<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D9%86%D9%81%D8%B3</id>
	<title>شکستن نفس - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D9%86%D9%81%D8%B3"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D9%86%D9%81%D8%B3&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T21:40:23Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D9%86%D9%81%D8%B3&amp;diff=8682&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «باران شدیدی در تهران باریده بود. خیابان 17 شهریور را آب گرفته بود. چند پیرمرد می خواستند به سمت دیگر خیابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهیم از راه رسید. پاچه شلوار را بالا زد'''. با کول کردن پیرمردها، آن ها را به طرف دیگر خیابان برد.''' ا...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D9%86%D9%81%D8%B3&amp;diff=8682&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T17:32:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «باران شدیدی در تهران باریده بود. خیابان 17 شهریور را آب گرفته بود. چند پیرمرد می خواستند به سمت دیگر خیابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهیم از راه رسید. پاچه شلوار را بالا زد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;. با کول کردن پیرمردها، آن ها را به طرف دیگر خیابان برد.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;باران شدیدی در تهران باریده بود. خیابان 17 شهریور را آب گرفته بود. چند پیرمرد می خواستند به سمت دیگر خیابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهیم از راه رسید. پاچه شلوار را بالا زد'''. با کول کردن پیرمردها، آن ها را به طرف دیگر خیابان برد.'''&lt;br /&gt;
ابراهیم از این کارها زیاد انجام می داد. هدفی جز شکستن نفس خودش نداشت. مخصوصا زمانی که خیلی بین بچه ها مطرح بود! راوی: جمعی از دوستان شهید&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;دوستان شهید&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>