره) در این سخنرانى با اشاره به شیخ عباسعلی اسلامی فرمود: « با زور و سرنیزه نمى توان روحانیت را از وظایفى كه اسلام به عهده آنان گذاشته بازداشت. اگر آقاى اسلامى را نگذاشتند در تهران منبر برود دیدند كه ایشان در بندر پهلوى[انزلى] منبر رفتند و حقیقت را آنجا بیان داشت. اگر در بندر پهلوى از ادامه سخنان ایشان جلوگیرى كردند، شك نداشته باشند كه ایشان سخنان خود را در جاى دیگر دنبال خواهد كرد و هر جا كه فرصت پیدا كنند مطالب را به گوش مردم خواهند رساند.»

انقلاب اسلامی

در آستانه انقلاب اسلامى با اینكه هشتاد و دو سال از عمر حاج شیخ عباسعلى اسلامى سبزوارى مى‌گذشت، همراه مردم در راهپیمایى‌ها و تظاهرات شركت مى‌كرد. با پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن فعالیت‌هایش، در راستای ایجاد اتحاد و تقویت نظام، تمامی امکانات و توان جامعه تعلیمات اسلامی را در اختیار نظام جمهوری اسلامی قرار داد. پس از پیروزى انقلاب اسلامى و آغاز حمله رژیم متجاوز عراق، در جبهه‌هاى جنگ حضور یافته و رزمندگان را تشویق به ادامه نبرد مى‌نمود.

آثار

از ایشان آثار مكتوبى برجاى مانده است. از جمله این آثار، علاوه بر یادداشت های دفتر خاطراتش، مى توان به نوشته‌هایى همچون دو از یاد رفته (درباره ى امر به معروف و نهى از منكر)، راه حسین(ع)، على و سقیفه، على و شورى، على و غدیر، رساله‌اى در موضوع حجاب، كتاب جهاد و...اشاره نمود.

وفات

ایشان در ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۴ در سن ۸۹ سالگى در حالى كه بیش از یكصد و هشتاد مدرسه، شصت و هشت مسجد، كتابخانه و حوزه علمیه به عنوان صدقات جاریه از خود برجاى نهاده بود دار فانى را وداع گفت و پس از تشییع و اقامه نماز توسط آیت الله گلپایگانى در جوار حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) در قم و صحن بزرگ به خاك سپرده شد.

منبع

کتاب ایام سبزوار