<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%B9%D8%AB%DB%8C</id>
	<title>سرنوشت سرهنگ بعثی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%B9%D8%AB%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%B9%D8%AB%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T14:55:24Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%B9%D8%AB%DB%8C&amp;diff=8844&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «در خرمشهر صحنه ‏‏ای دیدم که یادم نمی ‏‏رود؛ تانکها در اطراف خرمشهر به گِل نشسته بودند و نمی ‏‏توانستند حرکت کنند. فرمانده‏‏ ای به نام «سرهنگ ستاد جمیل نجم الدین» آن موقع مسئولیت فرماندهی را به عهده داشت. '''او به خاطر اینکه تانکها به دست نیر...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA_%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%B9%D8%AB%DB%8C&amp;diff=8844&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-07-08T13:39:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «در خرمشهر صحنه ‏‏ای دیدم که یادم نمی ‏‏رود؛ تانکها در اطراف خرمشهر به گِل نشسته بودند و نمی ‏‏توانستند حرکت کنند. فرمانده‏‏ ای به نام «سرهنگ ستاد جمیل نجم الدین» آن موقع مسئولیت فرماندهی را به عهده داشت. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;او به خاطر اینکه تانکها به دست نیر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;در خرمشهر صحنه ‏‏ای دیدم که یادم نمی ‏‏رود؛ تانکها در اطراف خرمشهر به گِل نشسته بودند و نمی ‏‏توانستند حرکت کنند. فرمانده‏‏ ای به نام «سرهنگ ستاد جمیل نجم الدین» آن موقع مسئولیت فرماندهی را به عهده داشت. '''او به خاطر اینکه تانکها به دست نیروهای ایرانی نیفتد، به هلیکوپترهای عراقی دستور داد که آنها را منهدم کنند'''. هلیکوپترها هم با موشکهایشان این تانکهای پیشرفتۀ T62 که متعلق به گردان «المهلب» بود را هدف قرار دادند و همه را به آتش کشیدند. وقتی این خبر به صدام رسید، '''این فرمانده را سه درجه پایین آوردند و او فرماندۀ گروهان «قاطرها» شد'''.&lt;br /&gt;
'''همین فرمانده از یک جوان ایرانی که به اسارت گرفته شده بود، خواسته بود که به امام خمینی فحش بدهد. جوان ایرانی نپذیرفت و آن فرمانده دستور داد او را تیر باران کردند'''. &amp;lt;ref&amp;gt;روایت هجران، ص439&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: خرمشهر]]&lt;br /&gt;
[[رده: خوزستان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>