<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86</id>
	<title>پاتک سنگین - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T19:31:05Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=8657&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «لشکر 14 پیاده سپاه چهارم دشمن، در ارتفاع 143 فکه شمالی، پاتک سنگینی را به اجرا گذاشته بود. به هر مشقتی بود، خودم را به آنجا رساندم و در کمال تعجب، دیدم رضا چراغی به همراه عباس کریمی و اکبر زجاجی در حال شلیک آر.پی.جی، خمپاره 60 و تیراندازی به سمت انبو...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%DA%A9_%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=8657&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T16:26:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «لشکر 14 پیاده سپاه چهارم دشمن، در ارتفاع 143 فکه شمالی، پاتک سنگینی را به اجرا گذاشته بود. به هر مشقتی بود، خودم را به آنجا رساندم و در کمال تعجب، دیدم رضا چراغی به همراه عباس کریمی و اکبر زجاجی در حال شلیک آر.پی.جی، خمپاره 60 و تیراندازی به سمت انبو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;لشکر 14 پیاده سپاه چهارم دشمن، در ارتفاع 143 فکه شمالی، پاتک سنگینی را به اجرا گذاشته بود. به هر مشقتی بود، خودم را به آنجا رساندم و در کمال تعجب، دیدم رضا چراغی به همراه عباس کریمی و اکبر زجاجی در حال شلیک آر.پی.جی، خمپاره 60 و تیراندازی به سمت انبوه نیروهای کماندویی دشمن هستند. حال و هوای عجیبی داشتند. اصلاً نمی‌شد تشخیص داد این یکی رضا چراغی، فرمانده لشکر27 است و آن یکی، عباس کریمی، مسئول اطلاعات عملیات همین لشکر.&lt;br /&gt;
خودم را رساندم به حاج عباس کریمی و گفتم: برگردید عقب. عباس نگاهی به من انداخت و گفت: '''تو برو عقب، ما نمی‌آییم. ببین حسین، حاج همّت همین یک‌ دفعه از دستش در رفته و ما را فرستاده جلو، تو هم برو به حاجی بگو که ما نمی‌آییم عقب...»'''&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>