<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AF%D9%88_%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%88%21</id>
	<title>دو زانو! - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AF%D9%88_%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%88%21"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D9%88_%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%88!&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T12:49:23Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D9%88_%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%88!&amp;diff=8464&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «اگر از کسی می پرسیدی چه جور آدمی است. '''لابد می گفتند «خنده روست.»''' وقت کار اما، برعکس ؛ جدی بود. نه لبخندی، نه خنده ای انگار نه انگار که این، همان آدم است. توی بحث، نه که فکر کنی حرفش را نمی زد، می زد. ولی توی حرف کسی نمی پرید. هیچ وقت. من که ندیدم. م...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D9%88_%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%88!&amp;diff=8464&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-14T18:20:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «اگر از کسی می پرسیدی چه جور آدمی است. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;لابد می گفتند «خنده روست.»&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; وقت کار اما، برعکس ؛ جدی بود. نه لبخندی، نه خنده ای انگار نه انگار که این، همان آدم است. توی بحث، نه که فکر کنی حرفش را نمی زد، می زد. ولی توی حرف کسی نمی پرید. هیچ وقت. من که ندیدم. م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;اگر از کسی می پرسیدی چه جور آدمی است. '''لابد می گفتند «خنده روست.»''' وقت کار اما، برعکس ؛ جدی بود. نه لبخندی، نه خنده ای انگار نه انگار که این، همان آدم است. توی بحث، نه که فکر کنی حرفش را نمی زد، می زد. ولی توی حرف کسی نمی پرید. هیچ وقت. من که ندیدم. می دانستم پایش تازه مجروح شده و درد می کند. '''اما تمام جلسه را دو زانو نشست. تکان نخورد.'''&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]] &lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>