<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C</id>
	<title>خودسازی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-05T17:14:31Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=8687&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «به همراه حسین به کوه های اطراف مشهد رفته بودیم. ب'''عد از طرفیه، به چشمه ای رسیدیم که آب صاف و خنکی داشت و از ارتفاع چند متری، آب به صورت آبشار به پایین می ریخت. ما دیدیم که حسین دارد لباسش را در می آورد. اول فکر کردیم می خواهد تنی به آب بزند،''' اما ب...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=8687&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T17:40:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «به همراه حسین به کوه های اطراف مشهد رفته بودیم. ب&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;عد از طرفیه، به چشمه ای رسیدیم که آب صاف و خنکی داشت و از ارتفاع چند متری، آب به صورت آبشار به پایین می ریخت. ما دیدیم که حسین دارد لباسش را در می آورد. اول فکر کردیم می خواهد تنی به آب بزند،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; اما ب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;به همراه حسین به کوه های اطراف مشهد رفته بودیم. ب'''عد از طرفیه، به چشمه ای رسیدیم که آب صاف و خنکی داشت و از ارتفاع چند متری، آب به صورت آبشار به پایین می ریخت. ما دیدیم که حسین دارد لباسش را در می آورد. اول فکر کردیم می خواهد تنی به آب بزند،''' اما بعد در کمال تعجب دیدیم که او کمرش را زیر آبشار گرفته و سعی می کند، فشار آب و سردی آن را تحمل کند. از او پرسیدیم که: «چرا این کار را انجام می دهی؟» گفت: «ما باید خودمان را بسازیم تا بتوانیم در مقابل شکنجه های ساواک مقاومت کنیم.»&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی خراسان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>