<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1</id>
	<title>معلم فداکار - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-06T16:09:10Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=8414&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «حادثه &gt; داخلی- ساعت ۵:۲۰ صبح هفتم مهرماه، معلم مدرسه شبانه روزی علامه طباطبایی در روستای منیخ خرمشهر از خواب بیدار شد و بعد از خواندن نماز صبح، به آشپزخانه رفت تا برای دانش‌آموزان صبحانه درست کند. '''او خبر نداشت به‌علت ایراد رگلاتور، گاز از دا...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85_%D9%81%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=8414&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-14T14:24:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «حادثه &amp;gt; داخلی- ساعت ۵:۲۰ صبح هفتم مهرماه، معلم مدرسه شبانه روزی علامه طباطبایی در روستای منیخ خرمشهر از خواب بیدار شد و بعد از خواندن نماز صبح، به آشپزخانه رفت تا برای دانش‌آموزان صبحانه درست کند. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;او خبر نداشت به‌علت ایراد رگلاتور، گاز از دا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;حادثه &amp;gt; داخلی- ساعت ۵:۲۰ صبح هفتم مهرماه، معلم مدرسه شبانه روزی علامه طباطبایی در روستای منیخ خرمشهر از خواب بیدار شد و بعد از خواندن نماز صبح، به آشپزخانه رفت تا برای دانش‌آموزان صبحانه درست کند. '''او خبر نداشت به‌علت ایراد رگلاتور، گاز از داخل کپسول نشت کرده''' و هر لحظه احتمال دارد، حادثه‌ای را رقم بزند.&lt;br /&gt;
وقتی معلم جوان کبریت را روشن کرد، ناگهان کپسول گاز 11کیلویی آتش گرفت و شعله ور شد. در داخل آشپزخانه چند کپسول گاز دیگر هم وجود داشت که همه آنها پر بودند و اگر آتش به آنها سرایت می‌کرد، بی‌شک انفجار مهیبی رخ می‌داد. این در حالی بود که کمی آنطرف‌تر و در داخل خوابگاه، دانش‌آموزان در خواب بودند.&lt;br /&gt;
معلم فداکار درنگ نکرد و بی‌آنکه منتظر کمک بماند، جانش را به خطر انداخت تا نگذارد خطری بچه‌ها را تهدید کند. '''او کپسول شعله‌ور را به‌دست گرفت و دوان‌دوان به طرف حیاط حرکت کرد. شعله‌های آتش دستانش را می‌سوزاد و حتی لباس‌هایش را شعله‌ور کرده بود اما معلم جوان کپسول را محکم چسبیده بود''' و وقتی به حیاط رسید، آن را به گوشه‌ای پرت کرد تا حتی درصورت انفجار، خطری کسی را تهدید نکند. همزمان، دیگر مسئولان دبیرستان شبانه روزی از ماجرا باخبر شدند و پیش از اینکه حادثه‌ای رخ دهد، آتش کپسول را خاموش کردند. این در حالی بود که معلم فداکار به‌شدت آسیب دیده و دچار سوختگی شدید شده بود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;صادق چکاو&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده: اهالي خوزستان]] &lt;br /&gt;
[[ رده:روستای منیخ]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>