ناشناس

تفاوت میان نسخه‌های «شهید آیت‌الله محمدحسین فخر بناب»

از قصه‌ی ما
بدون خلاصه ویرایش
سطر ۱: سطر ۱:
[[پرونده:2020-12-06 122832.png|قاب|چپ]]
[[پرونده:2020-12-06 122832.png|قاب|چپ]]
متولد سال 1317 در شهرستان بناب بودند. پدر و پدربزرگشان هر دو روحانی بودند. تحصیلات ابتدایی را در شهرستان بناب پیگیری و سپس راهی شهر تبریز و مدرسه علمیه طالبه شد. چند سالی آنجا به تحصیل گذراند و راهی قم شد. تا مرحله فقه و اصول ادامه تحصیل دادند و در سال 42 با دعوت مردم شهر آذرشهر از ایشان راهی این شهر شدند. به شدت اهل مطالعه بودند و مردم آذرشهر هنوز هم سخنرانی های آتشین و نطق های پر صلابت او را به خاطر دارند. او یکی از مبارزین و روحانیونی بود که از همان ابتدا در خط امام حرکت می کرد و پایبند به امام خمینی و انقلاب بود.
متولد سال 1317 در شهرستان بناب بودند. پدر و پدربزرگشان هر دو روحانی بودند. تحصیلات ابتدایی را در شهرستان بناب پیگیری و سپس راهی شهر تبریز و مدرسه علمیه طالبه شد. چند سالی آنجا به تحصیل گذراند و راهی قم شد. تا مرحله فقه و اصول ادامه تحصیل دادند و در سال 42 با دعوت مردم شهر آذرشهر از ایشان راهی این شهر شدند. به شدت اهل مطالعه بودند و مردم آذرشهر هنوز هم سخنرانی های آتشین و نطق های پر صلابت او را به خاطر دارند. او یکی از مبارزین و روحانیونی بود که از همان ابتدا در خط امام حرکت می کرد و پایبند به امام خمینی و انقلاب بود.
بعد از انقلاب او تحت فشار جریانات خلق مسلمان و منافقین قرار گرفت اما پا پس نکشید و در مقابل این جریان قوی به مبارزه ادامه داد و بارها مورد تهدید قرار گرفت. بعد از شروع جنگ بارها برای تبلیغ و روحیه به رزمندگان عازم جبهه های نبرد شد. به دستور شهید آیت الله سید اسدالله مدنی امام جمعه ممقان شد. سرانجام در فروردین  1365 برای شرکت در مراسم بزرگداشت سرباز شهیدی عازم روستای اَخی جهان شد و هنگامی که می خواست آخرین پله منبر را بالا رود بمبی که از قبل در منبر کار گذاشته بودند منفجر شد و او به شهادت رسید.
بعد از انقلاب او تحت فشار جریانات خلق مسلمان و منافقین قرار گرفت اما پا پس نکشید و در مقابل این جریان قوی به مبارزه ادامه داد و بارها مورد تهدید قرار گرفت. بعد از شروع جنگ بارها برای تبلیغ و روحیه به رزمندگان عازم جبهه های نبرد شد. به دستور شهید آیت الله سید اسدالله مدنی امام جمعه ممقان شد. سرانجام در فروردین  1365 برای شرکت در مراسم بزرگداشت سرباز شهیدی عازم روستای اَخی جهان شد و هنگامی که می خواست آخرین پله منبر را بالا رود بمبی که از قبل در منبر کار گذاشته بودند منفجر شد و او به شهادت رسید.


[[پرونده:Fakhrebonab2.jpg|بی‌قاب|وسط]]
[[پرونده:Fakhrebonab2.jpg|بی‌قاب|وسط]]
۱۰۳

ویرایش