<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%85</id>
	<title>روزه‌ام را نمی‌شکنم - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%85"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%85&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T16:35:30Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%85&amp;diff=8804&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «در حمله رمضان که بدترین حمله و در ماه مبارک رمضان بود یک جوان مجروح را از خط مقدم آوردند که '''تنی خونی و لبان خشکی داشت، می خواستم به او کمی آب دهم اما گفت نمی نوشم روزه هستم، گفتم مجروحی روزه برایت واجب نیست و بلافاصله پاسخ داد به خاطر رفع تشنگی...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%85&amp;diff=8804&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-07-07T09:20:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «در حمله رمضان که بدترین حمله و در ماه مبارک رمضان بود یک جوان مجروح را از خط مقدم آوردند که &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;تنی خونی و لبان خشکی داشت، می خواستم به او کمی آب دهم اما گفت نمی نوشم روزه هستم، گفتم مجروحی روزه برایت واجب نیست و بلافاصله پاسخ داد به خاطر رفع تشنگی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;در حمله رمضان که بدترین حمله و در ماه مبارک رمضان بود یک جوان مجروح را از خط مقدم آوردند که '''تنی خونی و لبان خشکی داشت، می خواستم به او کمی آب دهم اما گفت نمی نوشم روزه هستم، گفتم مجروحی روزه برایت واجب نیست و بلافاصله پاسخ داد به خاطر رفع تشنگیم روزه ام را نمی شکنم که جوانانی با ایمان و اعتقاد به جنگ با دشمن می رفتند'''&lt;br /&gt;
در هشت سال دفاع مقدس به مجروحان امدادرسانی می‌کردیم، دیدن صحنه‌ها و نوجوانان و جوانانی که به خاطر اعتقادات و ارزش‌ها از جانشان گذشتند برایمان سخت بود. &lt;br /&gt;
'''زمانی که عراق بمب های شیمیایی می زد، وضعیت مجروحان خیلی آزاردهنده بود، برای ما امدادگران که تمام لحظات را با چشمانمان می دیدیم''' ، لحظه خیلی ناراحت کننده بود و الان هم به دلیل وجود آن ارزش هاست که دلمان قرص شده و دیگر از جنگ هراسی نداریم.&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: امدادگر]]&lt;br /&gt;
[[رده: زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده: خوزستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی آبادان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>