ناشناس

عدم ورود به سامانه

  • ورود
قصه‌ی ما

تاریخچهٔ صفحه

از قصه‌ی ما

فضاهای نام

  • صفحه
  • بحث

بیشتر

  • بیشتر

عملکردهای صفحه

  • خواندن
  • نمایش مبدأ
  • تاریخچه

چشم هاش پف كرده بود

‏۱۴ مارس ۲۰۲۲

  • Root

    صفحه‌ای تازه حاوی «مدتی بود، حساس شده بود'''. زود عصبانی می شد.''' دو سه بار حرفمان شده بود. رفتم پیش رئیس ستاد، گله کردم. دیدم حاج مهدی را صدا کرد و برد توی سنگر. یک ساعت آنجا بودند. وقت ِ بیرون آمدن، چشم های مهدی پف کرده بود. برگشتم پیش رئیس ستاد گفت «دلش پر بود. فرماند...» ایجاد کرد

    ‏۲۱:۳۸

    +۷۶۰

برگرفته از «https://gheseyemaa.ir/index.php/ویژه:تاریخچه/چشم_هاش_پف_كرده_بود»

ناوبری

ناوبری

  • صفحهٔ اصلی
  • تغییرات اخیر
  • مقالهٔ تصادفی
  • راهنما درباره مدیاویکی

ابزارهای ویکی

ابزارهای ویکی

  • صفحه‌های ویژه

ابزارهای صفحه

ابزارهای صفحه

    ابزارهای صفحهٔ کاربر

      بیشتر

      • نسخهٔ قابل چاپ
      • Powered by Rahnet
      • سیاست محرمانگی
      • دربارهٔ قصه‌ی ما
      • تکذیب‌نامه‌ها
      • رایانه