<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%8A_%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%AF</id>
	<title>يروي آماده ، احمد جاويد - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%8A_%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%AF"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%8A_%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%AF&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T23:35:49Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%8A_%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%AF&amp;diff=8714&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «تنها كسي كه با من آمد در سالگردها و هواپيما ها(1) محمود بود، اسناد و مدارك را جمع آوری مي كرد، مي برد بيرون و با سرعت برمي گشت.احتمال اين كه بني صدر، دستور حمله بدهد زياد بود. يكي دو بار كه رفت و برگشت، چشمش به يك مسلسل افتاد كه وسط يكي از بالگردها...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%8A%D8%B1%D9%88%D9%8A_%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%AF&amp;diff=8714&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T18:32:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «تنها كسي كه با من آمد در سالگردها و هواپيما ها(1) محمود بود، اسناد و مدارك را جمع آوری مي كرد، مي برد بيرون و با سرعت برمي گشت.احتمال اين كه بني صدر، دستور حمله بدهد زياد بود. يكي دو بار كه رفت و برگشت، چشمش به يك مسلسل افتاد كه وسط يكي از بالگردها...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;تنها كسي كه با من آمد در سالگردها و هواپيما ها(1) محمود بود، اسناد و مدارك را جمع آوری مي كرد، مي برد بيرون و با سرعت برمي گشت.احتمال اين كه بني صدر، دستور حمله بدهد زياد بود. يكي دو بار كه رفت و برگشت، چشمش به يك مسلسل افتاد كه وسط يكي از بالگردها بسته بودنش! آن را باز كرد و برد يك جاي دورتر، روي زمين مستقر كرد. من كه رفته بودم توی نخش، از كوره در رفتم و با تندی بهش گفتم: '''می دونی كه بردن مدارك مهم تر از اسلحه هاست؟''' چرا اين كار را كردی؟ با تعجب نگاهم كرد و گفت: شايد هواپيماها بخوان دوباره حمله كنن، بردمش تا اگه حمله كردن ازش استفاده كنيم.بعدها فهميدم بعضي از تجهيزاتي كه از هواپيما خارج كرده بود را با خودش برده بود كردستان، تا بر عليه ضد انقلاب و عراقي ها استفاده كند.&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>