<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86</id>
	<title>منطقه اورامان - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-06T00:18:48Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=8665&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «منطقه اورامان به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و دارا بودن ارتفاعات مختلف برای ما اهمیت ویژه‌ای داشت. '''یک سلسله از کوه‌های منطقه در خطوط مرزی در اختیار عناصر رزگاری بود و همین باعث شده بود تا ارتباط آنها با حزب بعث به سهولت انجام پذیرد.''' در جلسه‌...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=8665&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T16:41:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «منطقه اورامان به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و دارا بودن ارتفاعات مختلف برای ما اهمیت ویژه‌ای داشت. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یک سلسله از کوه‌های منطقه در خطوط مرزی در اختیار عناصر رزگاری بود و همین باعث شده بود تا ارتباط آنها با حزب بعث به سهولت انجام پذیرد.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; در جلسه‌...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;منطقه اورامان به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و دارا بودن ارتفاعات مختلف برای ما اهمیت ویژه‌ای داشت. '''یک سلسله از کوه‌های منطقه در خطوط مرزی در اختیار عناصر رزگاری بود و همین باعث شده بود تا ارتباط آنها با حزب بعث به سهولت انجام پذیرد.'''&lt;br /&gt;
در جلسه‌ای با حضور حاج احمد متوسلیان، و پیشمرگان کرد تصمیم گرفته شد طی عملیاتی این منطقه را از لوث وجود عناصر رزگاری پاکسازی کنیم. عملیات با موفقیت انجام شد و در منطقه مستقر شدیم. به اتفاق یکی از پیشمرگان با دوربین در حال کنترل تحرکات دشمن بودیم که متوجه شدیم یک نفر مقداری بار بر دوش گذاشته و یک گالن بیست لیتری هم در دست دارد و به طرف پایگاه می‌آید.&lt;br /&gt;
'''وقتی نزدیک‌تر آمد، دیدیم این شخص حاج احمد متوسلیان است که مقداری نفت و خرما را از راه دور برای رزمندگان مستقر در پایگاه می‌آورد.''' به استقبالش رفتیم و خواستم بار را از او بگیرم اما قبول نکرد و گفت وظیفه خودم است. وقتی وارد پایگاه شد؛ بعد احوالپرسی و روبوسی با رزمندگان به شدت گریست.&lt;br /&gt;
همه نگران شدیم و علت را پرسیدیم. گفت: ما در مریوان داخل شهر هستیم و امکانات داریم، اما شما روی خاک می‌خوابید، آن‌هم در این کوه‌های دور افتاده و بدون هیچ امکاناتی. بعد هم گفت: خدمت واقعی را شما انجام می‌دهید.  خدمت ما و شما را هیچ وقت نمی‌شود با هم مقایسه کرد و دوباره گریست&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>