<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%A7_%D8%B2%D8%AF%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF</id>
	<title>حاج همت روی دست ما زده بود - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%A7_%D8%B2%D8%AF%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%A7_%D8%B2%D8%AF%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-06T00:44:57Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%A7_%D8%B2%D8%AF%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF&amp;diff=8435&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «متوسلیان می گفت: '''من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم اما حاج همت روی دست ما زده بود''' او یک سری از تصاویر کوچک برچسب دار حضرت امام را توی جیب گذاشته بود هر چند لحظه ای یک بار کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد و در حالی که برچسب در کف دستش مخفی کرد...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%A7_%D8%B2%D8%AF%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF&amp;diff=8435&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-14T16:37:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «متوسلیان می گفت: &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم اما حاج همت روی دست ما زده بود&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; او یک سری از تصاویر کوچک برچسب دار حضرت امام را توی جیب گذاشته بود هر چند لحظه ای یک بار کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد و در حالی که برچسب در کف دستش مخفی کرد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;متوسلیان می گفت: '''من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم اما حاج همت روی دست ما زده بود''' او یک سری از تصاویر کوچک برچسب دار حضرت امام را توی جیب گذاشته بود هر چند لحظه ای یک بار کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد و در حالی که برچسب در کف دستش مخفی کرده بود به طرف مأموران پلیس سعودی می رفت و با آنها صحبت می کرد و عکس امام را در روی کلاه کاسکت سفید رنگ مأموران پلیس سعودی می چسباند. پلیس هم که از علت خنده شدید مردم بی خبر بود دائم به آنها چشم غرّه می رفتند، '''در آن رو حدود ۵۶ نفر از مأموران قلدر سعودی ندانسته به توفیق تبلیغ تصویر حضرت امام مفتخر شدند.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>