<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1</id>
	<title>پرچم ایران روی گنبد مسجد خرمشهر - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T12:39:57Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1&amp;diff=8846&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «حاج موسی می گفت''': ساعتی از آزادسازی خرمشهر می گذشت که وارد خرمشهر شدم. روی سکویی نشستم تاخستگی در کنم. لحظه ای بعد ۴ نفر دیگر هم کنار من نشستند. اسلحه یکی از آنها روی پایم بود و ناراحتم می کرد. گفتم:« برادر اسلحه رو بردار.»  تا گفتم برادر، هر ۴ نفر...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1&amp;diff=8846&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-07-08T13:48:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «حاج موسی می گفت&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;: ساعتی از آزادسازی خرمشهر می گذشت که وارد خرمشهر شدم. روی سکویی نشستم تاخستگی در کنم. لحظه ای بعد ۴ نفر دیگر هم کنار من نشستند. اسلحه یکی از آنها روی پایم بود و ناراحتم می کرد. گفتم:« برادر اسلحه رو بردار.»  تا گفتم برادر، هر ۴ نفر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;حاج موسی می گفت''': ساعتی از آزادسازی خرمشهر می گذشت که وارد خرمشهر شدم. روی سکویی نشستم تاخستگی در کنم. لحظه ای بعد ۴ نفر دیگر هم کنار من نشستند. اسلحه یکی از آنها روی پایم بود و ناراحتم می کرد. گفتم:« برادر اسلحه رو بردار.» &lt;br /&gt;
تا گفتم برادر، هر ۴ نفر که بر خلاف من مسلح بودند، اسلحه ها را جلو من انداختند و بلند گفتند: «دخیل یا خمینی!»'''&lt;br /&gt;
شانه ای بالا انداختم، اسلحه ها را برداشتم و آن چهار عراقی را به سمت جایگاه اسرا راهنمایی کردم.&lt;br /&gt;
خرمشهر آزاد شده بود. قرار شد پرچم ایران را به نشانه پیروزی روی گنبد مسجد خرمشهر نصب کنیم. هنوز تک و توک عراقی ها در شهر بودند و هنوز روی شهر آتش بود. یک روحانی بلند گفت کی حاضره این پرچم را ببره بالای گنبد! '''الله کرم که موهایش سفید شده بود و راننده تدارکات بود پیش از همه پیش قدم شد و برای نصب پرچم پیروزی رفت روی گنبد مسجد خرمشهر'''!&lt;br /&gt;
[[رده: خوزستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: خرمشهر]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>