<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%B1_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE_%D8%B6%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA</id>
	<title>عراق برای سر شاهرخ ضرغام جایزه گذاشت - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%B1_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE_%D8%B6%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%B1_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE_%D8%B6%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T19:35:39Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%B1_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE_%D8%B6%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA&amp;diff=8696&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «در آبادان بودم. به دیدن دوستم در یکی از مقرها رفتم. کار او به دست آوردن اخبار مهم از رادیو تلویزیون عراق بود. این خبرها را هم به سید و فرمانده ها می داد ، تا مرا دید گفت: یازده هزار دینار چقدر می شه!؟ با تعجب گفتم: نمی دونم، چطور مگه!؟ گفت: ا'''لان عرا...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%B1_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE_%D8%B6%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA&amp;diff=8696&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T17:55:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «در آبادان بودم. به دیدن دوستم در یکی از مقرها رفتم. کار او به دست آوردن اخبار مهم از رادیو تلویزیون عراق بود. این خبرها را هم به سید و فرمانده ها می داد ، تا مرا دید گفت: یازده هزار دینار چقدر می شه!؟ با تعجب گفتم: نمی دونم، چطور مگه!؟ گفت: ا&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;لان عرا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;در آبادان بودم. به دیدن دوستم در یکی از مقرها رفتم. کار او به دست آوردن اخبار مهم از رادیو تلویزیون عراق بود. این خبرها را هم به سید و فرمانده ها می داد ، تا مرا دید گفت: یازده هزار دینار چقدر می شه!؟ با تعجب گفتم: نمی دونم، چطور مگه!؟&lt;br /&gt;
گفت: ا'''لان عراقی ها در مورد شاهرخ صحبت می کردند'''! با تعجب گفتم :شاهرخ خودمون! فرمانده گروه پیشرو؟!&lt;br /&gt;
گفت: آره حسابی هم بهش فحش دادند. انگار خیلی ازش ترسیده اند.&lt;br /&gt;
گوینده عراقی می گفت: '''این آدم شبیه غول می مونه. اون آدمخواره هر کی سر این جلاد رو بیاره یازده هزار دینار جایزه می گیره!!'''&lt;br /&gt;
دوستم ادامه داد: تو خرمشهر که بودیم برای سر شهید شیخ شریف جایزه گذاشته بودند. حالا هم برای شاهرخ، بهش بگو بیشتر مراقب باشه.&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>