<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85</id>
	<title>جایز نیست حقوق بگیرم - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85&amp;action=history"/>
	<updated>2026-08-06T11:40:01Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85&amp;diff=8562&amp;oldid=prev</id>
		<title>Root: صفحه‌ای تازه حاوی «هرچی که درآمدش بود متعلق به ما بود. '''یعنی ایشان هیچ وقت بگیر و ببند در زندگی نداشت و''' می گفت همه درآمدم متعلق به شماست. التبه ایشان یک دفعه هم حتی از دادگستری حقوقی نگرفت و یک ریال هم به خانه نیاورد. می گفت جایز نیست در حالی که این همه مستضعف است...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85&amp;diff=8562&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-03-15T12:29:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «هرچی که درآمدش بود متعلق به ما بود. &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;یعنی ایشان هیچ وقت بگیر و ببند در زندگی نداشت و&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; می گفت همه درآمدم متعلق به شماست. التبه ایشان یک دفعه هم حتی از دادگستری حقوقی نگرفت و یک ریال هم به خانه نیاورد. می گفت جایز نیست در حالی که این همه مستضعف است...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;هرچی که درآمدش بود متعلق به ما بود. '''یعنی ایشان هیچ وقت بگیر و ببند در زندگی نداشت و''' می گفت همه درآمدم متعلق به شماست. التبه ایشان یک دفعه هم حتی از دادگستری حقوقی نگرفت و یک ریال هم به خانه نیاورد. می گفت جایز نیست در حالی که این همه مستضعف است حقوق دادگستری و '''گفتم آقا از فروشگاه دادگستری یک لامپ بیاورید، همان جا گفتند نه هرگز، خدا نکند من چنین کاری بکنم. شما شمع روشن کنید، بنشینید، بهتر از این است که من مال دادگستری را بیاورم.''' این قدر پرهیز می کرد ایشان از حلال و حرام، از دروغ و غیبت و غیره. اصلا یک سمبلی بود چه در جامعه، چه در خانه، کوچکترین چیزی ما از ایشان نتوانستیم ببینیم که باعث ناراحتی ما بشود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;عزت الشریعه مدرس خاتون آبادی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Root</name></author>
	</entry>
</feed>