<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%83%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%83%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%85</id>
	<title>دعا كن سرشكسته نشوم - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%83%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%83%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%85"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%83%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%83%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%85&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T21:06:46Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%83%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%83%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%85&amp;diff=8446&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «تا حالا روی آب عمل نکرده بودیم. برایمان ناآشنا بود '''توی جلسه ی توجیهی، با آقا مهدی بحثم شد''' که از این جا عملیات نکنیم. روز هفتم عملیات، مجروح شدم. آوردندم عقب توی پست امداد، احساس کردم کسی بالای سرم است. خود مهدی بود. یک دستش را گذاشته بود روی شا...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%B9%D8%A7_%D9%83%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%83%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%85&amp;diff=8446&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-14T17:44:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «تا حالا روی آب عمل نکرده بودیم. برایمان ناآشنا بود &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;توی جلسه ی توجیهی، با آقا مهدی بحثم شد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; که از این جا عملیات نکنیم. روز هفتم عملیات، مجروح شدم. آوردندم عقب توی پست امداد، احساس کردم کسی بالای سرم است. خود مهدی بود. یک دستش را گذاشته بود روی شا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;تا حالا روی آب عمل نکرده بودیم. برایمان ناآشنا بود '''توی جلسه ی توجیهی، با آقا مهدی بحثم شد''' که از این جا عملیات نکنیم. روز هفتم عملیات، مجروح شدم. آوردندم عقب توی پست امداد، احساس کردم کسی بالای سرم است. خود مهدی بود. یک دستش را گذاشته بود روی شانه ام و یک دستش را روی پیشانیم. با صدایی که به سختی  شنیدم گفت «'''یادته قبل از عملیات مخالف بودی؟''' عمل به تکلیف بود. کاریش نمی شد کرد. حالا دعا کن که من سر شکسته نشم.»&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>