از نشست‌های کمونیستی تا تئاترهای انقلابی

معرفی

حیدر نیک آئین

حیدر نیک آیین اهل استان یزد، از مادری عراقی و پدری یزدی متولد می شود. در کودکی در دبستان به عنوان شاگرد اول کلاس شناخته می شده که پس از ورود به دبیرستان با افت شدید تحصیلی و ترک تحصیل مواجه می شود. علت کامل این افت هنوز مشخص نیست. او به اصرار پدر در محل کار پدر حاضر شده و مشغول می شود. با پولهای به دست آمده قرار بر خوشگذرانی می گذارد و با اتمام آن دوباره به کار برمی گردد. به تهران مهاجرت می کند و در چاپخانه دوستانش مشغول به فعالیت می شود. پدرش هم چاپخانه های زیادی در یزد راه انداخته و افراد زیادی را پرورش داده است. حیدر شخصیتی بوده که باید به تجربه های زیادی دست می زده وگرنه زندگی برایش یکنواخت می شده. در تهران با افراد زیادی ازجمله محمدصالح علا، علی موسوی گرمارودی(مشاور رییس جمهور وقت)، داریوش(خواننده)، احمد شاملو و همچنین از جمله فعالان کمونیستی و سلطنت طلب ها آشنا می شود و حتی در محافل خانگی آنها به طور فعال شرکت می کرده است. به گفته خودش محل زندگی او در تهران همان مکان مناظرات بوده است. پس از انقلاب تا مدت کوتاهی عضو گروه مجاهدین خلق شده اما با شناخت عقاید افراطی آنها و مطالعه کتب دکتر شریعتی از گروه جدا می شود. قریحه ذاتی او در هنر دست او را ابتدا در نقاشی و سپس در طراحی و صفحه آرایی باز می کند و نهایتا در ادامه او را به تئاتر می کشاند. در زمان ورود امام به کشور در 12 بهمن 57 ایده امام آمد را برای درج در مجله شاغل در آن می دهد که به صورت تصادفی روزنامه اطلاعات از همان تیتر استفاده می کند و حیدر مجبور می-شود تیتر را تغییر دهد. حیدر تحت تاثیر دکتر شریعتی، انجمن دینی یزد و شهید صدوقی، انقلاب را با هیجاناتش می پذیرد اما با عقیده ادامه می دهد. عقیده ای که تا اکنون هم ادامه دارد. عشق سینمایی او که او را در زمان جوانی هر هفته برای دیدن جدیدترین فیلمهای سینما از یزد به تهران می کشانده، حیدر را به تئاتر سوق می دهد و با شرکت در کلاسهای تئاتر با حضور دکتر محمود عزیزی، دنیای تئاتر او هم شکل می گیرد. البته او همزمان در زمینه نقاشی و خطاطی فعالیت می کند. از شعارنویسی بر پوسترها و شابلونهای دیوار نویسی انقلاب پیش و پس از آن و در هنگام جنگ ، کشیدن تصاویر بزرگان انقلاب و شهدا به میزان بالا و در مقیاس های مختلف از جمله اقدامات اوست.

اولین تجربه تئاتر حیدر در محله خودش رقم می خورد و در صحنه پردازی یکی از تئاتر محله شناخته میشود. پس از آن با نوشته های خودش و یا دیگران اجراهایی روی صحنه می برد. تئاترهایی با آکسسوارهایی گاه به سنگینی یک تئاتر میدانی. تنها در دومین تجربه اش (هجرت به حبشه) با استقبال و تحسین مردم مواجه می-شود تا جایی که در برخی شهرستانها و مراکز فرهنگی استان جهت اجرا دعوت می گردد. وی در سومین تجربه اش به پیشنهاد دوستان تئاتری کودکانه و عروسکی را امتحان می کند که آن هم با استقبال زیادی روبرو می شود.

منبع

آرشیو دفتر تاریخ شفاهی یزد