<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C+%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85+%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87</id>
	<title>قصه‌ی ما - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C+%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85+%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
	<updated>2026-08-05T16:46:49Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=4221</id>
		<title>شهید حسن راموز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=4221"/>
		<updated>2020-12-19T07:45:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''شهید دوم فروردین 1342 تبریز'''==&lt;br /&gt;
شهیدحسن (احمد) راموز و شهید بخشعلی زهرایی دو شهید روز [[دوم فروردین 1342|دوم فروردین سال1342]] در تبریز هستند. این روز مصادف با سالرروز شهادت امام صادق علیه السلام بود و امام خمینی و مراجع تقلید، عید امسال را بدنبال تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و قوانین مغایر اسلام تحریم کرده بودند. این دو شهید در تجمع و تظاهرات بعد از مراسم وفات امام صادق مقابل مسجد قزللی تبریز به ضرب گلوله ماموران رژیم پهلوی به شهادت می رسند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:8563.jpg|قاب|چپ|تجلیل از دو خواهر شهید حسن راموز توسط بهزاد پروین قدس]]&lt;br /&gt;
== زندگی نامه==&lt;br /&gt;
حسن در سال 1322 به دنیا آمد. مادرش در منزل مراسم روضه می گرفت و خودش هم در روضه ها عزاداری میکرد. اهل مسجد و هیئت بود. در سال 1336 با ابوی و برادر بزرگ و خواهر و مادر به کربلا مشرف شده بود، به همین خاطر '''کربلایی حسن''' میگفتند. آن زمان برای اینکه پسرها را به سربازی نفرستند یک اسم مستعار هم داشتند که اسم حسن را احمد صدا میکردند. کربلایی حسن از هفت‌سالگی علاوه بر مدرسه رفتن در خانه فرش می بافت. دو سه کلاس بیشتر هم درس نخواند، ولی پای کلاس درس قرآن برادر بزرگ‌تر مینشست. برادر بزرگ‌تر حاج محمد خودش نُه کلاس درس خوانده بود. در اتاق ته حیاط خانه¬مان، تخته‌سیاه گذاشته بود و برای بچه¬های محله کلاس قرآن برگزار می¬کرد. شب¬ها با پدر به ''مسجد انبار سردار'' (شهید لیلابی) می¬رفتند. ''میرزا محمد فیاضی'' آنجا نماز می¬خواند. از سخنرانی¬های مسجد قزللی بازار هم تعریف می¬کردند که مثلاً فلان آقا آنجا صحبت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماجرای روز شهادت ==&lt;br /&gt;
دوم فروردین سال 42 یعنی صبح روز حادثه، کربلایی حسن با شوهرخواهرش به باشگاه ورزشی در اول خیابان تربیت در بازار رفته بودند. باشگاه که تمام شده بود ازآنجا به مسجد قزللی می‌روند تا نمازشان را بخوانند و برگردند. همین‌که از مسجد خارج می‌شوند می‌بینند جمعیت زیادی ایستاده و درگیری هست. در آن ازدحام از هم جدا می‌شوند و در وسط شلوغیها، تیری به سینه حسن اصابت می‌کند. یک گلوله درست به وسط سینه اش خورده بود. از روبرو زده بودند. &lt;br /&gt;
=== به روایت خواهر ===&lt;br /&gt;
حاج محمد داداش بزرگ‌ترم که برای پرس‌وجو درباره حسن به کلانتری رفته بود، رییس کلانتری، دستمال و تسبیح و چند تا تکه سنگ را به او نشان داده بود و گفته بود این‌ها مال برادر شماست؟ حاج محمد هم گفته بود: بلی این دستمال و تسبیح مال اوست. رییس گفته بود: این سنگ‌ها هم از جیب او پیدا شده است و به احترام رحیم پاسبان جنازه¬اش را تحویل می¬دهیم و چیزی از شما نمی¬گیریم وگرنه باید پول شیرینی و پول گلوله را هم از شما می‌گرفتیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مراسم ختم پنهانی ==&lt;br /&gt;
جنازه او را در قبرستان دوه¬چی دفن کرده بودند که سالهای اخیر با تخریب آن قبرستان، به وادی رحمت تبریز منتقل شد. روز تشییع چون نگران شلوغی‌ و اعتراض مردم بودند، برای همین فقط مأمورها را چیده بودند و کار خاصی نداشتند. لذا تشییع خیلی باشکوهی برگزار شد. در سه روز اول شهادتش، یک درجه‌دار ارتشی با لباس فرم می‌آمد در مراسم مسجد و کنار پدرش می‌نشست تا مراقب اوضاع باشد. ولی مراسمات ختم پنج‌شنبه و چهلم پنهانی گرفته شد. و اجازه ندادند بیشتر از چهار پنج نفر سر مزارش برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== به روایت برادر کوچک ===&lt;br /&gt;
پدرم اسمش علی است  به شیخ علی اسلام مشهور است. هر هفته منزلمان روضه و هیئت برگزار می¬شد. حجت‌الاسلام رسولی که شاعر هم بود -در چهارراه ملل متحد بود- هیئت آن‌ها به خانه ما می¬آمد. ''حاج میر بهاءالدین'' از علمای خوبی بود که در مسجد ملا حسن منبر می-رفت و برادرها با پدرم، پای منبر او می‌رفتند.&lt;br /&gt;
سال 42 که روزهای عید بود و برای شب عید مادرم برنج پخته بود -سالی یک‌بار می‌توانستیم این غذا را بپزیم- برادر شهیدم گفته بود که فردا روز وفات است. پدرم جواب داده بود: بلی نمی‌خواهم امسال شیرینی بخرم. به خاطر وفات امام صادق علیه‌السلام، شیرینی هم نمی‌خرند و سال نو را به همان برنج اکتفا می¬کنند و در روز شهادت امام صادق هم برادرم به شهادت می¬رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در افتتاحیه نهمین دورۀ جشنواره مردمی فیلم عمار در تبریز از خانواده این شهید طلیعه نهضت حضرت امام، تجلیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DA%A9%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=2197</id>
		<title>جهادگر شهید حاج محمدحسن کسایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DA%A9%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=2197"/>
		<updated>2020-12-10T08:59:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== زندگی نامه == شهید محمدحسن کسایی در سال ۱۳۳۰ در شهرستان مرند متولد شد، تحصیل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== زندگی نامه ==&lt;br /&gt;
شهید محمدحسن کسایی در سال ۱۳۳۰ در شهرستان مرند متولد شد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه با موفقیت طی شد.او سال ۱۳۵۰، با قبولی در رشته ادبیات وارد '''دانشگاه تبریز''' شد. با '''دانشجویان مسلمان''' گروهی تشکیل داده بود و فعالیت مبارزاتی می‌کرد. دوران فارغ التحصیلی که رسید، به خدمت سربازی رفت و دوران سربازی‌اش را به عنوان '''افسر نیروی دریایی''' به پایان رساند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:390322 480.jpg|قاب|چپ|فرمانده جهادی شهید حاج حسن کسایی]]&lt;br /&gt;
== معلم انقلابی ==&lt;br /&gt;
شهید کسایی سپس کار معلمی را انتخاب کرد و اولین جرقه های مبارزاتی اش در آموزش و پرورش زده شد. در جریان مبارزات انقلابی سال ۱۳۵۷ به عنوان '''نماینده معلمان آذرشهر و ممقان''' در جلسات مخفی که با حضور شهیدان '''آیت الله قاضی طباطبایی و آیت الله مدنی''' برگزار می شد، شرکت می کرد. سخنرانی ایشان در جریان اعتصاب معلمان که همان زمان در روزنامه کیهان آبان ماه سال ۱۳۵۷ در صفحه فرهنگی تحت عنوان '''«اعتصاب فرهنگیان»''' به چاپ رسید، خواندنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاسیس جهادسازندگی مرند==&lt;br /&gt;
با ثمره خون صدها شهید، انقلاب پیروز می شود و امام فرمان تشکیل جهادسازندگی را می دهند و شهید کسایی در جهت محرومیت زدایی از مناطق روستایی، '''جهادسازندگی شهرستان مرند''' را تشکیل می دهد. بدین ترتیب اصلی ترین پرونده زندگانی کسایی گشوده شده و در واقع بعد از پیروزی انقلاب است که جوهره اصلی محمدحسن کسایی نمایان می شود. شهید بزرگوار حاج محمد حسن کسایی دارای اخلاق حسنه و خصوصیات بسیار برجسته و ممتازی بود. ایشان سخت ترین مسؤولیت ها و خطرناک ترین مأموریت ها را با توکل به خداوند متعال می پذیرفت و همه را با موفقیت انجام میداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرماندهی گردان انصار جهادسازندگی ==&lt;br /&gt;
همین عوامل باعث شد که فرماندهان مهندسی رزمی جهادسازندگی توجه خاصی به گردان های انصار جهادسازندگی آذربایجان شرقی کرده و آن را تکیه گاه مستحکمی برای حل مشکلات در حسّاسترین و پرخطرترین مناطق به حساب آورند. شهید کسایی بیش از همة افراد گردانهای تحت امرش، تلاش می کرد و کمتر از همه از امکانات استفاده می نمود و مصداق بارز این سخن معصوم بود که فرمود «مؤمن دارای فایده و منفعت بسیار برای جامعه بوده و بار مالی و تدارکاتی وی برای جامعه، بسیار اندک می باشد.» او همراه با رانندگان دستگاههای سنگین در '''عملیات شبانة''' احداث خاکریز و جاده شرکت می کرد و حتی در مواقعی که آتش دشمن خیلی سنگین می شد، شخصاً روی دستگاه می رفت و کار می کرد تا روحیة سنگرسازان بی سنگر تقویت شود و پس از مراجعت جهادگران به پایگاه و اقامة نماز صبح، در زمانی که رانندگان سختکوش و شب کار، به استراحت می پرداخت، ایشان به انجام امور ستادی گردانها می پرداختند و عملاً استراحت ایشان محدود به خواب مختصری در داخل ماشین می شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی مومنانه ==&lt;br /&gt;
او تأکید فراوانی بر '''رعایت بیت المال''' داشت و خودشان در این مورد بیشتر و بهتر از همه، اقدام می کرد. در زمانی که همسر محترم شهید به شهرستان اسلام آبادغرب و اهواز هجرت کرده بود تا علیرغم وجود بمبارانهای مکرّر این شهرها، باحضور در عقبة مناطق عملیاتی، پشتوانة روحی و معنوی برای همسرش باشد، شهید کسایی با وجود آن که در جبهه نیز عملاً استفادة چندانی از غذا و امکانات نمی کردند، و برای رعایت بیت المال و حداکثر احتیاط، کالابرگ (کوپن) ارزاق خانوادة خودشان را از دو نفر به یک نفر (فقط برای همسرشان) تغییر دادند و نظرشان این بود که خودش از امکانات و تغذیه مناطق عملیاتی استفاده می کند و نباید از ارزاق کوپنی بهره مند گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تربیت و هدایت نیروها ==&lt;br /&gt;
سردار شهید سعی می کردند تا همه افراد از وضع موجود به وضع مطلوب و بهتر برسند و هیچ فردی را ولو با وجود مشکلات و کاستی ها ردّ نمی کرد و حتی از مساله دارترین افراد نیز، نیروهای مفید و فداکاری برای گردان تربیت مینمود. مهرمانی و ملاطفت، صفا و معنویت، تواضع و فروتنی، کاردانی و لیاقت، مدیریت و تدبیر، برنامه ریزی و خلاقیت، حفظ شخصیت افراد و ارتقای آن، و سجایای اخلاقی این عزیز، باعث شده بود که ایشان بر قلبهای سنگر سازان بی سنگر حاکمیت یابد و فرماندهی ایشان بر دلهای جهادگران بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جهاد با جان و مال ==&lt;br /&gt;
شهید بزرگوار به جهاد در راه خدا با مال و جان – طبق آیه قرآن کریم – معتقد بود. بسیاری از انفاق ها را چنان خالصانه و پنهانی و فقط برای رضای خداوند متعال انجام داده بود که بعضی از آنها پس از شهادت ایشان معلوم و مشخص گردید. روزی ایشان، فرش منزل خودشان را در مرند برای شستشو به قالیشویی برده بود، ولی این فرش به خانه برگشت داده نشد. مدتی بعد، وقتی که همسر محترم شهید بررسی کرده بود معلوم شده بود که شخص مؤمنی برای تهیة جهیزیه دخترش که تازه ازدواج کرده بود، دچار مشکل بوده و شهیدکسایی فرش منزل خود را پس از تمیز شدن در قالیشویی، به ایشان بخشیده است. همچنین ایشان از جبهه به یکی از دوستان صمیمی خودش در شهرستان مرند، پول می فرستاد تا نسبت به تهیه گوشت و تحویل به نیازمندان اقدام کند و شرط شان این بوده که این کار مخفی و برای خدا باشد و دیگران از این امر اطلاع پیدا نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بلال جبهه ==&lt;br /&gt;
شهید کسایی با وجود تلاش فراوان در دفاع مقدس و فرماندهی و هدایت گردانهای مهندسی، در اعمال و افعال عبادی نیز سرآمد و الگو و برتر از دیگران بودند. وی همیشه با وضو بود، هنگام اذان بر بالای بلندی میرفت و با صدای جذاب و ملکوتی، '''اذان می گفت'''. نماز را در اول وقت و حدالامکان به جماعت اقامه می کرد. نماز شب را با شور و حالی وصف ناپذیر اقامه می کرد و خستگی فراوان ناشی از عملیات شبانه و عدم استراحت روزانه، در روح بلندشان در هنگام نماز شب و دیگر عبادات، نمی توانست تأثیری داشته باشد و اشک چشمشان بصورت مداوم در طول نماز شب جاری بود. ایشان در روزهای طولانی تابستان و در گرمای طاقت فرسای جبهه های جنوب و فقط با خوردن مختصری نان خالی به عنوان سحری، چندین روز در هفته روزة مستحبّی می گرفت، ولی چون در جبهه امکان قصد اقامت بیش از ده روز ممکن نبود، شهید کسایی با نذر معیّن اقدام به گرفتن روزه مستحبی می کرد. ایشان حتی ادعیه و زیارات روزانه را نیز انجام می دادند و کار فرماندهی و هدایت گردانها مانعی برای انجام این کار نمی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهادت==&lt;br /&gt;
پس از اینکه کلیه توان و استعداد و تلاش خود را مصروف دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحول گردانهای انصار استان کرد و این گردانها را به حد ایده آل رسانید، دعوت الهی را لبیک گفته و در جوار رحمت الهی قرار گرفت. یکی از دوستان که همیشه شاهد چشمها و تن خستة ناشی از کار مداوم و عدم استراخت شهید بزرگوار بود، وقتی جسم پاک و مطهر و چهره متبسّم شهید را پس از شهادت دید، گفت: « حاج حسن راحت شد و خوابید.»&lt;br /&gt;
برادر کوچکتر حاج حسن، شهید محمدرضا کسایی نیز قبل از وی به فیض شهادت نائل آمده بود.&lt;br /&gt;
== کتاب مهمانی آخر ==&lt;br /&gt;
کتابی با عنوان «میهمانی آخر» از سوی مرکز حفظ و نشر آثار دفاع مقدس دفتر امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی در سال 1391 توسط انتشارات آل احمد منتشر شد.&lt;br /&gt;
نویسنده این کتاب علی رستمی است و در قالب خاطره نوشته شده است. نویسنده در 427 صفحه خاطراتی از شهید را در مصاحبه با 40 نفر از همرزمان، اعضای خانواده و هم‌کلاسی‌های دوران تحصیل او بیان کرده است.این کتاب که تصاویری از فعالیت‌های شهید کسایی و 14 دست نوشته از این شهید را در بر دارد، از سوی انتشارات آل احمد روانه بازار نشر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مستند بلال جبهه عرفان ==&lt;br /&gt;
این مستند به آشنایی با زندگی و مبارزات شهید محمدحسن کسایی فرمانده گردان های انصار و جهاد سازندگی می پردازد. تهیه کننده و کارگردان این اثر مجید حسن زاده است و به سفارش صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی تولید شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتنی است که جاده کمربند اصلی تبریز که مسیر تردد خودروها از شرق به غرب کشور را فراهم میکند به اسم اتوبان شهید کسایی نامگذاری شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[http://www.shohada-azarsh.ir/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D8%A6%DB%8C/ شهدای شاخص استان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: مرند]]&lt;br /&gt;
[[رده: اسلام آباد غرب]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهواز]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: جهاد سازندگی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:9865-4.jpg&amp;diff=2193</id>
		<title>پرونده:9865-4.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:9865-4.jpg&amp;diff=2193"/>
		<updated>2020-12-10T08:53:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مستند شهید کسایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:8965-21.jpg&amp;diff=2192</id>
		<title>پرونده:8965-21.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:8965-21.jpg&amp;diff=2192"/>
		<updated>2020-12-10T08:52:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;میهمانی آخر شهید کسایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:390322_480.jpg&amp;diff=2190</id>
		<title>پرونده:390322 480.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:390322_480.jpg&amp;diff=2190"/>
		<updated>2020-12-10T08:48:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید کسایی1&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2184</id>
		<title>ایجاد مرکز تحقیقات مهندسی جنگ جهاد تبریز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2184"/>
		<updated>2020-12-10T08:15:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مرکز تحقیقات مهندسی جنگ جهاد تبریز ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به نیاز برای ساخت برخی ادوات مورد نیاز در مناطق جنگی، مرکز تحقیقات مهندسی جنگ جهاد تبریز، توسط محمد فریادی و پرویز شاطری در سال 1363 راه ندازی شد و چه در طول دوران جنگ و چه پس از آن گوشه ای از نیازهای فنی کشور را رفع کرده اند. در همان ابتدای تاسیس، طبق سفارش 300 عدد سنگرهای 5 ضلعی در عرض یک ماه آماده کردند و روانه جبهه‌های جنگ کردند. سپس پروژه‌های دیگری را که هیچ ارگانی در کشور توانایی انجام آنها را نداشت، مانند دستگاه استراق‌سمع، قایق‌های پره‌حلزونی، پل سریع‌النصب، پل‌کابلی و ... را انجام دادند. بعد از جنگ نیز پروژه های زیادی در زمینه های گوناگون دفاعی و سازندگی را انجام داده اند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:ماشین شن رو (2).jpg|قاب|چپ|ماشین شن رو]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1373 شرکت سهند جهاد زیر نظر مرکز تحقیقات شکل گرفت و پروژه ها زیر نظر مرکز تحقیقات در آن شرکت انجام شد. مرکز تحقیقات در سال 1390 به پژوهشگاه فضایی ایران منتقل و با عنوان &amp;quot;پژوهشکده رانشگرهای فضایی&amp;quot; به کار خود ادامه می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پروژه هایی که در طول جنگ انجام شد ==&lt;br /&gt;
1.	ساخت 300 عدد سنگرهای پنج ضلعی&lt;br /&gt;
2.	سنگرهای ضد آر پی جی&lt;br /&gt;
3.	پروژه پل شناور بر روی اروند رود&lt;br /&gt;
4.	پروژه حذف دود از بولدزرها و لودرها در مناطق عملیاتی&lt;br /&gt;
5.	پروژه قایق های پره حلزونی&lt;br /&gt;
6.	پروژه دکل دیده بانی&lt;br /&gt;
7.	پروژه پل کابلی&lt;br /&gt;
8.	پروژه پل سریع النصب&lt;br /&gt;
9.	پروژه دستگاه استراق سمع&lt;br /&gt;
10.	پروژه تانک ریکاوری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:006.jpg|قاب|چپ|پل شناور]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:011.jpg|قاب|چپ|ماشین مرداب رو]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پروژه های بعد از جنگ ==&lt;br /&gt;
1.	پروژه خشک کن تحت خلاء&lt;br /&gt;
2.	پروژه باکس کانتینرهای آلومنیومی&lt;br /&gt;
3.	پروژه هسته کش&lt;br /&gt;
4.	پروژه مندرل&lt;br /&gt;
5.	پروژه الک های صنعتی&lt;br /&gt;
6.	پروژه تله کابین مورب&lt;br /&gt;
7.	پروژه تله کابین پیام&lt;br /&gt;
8.	پروژه دستگاه جوجه کش بوقلمون&lt;br /&gt;
9.	پروژه تله کابین زنوز&lt;br /&gt;
10.	پروژه تیبل کرین&lt;br /&gt;
11.	پروژه تلی تلیک&lt;br /&gt;
12.	پپروژه تلتین دیوایس&lt;br /&gt;
13.	پروژه جرثقیل چهل تنی&lt;br /&gt;
14.	پروژه فجر (ساخت تانک T72)&lt;br /&gt;
15.	پروژه صراط 22 (پل¬های سریع النصب بر روی تانک تی 72)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2183</id>
		<title>سردبیر اولین نشریه جهاد تبریز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2183"/>
		<updated>2020-12-10T08:09:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== شهید محمدمهدی رحیمیان ==&lt;br /&gt;
شهيد محمد مهدی رحیمیان فرزند حسن در سال 1336 در خانواده متوسط و مذهبى در '''شهرستان رامسر''' ديده به جهان گشود و در همان شهر دوران دبستان و دبيرستان را به پايان رساند.پدرش کارمند بیمارستان امام سجاد (ع) بود و در هیأت‌های مذهبی و مجالس و مراسم دینی حضوری فعال و مستمر داشت.از کودکی، فردى مذهبى و مؤدب بود بطورى كه كمتر موقعى بود كه زياد حرف بزند، كمتر مى خنديد و تمام حركات غير صحيح را مانع مى شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:650211-1.jpg|قاب|چپ|شهید محمد مهدی رحیمیان]]&lt;br /&gt;
شهيد محمدمهدى علاقه زيادى به '''فوتبال''' داشت، براى آموختن '''قرآن''' به مكتب رفت و از همان اوايل كوچكى نماز را كاملاً فرا گرفته بود و در سن 13 سالگى وارد دبيرستان و در اولين سال به علت مبتلا به بيمارى تيفوييد در ثلث سوم شركت نكرد و از سال بعد تا پايان شش ساله دبيرستان مرتب قبول شد وديپلم رياضى را با معدل خوب دريافت كرد. دبيران از درس و اخلاق وى چون بسيار زرنگ بوده رضايت داشتند وى در اين دوران كتابهاى دينى مى خريد و استفاده مى كرد. در '''کانون وحدت اسلامی''' شهر رامسر نیز فعالیت داشت و طرح تبلیغاتی '''نمایشنامه &amp;quot;زاویه بی‌روح&amp;quot;''' از او به یادگار مانده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== دانشگاه و فعالیتهای انقلابی ==&lt;br /&gt;
شهيد محمدمهدى بعد از گرفتن ديپلم در امتحان كنكور سراسرى شركت كرده و در در تاريخ 25 شهريور ۱۳۵۵ش وارد '''دانشکده مخابرات تهران''' شد. حضور در دانشگاه و ارتباط با انجمن‌‎های اسلامی، فصل تازه‌ای در اندیشه، افکار و اعتقادات مذهبی او گشود.سال آخر دانشکده، مقارن با خروش مردم حزب‌‎اللهی به رهبری روحانیت مبارز و زعامت رهبر کبیر انقلاب اسلامی علیه دستگاه ستم‌‎شاهی بود.پايان تحصيلات دانشگاهى محمدمهدى با پيروزى انقلاب بود و به همين دليل فعاليتش به اوج خود رسيد، فعاليت خود را در '''كميته انقلاب رامسر''' آغاز نمود و در آنجا پاسدارى و فعاليتهاى ديگر از قبيل ايجاد كتابخانه نمايشگاه و پوستر، كتاب و ديگر برنامه هاى تبليغى پرداخت تا اينكه خبر مسرت آميز تشريف فرمايى امام از فرانسه به ايران در بين امت عاشق پخش گرديد، شهيد چند روز در تهران به انتظار ماند و در '''مسير حركت امام تا بهشت زهرا''' در فعاليت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هجرت به تبریز و آغاز فصل مجاهدت در جهادسازندگی ==&lt;br /&gt;
پس از اخذ مدرک فوق دیپلم، در '''اداره مخابرات شهرستان تبریز''' استخدام شد. هجرت از رامسر به تبريز بر كيفيت زندگى و افكارش بسيار تاثير گذاشت و از اين جوان پاك باخته چهره عميق و حق طلب و پر كار ديگرى ساخت. مهدى اين جوان حقيقت طلب و '''عدالت خواه''' شبها و نصفه هاى روز در مخابرات به كارهاى فنى و مخابراتى مشغول بود و بقيه روز را با دلگرمى و پشتكار چشمگيرى در '''جهاد سازندگى''' و انجمن اسلامى مخابرات خدمت مى كرد به طوريكه در جهاد تبريز '''نشريه &amp;quot;رسالت جهاد&amp;quot;''' با كمك ايشان منتشر مى شد و همچنين با كمك برادران در انجمن اسلامى مخابرات تبريز '''ماهنامه (ما و انقلاب)''' را چاپ مى كرد.&lt;br /&gt;
شهيد محمدمهدى با پشتكار و علاقه زايدالوصفى در ارگانهاى انقلابى سپاه، بسيج و '''انتشارات شهيد قاضى طباطبايى''' تبريز هم فعاليت داشت و همچنين قبل از استخدام نيز از جمله كارهاى ايشان '''انتشار نشريه &amp;quot;سخت سر&amp;quot;''' بود كه در بيدارى و دعوت مردم به خداپرستى و انقلاب نقش به سزايى داشت. ذوق و استعداد هنری و علاقه و اعتقاد به ولایت را می‌‎توان در طرح‌‎های مهدی به وفور دید. او '''طراح بود''' و طرح می‌‎زد، آثار هنری و فرهنگی او در اکثر روستاهای آذربایجان تاکنون نیز به‌‎جای مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهادت ==&lt;br /&gt;
هنوز مدت زيادى از حضورش در كربلاى خوزستان نگذشته بود كه خبر شهادت افتخار آفرينش شيفتگان راه حسين(ع) را بى تاب ساخت و در روز اول محرم سال 1402 (7 آبان ماه سال 1360) روح پر فتوح مهدى با بالهاى خويش بر اثر اصابت تركش خمپاره بر گردنش به ملكوت اعلى اوج گرفت و به خيل شهيدان كربلا پيوست.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shahid mohammadmahdi rahimiyan.jpg|بی‌قاب|چپ]]&lt;br /&gt;
منبع:&lt;br /&gt;
[http://mazandaran.navideshahed.com/fa/news/413091/ پایگاه نوید شاهد]&lt;br /&gt;
[[رده: مازندران]]&lt;br /&gt;
[[رده: رامسر]]&lt;br /&gt;
[[رده: تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: آبادان]]&lt;br /&gt;
[[رده: خوزستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: جهادسازندگی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: جبهه فرهنگی و هنری انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2182</id>
		<title>سردبیر اولین نشریه جهاد تبریز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2182"/>
		<updated>2020-12-10T08:06:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== شهید محمدمهدی رحیمیان == شهيد محمد مهدی رحیمیان فرزند حسن در سال 1336 در خانوا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== شهید محمدمهدی رحیمیان ==&lt;br /&gt;
شهيد محمد مهدی رحیمیان فرزند حسن در سال 1336 در خانواده متوسط و مذهبى در '''شهرستان رامسر''' ديده به جهان گشود و در همان شهر دوران دبستان و دبيرستان را به پايان رساند.پدرش کارمند بیمارستان امام سجاد (ع) بود و در هیأت‌های مذهبی و مجالس و مراسم دینی حضوری فعال و مستمر داشت.از کودکی، فردى مذهبى و مؤدب بود بطورى كه كمتر موقعى بود كه زياد حرف بزند، كمتر مى خنديد و تمام حركات غير صحيح را مانع مى شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:650211-1.jpg|قاب|چپ|شهید محمد مهدی رحیمیان]]&lt;br /&gt;
شهيد محمدمهدى علاقه زيادى به '''فوتبال''' داشت، براى آموختن '''قرآن''' به مكتب رفت و از همان اوايل كوچكى نماز را كاملاً فرا گرفته بود و در سن 13 سالگى وارد دبيرستان و در اولين سال به علت مبتلا به بيمارى تيفوييد در ثلث سوم شركت نكرد و از سال بعد تا پايان شش ساله دبيرستان مرتب قبول شد وديپلم رياضى را با معدل خوب دريافت كرد. دبيران از درس و اخلاق وى چون بسيار زرنگ بوده رضايت داشتند وى در اين دوران كتابهاى دينى مى خريد و استفاده مى كرد. در '''کانون وحدت اسلامی''' شهر رامسر نیز فعالیت داشت و طرح تبلیغاتی '''نمایشنامه &amp;quot;زاویه بی‌روح&amp;quot;''' از او به یادگار مانده است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== دانشگاه و فعالیتهای انقلابی ==&lt;br /&gt;
شهيد محمدمهدى بعد از گرفتن ديپلم در امتحان كنكور سراسرى شركت كرده و در در تاريخ 25 شهريور ۱۳۵۵ش وارد '''دانشکده مخابرات تهران''' شد. حضور در دانشگاه و ارتباط با انجمن‌‎های اسلامی، فصل تازه‌ای در اندیشه، افکار و اعتقادات مذهبی او گشود.سال آخر دانشکده، مقارن با خروش مردم حزب‌‎اللهی به رهبری روحانیت مبارز و زعامت رهبر کبیر انقلاب اسلامی علیه دستگاه ستم‌‎شاهی بود.پايان تحصيلات دانشگاهى محمدمهدى با پيروزى انقلاب بود و به همين دليل فعاليتش به اوج خود رسيد، فعاليت خود را در '''كميته انقلاب رامسر''' آغاز نمود و در آنجا پاسدارى و فعاليتهاى ديگر از قبيل ايجاد كتابخانه نمايشگاه و پوستر، كتاب و ديگر برنامه هاى تبليغى پرداخت تا اينكه خبر مسرت آميز تشريف فرمايى امام از فرانسه به ايران در بين امت عاشق پخش گرديد، شهيد چند روز در تهران به انتظار ماند و در '''مسير حركت امام تا بهشت زهرا''' در فعاليت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هجرت به تبریز و آغاز فصل مجاهدت در جهادسازندگی ==&lt;br /&gt;
پس از اخذ مدرک فوق دیپلم، در '''اداره مخابرات شهرستان تبریز''' استخدام شد. هجرت از رامسر به تبريز بر كيفيت زندگى و افكارش بسيار تاثير گذاشت و از اين جوان پاك باخته چهره عميق و حق طلب و پر كار ديگرى ساخت. مهدى اين جوان حقيقت طلب و '''عدالت خواه''' شبها و نصفه هاى روز در مخابرات به كارهاى فنى و مخابراتى مشغول بود و بقيه روز را با دلگرمى و پشتكار چشمگيرى در '''جهاد سازندگى''' و انجمن اسلامى مخابرات خدمت مى كرد به طوريكه در جهاد تبريز '''نشريه &amp;quot;رسالت جهاد&amp;quot;''' با كمك ايشان منتشر مى شد و همچنين با كمك برادران در انجمن اسلامى مخابرات تبريز '''ماهنامه (ما و انقلاب)''' را چاپ مى كرد.&lt;br /&gt;
شهيد محمدمهدى با پشتكار و علاقه زايدالوصفى در ارگانهاى انقلابى سپاه، بسيج و '''انتشارات شهيد قاضى طباطبايى''' تبريز هم فعاليت داشت و همچنين قبل از استخدام نيز از جمله كارهاى ايشان '''انتشار نشريه &amp;quot;سخت سر&amp;quot;''' بود كه در بيدارى و دعوت مردم به خداپرستى و انقلاب نقش به سزايى داشت. ذوق و استعداد هنری و علاقه و اعتقاد به ولایت را می‌‎توان در طرح‌‎های مهدی به وفور دید. او '''طراح بود''' و طرح می‌‎زد، آثار هنری و فرهنگی او در اکثر روستاهای آذربایجان تاکنون نیز به‌‎جای مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهادت ==&lt;br /&gt;
هنوز مدت زيادى از حضورش در كربلاى خوزستان نگذشته بود كه خبر شهادت افتخار آفرينش شيفتگان راه حسين(ع) را بى تاب ساخت و در روز اول محرم سال 1402 (7 آبان ماه سال 1360) روح پر فتوح مهدى با بالهاى خويش بر اثر اصابت تركش خمپاره بر گردنش به ملكوت اعلى اوج گرفت و به خيل شهيدان كربلا پيوست.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shahid mohammadmahdi rahimiyan.jpg|بی‌قاب|چپ]]&lt;br /&gt;
منبع:&lt;br /&gt;
[http://mazandaran.navideshahed.com/fa/news/413091/ پایگاه نوید شاهد]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Shahid_mohammadmahdi_rahimiyan.jpg&amp;diff=2181</id>
		<title>پرونده:Shahid mohammadmahdi rahimiyan.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Shahid_mohammadmahdi_rahimiyan.jpg&amp;diff=2181"/>
		<updated>2020-12-10T08:03:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مزار شهید رحیمیان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:650211-1.jpg&amp;diff=2180</id>
		<title>پرونده:650211-1.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:650211-1.jpg&amp;diff=2180"/>
		<updated>2020-12-10T08:02:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید رحیمیان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8&amp;diff=2080</id>
		<title>چشم انقلاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8&amp;diff=2080"/>
		<updated>2020-12-09T07:54:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== حاج بهزاد ==&lt;br /&gt;
بهزاد پروین قدس در فروردین ۱۳۴۳ در تبریز به دنیا آمد. او عکاس برجسته دفاع مقدس است و خیلی‌ها او را با لقب «چشم انقلاب» می‌شناسند؛ از سنین نوجوانی علاقه خاصی به نقاشی و عکاسی داشت و از این رو در آغازین روزهای انقلاب اسلامی کلیشه تمثال حضرت امام خمینی(ره) را طراحی و چاپ نمود و به واسطه همین عکس در میان مردم شناخته شد؛ او با شروع جنگ تحمیلی در سال 1360 هجری‌شمسی به جبهه رفت و ضمن شرکت در چندین عملیات جنگی، 5 مرتبه مجروح شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:859632.jpg|قاب|چپ|حاج بهزاد پروین قدس]]&lt;br /&gt;
== گنجینه‌ای از صحنه‌های تکرار ناشدنی دفاع مقدس ==&lt;br /&gt;
وی از جمله هنرمندان تأثیرگذار است که در دوران دفاع مقدس گنجینه‌ای از صحنه‌های تکرار ناشدنی در آرشیو خود دارد و بارها عکس‌هایش را علاوه بر ایران در ترکیه، لبنان، سوریه و جمهوری آذربایجان به نمایش گذاشته است.&lt;br /&gt;
هم‌اکنون این عکاس برجسته، ۷۲ هزار فریم از عکس‌های دوران دفاع مقدس را در اختیار دارد که به تنهایی گویای ناگفته‌های جنگ است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo 2020-12-09 11-21-08.jpg|بی‌قاب|چپ]]&lt;br /&gt;
== کتاب خاطرات ==&lt;br /&gt;
کتاب خاطرات حاج بهزاد در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی در مرحله تدوین قرار دارد. با انتشار این اثر یکی از شناسنامه‌های دوران دفاع مقدس در قالب عکس و متن ظهور خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیر عالم سوز ==&lt;br /&gt;
مستند پرتره «بیر عالم سوز» به کارگردانی محمدطه امیری و تهیه‌کنندگی عبدالحسین بدرلو یکی از مستندهای بلندی بود که در بخش شهید آوینی سیزدهمین جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت به نمایش درآمد و پس از آن در نهمین جشنواره فیلم عمار روی پرده رفت. &lt;br /&gt;
این مستند نگاهی به زندگی «بهزاد پروین قدس» هنرمند تبریزی است که در جریان دفاع مقدس به نقاشی و عکاسی و فیلم‌سازی مشغول بوده و حالا با کوله‌باری از خاطرات گذشته روزگار را با همان حال و روز جنگ سپری می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: جبهه فرهنگی و هنری انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-09_11-21-08.jpg&amp;diff=2079</id>
		<title>پرونده:Photo 2020-12-09 11-21-08.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-09_11-21-08.jpg&amp;diff=2079"/>
		<updated>2020-12-09T07:53:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نقاشی پرتره&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8&amp;diff=2078</id>
		<title>چشم انقلاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%86%D8%B4%D9%85_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8&amp;diff=2078"/>
		<updated>2020-12-09T07:51:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== حاج بهزاد == بهزاد پروین قدس در فروردین ۱۳۴۳ در تبریز به دنیا آمد. او عکاس بر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== حاج بهزاد ==&lt;br /&gt;
بهزاد پروین قدس در فروردین ۱۳۴۳ در تبریز به دنیا آمد. او عکاس برجسته دفاع مقدس است و خیلی‌ها او را با لقب «چشم انقلاب» می‌شناسند؛ از سنین نوجوانی علاقه خاصی به نقاشی و عکاسی داشت و از این رو در آغازین روزهای انقلاب اسلامی کلیشه تمثال حضرت امام خمینی(ره) را طراحی و چاپ نمود و به واسطه همین عکس در میان مردم شناخته شد؛ او با شروع جنگ تحمیلی در سال 1360 هجری‌شمسی به جبهه رفت و ضمن شرکت در چندین عملیات جنگی، 5 مرتبه مجروح شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:859632.jpg|قاب|چپ|حاج بهزاد پروین قدس]]&lt;br /&gt;
 == گنجینه‌ای از صحنه‌های تکرار ناشدنی دفاع مقدس ==&lt;br /&gt;
وی از جمله هنرمندان تأثیرگذار است که در دوران دفاع مقدس گنجینه‌ای از صحنه‌های تکرار ناشدنی در آرشیو خود دارد و بارها عکس‌هایش را علاوه بر ایران در ترکیه، لبنان، سوریه و جمهوری آذربایجان به نمایش گذاشته است.&lt;br /&gt;
هم‌اکنون این عکاس برجسته، ۷۲ هزار فریم از عکس‌های دوران دفاع مقدس را در اختیار دارد که به تنهایی گویای ناگفته‌های جنگ است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Tabrizebidar139607251038391508224119ir25.jpg|بی‌قاب|چپ]]&lt;br /&gt;
== کتاب خاطرات ==&lt;br /&gt;
کتاب خاطرات حاج بهزاد در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی در مرحله تدوین قرار دارد. با انتشار این اثر یکی از شناسنامه‌های دوران دفاع مقدس در قالب عکس و متن ظهور خواهد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیر عالم سوز ==&lt;br /&gt;
مستند پرتره «بیر عالم سوز» به کارگردانی محمدطه امیری و تهیه‌کنندگی عبدالحسین بدرلو یکی از مستندهای بلندی بود که در بخش شهید آوینی سیزدهمین جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت به نمایش درآمد و پس از آن در نهمین جشنواره فیلم عمار روی پرده رفت. &lt;br /&gt;
این مستند نگاهی به زندگی «بهزاد پروین قدس» هنرمند تبریزی است که در جریان دفاع مقدس به نقاشی و عکاسی و فیلم‌سازی مشغول بوده و حالا با کوله‌باری از خاطرات گذشته روزگار را با همان حال و روز جنگ سپری می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: جبهه فرهنگی و هنری انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Tabrizebidar139607251038391508224119ir25.jpg&amp;diff=2077</id>
		<title>پرونده:Tabrizebidar139607251038391508224119ir25.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Tabrizebidar139607251038391508224119ir25.jpg&amp;diff=2077"/>
		<updated>2020-12-09T07:51:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نقاشی پرتره شهید&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:859632.jpg&amp;diff=2075</id>
		<title>پرونده:859632.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:859632.jpg&amp;diff=2075"/>
		<updated>2020-12-09T07:49:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حاج بهزاد پروین قدس&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D9%88%D9%85_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86_1342&amp;diff=2073</id>
		<title>دوم فروردین 1342</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D9%88%D9%85_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86_1342&amp;diff=2073"/>
		<updated>2020-12-09T07:26:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با پیشنهاد امام خمینی عید نوروز سال ۱۳۴۲ در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه امام از انقلاب سفید شاه به «انقلاب سیاه» تعبیر و همسویی شاه با اهداف آمریکا و اسرائیل افشاء شده بود. از سوی دیگر، شاه که در مورد آمادگی جامعه ایران برای انجام اصلاحات به مقامات واشنگتن اطمینان داده بود مخالفت علما برایش بسیار گران می‌آمد. از این رو تبلیغات وسیعی را علیه روحانیت و امام خمینی به راه انداخت و تصمیم به سرکوبی قیام گرفت. حادثه حمله خونین به مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز حاصل همین تصمیم بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:2020-12-08 151720.png|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
همزمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق اطلاعیه هایی مبنی بر اعتراض مردم و علما در بین مردم پخش شد. این تجمع ابتدا جلوی مسجد قزللی بود که کم کم به سمت مدرسه طالبیه کشیده شد. دامنه این اعتراضات رفته رفته شدت گرفت و مامورین شاه به مدرسه طالبیه حمله نمودند. در این یورش خشونت بار دو نفر به  نام های [[شهید حسن راموز|'''شهید حسن راموز''']] و '''شهید بخشعلی زهرایی''' به شهادت رسیدند. &lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر ]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع ]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراکز ]]&lt;br /&gt;
[[رده:طالبیه ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=2072</id>
		<title>شهید حسن راموز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=2072"/>
		<updated>2020-12-09T07:25:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''شهید دوم فروردین 1342 تبریز'''==&lt;br /&gt;
شهیدحسن (احمد) راموز و شهید بخشعلی زهرایی دو شهید روز [[دوم فروردین 1342|دوم فروردین سال1342]] در تبریز هستند. این روز مصادف با سالرروز شهادت امام صادق علیه السلام بود و مقام مرجعیت، عید امسال را تحریم کرده بودند. این دو شهید در تجمع و تظاهرات بعد از مراسم وفات امام صادق مقابل مسجد قزللی تبریز به ضرب گلوله ماموران رژیم پهلوی به شهادت می رسند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:8563.jpg|قاب|چپ|تجلیل از دو خواهر شهید حسن راموز توسط بهزاد پروین قدس]]&lt;br /&gt;
== زندگی نامه==&lt;br /&gt;
حسن در سال 1322 به دنیا آمد. مادرش در منزل مراسم روضه می گرفت و خودش هم در روضه ها عزاداری میکرد. اهل مسجد و هیئت بود. در سال 1336 با ابوی و برادر بزرگ و خواهر و مادر به کربلا مشرف شده بود، به همین خاطر '''کربلایی حسن''' میگفتند. آن زمان برای اینکه پسرها را به سربازی نفرستند یک اسم مستعار هم داشتند که اسم حسن را احمد صدا میکردند. کربلایی حسن از هفت‌سالگی علاوه بر مدرسه رفتن در خانه فرش می بافت. دو سه کلاس بیشتر هم درس نخواند، ولی پای کلاس درس قرآن برادر بزرگ‌تر مینشست. برادر بزرگ‌تر حاج محمد خودش نُه کلاس درس خوانده بود. در اتاق ته حیاط خانه¬مان، تخته‌سیاه گذاشته بود و برای بچه¬های محله کلاس قرآن برگزار می¬کرد. شب¬ها با پدر به ''مسجد انبار سردار'' (شهید لیلابی) می¬رفتند. ''میرزا محمد فیاضی'' آنجا نماز می¬خواند. از سخنرانی¬های مسجد قزللی بازار هم تعریف می¬کردند که مثلاً فلان آقا آنجا صحبت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماجرای روز شهادت ==&lt;br /&gt;
دوم فروردین سال 42 یعنی صبح روز حادثه، کربلایی حسن با شوهرخواهرش به باشگاه ورزشی در اول خیابان تربیت در بازار رفته بودند. باشگاه که تمام شده بود ازآنجا به مسجد قزللی می‌روند تا نمازشان را بخوانند و برگردند. همین‌که از مسجد خارج می‌شوند می‌بینند جمعیت زیادی ایستاده و درگیری هست. در آن ازدحام از هم جدا می‌شوند و در وسط شلوغیها، تیری به سینه حسن اصابت می‌کند. یک گلوله درست به وسط سینه اش خورده بود. از روبرو زده بودند. &lt;br /&gt;
=== به روایت خواهر ===&lt;br /&gt;
حاج محمد داداش بزرگ‌ترم که برای پرس‌وجو درباره حسن به کلانتری رفته بود، رییس کلانتری، دستمال و تسبیح و چند تا تکه سنگ را به او نشان داده بود و گفته بود این‌ها مال برادر شماست؟ حاج محمد هم گفته بود: بلی این دستمال و تسبیح مال اوست. رییس گفته بود: این سنگ‌ها هم از جیب او پیدا شده است و به احترام رحیم پاسبان جنازه¬اش را تحویل می¬دهیم و چیزی از شما نمی¬گیریم وگرنه باید پول شیرینی و پول گلوله را هم از شما می‌گرفتیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مراسم ختم پنهانی ==&lt;br /&gt;
جنازه او را در قبرستان دوه¬چی دفن کرده بودند که سالهای اخیر با تخریب آن قبرستان، به وادی رحمت تبریز منتقل شد. روز تشییع چون نگران شلوغی‌ و اعتراض مردم بودند، برای همین فقط مأمورها را چیده بودند و کار خاصی نداشتند. لذا تشییع خیلی باشکوهی برگزار شد. در سه روز اول شهادتش، یک درجه‌دار ارتشی با لباس فرم می‌آمد در مراسم مسجد و کنار پدرش می‌نشست تا مراقب اوضاع باشد. ولی مراسمات ختم پنج‌شنبه و چهلم پنهانی گرفته شد. و اجازه ندادند بیشتر از چهار پنج نفر سر مزارش برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== به روایت برادر کوچک ===&lt;br /&gt;
پدرم اسمش علی است  به شیخ علی اسلام مشهور است. هر هفته منزلمان روضه و هیئت برگزار می¬شد. حجت‌الاسلام رسولی که شاعر هم بود -در چهارراه ملل متحد بود- هیئت آن‌ها به خانه ما می¬آمد. ''حاج میر بهاءالدین'' از علمای خوبی بود که در مسجد ملا حسن منبر می-رفت و برادرها با پدرم، پای منبر او می‌رفتند.&lt;br /&gt;
سال 42 که روزهای عید بود و برای شب عید مادرم برنج پخته بود -سالی یک‌بار می‌توانستیم این غذا را بپزیم- برادر شهیدم گفته بود که فردا روز وفات است. پدرم جواب داده بود: بلی نمی‌خواهم امسال شیرینی بخرم. به خاطر وفات امام صادق علیه‌السلام، شیرینی هم نمی‌خرند و سال نو را به همان برنج اکتفا می¬کنند و در روز شهادت امام صادق هم برادرم به شهادت می¬رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در افتتاحیه نهمین دورۀ جشنواره مردمی فیلم عمار در تبریز از خانواده این شهید طلیعه نهضت حضرت امام، تجلیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=2070</id>
		<title>میرزا عباسقلی وقایعی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=2070"/>
		<updated>2020-12-09T07:23:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==دانشمند گمنام میرزا عباسقلی وقایعی==&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی دانشمند وادیب توانایی بود که نیاکان وی از مفاخر ملی ایران به حساب می آیند از جمله نیای بزگ ایشان میرزا صادق وقایع نگار مروزی که منشی و '''وقایع نگار عباس میرزا''' بوده است آثار متعددی از وی برجای مانده است به ویژه در مورد تاریخ قاجاریه وجنگ های ایران وروسیه؛ یا پدر مرحوم وقایعی، '''علی اکبر وقایعی متخلص به مشکات''' از سرآمدان شعر وادب فارسی و ترکی آذری به ویژه نوحه سرایی برای سالار شهیدان، در قرن اخیر که مصاحب بزرگانی چون جلال الدین همایی و نخجوانی ها و... بوده است. مرحوم وقایعی با علما و مراجع بزرگی همچون آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهید آیت الله قاضی طباطبایی ارتباط داشت و کتیبه کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی به خط وی است. زندگی وحیات مرحوم وقایعی از ابعاد مختلف قابل بررسی و توجه است از منظر علمی و ادبی، استادی در انواع خطوط اسلامی، از جنبه اخلاقی، از منظر انقلابی و '''جزء اولین پدران شهید تاریخ انقلاب اسلامی''' در تبریز بودن.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مرحوم وقایعی 1.jpg|قاب|چپ|مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی]]&lt;br /&gt;
== زندگینامه ==&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی فرزند مرحوم میرزا علی اکبر وقایعی شاعر توانا ولی گمنام تبریزی در سال 1283 شمسی در تبریز به دنیا آمد. وی پس از کسب علم در نزد پدر مدارج تحصیل را طبق رسم متداول زمان سپری کرد. ضمن اینکه در علوم دینی هم به تحصیل پرداخت و از دوران جوانی به معلمی پرداخت و براساس یک سند تاریخی در سال 1318 شمسی که '''معلم مدرسه اسلامی در تبریز''' بوده است، در مسابقه‌ی مجله ی آموزش و پرورش نفر چهارم شده است. طبق اظهارات [[شیخ کریم ارسلانی|حاج کریم ارسلانی]]  مرحوم وقایعی در '''دانشسرای معلمان''' هم تدریس می‌کرد که در پی '''جریان کشف حجاب''' از معلمی در آنجا استعفا می‌دهد.&lt;br /&gt;
وی سال‌ها '''مدیریت مدرسه‌ی علمیه''' را برعهده داشت که در آخر بازار مسجد جامع نرسیده به کوچه‌ی ملا احمد در منزل میرزا مهدی قاری واقع بود و توسط مرحوم آیت الله شبستری دایر شده بود. اغلب خانواده‌های متدین فرزندان خود را برای تحصیل به این مدرسه روانه می‌کردند. از جمله شاگردان وی می‌توان به '''استادعلی نظمی''' اشاره کرد که طبق نوشته¬ی خود نه سال در محضر وقایعی تلمذ کرده است از دیگر شاگردان وی می‌توان به مجتبی زاد صادق و '''دکتر رجایی خراسانی''' ودهها شخصیت سرشناس علمی وادبی اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در نهضت امام خمینی (ره)==&lt;br /&gt;
وی و شاگردانش در نهضت اسلامی به رهبری  امام خمینی (ره) نقش آفرین بودند. با توجه به اینکه وی ازجمله نخستین پدران شهید در تاریخ انقلاب اسلامی در آذربایجان است پرواضح است در درس و بحث آموزه‌های اسلام راستین را ترویج دهد. به روایت شاگرد نزدیکش ارسلانی وی در امر به معروف و نهی از منکر جدی و بی¬تعارف بود و از تملق وچاپلوسی تنفر داشت.&lt;br /&gt;
او بعد از تعطیلی مدرسه¬ی علمیه در منزل خود به تدریس ادبیات اسلامی، تفسیر قرآن و نهج¬البلاغه  ادامه داد. به روایت حاج کریم ارسلانی وی با '''آیت¬الله العظمی مرعشی نجفی''' مراودات و مکاتبات منظمی داشت و ایشان خود نامه¬ی مفصلِ آن مرجع عالیقدر به مرحوم وقایعی را دیده و خوانده است. وی طبع شعر هم داشت و آثاری از وی برجای مانده است. وی که میراث¬دار گنجینه¬ی گرانبهای ادبی و تاریخی پدر و خاندان وقایع نگار بود، خط خوشی داشت و به انتشار برخی از آثار پدر همت گماشت. ضمن اینکه از خود هم آثار و تألیفاتی برجای گذاشته است که می‌توان به مباحثی اشاره کرد که وی در جلسات تفسیر خود بیان می‌کرد و آنها را می‌نوشت. از وی در کتابخانه‌ی مجمع ذخایر اسلامی قم یک اثر خطی به نام فهرست عناوین ابواب کتاب '''«ترتیب التهذیب»''' وجود دارد.&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی داری سه فرزند(دو دختر و یک پسر) بود. یکی از دختران وی  که همسر جناب آقای سید رضی عشق آزادی است در قید حیات هستند. مرحوم کبری وقایعی نام دختر دیگر وی بود که همسر مرحوم حسین سید هندی بود. وقایعی تنها پسرش را علی‌اکبر نام گذاشت تا یاد آورمشکوة، شاعر بلند مرتبه ، پدر بزرگش باشد. این نام¬گذاری عرصه‌ی امتحانی کربلایی¬گونه برای او شد.&lt;br /&gt;
== شهادت علی‌اکبر وقایعی ==&lt;br /&gt;
علی‌اکبر وقایعی از شهدای '''قیام 15 خرداد''' در تهران است شهدای قیام 15 خرداد از جمله مظلومان تاریخ انقلاب اسلامی هستند که غربت آنها مضاعف است استاد حاج بیوک آسایش درباره‌ی وی و نحوه‌ی شهادتش چنین گفته است:&lt;br /&gt;
«تبریز در قیام پانزده خرداد 42 فقط یک شهید داشت آن هم «علی اکبر وقایعی» بود: پسر استاد ما «عباسعلی وقایعی». علی‌اکبر دو سه سالی از من کوچک‌تر بود، اما زبر و زرنگ. در بازار تهران توی مغازه‌ یک تاجر شاگردی می‌کرد و در خانه ی عمه‌اش می‌ماند. بیشتر اقوامشان ساکن تهران بودند.&lt;br /&gt;
ما از اول زیر نظر آقای عباسعلی وقایعی تعلیم دیده و از او خط می‌گرفتیم. هم باسواد بود و هم متدین و خودساخته. من برای اولین بار نام امام خمینی(ره) را از او شنیدم، حالا اگر پسر چنین مردی به صف مبارزان علیه ستمشاهی می‌پیوست، هیچ هم بعید نبود. علی‌اکبر پس از رفتن از تبریز، در تهران علیه حکومت پهلوی فعالیت‌ می‌کرد، اعلامیه های حضرت امام را در بازار تهران جابه جا می‌نمود و...&lt;br /&gt;
خلاصه خبر رسید که علی اکبر در تهران کشته شده، هنوز کسی از کمّ و کیف کشته‌شدنش چیزی نمی‌دانست. ما عصرها همچنان به کلاس استاد می‌رفتیم. از جمله افرادی که به این کلاس می‌آمدند استاد «علی نظمی تبریزی» بود و برادرش آقای «قویدل» و ... همه شهادت علی‌اکبر را به جز پدرش می‌دانستند. فامیل‌هایشان که از تهران آمده بودند، می‌گفتند: «دو سه روزی از علی اکبر خبری نشد، نگران شدیم و دربه‌در دنبالش رفتیم، سرانجام جنازه‌اش را در سردخانه پیدا کردیم. روز 15 خرداد بر روی پله‌های مسجد شاه تیر خورده و کشته شده بود. در قبال نشان دادن جنازه 200 تومان پول نقد و یک جعبه شیرینی از ما گرفتند. اما جنازه را به ما تحویل ندادند. فقط اجازه دادند شاهد دفنش باشیم و جلوی چشم ما در مسگرآباد تهران به خاک سپردند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رحلت ==&lt;br /&gt;
سرانجام این عاشق دلسوخته امام حسین در تاریخ وفات 25 آذر1371 شمسی در تبریز درگذشت و به دیدار محبوبش در اعلی علیین عازم شد. وی جزو اولین پدران شهیدی بود که در '''قطعه والدین شهدا''' در«وادی رحمت» تبریز به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
 [https://www.cgie.org.ir/fa/news/8222 مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87_%D9%81%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2069</id>
		<title>بمباران دانشکده فنی تبریز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87_%D9%81%D9%86%DB%8C_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=2069"/>
		<updated>2020-12-09T07:19:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== مشهدالشهدای دانشگاه‌های کشور==  ۲۷ دی ماه سال ۶۵ دانشکده فنی دانشگاه تبریز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مشهدالشهدای دانشگاه‌های کشور==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷ دی ماه سال ۶۵ دانشکده فنی دانشگاه تبریز با خون دانشجویان جوانی که برای پیوند دانشگاه با صنعت دفاعی کشور مجاهدت می کردند، آبیاری شد تا این دانشگاه «مشهدالشهدای دانشگاه های کشور» لقب گیرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo 2020-12-09 10-26-10.jpg|قاب|چپ|موزه شهدای بمباران 27دی 1365 دانشکده فنی]]&lt;br /&gt;
==شرح روز واقعه==&lt;br /&gt;
ماجرا از این قرار بود که در سال ۱۳۶۵ تعدادی از دانشجویان و کارمندان دانشگاه تبریز برای مقابله با تحریم های ظالمانه دشمنان برای تهیه ابزارهای جنگی، در کارگاه دانشکده فنی در ساعات غیردرسی در حال تولید بخشی از تسلیحات مورد نیاز رزمندگان بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اقدام از اوایل دی‌ماه سال ۱۳۶۵ شروع شده بود و نهایتا در روز ۲۷ دی‌ماه همان سال در حدود ساعت ۱۰:۳۰ شب با همکاری منافقان مورد هجوم وحشیانه رژیم بعثی قرار گرفت و در نتیجه‌ی این هجوم وحشیانه، ۲۲ نفر از دانشجویان مشغول در کارگاه شهید و ۸ نفر نیز مجروح شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهدای شنبه خونین==&lt;br /&gt;
شهیدان هاشم اخترشمار، عباس ارشدی‌پور، بیاض‌علی اسدی‌فرد، یعقوب اسماعیل‌زاده جیقه، سعید امیرخانی، مهدی امیرکاظمی، سیدمحسن امین جواهری، مرتضی جابری، عادل جعفری نویمی‌پور، ایرج (سجاد) خلوتی، حسین رضاپور، علیرضا رضوانجو، مرتضی زمانپور نیاوران، حسین شیرین سرند ، شیرزاد شریفی، صدیار صفری، علی فصیح کجابادی، رحمان قفل‌گری، علیرضا کریمی وفایی‌پور، محسن محمدی غریبانی، فؤالدین محمودی نیا دهشتران و حمیدرضا ملکوتی‌خواه از جمله آلاله هایی بودند که در راه پشتیبانی غریبانه جبهه اسلام علیه کفر در خون غلطیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آواربرداری از واقعۀ ۲۷ دی دانشگاه تبریز! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رویدادِ مهم و منحصربه‌فرد، از غریب‌ترین وقایع تاریخ انقلاب اسلامی است. رویدادی که هنوز روایتی دقیق و سرراست از آن در دسترس نیست. این در حالی ست که تعدادی از جانبازانِ آن واقعه، هنوز در قید حیات‌اند و روایتگر مظلومیتِ یاران شهیدشان.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo 2020-12-09 10-25-43.jpg|قاب|چپ|مستند نافی]]&lt;br /&gt;
مستندِ «نافی» به نویسندگی و کارگردانی شهرام علیزاده، پس از چند ماه تحقیق، انجام مصاحبه‌های مفصل با مطلعین حادثه و همچنین گردآوری اسناد و تصاویر مرتبط، تولید شد. طی مراسمی در اکران های مرکزی جشنواره عمار در تبریز از این اثر رونمایی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع==&lt;br /&gt;
[https://tabrizebidar.ir/news/1073675 نه در تقویم ثبت شد و نه در اذهان دانشگاهیان]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-09_10-25-43.jpg&amp;diff=2068</id>
		<title>پرونده:Photo 2020-12-09 10-25-43.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-09_10-25-43.jpg&amp;diff=2068"/>
		<updated>2020-12-09T07:13:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مستند نافی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-09_10-26-10.jpg&amp;diff=2067</id>
		<title>پرونده:Photo 2020-12-09 10-26-10.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-09_10-26-10.jpg&amp;diff=2067"/>
		<updated>2020-12-09T07:11:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;27دی دانشکده فنی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87_18_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA57_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=1920</id>
		<title>واقعه 18 اردیبهشت57 دانشگاه تبریز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87_18_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA57_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2&amp;diff=1920"/>
		<updated>2020-12-08T09:42:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== قیام دانشجویان دانشگاه تبریز== پرونده:واقعه اردیبهشت.jpg|قاب|چپ|دانشجویان ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== قیام دانشجویان دانشگاه تبریز==&lt;br /&gt;
[[پرونده:واقعه اردیبهشت.jpg|قاب|چپ|دانشجویان انقلابی دانشگاه تبریز]]&lt;br /&gt;
درست چند ماه بعد از واقعه تاریخی ۲۹ بهمن، دانشگاه تبریز در ادامه حرکت های خود در مبارزه با رژیم منحوس پهلوی حماسه ای دیگر خلق کرد و برای نخستین بار صحن دانشگاه تبریز به خون پاک دانشجویان این دانشگاه در راه آزادی ملت ایران معطر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== در پی قیام29بهمن تبریز و قیام مردم قم ====&lt;br /&gt;
به دنبال چاپ مقاله توهین آمیز در روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی(ره) و تظاهرات ۱۹ دی ماه سال ۱۳۵۶ مردم قم ، مردم تبریز در ۲۹ بهمن همان سال به منظور بزرگداشت اربعین شهدای قم تظاهرات و حرکت های بی‌سابقه‌ای علیه رژیم طاغوت انجام دادند و در ادامه این خیزش مردمی اربعین شهدای قیام ۲۹ بهمن تبریز با تظاهرات مردم شهرهای یزد، جهرم و اهواز پیگیری شد که دانشگاهیان تبریز به منظور بزرگداشت شهدای شهرهای یزد ، جهرم و اهواز با انتشار اعلامیه ای برپایی تظاهراتی در روز ۱۸ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۷ را اعلام کردند.دو نکته مشخص در این اعلامیه دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز به چشم می خورد اول آنکه برای اولین بار در متن اعلامیه آیه « خذوا حذرکم و قاتلوا ائمه الکفر» (اسلحه هایتان را بردارید و با گروه کفار بجنگید) نوشته شده بود و دوم آنکه به صراحت از غیرمسلمان ها [گروه های چپی] خواسته شده بود که از شرکت در این تظاهرات خودداری کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== آغاز تجمع و تظاهرات ====&lt;br /&gt;
دانشجویان دانشگاه تبریز با تعطیل کردن کلیه کلاس های دانشگاه به مناسبت '''چهلم شهدای یزد، اهواز، جهرم''' و... در محوطۀ دانشگاه و سپس مقابل بیمارستان پهلوی تظاهرات کردند. آنها با هدف غافلگیر کردن مأموران، این مراسم را دو روز قبل از چهلم – که بیستم اردیبهشت می شد- برگزار کردند.&lt;br /&gt;
در روز ۱۸ اردبهشت گارد دانشگاه به همراه نیروهای اضافی از ساعات اولیه صبح و قبل از آمدن دانشجویان ، کارکنان و مدرسان دانشگاه در محوطه و ساختمان ها استقرار یافته و همه حرکتها را زیرنظر و تحت کنترل داشتند.&lt;br /&gt;
تظاهرات روز ۱۸ اردیبهشت ماه به صورت محسوس دیرتر از سایر تظاهرات آغاز شد، کلاس های درسی تا ساعت ۳۰/۱۱ و برخی تا ساعت۱۲ تقریبا به صورت منظم تشکیل یافته بود. حوالی ساعت ۱۲ دستجات دانشجویان از دانشکده های پزشکی ، فنی، علوم و ادبیات با شعارهای '''«لااله الالله» و «درود بر خمینی»''' به طرف محوطه سازمان مرکزی به راه افتادند. کثرت دانشجویان شرکت کننده و دیگری حضور عده زیادی از دختران دانشجو با پوشش اسلامی و چادر و مقنعه در صف های دانشجویان از جمله نکات بارز این تظاهرات بود. وقتی گروه‌ها به طرف سازمان مرکزی نزدیک شدند، دانشجویان دانشکده علوم که از ضلع غربی میدان وارد می شدند، یکباره بعد از شعار «لااله الاالله» شعار '''مرگ بر شاه''' را سردادند. طنین این شعار که برای '''اولین بار در دانشگاه''' سرداده می شد تمام فضا را لرزانید. افراد پلیس مسلح به کاسکت ، سپر و باطوم‌های چوبی بلند که در محوطه سازمان مرکزی مستقر بودند به سوی این گروه از دانشجویان حمله ور شدند، دانشجویان ضمن عقب نشینی از برابر پلیس آنها را به طرف ضلع غربی میدان کشاندند. دسته ای از افراد پلیس که مسئول حفاظت از درب سازمان مرکزی دانشگاه بودند، در نزدیکی درب ورودی باقی ماندند و دسته دیگر که به طرف دانشجویان دانشکده علوم هجوم آورده بودند از دسته اول فاصله گرفتند. به محض آنکه فاصله بین دو دسته پلیس زیاد شد به یکباره شعار یا علی مدد که به احتمال قوی شکلی از رمز عملیات بود، در محوطه سرداده شد. به دنبال آن عده ای از دانشجویان که چوب، شلنگ، سنگ و پاره آجر در دست داشتند از ساختمان های دانشکده فنی و علوم تربیتی به بیرون ریختند و دسته پلیس را در میان گرفتند. دانشجویان آمده از طرف دانشکده علوم نیز که دقایق قبل در برابر حمله پلیس عقب نشسته بودند ، از طرف غربی میدان به طرف پلیس حمله کردند. تعداد افراد پلیس که داخل حلقه محاصره افتاده بودند، حدود ۴۰ نفر بود. این افراد به شدت کتک خوردند و به طرف ساختمان مرکزی فرار کردند. دانشجویان بعد از فراری دادن پلیس درب های ورودی دانشگاه را بستند تا در مقابل نیروهای کمکی که از بیرون به دانشگاه گسیل می شد، مانع ایجاد کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت دو تن از دانشجویان و مجروحیت و دستگیری عده دیگر ====&lt;br /&gt;
* نیروهای نظامی، به روی دانشجویان آتش گشودند. این برای اولین بار بود که ماموران رژیم از سلاح گرم در برابر دانشجویان استفاده می¬کردند.&lt;br /&gt;
* در حملۀ عوامل رژیم به دانشگاه تبریز، دو دانشجو به شهادت رسید و 13 نفر دیگر مجروح شدند. &lt;br /&gt;
* محمد غلامی، دانشجوی دانشکدۀ علوم، مقابل دانشکده تیر خورد و نقش بر زمین شد. داود میرزایی، دانشجوی سال اول علوم تربیتی هم جلوی دانشکده اش به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
==== منبع: ====&lt;br /&gt;
[http://www.diyarekohan.net/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87-18-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%8A%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-57-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC/?v=4f74d343f26b جزئیات حادثه 18اردیبهشت در دیار کهن]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: دانشگاه تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA.jpg&amp;diff=1916</id>
		<title>پرونده:واقعه اردیبهشت.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA.jpg&amp;diff=1916"/>
		<updated>2020-12-08T09:32:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دانشگاه تبریز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7&amp;diff=1913</id>
		<title>تخریب مزار شهدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7&amp;diff=1913"/>
		<updated>2020-12-08T09:14:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اواسط دهه ۷۰ در اثر پایان یافتن جنگ و موج نوسازی و بازسازی در کشور، ایده هایی در مورد ضرورت حفظ و بازسازی مزار شهدا در سراسر کشور مطرح شد و طرحی جهت ترمیم برخی از قبور در حال تخریب شهدای گمنام مطرح شد که در ادامه، تبدیل به طرح بازسازی؟! و زیبا سازی؟! قبور همه ۳۰۰ هزار شهید دفاع مقدس با برآورد هر مزار یک میلیون تومان که بعدها بیش از آن هم شد تبدیل شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:تخریب مزار شهدا.jpg|بندانگشتی|چپ|طرح یکسان سازی مزار شهدا]]&lt;br /&gt;
== واکنش به تخریب ها ==&lt;br /&gt;
در اولین واکنش ها به طرح بازسازی علیرضا کمری مسئول معاونت پژوهشی دفتر ادبیات و هنر مقاومت با نوشتن مقاله ای تحت عنوان “رازمزار” در نامه ی پژوهش به بررسی ابعاد مختلف ضرورت حفظ این میراث فرهنگی پرداخت. همچنین چندین جلد کتاب توسط بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و سازمان میراث فرهنگی کشور و ستاد اقامه نماز و نیز چند پایان نامه در دانشگاه های مختلف با موضوع مزارشناسی و گورشناسی تألیف شد. و درنهایت بنابرآن شد که مجموعه ای کار نظری در این زمینه انجام دهد، متاسفانه این مجموعه هرگز تشکیل نشد.&lt;br /&gt;
رضا امیرخانی در رمان بی وتن با نوشتن بخشی به عنوان بشکه اسید آقای گاورمنت نسبت به بازسازی مزار شهدا شدیداً اعتراض کرد. بی وتن جزو پرفروش ترین رمان های سال ۸۷شد.&lt;br /&gt;
علیرغم همه این فعالیتها و هشدارهای فرهنگی کارشناسان، طرح اولیه بازسازی با حضور چند مهندس معمار و عمران و بدون حضور کارشناسان فرهنگی و اجتماعی کلید خورد و روند یکسان سازی در شهرستان های دوردست تا مراکز استان ها پی گیری شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعتراضات تکشل ها دانشجویی ==&lt;br /&gt;
تداوم یکسان سازی مزار شهدا در مشهد، تبریز، یزد، اصفهان، همدان، شهرکرد و سایر شهرستانها و از بین رفتن هویت تاریخی گلزارهای شهدا موجب جدی تر شدن نارضایتی ها و انتقاد خانواده های شهدا و ایثارگران شد. در مشهد عمق فاجعه به حدی بود که یکی از مسئولین عالی نظام در بازدید از بهشت رضا به شهردار وقت ابراز نارضایتی کرد. دانشجویان و طلاب مشهدی ضمن موضع گیری مستندی در این زمینه فراهم کردند. تکرار فاجعه در شاهرود اعتراض هایی را برانگیخت و مجموعه کاملی از “عکس های فاجعه” در شاهرود منتشر شد. دانشجویان عدالتخواه شاهرودی اقدام به راه اندازی وبلاگ پژمران برای اطلاع رسانی در این مورد کردند.&lt;br /&gt;
زمزمه های آغاز آزمایشی طرح در تهران در اردیبهشت ۸۵ اعتراضات تشکل های دانشجویی و بعضی از ایثارگران، فعالان فرهنگی، اساتید و نمایندگان مجلس را برانگیخت. بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و جنبش عدالتخواه دانشجویی ضمن دادن بیانیه هایی جداگانه، شدیدا به این مسئله اعتراض کردند. توزیع کنندگان بیانیه ها در بهشت زهرا به وسیله حراست بهشت زهرا بازداشت شدند.&lt;br /&gt;
بنیاد شهید و شهرداری جلساتی را برای هماهنگی شروع اجرای طرح تشکیل دادند. نهایتاً بدون سرو صدا قطعه شهدای گمنام بهشت زهرا یعنی قطعه ۴۴ تبدیل به پارک کشته های جنگ جهانی شد! دانشجویان و خانواده های شهدا در جلسه ی افتتاح شاهکار سه نهاد بنیاد شهید، شهرداری و بهشت زهرا(س) اعتراض خود را اعلام کردند که محافظین ریاست وقت بنیاد شهید با معترضین برخورد کردند.&lt;br /&gt;
چند گروه محقق از فرانسه و بعضی کشورهای اروپایی با اطلاع از خطر از بین رفتن موزه طبیعی که در بهشت زهرا (س) شکل گرفته است، اقدام به بررسی و تحقیق علمی در مورد آن نمودند. مهران تمدن از اعضای انجمن ایران شناسی فرانسه نیز مستندی از هویت فرهنگی گلزار شهدا و رابطه عاطفی و معنوی مادران و خانواده های شهدا با گلزار شهدا ساخت.&lt;br /&gt;
سردار باقرزاده، رئیس بنیاد حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس، با انتشار رنج نامه ای در سال ۸۶ مخالفت خود را نسبت به تخریب گلزار شهدا و طرح یکسان سازی اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:تخریب مزار شهدا1.jpg|بندانگشتی|طرح تخریب یکسان سازی مزار شهدا]]&lt;br /&gt;
== چالش با بولدورزها ==&lt;br /&gt;
بعد از دو سال وقفه، در سال ۸۷، مسئولین بنیاد شهید و شهرداری تهران تصمیم به توسعه طرح یکسان سازی به همه ی گلزار شهدا گرفتند. اعتراض خانواده های شهدا، تشکل های دانشجویی، اساتید و ایثارگران، نمایندگان مجلس و حتی مشاور رییس جمهور در امور ایثارگران آغاز شد.&lt;br /&gt;
مسئولین بنیاد، بهشت زهرا(س) و شهرداری بی توجه به اعتراضات بولدوزرها را راهی قطعه ۴۰ کردند. خانواده های شهدا و جنبش عدالتخواه دانشجویی مصاحبه ها و اعتراضات رسانه ای تندی کردند. خانواده های شهدا با جمع شدن در بهشت زهرا(س) و ایستادن جلوی بولدوزرها روند ادامه کار را با چالش مواجه کردند. ادامه ی کار شهرداری و بنیاد شهید موجب شد جمعی از خانواده های شهدا بولدوزر را به آتش بکشند.&lt;br /&gt;
برخی خانواده های شهدا در محل قطعه ۴۰ تجمع و نسبت به ادامه اجرای این طرح اعتراض کردند. این خانواده ها با بیان این که «نباید گلزار شهدا را به قبرستان های معمولی تبدیل کرد»، اظهار داشتند: «تنها درخواست ما این است که به سنگ های مزار و حجله های بالاسر شهدا دست نزنید. با این حال ما با سایر برنامه ها موافقیم. مسئولان این طرح به ما وعده ی ساخت قبور بهتری را داده اند، ولی ما قبول نکردیم و گفتیم خواهان حفظ همین سنگ ها و حجله ها هستیم.»&lt;br /&gt;
== بیانیه کودتای فرهنگی ==&lt;br /&gt;
تشکل های دانشجویی از ۴ اتحادیه جنش، بسیج، انجمن مستقل و تحکیم، بیانیه ای شدید اللحن با موضوع اعتراض به کودتای فرهنگی در بهشت زهرا دادند و به طرح یکسان سازی و بعضی اقدامات مشابه برای تحریف تاریخ انقلاب و تطهیر سازمان منافقین و ساواک در بهشت زهرا اعتراض کردند. توزیع بیانیه در تشییع شهدای دانشگاه تربیت مدرس موجی از نفرت عمومی را برانگیخت. در پی توزیع بیانیه و جمع آوری طومار اعتراضی، دانشجویان با برخورد تند و ضرب و شتم شدید از جانب حراست دانشگاه تربیت مدرس شدند.&lt;br /&gt;
“مازیار بیژنی” کاریکاتوریست روزنامه کیهان و “محمدحسین بناکاران” با کشیدن کاریکاتورهایی به این قضیه اعتراض کردند.&lt;br /&gt;
“ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام” با صدور بیانیه ای به جمع معترضین پیوست.&lt;br /&gt;
در تجمع مردمی- دانشجویی مقابل شهرداری، مهندس نوریان معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری با اطلاع از حضور دانشجویان، دانشجویان معترض را به شهرداری دعوت کرد. جلسه ای با حضور معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری مهندس نوریان، خامه یار معاون بنیاد شهید، رئیس بهشت زهرا و مسئول حراست آن، و نمایندگان دانشجویان و چند تن از معترضین از خانواده های شهدا برگزار شد و مقرر شد طرح تا پایان نظرگیری از مردم متوقف شود.&lt;br /&gt;
بنیاد حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس با صدور بیانیه ای اعتراض خود را به این مسئله یادآور شد.&lt;br /&gt;
طومارهای اعتراضی مردم و تصاویر شاهکارهای بنیاد شهید در شهرهای مختلف به وسیله نمایندگان دانشجویان و مردم به دفتر رهبری تقدیم شد.&lt;br /&gt;
بسیج دانشجویی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران همایشی تحت عنوان “تخریب یا یکسان سازی” با دعوت از معاونین بنیاد و شهرداری و استاد کمری و استاد ملاصالحی برگزار کرد. معاونین با عدم حضور، مدیرکل های خود را فرستادند. بعد از تکرار مکررات و طولانی شدن جلسه، استاد کمری در اعتراض به توجیه های غیرواقعی مسئولین شهرداری و بنیاد و عدم توجه به مسائل، جلسه را ترک کردند.&lt;br /&gt;
در بیست و یکمین جلسه شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت که به ریاست محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت برگزار شد، موضوع نارضایتی تعداد قابل توجهی از خانواده های محترم شهدا از احتمال محو آثار معنوی شهیدان بزرگوار انقلاب و دفاع مقدس در بازسازی قطعات شهدای بهشت زهرا(س) مطرح شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. صفار هرندی ضمن ابراز نگرانی خود و اعضای شورا از وضعیت موجود اظهار داشت: «ما انتظار داریم هرگونه بهسازی و بازسازی در قطعات شهدا بر اساس طرح جامع ساماندهی بهشت زهرا(س) که به تصویب شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت می‌رسد، انجام گیرد.»&lt;br /&gt;
عبدالکریم هودگر مدیر کل پشتیبانی و امور گلزارها در بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: متاسفانه طرح ساماندهی گلزار شهدای بهشت زهرا(س) بدون هماهنگی با اداره کل مهندسی اجرای طرح ساماندهی گلزارهای شهدا و نماینده بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
خانواده های شهدای قطعه ۴۴ و بعضی دیگر از خانواده های شهدا از شهرداری و بنیاد شهید به دیوان عدالت شکایت کردند که دیوان عدالت حکم به توقف تعلیقی طرح تخریب گلزار شهدای بهشت زهرا(س) داد.&lt;br /&gt;
واحد خواهران کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با برگزاری جلسه ای با حضور استاد کمری، دکتر کوشکی و دکتر رحماندوست، مشاور رییس جمهور در امور ایثارگران، و نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی نسبت به این طرح اعتراض کرد. معاونین بنیاد شهید بر خلاف وعده ی داده شده به دانشجویان، برای دومین بار در جلسه حاضر نشدند.&lt;br /&gt;
کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با توزیع نشریه ای در مراسم تدفین شهدای دانشگاه امیرکبیر نسبت به این قضیه اعتراض کرد.&lt;br /&gt;
در روز غبار روبی مزار شهدا در پایان سال ۸۷ و هفته ی جنگ ۸۸ معترضین متن هایی را درمورد این مسئله در بین مردم توزیع کردند. خانواده های شهدا به مسئولین بنیاد و شهرداری در این مورد اعتراض نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با برگزاری دومین جلسه با حضور دکتر کوشکی و آقای علیدادی نسبت به این مسئله اعتراض نمودند.&lt;br /&gt;
سایت راز مزار با حمایت دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی در سال ۸۸ راه اندازی شد. و مجموعه ی مطالب مربوط به مزار شهدا را روی سایت قرار داد.&lt;br /&gt;
با جدی شن دوباره ی مسئله ی مزار شهدا در مشهد، خانواده های شهدا فعالان فرهنگی شهر مشهد در بهشت رضا (س) نشست اعتراضی برگزار کردند و دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی مشهد مقدس ویژه نامه ای با همین مضمون منتشر کرد.&lt;br /&gt;
مرداد نود سبزوار هم به جمع شهرهایی پیوست که تخریب مزار شهدا در ان اجرا شد.&lt;br /&gt;
با کلید خوردن طرح تخریب مزار شهدا در استان بوشهر، بیست و سی هم به جمع معترضین پیوست.&lt;br /&gt;
اداره ی فرهنگی مرکز پژوش های مجلس گزارش جامعی در مورد طرح یکسان سازی مزار شهدا به مجلس ارائه کرد.&lt;br /&gt;
با بررسی طرح در دو کمیسیون عمران  وفرهنگی خانواده های شهدا مقابل مجلس تجمع کردند. مستنبه صورت همزمان به وسیل هی بعضی از فعالان فرهنگی در همین مورد آماده شد.&lt;br /&gt;
با کلید خوردن طرح در ۱۳۹۱ در تبریز، موج اعتراض ها ازجبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی تبریز، هنرمندان . خانواده های شهدا و سایت سلام تبریز و تشکل های دانشجویی بلند شد….&lt;br /&gt;
[[پرونده:89408940.jpg|قاب|چپ|مستند راز مزار]]&lt;br /&gt;
=== مستند راز مزار ===&lt;br /&gt;
راز مزار مستندی است که با استفاده از منابع آرشیوی، طرح تخریب یا بهسازی گلزارهای شهدا را در سراسر کشور بررسی کرده و مقابل تخریب حافظه تاریخی مردم ایستاده است. مستند «راز مزار» که به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در آذربایجان شرقی تولید شده مستندی است که به خوبی این پیام فرهنگی را به بیننده القا می‌کند که چطور جریانی خزنده در مسئله گلزار شهدا در حال از بین بردن یاد و خاطره شهدای هشت سال جنگ تحمیلی هستند.&lt;br /&gt;
در این مستند که روح‌الله رشیدی آن را تهیه کرده و نوید ناصر کارگردان آن است به روند تخریب گلزار شهدا در سراسر کشور اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه به صورت هماهنگ و یکپارچه این طرح در سراسر کشور به اجرا در آمد. سپس با بیان نکاتی از زبان کارشناسان حوزه‌های مختلف اعم از معماری، ارتباطات، تاریخ شفاهی و ... بیننده‌ای که تاکنون با این مسئله مواجه نبوده را روبرو کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== منابع ===&lt;br /&gt;
[https://ghiam.ir/?p=717 تاریخچه تکاپوهای جلوگیری از تخریب مزار شهدا] /وبلاگ قیام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://snn.ir/fa/news/746509/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 راز مزار/ از یکسان سازی‌های اجباری تا مخالفت رهبر معظم انقلاب]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{ترتیب‌پیش‌فرض:تخریب مزار شهدا}}&lt;br /&gt;
[[رده:سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاهرود]]&lt;br /&gt;
[[رده:مشهد]]&lt;br /&gt;
[[رده:تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشگاه امیر کبیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:تشکل دانشجویی]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشجویان]]&lt;br /&gt;
[[رده:نقد درون گفتمانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مزار شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنبش عدالتخواه دانشجویی]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفتر تحکیم وحدت]]&lt;br /&gt;
[[رده:انجمن مستقل دانشجویان]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشگاه تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشگاه تربیت مدرس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7&amp;diff=1912</id>
		<title>تخریب مزار شهدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7&amp;diff=1912"/>
		<updated>2020-12-08T09:13:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اواسط دهه ۷۰ در اثر پایان یافتن جنگ و موج نوسازی و بازسازی در کشور، ایده هایی در مورد ضرورت حفظ و بازسازی مزار شهدا در سراسر کشور مطرح شد و طرحی جهت ترمیم برخی از قبور در حال تخریب شهدای گمنام مطرح شد که در ادامه، تبدیل به طرح بازسازی؟! و زیبا سازی؟! قبور همه ۳۰۰ هزار شهید دفاع مقدس با برآورد هر مزار یک میلیون تومان که بعدها بیش از آن هم شد تبدیل شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:تخریب مزار شهدا.jpg|بندانگشتی|چپ|طرح یکسان سازی مزار شهدا]]&lt;br /&gt;
== واکنش به تخریب ها ==&lt;br /&gt;
در اولین واکنش ها به طرح بازسازی علیرضا کمری مسئول معاونت پژوهشی دفتر ادبیات و هنر مقاومت با نوشتن مقاله ای تحت عنوان “رازمزار” در نامه ی پژوهش به بررسی ابعاد مختلف ضرورت حفظ این میراث فرهنگی پرداخت. همچنین چندین جلد کتاب توسط بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و سازمان میراث فرهنگی کشور و ستاد اقامه نماز و نیز چند پایان نامه در دانشگاه های مختلف با موضوع مزارشناسی و گورشناسی تألیف شد. و درنهایت بنابرآن شد که مجموعه ای کار نظری در این زمینه انجام دهد، متاسفانه این مجموعه هرگز تشکیل نشد.&lt;br /&gt;
رضا امیرخانی در رمان بی وتن با نوشتن بخشی به عنوان بشکه اسید آقای گاورمنت نسبت به بازسازی مزار شهدا شدیداً اعتراض کرد. بی وتن جزو پرفروش ترین رمان های سال ۸۷شد.&lt;br /&gt;
علیرغم همه این فعالیتها و هشدارهای فرهنگی کارشناسان، طرح اولیه بازسازی با حضور چند مهندس معمار و عمران و بدون حضور کارشناسان فرهنگی و اجتماعی کلید خورد و روند یکسان سازی در شهرستان های دوردست تا مراکز استان ها پی گیری شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعتراضات تکشل ها دانشجویی ==&lt;br /&gt;
تداوم یکسان سازی مزار شهدا در مشهد، تبریز، یزد، اصفهان، همدان، شهرکرد و سایر شهرستانها و از بین رفتن هویت تاریخی گلزارهای شهدا موجب جدی تر شدن نارضایتی ها و انتقاد خانواده های شهدا و ایثارگران شد. در مشهد عمق فاجعه به حدی بود که یکی از مسئولین عالی نظام در بازدید از بهشت رضا به شهردار وقت ابراز نارضایتی کرد. دانشجویان و طلاب مشهدی ضمن موضع گیری مستندی در این زمینه فراهم کردند. تکرار فاجعه در شاهرود اعتراض هایی را برانگیخت و مجموعه کاملی از “عکس های فاجعه” در شاهرود منتشر شد. دانشجویان عدالتخواه شاهرودی اقدام به راه اندازی وبلاگ پژمران برای اطلاع رسانی در این مورد کردند.&lt;br /&gt;
زمزمه های آغاز آزمایشی طرح در تهران در اردیبهشت ۸۵ اعتراضات تشکل های دانشجویی و بعضی از ایثارگران، فعالان فرهنگی، اساتید و نمایندگان مجلس را برانگیخت. بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و جنبش عدالتخواه دانشجویی ضمن دادن بیانیه هایی جداگانه، شدیدا به این مسئله اعتراض کردند. توزیع کنندگان بیانیه ها در بهشت زهرا به وسیله حراست بهشت زهرا بازداشت شدند.&lt;br /&gt;
بنیاد شهید و شهرداری جلساتی را برای هماهنگی شروع اجرای طرح تشکیل دادند. نهایتاً بدون سرو صدا قطعه شهدای گمنام بهشت زهرا یعنی قطعه ۴۴ تبدیل به پارک کشته های جنگ جهانی شد! دانشجویان و خانواده های شهدا در جلسه ی افتتاح شاهکار سه نهاد بنیاد شهید، شهرداری و بهشت زهرا(س) اعتراض خود را اعلام کردند که محافظین ریاست وقت بنیاد شهید با معترضین برخورد کردند.&lt;br /&gt;
چند گروه محقق از فرانسه و بعضی کشورهای اروپایی با اطلاع از خطر از بین رفتن موزه طبیعی که در بهشت زهرا (س) شکل گرفته است، اقدام به بررسی و تحقیق علمی در مورد آن نمودند. مهران تمدن از اعضای انجمن ایران شناسی فرانسه نیز مستندی از هویت فرهنگی گلزار شهدا و رابطه عاطفی و معنوی مادران و خانواده های شهدا با گلزار شهدا ساخت.&lt;br /&gt;
سردار باقرزاده، رئیس بنیاد حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس، با انتشار رنج نامه ای در سال ۸۶ مخالفت خود را نسبت به تخریب گلزار شهدا و طرح یکسان سازی اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:تخریب مزار شهدا1.jpg|بندانگشتی|طرح تخریب یکسان سازی مزار شهدا]]&lt;br /&gt;
== چالش با بولدورزها ==&lt;br /&gt;
بعد از دو سال وقفه، در سال ۸۷، مسئولین بنیاد شهید و شهرداری تهران تصمیم به توسعه طرح یکسان سازی به همه ی گلزار شهدا گرفتند. اعتراض خانواده های شهدا، تشکل های دانشجویی، اساتید و ایثارگران، نمایندگان مجلس و حتی مشاور رییس جمهور در امور ایثارگران آغاز شد.&lt;br /&gt;
مسئولین بنیاد، بهشت زهرا(س) و شهرداری بی توجه به اعتراضات بولدوزرها را راهی قطعه ۴۰ کردند. خانواده های شهدا و جنبش عدالتخواه دانشجویی مصاحبه ها و اعتراضات رسانه ای تندی کردند. خانواده های شهدا با جمع شدن در بهشت زهرا(س) و ایستادن جلوی بولدوزرها روند ادامه کار را با چالش مواجه کردند. ادامه ی کار شهرداری و بنیاد شهید موجب شد جمعی از خانواده های شهدا بولدوزر را به آتش بکشند.&lt;br /&gt;
برخی خانواده های شهدا در محل قطعه ۴۰ تجمع و نسبت به ادامه اجرای این طرح اعتراض کردند. این خانواده ها با بیان این که «نباید گلزار شهدا را به قبرستان های معمولی تبدیل کرد»، اظهار داشتند: «تنها درخواست ما این است که به سنگ های مزار و حجله های بالاسر شهدا دست نزنید. با این حال ما با سایر برنامه ها موافقیم. مسئولان این طرح به ما وعده ی ساخت قبور بهتری را داده اند، ولی ما قبول نکردیم و گفتیم خواهان حفظ همین سنگ ها و حجله ها هستیم.»&lt;br /&gt;
== بیانیه کودتای فرهنگی ==&lt;br /&gt;
تشکل های دانشجویی از ۴ اتحادیه جنش، بسیج، انجمن مستقل و تحکیم، بیانیه ای شدید اللحن با موضوع اعتراض به کودتای فرهنگی در بهشت زهرا دادند و به طرح یکسان سازی و بعضی اقدامات مشابه برای تحریف تاریخ انقلاب و تطهیر سازمان منافقین و ساواک در بهشت زهرا اعتراض کردند. توزیع بیانیه در تشییع شهدای دانشگاه تربیت مدرس موجی از نفرت عمومی را برانگیخت. در پی توزیع بیانیه و جمع آوری طومار اعتراضی، دانشجویان با برخورد تند و ضرب و شتم شدید از جانب حراست دانشگاه تربیت مدرس شدند.&lt;br /&gt;
“مازیار بیژنی” کاریکاتوریست روزنامه کیهان و “محمدحسین بناکاران” با کشیدن کاریکاتورهایی به این قضیه اعتراض کردند.&lt;br /&gt;
“ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام” با صدور بیانیه ای به جمع معترضین پیوست.&lt;br /&gt;
در تجمع مردمی- دانشجویی مقابل شهرداری، مهندس نوریان معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری با اطلاع از حضور دانشجویان، دانشجویان معترض را به شهرداری دعوت کرد. جلسه ای با حضور معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری مهندس نوریان، خامه یار معاون بنیاد شهید، رئیس بهشت زهرا و مسئول حراست آن، و نمایندگان دانشجویان و چند تن از معترضین از خانواده های شهدا برگزار شد و مقرر شد طرح تا پایان نظرگیری از مردم متوقف شود.&lt;br /&gt;
بنیاد حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس با صدور بیانیه ای اعتراض خود را به این مسئله یادآور شد.&lt;br /&gt;
طومارهای اعتراضی مردم و تصاویر شاهکارهای بنیاد شهید در شهرهای مختلف به وسیله نمایندگان دانشجویان و مردم به دفتر رهبری تقدیم شد.&lt;br /&gt;
بسیج دانشجویی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران همایشی تحت عنوان “تخریب یا یکسان سازی” با دعوت از معاونین بنیاد و شهرداری و استاد کمری و استاد ملاصالحی برگزار کرد. معاونین با عدم حضور، مدیرکل های خود را فرستادند. بعد از تکرار مکررات و طولانی شدن جلسه، استاد کمری در اعتراض به توجیه های غیرواقعی مسئولین شهرداری و بنیاد و عدم توجه به مسائل، جلسه را ترک کردند.&lt;br /&gt;
در بیست و یکمین جلسه شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت که به ریاست محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت برگزار شد، موضوع نارضایتی تعداد قابل توجهی از خانواده های محترم شهدا از احتمال محو آثار معنوی شهیدان بزرگوار انقلاب و دفاع مقدس در بازسازی قطعات شهدای بهشت زهرا(س) مطرح شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. صفار هرندی ضمن ابراز نگرانی خود و اعضای شورا از وضعیت موجود اظهار داشت: «ما انتظار داریم هرگونه بهسازی و بازسازی در قطعات شهدا بر اساس طرح جامع ساماندهی بهشت زهرا(س) که به تصویب شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت می‌رسد، انجام گیرد.»&lt;br /&gt;
عبدالکریم هودگر مدیر کل پشتیبانی و امور گلزارها در بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: متاسفانه طرح ساماندهی گلزار شهدای بهشت زهرا(س) بدون هماهنگی با اداره کل مهندسی اجرای طرح ساماندهی گلزارهای شهدا و نماینده بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
خانواده های شهدای قطعه ۴۴ و بعضی دیگر از خانواده های شهدا از شهرداری و بنیاد شهید به دیوان عدالت شکایت کردند که دیوان عدالت حکم به توقف تعلیقی طرح تخریب گلزار شهدای بهشت زهرا(س) داد.&lt;br /&gt;
واحد خواهران کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با برگزاری جلسه ای با حضور استاد کمری، دکتر کوشکی و دکتر رحماندوست، مشاور رییس جمهور در امور ایثارگران، و نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی نسبت به این طرح اعتراض کرد. معاونین بنیاد شهید بر خلاف وعده ی داده شده به دانشجویان، برای دومین بار در جلسه حاضر نشدند.&lt;br /&gt;
کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با توزیع نشریه ای در مراسم تدفین شهدای دانشگاه امیرکبیر نسبت به این قضیه اعتراض کرد.&lt;br /&gt;
در روز غبار روبی مزار شهدا در پایان سال ۸۷ و هفته ی جنگ ۸۸ معترضین متن هایی را درمورد این مسئله در بین مردم توزیع کردند. خانواده های شهدا به مسئولین بنیاد و شهرداری در این مورد اعتراض نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کانون اندیشه دانشجوی مسلمان دانشگاه صنعتی امیرکبیر با برگزاری دومین جلسه با حضور دکتر کوشکی و آقای علیدادی نسبت به این مسئله اعتراض نمودند.&lt;br /&gt;
سایت راز مزار با حمایت دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی در سال ۸۸ راه اندازی شد. و مجموعه ی مطالب مربوط به مزار شهدا را روی سایت قرار داد.&lt;br /&gt;
با جدی شن دوباره ی مسئله ی مزار شهدا در مشهد، خانواده های شهدا فعالان فرهنگی شهر مشهد در بهشت رضا (س) نشست اعتراضی برگزار کردند و دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی مشهد مقدس ویژه نامه ای با همین مضمون منتشر کرد.&lt;br /&gt;
مرداد نود سبزوار هم به جمع شهرهایی پیوست که تخریب مزار شهدا در ان اجرا شد.&lt;br /&gt;
با کلید خوردن طرح تخریب مزار شهدا در استان بوشهر، بیست و سی هم به جمع معترضین پیوست.&lt;br /&gt;
اداره ی فرهنگی مرکز پژوش های مجلس گزارش جامعی در مورد طرح یکسان سازی مزار شهدا به مجلس ارائه کرد.&lt;br /&gt;
با بررسی طرح در دو کمیسیون عمران  وفرهنگی خانواده های شهدا مقابل مجلس تجمع کردند. مستنبه صورت همزمان به وسیل هی بعضی از فعالان فرهنگی در همین مورد آماده شد.&lt;br /&gt;
با کلید خوردن طرح در ۱۳۹۱ در تبریز، موج اعتراض ها ازجبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی تبریز، هنرمندان . خانواده های شهدا و سایت سلام تبریز و تشکل های دانشجویی بلند شد….&lt;br /&gt;
[[پرونده:89408940.jpg|قاب|چپ|مستند راز مزار]]&lt;br /&gt;
=== مستند تخریب مزار ===&lt;br /&gt;
راز مزار مستندی است که با استفاده از منابع آرشیوی، طرح تخریب یا بهسازی گلزارهای شهدا را در سراسر کشور بررسی کرده و مقابل تخریب حافظه تاریخی مردم ایستاده است. مستند «راز مزار» که به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در آذربایجان شرقی تولید شده مستندی است که به خوبی این پیام فرهنگی را به بیننده القا می‌کند که چطور جریانی خزنده در مسئله گلزار شهدا در حال از بین بردن یاد و خاطره شهدای هشت سال جنگ تحمیلی هستند.&lt;br /&gt;
در این مستند که روح‌الله رشیدی آن را تهیه کرده و نوید ناصر کارگردان آن است به روند تخریب گلزار شهدا در سراسر کشور اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه به صورت هماهنگ و یکپارچه این طرح در سراسر کشور به اجرا در آمد. سپس با بیان نکاتی از زبان کارشناسان حوزه‌های مختلف اعم از معماری، ارتباطات، تاریخ شفاهی و ... بیننده‌ای که تاکنون با این مسئله مواجه نبوده را روبرو کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== منابع ===&lt;br /&gt;
[https://ghiam.ir/?p=717 تاریخچه تکاپوهای جلوگیری از تخریب مزار شهدا] /وبلاگ قیام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://snn.ir/fa/news/746509/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 راز مزار/ از یکسان سازی‌های اجباری تا مخالفت رهبر معظم انقلاب]&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{ترتیب‌پیش‌فرض:تخریب مزار شهدا}}&lt;br /&gt;
[[رده:سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاهرود]]&lt;br /&gt;
[[رده:مشهد]]&lt;br /&gt;
[[رده:تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[رده:تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشگاه امیر کبیر]]&lt;br /&gt;
[[رده:تشکل دانشجویی]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشجویان]]&lt;br /&gt;
[[رده:نقد درون گفتمانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مزار شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنبش عدالتخواه دانشجویی]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفتر تحکیم وحدت]]&lt;br /&gt;
[[رده:انجمن مستقل دانشجویان]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشگاه تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:دانشگاه تربیت مدرس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:89408940.jpg&amp;diff=1911</id>
		<title>پرونده:89408940.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:89408940.jpg&amp;diff=1911"/>
		<updated>2020-12-08T09:13:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;راز مزار&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7.jpg&amp;diff=1910</id>
		<title>پرونده:تخریب مزار شهدا.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8_%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7.jpg&amp;diff=1910"/>
		<updated>2020-12-08T09:06:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;طرح یکسان سازی مزار شهدا-گلزار شهدای تبریز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%8C_%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C&amp;diff=1908</id>
		<title>اصغر فردی، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات فارسی و ترکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%8C_%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D9%88_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C&amp;diff=1908"/>
		<updated>2020-12-08T08:40:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== اصغر فردی، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات فارسی و ترکی ==  اصغر فردی(متولد 1342 ت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== اصغر فردی، پژوهشگر برجسته زبان و ادبیات فارسی و ترکی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصغر فردی(متولد 1342 تبریز- متوفی16مرداد1397)، شاگرد برجسته استاد شهریار و شهریارپژوه بود که در ۵۵ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.&lt;br /&gt;
[[پرونده:450192 799.jpg|قاب|چپ|استاد اصغر فردی در کنار استاد شهریار]]&lt;br /&gt;
فردی در سال‌های گذشته بیشترین تلاش خود را به معرفی و تصحیح و تالیف آثاری درباره استاد شهریار معطوف کرده بود و مهمترین آن‌ها به تصحیح و انتشار «دیوان صافی تبریزی»، «شهریار و انقلاب»، «تبریزیات» و «شورش ما» اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
او از رازداران خلوت شهریارِ ملک سخن بود. اصغر فردی بی‌بدیل‌ترین کارشناس در حوزۀ ادبیات رثایی آذربایجان بود و کمتر کسی در این حوزه وجود دارد‌ که به قدر مرحوم فردی شعر مرثیه از بر داشت و می‌توانست ساعت‌ها در باب شعر مرثیۀ آذربایجان سخن براند و شعر بخواند که در این ساحت، آلبوم «محرم نوحۀ سی» یادگاری است ماندگار از او. آلبوم وداع و خوانش استادانۀ «گنجینه الاسرار» عمان سامانی، آلبوم اشعار «صراف» و آلبوم «شهریار» او، همه و همه از منظر رادیویی کارهایی استادانه و فاخرند که از فردی به یادگار مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ساخت مستند و نویسندگی و گویندگی رادیو ====&lt;br /&gt;
مستندهای تلویزیونی «هفده شهر قفقاز» اثری ماندگار و به‌موقع بود که توسط مرحوم اصغر فردی ساخته شد و هنوز ماندگارترین اثر در این حوزه است و به زعم من این مجموعه را باید جادۀ ابریشم تلویزیون ایران نامید. مرحوم فردی از اولین نویسندگان، تهیه‌کنندگان و گویندگان '''رادیو برون‌مرزی تبریز''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نثر بی نظیر ====&lt;br /&gt;
از همۀ این‌ها که بگذریم، نثر فردی نثری فرید و فاخر بود و به تعبیر خودش بلد بود توسن سخن را وادی به وادی بتازاند و از هر گلشنی گلی بچیند و به مخاطب عرضه دارد.&lt;br /&gt;
فردی، '''عاشق توأمان ایران و آذربایجان''' بود و این دو عشق را نه در عرض هم و در تزاحم با هم، که یکی می‌دانست و همزاد هم و این جنبۀ فردی ستودنی بود و هست و خواهد بود.&lt;br /&gt;
اواخر عمر نیز مرحوم فردی دست به کاری سترگ زد، تصحیح غزلیات غیرعاشورایی مرحوم صافی.&lt;br /&gt;
آلبوم وداع با دکلمه فردی و صدای سراج مشهورترین اثر اوست. &lt;br /&gt;
منبع: [http://fa.arannews.com/News/65262/%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%DB%80-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%AB%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%7C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B9%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C.html آران]&lt;br /&gt;
منبع: [https://www.aparat.com/v/67WT1/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D8%AD%D8%B6%D8%B1_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 شعرخوانی استاد فردی در محضر رهبر انقلاب]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:قفقاز]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:جبهه فرهنگی و هنری انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:450192_799.jpg&amp;diff=1907</id>
		<title>پرونده:450192 799.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:450192_799.jpg&amp;diff=1907"/>
		<updated>2020-12-08T08:34:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مرحوم اصغر فردی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%A7_%D8%B1%D9%88%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D8%A7_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84%DB%B2&amp;diff=1905</id>
		<title>از جنگ با روس‌ها در افغانستان تا شهادت در اردوگاه موصل۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%A8%D8%A7_%D8%B1%D9%88%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D8%A7_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84%DB%B2&amp;diff=1905"/>
		<updated>2020-12-08T08:25:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== آزاده سرافراز شهید خلیل فاتح== پرونده:Photo 2020-12-08 11-42-24.jpg|بی‌قاب|چپ|شهید خلیل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== آزاده سرافراز شهید خلیل فاتح==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo 2020-12-08 11-42-24.jpg|بی‌قاب|چپ|شهید خلیل فاتح]]&lt;br /&gt;
«خلیل فاتح» سال ۱۳۴۲ هجری شمسی متولد شد. دوره ابتدایی را در مدرسه «شربت زاده» به پایان رساند و پس از آن در مدرسه «رازی» تبریز ادامه تحصیل داد . اما به علت علاقه زیاد به هنر عکاسی ترک تحصیل کرد و به عکاسی پرداخت. پس از مدتی در کلاس‌های شبانه حضور یافت و دوره آموزشی راهنمایی را به آخر رساند اما موفق به دریافت مدرک نشد.&lt;br /&gt;
در بحبوحه انقلاب، زمانی که در شهرهای کوچک و بزرگ فعالیت‌های تبلیغاتی علیه رژیم پهلوی اوج گرفت، خلیل با توجه به اینکه مهارت عکاسی داشت، پوستر امام را نقاشی می‌کرد و به تکثیر آن می‌پرداخت‌.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اسارت به دست شوروی و آزادی به دست مجاهدین افغانستانی====&lt;br /&gt;
پس از پیروزی انقلاب در مسجد شهید مدنی تبریز از محضر آیت‌الله مدنی استفاده کرد. با تشکیل سپاه پاسداران در سال ۱۳۵۸ به عضویت رسمی '''سپاه تبریز''' درآمد و در عکاسخانه سپاه به فعالیت تبلیغاتی مشغول شد. همواره به فکر مسلمانان فلسطینی و لبنانی و افغان بود و آرزوی آزادی آنان را داشت. در راستای همین فکر بود که پیش از آغاز جنگ تحمیلی به همراه حسین نصیری از مرز زابل به '''افغانستان''' رفت و سه ماه در آنجا به دفاع از مسلمانان افغانستانی پرداخت. مدت کوتاهی نیز به دست روس‌ها افتاد که در حملات بعدی مجاهدین آزاد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هجوم عراق به خاک ایران در شهریور ۱۳۵۹،به وطن بازگشت. در میان اولین گروه‌هایی بود که به مناطق عملیاتی اعزام شدند. ابتدا به سوسنگرد اعزام شده که در آنجا رزمندگان اعزامی از تبریز به فرماندهی '''«علی تجلایی»''' در مقابل هجوم دشمن مقاومت می‌کردند و شهر کاملاً در محاصره دشمن بود و از شروع جنگ حدود یک ماه می‌گذشت. در ۲۰ کیلومتری سوسنگرد نامه‌ای با امضای دکتر چمران به دست خلیل رسید که در آن آمده بود:«نیروهای ارتشی و بسیجی و سپاهی و مردمی همزمان عملیات انجام دهند تا اینکه محاصره شهر ( سوسنگرد ) شکسته شود .»&lt;br /&gt;
[[پرونده:5682.jpg|قاب|چپ|شهید خلیل فاتح در کنار رهبر انقلاب]]&lt;br /&gt;
==== همراهی با شهید چمران ====&lt;br /&gt;
خلیل پس از آگاهی از محتوای نامه به منطقه عملیاتی سوسنگرد رفت و زمانی که به آنجا رسید دکتر چمران زخمی شده بود. در کتاب یادنامه شهید دکتر چمران درباره حادثه چنین آمده است: «چمران از دو ناحیه پای چپ زخمی شده بود. او با پای زخمی به یک کامیون سرباز عراقی حمله برد که سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود در داخل کامیون عراقی نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی می‌داد و دکتر چمران با همان کامیون خود را به اهواز رسانید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مراقبت از پای اسیر عراقی/ نارنجک عمل نکرد====&lt;br /&gt;
ایثارگری و دیگری را مقدم بر خود داشتن، از بارزترین خصوصیات اخلاقی خلیل بود. نقل است که در یکی از درگیری‌ها در سوسنگرد که خلیل موفق شد چهار اسیر عراقی را با خود به پشت جبهه بیاورد در مسیر راه پوتین خود را به یکی از اسرا داد و خود با پای برهنه مسیر چند کیلومتری را پیمود. او علاوه بر شرکت در درگیری‌ها ، لحظه‌ها و حوادث جبهه را با عکاسی ثبت می‌کرد. او خود در این باره گفته است: «دشمن عملیات انجام داد و نارنجکی به داخل سنگر ما انداخت که ضامن نارنجک درآمده بود ولی اهرمش عمل نکرد. عکس نارنجک را انداختم و به یادگاری نگه داشتم. خلیل به هنگام اعزام به جبهه ۱۶ سال بیشتر نداشت و حدود یک سال بود که در جبهه حضور داشت که به فکر افتاد با کمک چند مبارز عراقی مخفیانه وارد خاک عراق شود و به '''کسب اطلاعات محرمانه''' و موثق از دشمن بپردازد .  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نجات ۲۰ اسیر از چنگ بعثی‌ها با نام «یعقوب»====&lt;br /&gt;
در عملیات «مطلع‌الفجر» در منطقه گیلانغرب در دشت‌های سرپل ذهاب در درگیری با نیروهای عراقی برای نجات ۲۰ نفر زخمی، تن به اسارت داد و خود را «یعقوب» معرفی کرد . تاریخ این اسارت ۲۴ آذر ۱۳۶۰ در '''عملیات «مطلع الفجر»''' ثبت شده است . خلیل در حین اسارت ، سرباز عراقی را لگد زد و به تمامی همرزمانش سفارش کرد که اگر از آنها نام فرمانده یا خود فرمانده گردان را خواستند،بگویند:« فرمانده همان خلیل بود که شهید شد.»   ابتدا او را به اردوگاه «موصل» بردند و سپس به اردوگاه «موصل ۲» انتقال دادند. در این اردوگاه طبق خاطرات حجت‌الاسلام سید علی اکبر ابوترابی با کمک چند اسیر ایرانی دیگر علی رغم ارتفاع زیاد دیوار به انبار غذایی راه یافت و انبار را به آتش کشید. در زمان اطفاء حریق،اسیران ایرانی به کمک هموطنان رفته و موفق شدند تعدادی سلاح و مهمات به دست آورند. او در جواب دیگران که چرا این مهمات را آورده‌ای گفت: « برای روز مبادا ! این کار را کرده‌ایم.» سلاح‌ها را زیر پله‌ها و خاک مخفی کردند. در هنگام درگیری یکی از اسرا موفق به فرار شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تکبیر در اسارت بعثی‌ها و شهادت در اردوگاه موصول۲ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که یکی از اسرای ایرانی اهل آبادان که به حرفه بنایی آشنایی داشت و به خوبی می‌توانست به زبان عربی حرف بزند، هنگام مسدود کردن روزنه‌های اردوگاه متوجه یک عدد نارنجک شد و علی رغم اصرار تمامی بچه‌ها موضوع را به مسئولان اردوگاه گزارش داد. پس از چند دقیقه پنج نفر از اسرا از جمله خلیل را به بازجویی بردند. اما شکنجه‌ها و آزار آنها نتوانست خلیل را به سخن گفتن وادار کند. در آخرین بازجویی چنین وانمود کرد که اگر او را به میان اسرا ببرند شاید با دیدن چهره‌ها بتواند همدستان خود را شناسایی کند. مأموران اردوگاه به تمامی اسیران آماده باش دادند و خلیل را از مقابل همه آنها عبور دادند ، ولی خلیل هیچ کدام از آنها را نشان نداد و با صدای بلند «تکبیر» گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی به خاطر این که اسرای دیگر مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، مسئولیت تمام کار را بر عهده گرفت. خلیل با آخرین دیداری که بدان صورت از دوستان و همرزمان خود به عمل آورد اردوگاه را ترک کرد . تا مدتی خبری از او در دست نبود تا اینکه پس از یک ماه و نیم بی‌اطلاعی، سازمان صلیب سرخ جهانی،به خانواده فاتح اطلاع دادند خلیل در خاک عراق در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۲ به شهادت رسیده و در '''اردوگاه «موصل ۲»''' در عراق به خاک سپرده شده است.&lt;br /&gt;
منبع: [https://www.isna.ir/news/97072815140/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%D8%A7%D8%AA%D8%AD-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85 خلیل فاتح را بیشتر بشناسیم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: افغانستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: موصل]]&lt;br /&gt;
[[رده: سوسنگرد]]&lt;br /&gt;
[[رده: عراق]]&lt;br /&gt;
[[رده: اسرای جنگ]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:5682.jpg&amp;diff=1904</id>
		<title>پرونده:5682.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:5682.jpg&amp;diff=1904"/>
		<updated>2020-12-08T08:16:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آزاده شهید&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-08_11-42-24.jpg&amp;diff=1903</id>
		<title>پرونده:Photo 2020-12-08 11-42-24.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2020-12-08_11-42-24.jpg&amp;diff=1903"/>
		<updated>2020-12-08T08:13:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فاتح&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF.jpg&amp;diff=1888</id>
		<title>پرونده:رسم-جهاد.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF.jpg&amp;diff=1888"/>
		<updated>2020-12-08T07:52:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;رسم جهاد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84%D9%87.jpg&amp;diff=1887</id>
		<title>پرونده:بر-اثر-زلزله.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84%D9%87.jpg&amp;diff=1887"/>
		<updated>2020-12-08T07:51:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;عظیمی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:946749_192.jpg&amp;diff=1882</id>
		<title>پرونده:946749 192.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:946749_192.jpg&amp;diff=1882"/>
		<updated>2020-12-08T07:48:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جهادگر عظیمی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87_%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C_%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C_%D8%AA%DB%8C%D9%BE_%DB%B5%DB%B7&amp;diff=1707</id>
		<title>مجید مهدی پور، فرمانده مهندسی رزمی تیپ ۵۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87_%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C_%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C_%D8%AA%DB%8C%D9%BE_%DB%B5%DB%B7&amp;diff=1707"/>
		<updated>2020-12-07T08:57:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== فرمانده مهندسی رزمی تیپ 57 فجر== پرونده:Logo 1500790821 Image (3-1).jpg|قاب|چپ|مهندس مجید...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== فرمانده مهندسی رزمی تیپ 57 فجر==&lt;br /&gt;
[[پرونده:Logo 1500790821 Image (3-1).jpg|قاب|چپ|مهندس مجید مهدی پور]]&lt;br /&gt;
مجید مهدی پور، متولد 1335 در گوگان است. قبل از انقلاب، مشغول تحصیل و در زمان انقلاب هم درگیر مسائل انقلاب بود. او آشنایی خوبی با مکتب فکری '''میرزا صادق مجتهد''' تبریزی دارد. با '''صمد بهرنگی''' و معلمین چپ ان روز مثل '''اشرف دهقان''' و ... هم آشنا بوده. تسلط کاملی که بر اوضاع شهر داشته موجب میشود که بعدهازمانی که سپاه تاسیس شد جزو اولین نفرات در سپاه تبریز و مدتی هم '''فرمانده سپاه آذرشهر''' باشد. اولین دوره آموزشی سپاه را در سعیدآباد برای رزمندگان برگزار میکند.&lt;br /&gt;
اصرار '''سیدحسین موسوی''' برای حضور وی در شورای فرماندهی سپاه استان را نپذیرفته و با توصیه نامه ای از طرف آیت الله مدنی وارد جهاد سازندگی میشود. ابتدا '''مسئول جهاد گوگان''' شد. بعد هم همراه '''دکتر آقازاده''' پیگیر بحث، اسکان جنگ زده ها بود. در اسفند ماه 59، به منطقه اعزام میشود.&lt;br /&gt;
در ماجرای خلق مسلمان آذرشهر حضور فعال دارد. در جهاد گوگان اقدام به راهسازی و آبرسانی و ... می کنند.&lt;br /&gt;
بعد از شهادت '''حاج حسن کسایی''' فرمانده تیپ پشتیبانی مهندسی جنگ، تیپ 57 فجر استان آذربایجان شرقی را عهده دار میشود. در این مدت هم راه سازی، سنگر سازی و توزیع کمک های مردمی و سایر فعالیتهای ستاد را تا پایان جنگ برعهده دارد.&lt;br /&gt;
بعد از جنگ، مدتی مسئول کمیته وام جهاد استان بوده و بعد از آن '''مدیر کل امور عشایر استان آذربایجان شرقی''' میشود.&lt;br /&gt;
بعد از جهاد عشایر، '''مسئول مرکز تحقیقات مهندسی جنگ در تبریز'''، را برعهده می گیرد که وظیفه طراحی پلهاو طراحی موشک با مرکزیت تهران و همراهی تبریز، مشهد، اصفهان و شیراز را داشت. مراکز تحقیقات الان هم در تولید صنایع موشکی و پیمانکاری پروژه های کلان به عنوان مثال مسئولیت ساخت داخلی و نصب و راه اندازی سیمان صوفیان و همچنین کارخانجات مختلف دیگر را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: گوگان]]&lt;br /&gt;
[[رده: آذرشهر]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: جهاد سازندگی]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیشرفت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Logo_1500790821_Image_(3-1).jpg&amp;diff=1706</id>
		<title>پرونده:Logo 1500790821 Image (3-1).jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Logo_1500790821_Image_(3-1).jpg&amp;diff=1706"/>
		<updated>2020-12-07T08:54:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مهدی پور&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=1681</id>
		<title>شهید حسن راموز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2&amp;diff=1681"/>
		<updated>2020-12-07T08:23:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== '''شهید دوم فروردین 1342 تبریز'''== شهیدحسن (احمد) راموز و شهید بخشعلی زهرایی دو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''شهید دوم فروردین 1342 تبریز'''==&lt;br /&gt;
شهیدحسن (احمد) راموز و شهید بخشعلی زهرایی دو شهید روز دوم فروردین سال1342 در تبریز هستند. این روز مصادف با سالرروز شهادت امام صادق علیه السلام بود و مقام مرجعیت، عید امسال را تحریم کرده بودند. این دو شهید در تجمع و تظاهرات بعد از مراسم وفات امام صادق مقابل مسجد قزللی تبریز به ضرب گلوله ماموران رژیم پهلوی به شهادت می رسند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:8563.jpg|قاب|چپ|تجلیل از دو خواهر شهید حسن راموز توسط بهزاد پروین قدس]]&lt;br /&gt;
==== زندگی نامه====&lt;br /&gt;
حسن در سال 1322 به دنیا آمد. مادرش در منزل مراسم روضه می گرفت و خودش هم در روضه ها عزاداری میکرد. اهل مسجد و هیئت بود. در سال 1336 با ابوی و برادر بزرگ و خواهر و مادر به کربلا مشرف شده بود، به همین خاطر '''کربلایی حسن''' میگفتند. آن زمان برای اینکه پسرها را به سربازی نفرستند یک اسم مستعار هم داشتند که اسم حسن را احمد صدا میکردند. کربلایی حسن از هفت‌سالگی علاوه بر مدرسه رفتن در خانه فرش می بافت. دو سه کلاس بیشتر هم درس نخواند، ولی پای کلاس درس قرآن برادر بزرگ‌تر مینشست. برادر بزرگ‌تر حاج محمد خودش نُه کلاس درس خوانده بود. در اتاق ته حیاط خانه¬مان، تخته‌سیاه گذاشته بود و برای بچه¬های محله کلاس قرآن برگزار می¬کرد. شب¬ها با پدر به ''مسجد انبار سردار'' (شهید لیلابی) می¬رفتند. ''میرزا محمد فیاضی'' آنجا نماز می¬خواند. از سخنرانی¬های مسجد قزللی بازار هم تعریف می¬کردند که مثلاً فلان آقا آنجا صحبت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ماجرای روز شهادت ====&lt;br /&gt;
دوم فروردین سال 42 یعنی صبح روز حادثه، کربلایی حسن با شوهرخواهرش به باشگاه ورزشی در اول خیابان تربیت در بازار رفته بودند. باشگاه که تمام شده بود ازآنجا به مسجد قزللی می‌روند تا نمازشان را بخوانند و برگردند. همین‌که از مسجد خارج می‌شوند می‌بینند جمعیت زیادی ایستاده و درگیری هست. در آن ازدحام از هم جدا می‌شوند و در وسط شلوغیها، تیری به سینه حسن اصابت می‌کند. یک گلوله درست به وسط سینه اش خورده بود. از روبرو زده بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== به روایت خواهر ====&lt;br /&gt;
حاج محمد داداش بزرگ‌ترم که برای پرس‌وجو درباره حسن به کلانتری رفته بود، رییس کلانتری، دستمال و تسبیح و چند تا تکه سنگ را به او نشان داده بود و گفته بود این‌ها مال برادر شماست؟ حاج محمد هم گفته بود: بلی این دستمال و تسبیح مال اوست. رییس گفته بود: این سنگ‌ها هم از جیب او پیدا شده است و به احترام رحیم پاسبان جنازه¬اش را تحویل می¬دهیم و چیزی از شما نمی¬گیریم وگرنه باید پول شیرینی و پول گلوله را هم از شما می‌گرفتیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراسم ختم پنهانی ====&lt;br /&gt;
جنازه او را در قبرستان دوه¬چی دفن کرده بودند که سالهای اخیر با تخریب آن قبرستان، به وادی رحمت تبریز منتقل شد. روز تشییع چون نگران شلوغی‌ و اعتراض مردم بودند، برای همین فقط مأمورها را چیده بودند و کار خاصی نداشتند. لذا تشییع خیلی باشکوهی برگزار شد. در سه روز اول شهادتش، یک درجه‌دار ارتشی با لباس فرم می‌آمد در مراسم مسجد و کنار پدرش می‌نشست تا مراقب اوضاع باشد. ولی مراسمات ختم پنج‌شنبه و چهلم پنهانی گرفته شد. و اجازه ندادند بیشتر از چهار پنج نفر سر مزارش برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== به روایت برادر کوچک ====&lt;br /&gt;
پدرم اسمش علی است  به شیخ علی اسلام مشهور است. هر هفته منزلمان روضه و هیئت برگزار می¬شد. حجت‌الاسلام رسولی که شاعر هم بود -در چهارراه ملل متحد بود- هیئت آن‌ها به خانه ما می¬آمد. ''حاج میر بهاءالدین'' از علمای خوبی بود که در مسجد ملا حسن منبر می-رفت و برادرها با پدرم، پای منبر او می‌رفتند.&lt;br /&gt;
سال 42 که روزهای عید بود و برای شب عید مادرم برنج پخته بود -سالی یک‌بار می‌توانستیم این غذا را بپزیم- برادر شهیدم گفته بود که فردا روز وفات است. پدرم جواب داده بود: بلی نمی‌خواهم امسال شیرینی بخرم. به خاطر وفات امام صادق علیه‌السلام، شیرینی هم نمی‌خرند و سال نو را به همان برنج اکتفا می¬کنند و در روز شهادت امام صادق هم برادرم به شهادت می¬رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در افتتاحیه نهمین دورۀ جشنواره مردمی فیلم عمار در تبریز از خانواده این شهید طلیعه نهضت حضرت امام، تجلیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:8563.jpg&amp;diff=1679</id>
		<title>پرونده:8563.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:8563.jpg&amp;diff=1679"/>
		<updated>2020-12-07T08:18:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید راموز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Tabrizebidar139710170759001546835340ir26.jpg&amp;diff=1678</id>
		<title>پرونده:Tabrizebidar139710170759001546835340ir26.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Tabrizebidar139710170759001546835340ir26.jpg&amp;diff=1678"/>
		<updated>2020-12-07T08:16:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;راموز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1586</id>
		<title>شیخ کریم ارسلانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1586"/>
		<updated>2020-12-06T13:17:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== شیخ کریم ارسلانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج کریم ارسلانی از مبارزین نهضت انقلاب اسلامی و '''اولین مسئول ستاد نماز جمعه تبریز''' است. وی از مریدان خاص شهید آیت الله قاضی طباطبایی و از یاران نزدیک شهید آیت الله مدنی می باشد. سالهای طولانی است که کرسی تدریس و تربیت شاگردان انقلابی وی در تبریز دائر است. او معلم قرآن و نهج البلاغه و یک بسیجی انقلابی پای کار است. بیشتر مدیران انقلابی استان تربیت یافته درس شیخ کریم ارسلانی و '''مسجد المهدی''' هستند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:856.jpg|قاب|چپ|شیخ کریم ارسلانی]]&lt;br /&gt;
==== شاگردی میرزا عباسقلی وقایعی ====&lt;br /&gt;
استادحاج کریم ارسلانی درسال1329شمسی درمحله سرخاب تبریز در یک خانواده مذهبی متولد شدودرسال1336جهت کسب علم ودانش واردمدرسه فیاض تبریزشده وتا شش سال دروس ابتدائی رادرآنجا آموختندوازآنجایکه علاقه زیادی به کسب علوم قرآنی وحوزوی داشتند راهی مدرسه علمیه گردید وتوسط مرحوم پدرشان به مکتب آقای حاج میرزا عباسقلی وقایعی فرزند میرزا علی اکبروقایعی(مشهوربه مشکاة تبریزی)که هردوازنوادرونوابغ زمان خودشان بودند معرفی شدند.&lt;br /&gt;
لذا استاد ارسلانی ازهرجهت محضر ایشان را در کسب فضائل مغتنم شمرده وبه طور رسمی ومداوم به مدت 12 سال درمکتب تدریس وتعلیم ا ش حضور یافته وازفیوضات سرشار ایشان بهره مند می شدند وهمچنین درملازمات این فرصت طلایی ازبحر زلال علم اساتیدی همچون:آیت الله '''سیدحسین کهنموئی''' و '''سیدابوالقاسم حراجی''' که ازفضل و اد ب وعلم سهم به سزایی داشتند لب تر می کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی درآخرعمرپربرکت خودشان نیابت اخذ شده ازمرحوم آیت الله مرعشی نجفی راطی رقعه ای به استاد ارسلانی منتقل نمودند.استاد ارسلانی ازسال1342به صف ارادتمندان حضرت امام (ره) ومبارزین انقلاب اسلامی پیوستند وتاسال1357وپیروزی انقلاب '''ازپیشگامان نهضت انقلاب اسلامی''' ایران بودند.پس ازپیروزی انقلاب نزدیک به چهارسال به صورت تنگاتنگ درمعیت شهید محراب حضرت آیت الله مدنی (ره) به عنوان مسئول برگزاری نمازجمعه تبریز مشغول خدمت شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شورای فرماندهی سپاه تبریز ====&lt;br /&gt;
همچنین درسال1357پیرو دستوربنیانگذارانقلاب اسلامی امام (ره) مبنی برتشکیل سپاه وبسیج جزء نفرات اصلی '''شورای فرماندهی سپاه استان''' به فرمان حضرت امام (ره) لبیک گفتند و با شروع جنگ تحمیلی درطول '''هشت سال دفاع مقدس''' در مسئولیت های مختلف درپشت جبهه وخط مقدم به دفاع ازمیهن اسلامی وآرمانهای نظام جمهوری اسلامی پرداختند.&lt;br /&gt;
استاد ارسلانی مدتها قبل ازپیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران وبیش از چهل سال است که مشغول تدریس علوم دینی در محورهای: تفسیرقرآن،نهج البلاغه،صحیفه سجادیه وسایر رشته ها درمحل کانون تبلیغات مسجد المهدی(میرزا قاسم سابق) درمحله سرخاب تبریز می باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: سایت [http://fetrate-bidar.blog.ir/category/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/ فطرت بیدار]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[ رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[ رده:پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[ رده:مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[ رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[ رده:ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=1585</id>
		<title>میرزا عباسقلی وقایعی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=1585"/>
		<updated>2020-12-06T13:13:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==دانشمند گمنام میرزا عباسقلی وقایعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== وقایعی نامی آشنا برای فرهیختگان و فرزانگان====&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی دانشمند وادیب توانایی بود که نیاکان وی از مفاخر ملی ایران به حساب می آیند از جمله نیای بزگ ایشان میرزا صادق وقایع نگار مروزی که منشی و '''وقایع نگار عباس میرزا''' بوده است آثار متعددی از وی برجای مانده است به ویژه در مورد تاریخ قاجاریه وجنگ های ایران وروسیه؛ یا پدر مرحوم وقایعی، '''علی اکبر وقایعی متخلص به مشکات''' از سرآمدان شعر وادب فارسی و ترکی آذری به ویژه نوحه سرایی برای سالار شهیدان، در قرن اخیر که مصاحب بزرگانی چون جلال الدین همایی و نخجوانی ها و... بوده است. مرحوم وقایعی با علما و مراجع بزرگی همچون آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهید آیت الله قاضی طباطبایی ارتباط داشت و کتیبه کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی به خط وی است. زندگی وحیات مرحوم وقایعی از ابعاد مختلف قابل بررسی و توجه است از منظر علمی و ادبی، استادی در انواع خطوط اسلامی، از جنبه اخلاقی، از منظر انقلابی و '''جزء اولین پدران شهید تاریخ انقلاب اسلامی''' در تبریز بودن.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مرحوم وقایعی 1.jpg|قاب|چپ|مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی]]&lt;br /&gt;
==== زندگینامه ====&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی فرزند مرحوم میرزا علی اکبر وقایعی شاعر توانا ولی گمنام تبریزی در سال 1283 شمسی در تبریز به دنیا آمد. وی پس از کسب علم در نزد پدر مدارج تحصیل را طبق رسم متداول زمان سپری کرد. ضمن اینکه در علوم دینی هم به تحصیل پرداخت و از دوران جوانی به معلمی پرداخت و براساس یک سند تاریخی در سال 1318 شمسی که '''معلم مدرسه اسلامی در تبریز''' بوده است، در مسابقه‌ی مجله ی آموزش و پرورش نفر چهارم شده است. طبق اظهارات [[شیخ کریم ارسلانی|حاج کریم ارسلانی]]  مرحوم وقایعی در '''دانشسرای معلمان''' هم تدریس می‌کرد که در پی '''جریان کشف حجاب''' از معلمی در آنجا استعفا می‌دهد.&lt;br /&gt;
وی سال‌ها '''مدیریت مدرسه‌ی علمیه''' را برعهده داشت که در آخر بازار مسجد جامع نرسیده به کوچه‌ی ملا احمد در منزل میرزا مهدی قاری واقع بود و توسط مرحوم آیت الله شبستری دایر شده بود. اغلب خانواده‌های متدین فرزندان خود را برای تحصیل به این مدرسه روانه می‌کردند. از جمله شاگردان وی می‌توان به '''استادعلی نظمی''' اشاره کرد که طبق نوشته¬ی خود نه سال در محضر وقایعی تلمذ کرده است از دیگر شاگردان وی می‌توان به مجتبی زاد صادق و '''دکتر رجایی خراسانی''' ودهها شخصیت سرشناس علمی وادبی اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== در نهضت امام خمینی (ره)====&lt;br /&gt;
وی و شاگردانش در نهضت اسلامی به رهبری  امام خمینی (ره) نقش آفرین بودند. با توجه به اینکه وی ازجمله نخستین پدران شهید در تاریخ انقلاب اسلامی در آذربایجان است پرواضح است در درس و بحث آموزه‌های اسلام راستین را ترویج دهد. به روایت شاگرد نزدیکش ارسلانی وی در امر به معروف و نهی از منکر جدی و بی¬تعارف بود و از تملق وچاپلوسی تنفر داشت.&lt;br /&gt;
او بعد از تعطیلی مدرسه¬ی علمیه در منزل خود به تدریس ادبیات اسلامی، تفسیر قرآن و نهج¬البلاغه  ادامه داد. به روایت حاج کریم ارسلانی وی با '''آیت¬الله العظمی مرعشی نجفی''' مراودات و مکاتبات منظمی داشت و ایشان خود نامه¬ی مفصلِ آن مرجع عالیقدر به مرحوم وقایعی را دیده و خوانده است. وی طبع شعر هم داشت و آثاری از وی برجای مانده است. وی که میراث¬دار گنجینه¬ی گرانبهای ادبی و تاریخی پدر و خاندان وقایع نگار بود، خط خوشی داشت و به انتشار برخی از آثار پدر همت گماشت. ضمن اینکه از خود هم آثار و تألیفاتی برجای گذاشته است که می‌توان به مباحثی اشاره کرد که وی در جلسات تفسیر خود بیان می‌کرد و آنها را می‌نوشت. از وی در کتابخانه‌ی مجمع ذخایر اسلامی قم یک اثر خطی به نام فهرست عناوین ابواب کتاب '''«ترتیب التهذیب»''' وجود دارد.&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی داری سه فرزند(دو دختر و یک پسر) بود. یکی از دختران وی  که همسر جناب آقای سید رضی عشق آزادی است در قید حیات هستند. مرحوم کبری وقایعی نام دختر دیگر وی بود که همسر مرحوم حسین سید هندی بود. وقایعی تنها پسرش را علی‌اکبر نام گذاشت تا یاد آورمشکوة، شاعر بلند مرتبه ، پدر بزرگش باشد. این نام¬گذاری عرصه‌ی امتحانی کربلایی¬گونه برای او شد.&lt;br /&gt;
==== شهادت علی‌اکبر وقایعی ====&lt;br /&gt;
علی‌اکبر وقایعی از شهدای '''قیام 15 خرداد''' در تهران است شهدای قیام 15 خرداد از جمله مظلومان تاریخ انقلاب اسلامی هستند که غربت آنها مضاعف است استاد حاج بیوک آسایش درباره‌ی وی و نحوه‌ی شهادتش چنین گفته است:&lt;br /&gt;
«تبریز در قیام پانزده خرداد 42 فقط یک شهید داشت آن هم «علی اکبر وقایعی» بود: پسر استاد ما «عباسعلی وقایعی». علی‌اکبر دو سه سالی از من کوچک‌تر بود، اما زبر و زرنگ. در بازار تهران توی مغازه‌ یک تاجر شاگردی می‌کرد و در خانه ی عمه‌اش می‌ماند. بیشتر اقوامشان ساکن تهران بودند.&lt;br /&gt;
ما از اول زیر نظر آقای عباسعلی وقایعی تعلیم دیده و از او خط می‌گرفتیم. هم باسواد بود و هم متدین و خودساخته. من برای اولین بار نام امام خمینی(ره) را از او شنیدم، حالا اگر پسر چنین مردی به صف مبارزان علیه ستمشاهی می‌پیوست، هیچ هم بعید نبود. علی‌اکبر پس از رفتن از تبریز، در تهران علیه حکومت پهلوی فعالیت‌ می‌کرد، اعلامیه های حضرت امام را در بازار تهران جابه جا می‌نمود و...&lt;br /&gt;
خلاصه خبر رسید که علی اکبر در تهران کشته شده، هنوز کسی از کمّ و کیف کشته‌شدنش چیزی نمی‌دانست. ما عصرها همچنان به کلاس استاد می‌رفتیم. از جمله افرادی که به این کلاس می‌آمدند استاد «علی نظمی تبریزی» بود و برادرش آقای «قویدل» و ... همه شهادت علی‌اکبر را به جز پدرش می‌دانستند. فامیل‌هایشان که از تهران آمده بودند، می‌گفتند: «دو سه روزی از علی اکبر خبری نشد، نگران شدیم و دربه‌در دنبالش رفتیم، سرانجام جنازه‌اش را در سردخانه پیدا کردیم. روز 15 خرداد بر روی پله‌های مسجد شاه تیر خورده و کشته شده بود. در قبال نشان دادن جنازه 200 تومان پول نقد و یک جعبه شیرینی از ما گرفتند. اما جنازه را به ما تحویل ندادند. فقط اجازه دادند شاهد دفنش باشیم و جلوی چشم ما در مسگرآباد تهران به خاک سپردند.»&lt;br /&gt;
با وجود همه‌ ی این حرف‌ها کسی جرأت نمی‌کرد از کلمه¬ی «شهید» استفاده کند.&lt;br /&gt;
روزی پس از تعطیلی کلاس، پنج شش نفر جمع شدیم که برویم منزل آقای وقایعی و به طریقی خبر را بگوییم. کار سختی بود. همه ی اقوام ریخته بودند آنجا، منزل خودشان شلوغ بود. همسایه‌ای داشتند به نام «حاج یعقوب دمیرچی» خانه‌اش را آماده کرده بود. ما هم خانه ی آقای دمیرچی جمع شدیم. باب صحبت را استاد نظمی[5] گشود و ماجرایی را برای جمع تعریف کرد: «پسر جوانی مدتی پیش در استخر شاه‌گلی غرق شده بود و نمی‌دانستند چگونه این خبر را به پدرش بگویند؛ اما دیدند نمی‌شود که تا ابد نگفت، به نحوی گفتند. در این جور مواقع چاره‌ای نداریم جز صبر...». آقای وقایعی حرفهای استاد نظمی را قطع کرد و گفت: «از حرفهای شما چنین برمی‌آید که اتفاقی برای علی‌اکبر ما افتاده، درست است؟» دستهایش را به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا شکر خودت داده بودی؛ خودت هم گرفتی. من پدرش هستم او را حلال می‌کنم، تو هم اگر تقصیراتی دارد به حق خودت ببخش».&lt;br /&gt;
به سجده افتاد. از سجده که بلند شد رو به من و آقای «هنرور» گفت: «روضه علی‌اکبر بخوانید». حاج حسین هنرور روضه ی علی اکبر خواند و با چند بیت نوحه تمام کرد. آقای وقایعی با صدای بلند و از ته دل گریه کرد و همه را به گریه انداخت. بعد رو به من گفت تو هم بخوان؛ خواندم. تا حدودی آرام گرفت. برایش نحوه¬ی شهادت پسرش را توضیح دادند، گفت: «الحمدلله که در راه مقدسی رفته».&lt;br /&gt;
اما هیچ‌کس برای علی‌اکبر کلمه ی شهید را به کار نمی‌برد، در اعلامیه ی مجلس ختم نوشتند: جوان ناکام علی‌اکبروقایعی. برایش در مسجد میرآقا- محله سرخاب- مجلس ترحیم گرفتند. آنهایی که سرشان توی حساب و کتاب بود، می‌دانستند علی‌اکبر از شهدای 15 خرداد است. افراد آگاه به خصوص بازاریان تبریز در مجلس حضور داشتند و ازدحام جمعیت به قدری بود که در مسجد جای سوزن انداختن نبود. تعدادی از روحانیون تبریز هم حضور داشتند که آیت¬الله قاضی طباطبایی تشریف آوردند و مجلس به احترامش برخاست. با ورود ایشان مجلس شور دیگری به خود گرفت. همه از درون می‌سوختند هرچند نمی‌توانستند بر زبان بیاورند. نوحه‌خوان‌ها به نوبت می‌خواندند و توی مسجد بلندگو هم نداشتیم. نوبت به من رسید. یک لحظه یاد نوحه‌ای از مرحوم «مشکوة» پدربزرگ شهید علی‌اکبر وقایعی افتادم. دیدم خیلی مناسب حال مجلس است. شروع کردم به خواندن:&lt;br /&gt;
ای اهل خیمه، خیمیه مهمان گتیرمیشم / پیشواز ائدین کی یوسف کنعان گتیرمیشم...&lt;br /&gt;
(ای اهل خیمه برایتان مهمان آورده ام، بیایید به پیشواز که یوسف کنعان را آورده ام)&lt;br /&gt;
نوحه از زبان امام حسین(ع) است. مسجد عاشورا بود. های‌های گریه‌ها به آسمان بلند شده بود. یک لحظه چشمم افتاد به آیت¬الله قاضی، عینکش را برداشته بود و مثل ابر بهاری گریه می‌کرد. مصیبت یکی دوتا که نبود، هم جوان از دست داده بودند و هم نمی‌توانستند حرف‌هایشان را بگویند. همه چیز تحت کنترل ساواک بود، اما مجلس ترحیم شهید علی‌اکبر وقایعی بی¬هیچ مزاحمتی از طرف مأموران حکومت خاتمه یافت».&lt;br /&gt;
از جمله اسناد منحصر به فردی که در این رابطه برای اولین بار به لطف حاج بیوک آقا آسایش منتشر می‌شود، نامه‌ای است که یکی از دوستان وقایعی از قم به وی در تعزیت شهادت فرزند نوشته است.:&lt;br /&gt;
«حضور مبارک حضرت مستطاب سلطان المتکلمین آقای وقایعی دام اقباله&lt;br /&gt;
به جای عرض تبریک به نام اینکه در صبر و شکیبایی خودم و جنابعالی دو بیت فرمایش یک ادیب محترم را به عرض می‌رسانم:&lt;br /&gt;
اگر غم را چو آتش دود بودی&lt;br /&gt;
جهان تاریک بودی جاودانه&lt;br /&gt;
درین گیتی سراسر گر بگردی&lt;br /&gt;
خردمندی نیابی شادیانه&lt;br /&gt;
ادیب دیگر نیز- ما گم‌شدگان را نصایح می‌فرماید:&lt;br /&gt;
با اینکه غرق خواهش نفسانیم هنوز&lt;br /&gt;
دیوانه‌ی عواطف انسانیم هنوز&lt;br /&gt;
خاکم به سر که نامه سیه می‌روم به خاک&lt;br /&gt;
مفتون رنگ زندگی فانیم هنوز&lt;br /&gt;
فهم این¬قدر نبود که دم بندم از سخن&lt;br /&gt;
شیرازه بند دفتر نادانیم هنوز&lt;br /&gt;
یاران قسم به خاک سبکبار رفتگان&lt;br /&gt;
پاگیر این سرای گران‌جانیم هنوز&lt;br /&gt;
با ناله‌ای قرار دل از اهل دل برم&lt;br /&gt;
مثل فروز جمع پریشانیم هنوز&lt;br /&gt;
آن قطره‌ام که در صدف تابناک عشق               &lt;br /&gt;
چشم انتظار رحمت یزدانیم هنوز&lt;br /&gt;
امیدوارم خدای متعال توفیق صبر و شکیبایی بیشتر عنایت فرماید. خواهشمندم دعا فرمایید خدای مهربان بر بنده هم توفیق صبر کرامت فرماید. 22/12/42&lt;br /&gt;
قربانت حقانی&lt;br /&gt;
صورت جواب نامه از طرف آقای وقایعی&lt;br /&gt;
14 فروردین سال 1343&lt;br /&gt;
حضور محترم برادر ایمانی جناب حقانی دامت توفیقاته&lt;br /&gt;
مؤدّت‌نامه‌ی آن ادیب فرزانه که تاریخ تحریرش 22 اسفندماه سال گذشته بود در 9 فروردین سال جدید زیارت شد. چند بار از صمیم قلب خواندم و از محبت‌های خالصانه‌ی آن برادر ایمانی در دل ناشاد خویش اثرات فراموش‌نشدنی دیدم، مخصوصاً اشعار تسلیت‌آمیز سرکار که در تعزیت فرزند شهیدم رضوان‌الله تعالی علیه ترقیم یافته بود سروش درونم را به هیجان آورد و وادارم کرد قلمی بردارم و در همان وزن و قافیه چند بیتی به رشته تحریر آرم و هی هذه&lt;br /&gt;
از راه لطف اگر تو بپرسی که چیست حال&lt;br /&gt;
سرگشتة جهالت و نادانیم هنوز&lt;br /&gt;
رفتند رهروان سعادت ولیک من&lt;br /&gt;
(مفتون رنگ زندگی فانیم هنوز)&lt;br /&gt;
رفت آنکه بود مونس جان مایه حیات&lt;br /&gt;
من در جدایی‌اش به نوا خوانیم هنوز&lt;br /&gt;
در عنفوان تازگی و موسم شباب&lt;br /&gt;
وی رفت و من اسیر گران‌جانیم هنوز&lt;br /&gt;
خوبان ز چارمیخ بلا خوش رها شدند&lt;br /&gt;
لیکن منِ فلک‌زده زندانیم هنوز&lt;br /&gt;
در محفل وصال یکایک شدند جمع&lt;br /&gt;
منِ سخت‌جان دچار پریشانیم هنوز                                           &lt;br /&gt;
حق‌تعالی وجود شریف سرکار را با جمیع متعلقان از بلیّات محفوظ بدارد و به کارهای خیر موفق فرماید. والسلام علیکم و رحمـﺔالله و برکاته&lt;br /&gt;
دعاگویت ع ب وقایعی»&lt;br /&gt;
سرانجام این عاشق دلسوخته امام حسین در تاریخ وفات 25 آذر1371 شمسی در تبریز درگذشت و به دیدار محبوبش در اعلی علیین عازم شد. وی جزو اولین پدران شهیدی بود که در '''قطعه والدین شهدا''' در«وادی رحمت» تبریز به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: [https://www.cgie.org.ir/fa/news/8222 مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آذربایجان شزقی]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=1584</id>
		<title>میرزا عباسقلی وقایعی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=1584"/>
		<updated>2020-12-06T13:12:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==دانشمند گمنام میرزا عباسقلی وقایعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== وقایعی نامی آشنا برای فرهیختگان و فرزانگان====&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی دانشمند وادیب توانایی بود که نیاکان وی از مفاخر ملی ایران به حساب می آیند از جمله نیای بزگ ایشان میرزا صادق وقایع نگار مروزی که منشی و '''وقایع نگار عباس میرزا''' بوده است آثار متعددی از وی برجای مانده است به ویژه در مورد تاریخ قاجاریه وجنگ های ایران وروسیه؛ یا پدر مرحوم وقایعی، '''علی اکبر وقایعی متخلص به مشکات''' از سرآمدان شعر وادب فارسی و ترکی آذری به ویژه نوحه سرایی برای سالار شهیدان، در قرن اخیر که مصاحب بزرگانی چون جلال الدین همایی و نخجوانی ها و... بوده است. مرحوم وقایعی با علما و مراجع بزرگی همچون آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهید آیت الله قاضی طباطبایی ارتباط داشت و کتیبه کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی به خط وی است. زندگی وحیات مرحوم وقایعی از ابعاد مختلف قابل بررسی و توجه است از منظر علمی و ادبی، استادی در انواع خطوط اسلامی، از جنبه اخلاقی، از منظر انقلابی و '''جزء اولین پدران شهید تاریخ انقلاب اسلامی''' در تبریز بودن.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مرحوم وقایعی 1.jpg|قاب|چپ|مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی]]&lt;br /&gt;
==== زندگینامه ====&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی فرزند مرحوم میرزا علی اکبر وقایعی شاعر توانا ولی گمنام تبریزی در سال 1283 شمسی در تبریز به دنیا آمد. وی پس از کسب علم در نزد پدر مدارج تحصیل را طبق رسم متداول زمان سپری کرد. ضمن اینکه در علوم دینی هم به تحصیل پرداخت و از دوران جوانی به معلمی پرداخت و براساس یک سند تاریخی در سال 1318 شمسی که '''معلم مدرسه اسلامی در تبریز''' بوده است، در مسابقه‌ی مجله ی آموزش و پرورش نفر چهارم شده است. طبق اظهارات [[شیخ کریم ارسلانی|حاج کریم ارسلانی]]  مرحوم وقایعی در '''دانشسرای معلمان''' هم تدریس می‌کرد که در پی '''جریان کشف حجاب''' از معلمی در آنجا استعفا می‌دهد.&lt;br /&gt;
وی سال‌ها '''مدیریت مدرسه‌ی علمیه''' را برعهده داشت که در آخر بازار مسجد جامع نرسیده به کوچه‌ی ملا احمد در منزل میرزا مهدی قاری واقع بود و توسط مرحوم آیت الله شبستری دایر شده بود. اغلب خانواده‌های متدین فرزندان خود را برای تحصیل به این مدرسه روانه می‌کردند. از جمله شاگردان وی می‌توان به '''استادعلی نظمی''' اشاره کرد که طبق نوشته¬ی خود نه سال در محضر وقایعی تلمذ کرده است از دیگر شاگردان وی می‌توان به مجتبی زاد صادق و '''دکتر رجایی خراسانی''' ودهها شخصیت سرشناس علمی وادبی اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== در نهضت امام خمینی (ره)====&lt;br /&gt;
وی و شاگردانش در نهضت اسلامی به رهبری  امام خمینی (ره) نقش آفرین بودند. با توجه به اینکه وی ازجمله نخستین پدران شهید در تاریخ انقلاب اسلامی در آذربایجان است پرواضح است در درس و بحث آموزه‌های اسلام راستین را ترویج دهد. به روایت شاگرد نزدیکش ارسلانی وی در امر به معروف و نهی از منکر جدی و بی¬تعارف بود و از تملق وچاپلوسی تنفر داشت.&lt;br /&gt;
او بعد از تعطیلی مدرسه¬ی علمیه در منزل خود به تدریس ادبیات اسلامی، تفسیر قرآن و نهج¬البلاغه  ادامه داد. به روایت حاج کریم ارسلانی وی با '''آیت¬الله العظمی مرعشی نجفی''' مراودات و مکاتبات منظمی داشت و ایشان خود نامه¬ی مفصلِ آن مرجع عالیقدر به مرحوم وقایعی را دیده و خوانده است. وی طبع شعر هم داشت و آثاری از وی برجای مانده است. وی که میراث¬دار گنجینه¬ی گرانبهای ادبی و تاریخی پدر و خاندان وقایع نگار بود، خط خوشی داشت و به انتشار برخی از آثار پدر همت گماشت. ضمن اینکه از خود هم آثار و تألیفاتی برجای گذاشته است که می‌توان به مباحثی اشاره کرد که وی در جلسات تفسیر خود بیان می‌کرد و آنها را می‌نوشت. از وی در کتابخانه‌ی مجمع ذخایر اسلامی قم یک اثر خطی به نام فهرست عناوین ابواب کتاب '''«ترتیب التهذیب»''' وجود دارد.&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی داری سه فرزند(دو دختر و یک پسر) بود. یکی از دختران وی  که همسر جناب آقای سید رضی عشق آزادی است در قید حیات هستند. مرحوم کبری وقایعی نام دختر دیگر وی بود که همسر مرحوم حسین سید هندی بود. وقایعی تنها پسرش را علی‌اکبر نام گذاشت تا یاد آورمشکوة، شاعر بلند مرتبه ، پدر بزرگش باشد. این نام¬گذاری عرصه‌ی امتحانی کربلایی¬گونه برای او شد.&lt;br /&gt;
==== شهادت علی‌اکبر وقایعی ====&lt;br /&gt;
علی‌اکبر وقایعی از شهدای '''قیام 15 خرداد''' در تهران است شهدای قیام 15 خرداد از جمله مظلومان تاریخ انقلاب اسلامی هستند که غربت آنها مضاعف است استاد حاج بیوک آسایش درباره‌ی وی و نحوه‌ی شهادتش چنین گفته است:&lt;br /&gt;
«تبریز در قیام پانزده خرداد 42 فقط یک شهید داشت آن هم «علی اکبر وقایعی» بود: پسر استاد ما «عباسعلی وقایعی». علی‌اکبر دو سه سالی از من کوچک‌تر بود، اما زبر و زرنگ. در بازار تهران توی مغازه‌ یک تاجر شاگردی می‌کرد و در خانه ی عمه‌اش می‌ماند. بیشتر اقوامشان ساکن تهران بودند.&lt;br /&gt;
ما از اول زیر نظر آقای عباسعلی وقایعی تعلیم دیده و از او خط می‌گرفتیم. هم باسواد بود و هم متدین و خودساخته. من برای اولین بار نام امام خمینی(ره) را از او شنیدم، حالا اگر پسر چنین مردی به صف مبارزان علیه ستمشاهی می‌پیوست، هیچ هم بعید نبود. علی‌اکبر پس از رفتن از تبریز، در تهران علیه حکومت پهلوی فعالیت‌ می‌کرد، اعلامیه های حضرت امام را در بازار تهران جابه جا می‌نمود و...&lt;br /&gt;
خلاصه خبر رسید که علی اکبر در تهران کشته شده، هنوز کسی از کمّ و کیف کشته‌شدنش چیزی نمی‌دانست. ما عصرها همچنان به کلاس استاد می‌رفتیم. از جمله افرادی که به این کلاس می‌آمدند استاد «علی نظمی تبریزی» بود و برادرش آقای «قویدل» و ... همه شهادت علی‌اکبر را به جز پدرش می‌دانستند. فامیل‌هایشان که از تهران آمده بودند، می‌گفتند: «دو سه روزی از علی اکبر خبری نشد، نگران شدیم و دربه‌در دنبالش رفتیم، سرانجام جنازه‌اش را در سردخانه پیدا کردیم. روز 15 خرداد بر روی پله‌های مسجد شاه تیر خورده و کشته شده بود. در قبال نشان دادن جنازه 200 تومان پول نقد و یک جعبه شیرینی از ما گرفتند. اما جنازه را به ما تحویل ندادند. فقط اجازه دادند شاهد دفنش باشیم و جلوی چشم ما در مسگرآباد تهران به خاک سپردند.»&lt;br /&gt;
با وجود همه‌ ی این حرف‌ها کسی جرأت نمی‌کرد از کلمه¬ی «شهید» استفاده کند.&lt;br /&gt;
روزی پس از تعطیلی کلاس، پنج شش نفر جمع شدیم که برویم منزل آقای وقایعی و به طریقی خبر را بگوییم. کار سختی بود. همه ی اقوام ریخته بودند آنجا، منزل خودشان شلوغ بود. همسایه‌ای داشتند به نام «حاج یعقوب دمیرچی» خانه‌اش را آماده کرده بود. ما هم خانه ی آقای دمیرچی جمع شدیم. باب صحبت را استاد نظمی[5] گشود و ماجرایی را برای جمع تعریف کرد: «پسر جوانی مدتی پیش در استخر شاه‌گلی غرق شده بود و نمی‌دانستند چگونه این خبر را به پدرش بگویند؛ اما دیدند نمی‌شود که تا ابد نگفت، به نحوی گفتند. در این جور مواقع چاره‌ای نداریم جز صبر...». آقای وقایعی حرفهای استاد نظمی را قطع کرد و گفت: «از حرفهای شما چنین برمی‌آید که اتفاقی برای علی‌اکبر ما افتاده، درست است؟» دستهایش را به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا شکر خودت داده بودی؛ خودت هم گرفتی. من پدرش هستم او را حلال می‌کنم، تو هم اگر تقصیراتی دارد به حق خودت ببخش».&lt;br /&gt;
به سجده افتاد. از سجده که بلند شد رو به من و آقای «هنرور» گفت: «روضه علی‌اکبر بخوانید». حاج حسین هنرور روضه ی علی اکبر خواند و با چند بیت نوحه تمام کرد. آقای وقایعی با صدای بلند و از ته دل گریه کرد و همه را به گریه انداخت. بعد رو به من گفت تو هم بخوان؛ خواندم. تا حدودی آرام گرفت. برایش نحوه¬ی شهادت پسرش را توضیح دادند، گفت: «الحمدلله که در راه مقدسی رفته».&lt;br /&gt;
اما هیچ‌کس برای علی‌اکبر کلمه ی شهید را به کار نمی‌برد، در اعلامیه ی مجلس ختم نوشتند: جوان ناکام علی‌اکبروقایعی. برایش در مسجد میرآقا- محله سرخاب- مجلس ترحیم گرفتند. آنهایی که سرشان توی حساب و کتاب بود، می‌دانستند علی‌اکبر از شهدای 15 خرداد است. افراد آگاه به خصوص بازاریان تبریز در مجلس حضور داشتند و ازدحام جمعیت به قدری بود که در مسجد جای سوزن انداختن نبود. تعدادی از روحانیون تبریز هم حضور داشتند که آیت¬الله قاضی طباطبایی تشریف آوردند و مجلس به احترامش برخاست. با ورود ایشان مجلس شور دیگری به خود گرفت. همه از درون می‌سوختند هرچند نمی‌توانستند بر زبان بیاورند. نوحه‌خوان‌ها به نوبت می‌خواندند و توی مسجد بلندگو هم نداشتیم. نوبت به من رسید. یک لحظه یاد نوحه‌ای از مرحوم «مشکوة» پدربزرگ شهید علی‌اکبر وقایعی افتادم. دیدم خیلی مناسب حال مجلس است. شروع کردم به خواندن:&lt;br /&gt;
ای اهل خیمه، خیمیه مهمان گتیرمیشم / پیشواز ائدین کی یوسف کنعان گتیرمیشم...&lt;br /&gt;
(ای اهل خیمه برایتان مهمان آورده ام، بیایید به پیشواز که یوسف کنعان را آورده ام)&lt;br /&gt;
نوحه از زبان امام حسین(ع) است. مسجد عاشورا بود. های‌های گریه‌ها به آسمان بلند شده بود. یک لحظه چشمم افتاد به آیت¬الله قاضی، عینکش را برداشته بود و مثل ابر بهاری گریه می‌کرد. مصیبت یکی دوتا که نبود، هم جوان از دست داده بودند و هم نمی‌توانستند حرف‌هایشان را بگویند. همه چیز تحت کنترل ساواک بود، اما مجلس ترحیم شهید علی‌اکبر وقایعی بی¬هیچ مزاحمتی از طرف مأموران حکومت خاتمه یافت».&lt;br /&gt;
از جمله اسناد منحصر به فردی که در این رابطه برای اولین بار به لطف حاج بیوک آقا آسایش منتشر می‌شود، نامه‌ای است که یکی از دوستان وقایعی از قم به وی در تعزیت شهادت فرزند نوشته است.:&lt;br /&gt;
«حضور مبارک حضرت مستطاب سلطان المتکلمین آقای وقایعی دام اقباله&lt;br /&gt;
به جای عرض تبریک به نام اینکه در صبر و شکیبایی خودم و جنابعالی دو بیت فرمایش یک ادیب محترم را به عرض می‌رسانم:&lt;br /&gt;
اگر غم را چو آتش دود بودی&lt;br /&gt;
جهان تاریک بودی جاودانه&lt;br /&gt;
درین گیتی سراسر گر بگردی&lt;br /&gt;
خردمندی نیابی شادیانه&lt;br /&gt;
ادیب دیگر نیز- ما گم‌شدگان را نصایح می‌فرماید:&lt;br /&gt;
با اینکه غرق خواهش نفسانیم هنوز&lt;br /&gt;
دیوانه‌ی عواطف انسانیم هنوز&lt;br /&gt;
خاکم به سر که نامه سیه می‌روم به خاک&lt;br /&gt;
مفتون رنگ زندگی فانیم هنوز&lt;br /&gt;
فهم این¬قدر نبود که دم بندم از سخن&lt;br /&gt;
شیرازه بند دفتر نادانیم هنوز&lt;br /&gt;
یاران قسم به خاک سبکبار رفتگان&lt;br /&gt;
پاگیر این سرای گران‌جانیم هنوز&lt;br /&gt;
با ناله‌ای قرار دل از اهل دل برم&lt;br /&gt;
مثل فروز جمع پریشانیم هنوز&lt;br /&gt;
آن قطره‌ام که در صدف تابناک عشق               &lt;br /&gt;
چشم انتظار رحمت یزدانیم هنوز&lt;br /&gt;
امیدوارم خدای متعال توفیق صبر و شکیبایی بیشتر عنایت فرماید. خواهشمندم دعا فرمایید خدای مهربان بر بنده هم توفیق صبر کرامت فرماید. 22/12/42&lt;br /&gt;
قربانت حقانی&lt;br /&gt;
صورت جواب نامه از طرف آقای وقایعی&lt;br /&gt;
14 فروردین سال 1343&lt;br /&gt;
حضور محترم برادر ایمانی جناب حقانی دامت توفیقاته&lt;br /&gt;
مؤدّت‌نامه‌ی آن ادیب فرزانه که تاریخ تحریرش 22 اسفندماه سال گذشته بود در 9 فروردین سال جدید زیارت شد. چند بار از صمیم قلب خواندم و از محبت‌های خالصانه‌ی آن برادر ایمانی در دل ناشاد خویش اثرات فراموش‌نشدنی دیدم، مخصوصاً اشعار تسلیت‌آمیز سرکار که در تعزیت فرزند شهیدم رضوان‌الله تعالی علیه ترقیم یافته بود سروش درونم را به هیجان آورد و وادارم کرد قلمی بردارم و در همان وزن و قافیه چند بیتی به رشته تحریر آرم و هی هذه&lt;br /&gt;
از راه لطف اگر تو بپرسی که چیست حال&lt;br /&gt;
سرگشتة جهالت و نادانیم هنوز&lt;br /&gt;
رفتند رهروان سعادت ولیک من&lt;br /&gt;
(مفتون رنگ زندگی فانیم هنوز)&lt;br /&gt;
رفت آنکه بود مونس جان مایه حیات&lt;br /&gt;
من در جدایی‌اش به نوا خوانیم هنوز&lt;br /&gt;
در عنفوان تازگی و موسم شباب&lt;br /&gt;
وی رفت و من اسیر گران‌جانیم هنوز&lt;br /&gt;
خوبان ز چارمیخ بلا خوش رها شدند&lt;br /&gt;
لیکن منِ فلک‌زده زندانیم هنوز&lt;br /&gt;
در محفل وصال یکایک شدند جمع&lt;br /&gt;
منِ سخت‌جان دچار پریشانیم هنوز                                           &lt;br /&gt;
حق‌تعالی وجود شریف سرکار را با جمیع متعلقان از بلیّات محفوظ بدارد و به کارهای خیر موفق فرماید. والسلام علیکم و رحمـﺔالله و برکاته&lt;br /&gt;
دعاگویت ع ب وقایعی»&lt;br /&gt;
سرانجام این عاشق دلسوخته امام حسین در تاریخ وفات 25 آذر1371 شمسی در تبریز درگذشت و به دیدار محبوبش در اعلی علیین عازم شد. وی جزو اولین پدران شهیدی بود که در '''قطعه والدین شهدا''' در«وادی رحمت» تبریز به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: [https://www.cgie.org.ir/fa/news/8222 مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:آذربایجان شزقی]]&lt;br /&gt;
[[رده:تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1580</id>
		<title>جلیل طائفی، آپاراتچی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1580"/>
		<updated>2020-12-06T13:07:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== فیلمساز مردمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جلیل طائفی اسدی''' یکی از هزاران نفری است که عاشقانه در فضای فرهنگی انقلاب اسلامی کار کرده است. طائفی سینماگری مردمی است که عاشقانه  رنج ساخت فیلم‌ برای انقلابِ مردم  را با ابتدایی‌ترین امکانات به جان خریده  است و آن را آپارات بر دوش، شهر به شهر و روستا به روستا، نمایش داده است؛ بدون کمترین پشتیبانی رسانه‌ای یا هر امکان دیگر.&lt;br /&gt;
[[پرونده:96.jpg|قاب|چپ|فیلمساز مردمی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== زندگی نامه ====&lt;br /&gt;
جلیل طایفی در سال 1331 در خیابان قدس (قره آغاج) تبریز به دنیا آمد. دوران ابتدایی را در مدرسه ی شهید انبار آغاز کرد، ولی به دلیل مشکلات خانوادگی در همان دوره ابتدایی مجبور به ترک تحصیل شده و وارد بازار کار شد. تا دوره ی جوانی مشغول کار نقاشی ساختمان بود. با توجه به علاقه وافری که به عرصه ی هنر مخصوصاً فیلم داشت، با سختی های زیادی یک دوربین فیلمبرداری سوپر 8 خریداری کرد و با همان دوربین از وقایع و رویدادهای انقلاب اسلامی فیلمبرداری می کرد. بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، شروع به فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی نمود. ابتدا دفتر '''« گروه هنری جوانان توحید تبریز»''' را افتتاح کرد و از کسانی که به هنر و فیلم علاقه مند بودند ثبت نام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم از جان گذشتگان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1360 فیلم بلند «از جان گذشتگان » را ساخت که تمامی امورات فنی آن را در گروه توحید انجام داده بود.اجازه نامه اکران عمومی فیلم در آذربایجان و حومه، از طرف وزارت ارشاد صادر شد. فیلم را با آپارات در مساجد و مدارس نمایش می داد. گاهی بابت اکران بلیت فروشی میکرد و بخشی از هزینه را برای مدرسه و بخشی را بابت '''کمک به جنگ زدگان''' و بخشی را سرمایه تولید اثر بعدی میکرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم نوری در تاریکی ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از موفقیت فیلم از جان گذشتگان، درسال 1362 فیلم « نوری در تاریکی» را تهیه نمود که درباره '''زندگینامه شهید ترور''' حاج محمد حسن نادر نوری، جانشین دادستان دادگاه انقلاب تبریز است که در هفتم مرداد ماه سال 1360 در تبریز ترور شد و بر اثر شدت جراحات چند روز بعد، در 12 مرداد ماه سال 60 به شهادت رسید. که این فیلم نیز در مدارس و مساجد شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی و چند استان دیگر، به نمایش درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«رضا ناجی» در یکی از فیلم های این کارگردان بازی کرده است که '''اولین بازی ناجی در برابر دوربین''' به حساب می‌آید. این فیلمساز همه فیلم های خود را به تنهایی ساخته و علاقه بسیاری به پرداختن به موضوعات انقلابی داشته است.&lt;br /&gt;
از آن زمان تاکنون، با توجه به علاقه ای که به این عرصه دارد، به فعالیت کاری خود ادامه داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سایر آثار ==== &lt;br /&gt;
از سوابق کاری وی می توان به موارد زیر اشاره نمود :&lt;br /&gt;
-ایثار تا پای جان&lt;br /&gt;
-خانمان سوز&lt;br /&gt;
-شیطان سفید&lt;br /&gt;
-حسرت آزادی&lt;br /&gt;
-کلاهبرداران با چک&lt;br /&gt;
-یاشیل باخیشلار&lt;br /&gt;
-مستند حسرت&lt;br /&gt;
-مستند آرزو&lt;br /&gt;
-قسمت&lt;br /&gt;
-سولان گول لر&lt;br /&gt;
-اوزون یوللار&lt;br /&gt;
- و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در فیلم های زیادی نقش مشاوره فیلمنامه و کارگردانی را داشته و در فیلم هایی هم ایفای نقش نموده که از جمه می توان به سریال «درمانگاه» و تله فیلم «رسول ترک» اشاره نمود.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او قصه‌های انقلاب را به جاهایی برده است که مردم آن مناطق با گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز در جریان بسیاری از وقایع جامعه‌ی انقلابی‌شان قرار نداشتند و  فیلم‌هایش را برای مردمی نشان داده که نه تنها سینما ندیده بودند، حتی داشتن تلویزیون هم برایشان آرزو بود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== آپاراتچی====&lt;br /&gt;
کتاب «آپاراتچی» حاوی گوشه‌هایی از تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و معرفی این هنرمند گمنام مردمی است؛ تجربه های گرانسنگ و شیرین جلیل طائفی را در این اثر به قلم دکتر روح الله رشیدی گردآمده است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:60451 378 600.jpg|قاب|چپ|کتاب آپاراتچی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیر هشت میلی متری ====&lt;br /&gt;
محمد صفا فیلم مستند «مسیر هشت میلیمتری» را درباره جلیل طائفی فیلمسازی تبریزی ساخته است. در این فیلم ۲۵ دقیقه ای از فیلم های آرشیوی نیز استفاده کرده است. مسعود کارگر و امین قره صوفلو به عنوان تصویربردار، محمد افشاری در مقام مدیر تولید، مهران چوبین دری به عنوان صدابردار، تورج کلانتری نیز در مقام ناظر کیفی در ساخت این فیلم با صفا همکاری داشتند. این فیلم به سفارش دفتر فیلمسازی زلال هنر ساخته شده است و سید جمال عود سیمین تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: دهه شصت]]&lt;br /&gt;
[[رده: جبهه فرهنگی و هنری انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1576</id>
		<title>جلیل طائفی، آپاراتچی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1576"/>
		<updated>2020-12-06T13:05:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== فیلمساز مردمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جلیل طائفی اسدی''' یکی از هزاران نفری است که عاشقانه در فضای فرهنگی انقلاب اسلامی کار کرده است. طائفی سینماگری مردمی است که عاشقانه  رنج ساخت فیلم‌ برای انقلابِ مردم  را با ابتدایی‌ترین امکانات به جان خریده  است و آن را آپارات بر دوش، شهر به شهر و روستا به روستا، نمایش داده است؛ بدون کمترین پشتیبانی رسانه‌ای یا هر امکان دیگر.&lt;br /&gt;
[[پرونده:96.jpg|قاب|چپ|فیلمساز مردمی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== زندگی نامه ====&lt;br /&gt;
جلیل طایفی در سال 1331 در خیابان قدس (قره آغاج) تبریز به دنیا آمد. دوران ابتدایی را در مدرسه ی شهید انبار آغاز کرد، ولی به دلیل مشکلات خانوادگی در همان دوره ابتدایی مجبور به ترک تحصیل شده و وارد بازار کار شد. تا دوره ی جوانی مشغول کار نقاشی ساختمان بود. با توجه به علاقه وافری که به عرصه ی هنر مخصوصاً فیلم داشت، با سختی های زیادی یک دوربین فیلمبرداری سوپر 8 خریداری کرد و با همان دوربین از وقایع و رویدادهای انقلاب اسلامی فیلمبرداری می کرد. بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، شروع به فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی نمود. ابتدا دفتر « گروه هنری جوانان توحید تبریز» را افتتاح کرد و از کسانی که به هنر و فیلم علاقه مند بودند ثبت نام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم از جان گذشتگان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1360 فیلم بلند «از جان گذشتگان » را ساخت که تمامی امورات فنی آن را در گروه توحید انجام داده بود.اجازه نامه اکران عمومی فیلم در آذربایجان و حومه، از طرف وزارت ارشاد صادر شد. فیلم را با آپارات در مساجد و مدارس نمایش می داد. گاهی بابت اکران بلیت فروشی میکرد و بخشی از هزینه را برای مدرسه و بخشی را بابت کمک به جنگ زدگان و بخشی را سرمایه تولید اثر بعدی میکرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم نوری در تاریکی ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از موفقیت فیلم از جان گذشتگان، درسال 1362 فیلم « نوری در تاریکی» را تهیه نمود که درباره زندگینامه شهید ترور حاج محمد حسن نادر نوری، جانشین دادستان دادگاه انقلاب تبریز است که در هفتم مرداد ماه سال 1360 در تبریز ترور شد و بر اثر شدت جراحات چند روز بعد، در 12 مرداد ماه سال 60 به شهادت رسید. که این فیلم نیز در مدارس و مساجد شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی و چند استان دیگر، به نمایش درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«رضا ناجی» در یکی از فیلم های این کارگردان بازی کرده است که اولین بازی ناجی در برابر دوربین به حساب می‌آید. این فیلمساز همه فیلم های خود را به تنهایی ساخته و علاقه بسیاری به پرداختن به موضوعات انقلابی داشته است.&lt;br /&gt;
از آن زمان تاکنون، با توجه به علاقه ای که به این عرصه دارد، به فعالیت کاری خود ادامه داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سایر آثار ==== &lt;br /&gt;
از سوابق کاری وی می توان به موارد زیر اشاره نمود :&lt;br /&gt;
-ایثار تا پای جان&lt;br /&gt;
-خانمان سوز&lt;br /&gt;
-شیطان سفید&lt;br /&gt;
-حسرت آزادی&lt;br /&gt;
-کلاهبرداران با چک&lt;br /&gt;
-یاشیل باخیشلار&lt;br /&gt;
-مستند حسرت&lt;br /&gt;
-مستند آرزو&lt;br /&gt;
-قسمت&lt;br /&gt;
-سولان گول لر&lt;br /&gt;
-اوزون یوللار&lt;br /&gt;
- و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در فیلم های زیادی نقش مشاوره فیلمنامه و کارگردانی را داشته و در فیلم هایی هم ایفای نقش نموده که از جمه می توان به سریال «درمانگاه» و تله فیلم «رسول ترک» اشاره نمود.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او قصه‌های انقلاب را به جاهایی برده است که مردم آن مناطق با گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز در جریان بسیاری از وقایع جامعه‌ی انقلابی‌شان قرار نداشتند و  فیلم‌هایش را برای مردمی نشان داده که نه تنها سینما ندیده بودند، حتی داشتن تلویزیون هم برایشان آرزو بود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== آپاراتچی====&lt;br /&gt;
کتاب «آپاراتچی» حاوی گوشه‌هایی از تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و معرفی این هنرمند گمنام مردمی است؛ تجربه های گرانسنگ و شیرین جلیل طائفی را در این اثر به قلم دکتر روح الله رشیدی گردآمده است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:60451 378 600.jpg|قاب|چپ|کتاب آپاراتچی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیر هشت میلی متری ====&lt;br /&gt;
محمد صفا فیلم مستند «مسیر هشت میلیمتری» را درباره جلیل طائفی فیلمسازی تبریزی ساخته است. در این فیلم ۲۵ دقیقه ای از فیلم های آرشیوی نیز استفاده کرده است. مسعود کارگر و امین قره صوفلو به عنوان تصویربردار، محمد افشاری در مقام مدیر تولید، مهران چوبین دری به عنوان صدابردار، تورج کلانتری نیز در مقام ناظر کیفی در ساخت این فیلم با صفا همکاری داشتند. این فیلم به سفارش دفتر فیلمسازی زلال هنر ساخته شده است و سید جمال عود سیمین تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: دهه شصت]]&lt;br /&gt;
[[رده: جبهه فرهنگی و هنری انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ترور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1572</id>
		<title>جلیل طائفی، آپاراتچی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1572"/>
		<updated>2020-12-06T11:32:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== فیلمساز مردمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جلیل طائفی اسدی''' یکی از هزاران نفری است که عاشقانه در فضای فرهنگی انقلاب اسلامی کار کرده است. طائفی سینماگری مردمی است که عاشقانه  رنج ساخت فیلم‌ برای انقلابِ مردم  را با ابتدایی‌ترین امکانات به جان خریده  است و آن را آپارات بر دوش، شهر به شهر و روستا به روستا، نمایش داده است؛ بدون کمترین پشتیبانی رسانه‌ای یا هر امکان دیگر.&lt;br /&gt;
[[پرونده:96.jpg|قاب|چپ|فیلمساز مردمی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== زندگی نامه ====&lt;br /&gt;
جلیل طایفی در سال 1331 در خیابان قدس (قره آغاج) تبریز به دنیا آمد. دوران ابتدایی را در مدرسه ی شهید انبار آغاز کرد، ولی به دلیل مشکلات خانوادگی در همان دوره ابتدایی مجبور به ترک تحصیل شده و وارد بازار کار شد. تا دوره ی جوانی مشغول کار نقاشی ساختمان بود. با توجه به علاقه وافری که به عرصه ی هنر مخصوصاً فیلم داشت، با سختی های زیادی یک دوربین فیلمبرداری سوپر 8 خریداری کرد و با همان دوربین از وقایع و رویدادهای انقلاب اسلامی فیلمبرداری می کرد. بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، شروع به فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی نمود. ابتدا دفتر « گروه هنری جوانان توحید تبریز» را افتتاح کرد و از کسانی که به هنر و فیلم علاقه مند بودند ثبت نام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم از جان گذشتگان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1360 فیلم بلند «از جان گذشتگان » را ساخت که تمامی امورات فنی آن را در گروه توحید انجام داده بود.اجازه نامه اکران عمومی فیلم در آذربایجان و حومه، از طرف وزارت ارشاد صادر شد. فیلم را با آپارات در مساجد و مدارس نمایش می داد. گاهی بابت اکران بلیت فروشی میکرد و بخشی از هزینه را برای مدرسه و بخشی را بابت کمک به جنگ زدگان و بخشی را سرمایه تولید اثر بعدی میکرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم نوری در تاریکی ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از موفقیت فیلم از جان گذشتگان، درسال 1362 فیلم « نوری در تاریکی» را تهیه نمود که درباره زندگینامه شهید ترور حاج محمد حسن نادر نوری، جانشین دادستان دادگاه انقلاب تبریز است که در هفتم مرداد ماه سال 1360 در تبریز ترور شد و بر اثر شدت جراحات چند روز بعد، در 12 مرداد ماه سال 60 به شهادت رسید. که این فیلم نیز در مدارس و مساجد شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی و چند استان دیگر، به نمایش درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«رضا ناجی» در یکی از فیلم های این کارگردان بازی کرده است که اولین بازی ناجی در برابر دوربین به حساب می‌آید. این فیلمساز همه فیلم های خود را به تنهایی ساخته و علاقه بسیاری به پرداختن به موضوعات انقلابی داشته است.&lt;br /&gt;
از آن زمان تاکنون، با توجه به علاقه ای که به این عرصه دارد، به فعالیت کاری خود ادامه داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سایر آثار ==== &lt;br /&gt;
از سوابق کاری وی می توان به موارد زیر اشاره نمود :&lt;br /&gt;
-ایثار تا پای جان&lt;br /&gt;
-خانمان سوز&lt;br /&gt;
-شیطان سفید&lt;br /&gt;
-حسرت آزادی&lt;br /&gt;
-کلاهبرداران با چک&lt;br /&gt;
-یاشیل باخیشلار&lt;br /&gt;
-مستند حسرت&lt;br /&gt;
-مستند آرزو&lt;br /&gt;
-قسمت&lt;br /&gt;
-سولان گول لر&lt;br /&gt;
-اوزون یوللار&lt;br /&gt;
- و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در فیلم های زیادی نقش مشاوره فیلمنامه و کارگردانی را داشته و در فیلم هایی هم ایفای نقش نموده که از جمه می توان به سریال «درمانگاه» و تله فیلم «رسول ترک» اشاره نمود.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او قصه‌های انقلاب را به جاهایی برده است که مردم آن مناطق با گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز در جریان بسیاری از وقایع جامعه‌ی انقلابی‌شان قرار نداشتند و  فیلم‌هایش را برای مردمی نشان داده که نه تنها سینما ندیده بودند، حتی داشتن تلویزیون هم برایشان آرزو بود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== آپاراتچی====&lt;br /&gt;
کتاب «آپاراتچی» حاوی گوشه‌هایی از تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و معرفی این هنرمند گمنام مردمی است؛ تجربه های گرانسنگ و شیرین جلیل طائفی را در این اثر به قلم دکتر روح الله رشیدی گردآمده است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:60451 378 600.jpg|قاب|چپ|کتاب آپاراتچی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیر هشت میلی متری ====&lt;br /&gt;
محمد صفا فیلم مستند «مسیر هشت میلیمتری» را درباره جلیل طائفی فیلمسازی تبریزی ساخته است. در این فیلم ۲۵ دقیقه ای از فیلم های آرشیوی نیز استفاده کرده است. مسعود کارگر و امین قره صوفلو به عنوان تصویربردار، محمد افشاری در مقام مدیر تولید، مهران چوبین دری به عنوان صدابردار، تورج کلانتری نیز در مقام ناظر کیفی در ساخت این فیلم با صفا همکاری داشتند. این فیلم به سفارش دفتر فیلمسازی زلال هنر ساخته شده است و سید جمال عود سیمین تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: فیلمساز مردمی]]&lt;br /&gt;
[[رده: هنرمند انقلابی]]&lt;br /&gt;
[[رده: دهه شصت]]&lt;br /&gt;
[[رده: آپاراتچی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تاریخ شفاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهید ترور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1571</id>
		<title>جلیل طائفی، آپاراتچی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D9%81%DB%8C%D8%8C_%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%86%DB%8C&amp;diff=1571"/>
		<updated>2020-12-06T11:30:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «== فیلمساز مردمی ==  '''جلیل اسدی طائفی جلیلی''' یکی از هزاران نفری است که عاشقانه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== فیلمساز مردمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''جلیل اسدی طائفی جلیلی''' یکی از هزاران نفری است که عاشقانه در فضای فرهنگی انقلاب اسلامی کار کرده است. طائفی سینماگری مردمی است که عاشقانه  رنج ساخت فیلم‌ برای انقلابِ مردم  را با ابتدایی‌ترین امکانات به جان خریده  است و آن را آپارات بر دوش، شهر به شهر و روستا به روستا، نمایش داده است؛ بدون کمترین پشتیبانی رسانه‌ای یا هر امکان دیگر.&lt;br /&gt;
[[پرونده:96.jpg|قاب|چپ|فیلمساز مردمی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== زندگی نامه ====&lt;br /&gt;
جلیل طایفی در سال 1331 در خیابان قدس (قره آغاج) تبریز به دنیا آمد. دوران ابتدایی را در مدرسه ی شهید انبار آغاز کرد، ولی به دلیل مشکلات خانوادگی در همان دوره ابتدایی مجبور به ترک تحصیل شده و وارد بازار کار شد. تا دوره ی جوانی مشغول کار نقاشی ساختمان بود. با توجه به علاقه وافری که به عرصه ی هنر مخصوصاً فیلم داشت، با سختی های زیادی یک دوربین فیلمبرداری سوپر 8 خریداری کرد و با همان دوربین از وقایع و رویدادهای انقلاب اسلامی فیلمبرداری می کرد. بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، شروع به فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی نمود. ابتدا دفتر « گروه هنری جوانان توحید تبریز» را افتتاح کرد و از کسانی که به هنر و فیلم علاقه مند بودند ثبت نام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== فیلم از جان گذشتگان====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1360 فیلم بلند «از جان گذشتگان » را ساخت که تمامی امورات فنی آن را در گروه توحید انجام داده بود.اجازه نامه اکران عمومی فیلم در آذربایجان و حومه، از طرف وزارت ارشاد صادر شد. فیلم را با آپارات در مساجد و مدارس نمایش می داد. گاهی بابت اکران بلیت فروشی میکرد و بخشی از هزینه را برای مدرسه و بخشی را بابت کمک به جنگ زدگان و بخشی را سرمایه تولید اثر بعدی میکرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نوری در تاریکی ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از موفقیت فیلم از جان گذشتگان، درسال 1362 فیلم « نوری در تاریکی» را تهیه نمود که درباره زندگینامه شهید ترور حاج محمد حسن نادر نوری، جانشین دادستان دادگاه انقلاب تبریز است که در هفتم مرداد ماه سال 1360 در تبریز ترور شد و بر اثر شدت جراحات چند روز بعد، در 12 مرداد ماه سال 60 به شهادت رسید. که این فیلم نیز در مدارس و مساجد شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی و چند استان دیگر، به نمایش درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«رضا ناجی» در یکی از فیلم های این کارگردان بازی کرده است که اولین بازی ناجی در برابر دوربین به حساب می‌آید. این فیلمساز همه فیلم های خود را به تنهایی ساخته و علاقه بسیاری به پرداختن به موضوعات انقلابی داشته است.&lt;br /&gt;
از آن زمان تاکنون، با توجه به علاقه ای که به این عرصه دارد، به فعالیت کاری خود ادامه داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سایر آثار ==== &lt;br /&gt;
از سوابق کاری وی می توان به موارد زیر اشاره نمود :&lt;br /&gt;
-ایثار تا پای جان&lt;br /&gt;
-خانمان سوز&lt;br /&gt;
-شیطان سفید&lt;br /&gt;
-حسرت آزادی&lt;br /&gt;
-کلاهبرداران با چک&lt;br /&gt;
-یاشیل باخیشلار&lt;br /&gt;
-مستند حسرت&lt;br /&gt;
-مستند آرزو&lt;br /&gt;
-قسمت&lt;br /&gt;
-سولان گول لر&lt;br /&gt;
-اوزون یوللار&lt;br /&gt;
- و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در فیلم های زیادی نقش مشاوره فیلمنامه و کارگردانی را داشته و در فیلم هایی هم ایفای نقش نموده که از جمه می توان به سریال «درمانگاه» و تله فیلم «رسول ترک» اشاره نمود.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او قصه‌های انقلاب را به جاهایی برده است که مردم آن مناطق با گذشت چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز در جریان بسیاری از وقایع جامعه‌ی انقلابی‌شان قرار نداشتند و  فیلم‌هایش را برای مردمی نشان داده که نه تنها سینما ندیده بودند، حتی داشتن تلویزیون هم برایشان آرزو بود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== آپاراتچی====&lt;br /&gt;
کتاب «آپاراتچی» حاوی گوشه‌هایی از تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و معرفی این هنرمند گمنام مردمی است؛ تجربه های گرانسنگ و شیرین جلیل طائفی را در این اثر به قلم دکتر روح الله رشیدی گردآمده است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:60451 378 600.jpg|قاب|چپ|کتاب آپاراتچی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مسیر هشت میلی متری ====&lt;br /&gt;
محمد صفا فیلم مستند «مسیر هشت میلیمتری» را درباره جلیل طائفی فیلمسازی تبریزی ساخته است. در این فیلم ۲۵ دقیقه ای از فیلم های آرشیوی نیز استفاده کرده است. مسعود کارگر و امین قره صوفلو به عنوان تصویربردار، محمد افشاری در مقام مدیر تولید، مهران چوبین دری به عنوان صدابردار، تورج کلانتری نیز در مقام ناظر کیفی در ساخت این فیلم با صفا همکاری داشتند. این فیلم به سفارش دفتر فیلمسازی زلال هنر ساخته شده است و سید جمال عود سیمین تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: فیلمساز مردمی]]&lt;br /&gt;
[[رده: هنرمند انقلابی]]&lt;br /&gt;
[[رده: دهه شصت]]&lt;br /&gt;
[[رده: آپاراتچی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تاریخ شفاهی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهید ترور]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:60451_378_600.jpg&amp;diff=1570</id>
		<title>پرونده:60451 378 600.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:60451_378_600.jpg&amp;diff=1570"/>
		<updated>2020-12-06T11:24:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;طائفی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:96.jpg&amp;diff=1569</id>
		<title>پرونده:96.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:96.jpg&amp;diff=1569"/>
		<updated>2020-12-06T11:19:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جلیل طائفی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=1532</id>
		<title>میرزا عباسقلی وقایعی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9%DB%8C&amp;diff=1532"/>
		<updated>2020-12-06T08:02:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;هادی رحیم زاده: صفحه‌ای تازه حاوی «==دانشمند گمنام میرزا عباسقلی وقایعی==  ==== وقایعی نامی آشنا برای فرهیختگان و ف...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==دانشمند گمنام میرزا عباسقلی وقایعی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== وقایعی نامی آشنا برای فرهیختگان و فرزانگان====&lt;br /&gt;
مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی دانشمند وادیب توانایی بود که نیاکان وی از مفاخر ملی ایران به حساب می آیند از جمله نیای بزگ ایشان میرزا صادق وقایع نگار مروزی که منشی ووقایع نگار عباس میرزا بوده است آثار متعددی از وی برجای مانده است به ویژه در مورد تاریخ قاجاریه وجنگ های ایران وروسیه؛ یا پدر مرحوم وقایعی، علی اکبر وقایعی متخلص به مشکات از سرآمدان شعر وادب فارسی و ترکی آذری به ویژه نوحه سرایی برای سالار شهیدان، در قرن اخیر که مصاحب بزرگانی چون جلال الدین همایی و نخجوانی ها و... بوده است. مرحوم وقایعی با علما و مراجع بزرگی همچون آیت الله العظمی مرعشی نجفی، شهید آیت الله قاضی طباطبایی ارتباط داشت و کتیبه کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی به خط وی است. زندگی وحیات مرحوم وقایعی از ابعاد مختلف قابل بررسی و توجه است از منظر علمی و ادبی، استادی در انواع خطوط اسلامی، از جنبه اخلاقی، از منظر انقلابی و جزء اولین پدران شهید تاریخ انقلاب اسلامی در تبریز بودن.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مرحوم وقایعی 1.jpg|قاب|چپ|مرحوم میرزا عباسقلی وقایعی]]&lt;br /&gt;
==== زندگینامه ====&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی فرزند مرحوم میرزا علی اکبر وقایعی شاعر توانا ولی گمنام تبریزی در سال 1283 شمسی در تبریز به دنیا آمد. وی پس از کسب علم در نزد پدر مدارج تحصیل را طبق رسم متداول زمان سپری کرد. ضمن اینکه در علوم دینی هم به تحصیل پرداخت و از دوران جوانی به معلمی پرداخت و براساس یک سند تاریخی در سال 1318 شمسی که معلم مدرسه اسلامی در تبریز بوده است، در مسابقه‌ی مجله ی آموزش و پرورش نفر چهارم شده است. طبق اظهارات [[شیخ کریم ارسلانی|حاج کریم ارسلانی]]  مرحوم وقایعی در دانشسرای معلمان هم تدریس می‌کرد که در پی جریان کشف حجاب از معلمی در آنجا استعفا می‌دهد.&lt;br /&gt;
وی سال‌ها مدیریت مدرسه‌ی علمیه را برعهده داشت که در آخر بازار مسجد جامع نرسیده به کوچه‌ی ملا احمد در منزل میرزا مهدی قاری واقع بود و توسط مرحوم آیت الله شبستری دایر شده بود. اغلب خانواده‌های متدین فرزندان خود را برای تحصیل به این مدرسه روانه می‌کردند. از جمله شاگردان وی می‌توان به استادعلی نظمی اشاره کرد که طبق نوشته¬ی خود نه سال در محضر وقایعی تلمذ کرده است از دیگر شاگردان وی می‌توان به مجتبی زاد صادق و دکتر رجایی خراسانی ودهها شخصیت سرشناس علمی وادبی اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== در نهضت امام خمینی (ره)====&lt;br /&gt;
وی و شاگردانش در نهضت اسلامی به رهبری  امام خمینی (ره) نقش آفرین بودند. با توجه به اینکه وی ازجمله نخستین پدران شهید در تاریخ انقلاب اسلامی در آذربایجان است پرواضح است در درس و بحث آموزه‌های اسلام راستین را ترویج دهد. به روایت شاگرد نزدیکش ارسلانی وی در امر به معروف و نهی از منکر جدی و بی¬تعارف بود و از تملق وچاپلوسی تنفر داشت.&lt;br /&gt;
او بعد از تعطیلی مدرسه¬ی علمیه در منزل خود به تدریس ادبیات اسلامی، تفسیر قرآن و نهج¬البلاغه  ادامه داد. به روایت حاج کریم ارسلانی وی با آیت¬الله العظمی مرعشی نجفی مراودات و مکاتبات منظمی داشت و ایشان خود نامه¬ی مفصلِ آن مرجع عالیقدر به مرحوم وقایعی را دیده و خوانده است. وی طبع شعر هم داشت و آثاری از وی برجای مانده است. وی که میراث¬دار گنجینه¬ی گرانبهای ادبی و تاریخی پدر و خاندان وقایع نگار بود، خط خوشی داشت و به انتشار برخی از آثار پدر همت گماشت. ضمن اینکه از خود هم آثار و تألیفاتی برجای گذاشته است که می‌توان به مباحثی اشاره کرد که وی در جلسات تفسیر خود بیان می‌کرد و آنها را می‌نوشت. از وی در کتابخانه‌ی مجمع ذخایر اسلامی قم یک اثر خطی به نام فهرست عناوین ابواب کتاب «ترتیب التهذیب» وجود دارد.&lt;br /&gt;
مرحوم عباسقلی وقایعی داری سه فرزند(دو دختر و یک پسر) بود. یکی از دختران وی  که همسر جناب آقای سید رضی عشق آزادی است در قید حیات هستند. مرحوم کبری وقایعی نام دختر دیگر وی بود که همسر مرحوم حسین سید هندی بود. وقایعی تنها پسرش را علی‌اکبر نام گذاشت تا یاد آورمشکوة، شاعر بلند مرتبه ، پدر بزرگش باشد. این نام¬گذاری عرصه‌ی امتحانی کربلایی¬گونه برای او شد.&lt;br /&gt;
==== شهادت علی‌اکبر وقایعی ====&lt;br /&gt;
علی‌اکبر وقایعی از شهدای قیام 15 خرداد در تهران است شهدای قیام 15 خرداد از جمله مظلومان تاریخ انقلاب اسلامی هستند که غربت آنها مضاعف است استاد حاج بیوک آسایش درباره‌ی وی و نحوه‌ی شهادتش چنین گفته است:&lt;br /&gt;
«تبریز در قیام پانزده خرداد 42 فقط یک شهید داشت آن هم «علی اکبر وقایعی» بود: پسر استاد ما «عباسعلی وقایعی». علی‌اکبر دو سه سالی از من کوچک‌تر بود، اما زبر و زرنگ. در بازار تهران توی مغازه‌ یک تاجر شاگردی می‌کرد و در خانه ی عمه‌اش می‌ماند. بیشتر اقوامشان ساکن تهران بودند.&lt;br /&gt;
ما از اول زیر نظر آقای عباسعلی وقایعی تعلیم دیده و از او خط می‌گرفتیم. هم باسواد بود و هم متدین و خودساخته. من برای اولین بار نام امام خمینی(ره) را از او شنیدم، حالا اگر پسر چنین مردی به صف مبارزان علیه ستمشاهی می‌پیوست، هیچ هم بعید نبود. علی‌اکبر پس از رفتن از تبریز، در تهران علیه حکومت پهلوی فعالیت‌ می‌کرد، اعلامیه های حضرت امام را در بازار تهران جابه جا می‌نمود و...&lt;br /&gt;
خلاصه خبر رسید که علی اکبر در تهران کشته شده، هنوز کسی از کمّ و کیف کشته‌شدنش چیزی نمی‌دانست. ما عصرها همچنان به کلاس استاد می‌رفتیم. از جمله افرادی که به این کلاس می‌آمدند استاد «علی نظمی تبریزی» بود و برادرش آقای «قویدل» و ... همه شهادت علی‌اکبر را به جز پدرش می‌دانستند. فامیل‌هایشان که از تهران آمده بودند، می‌گفتند: «دو سه روزی از علی اکبر خبری نشد، نگران شدیم و دربه‌در دنبالش رفتیم، سرانجام جنازه‌اش را در سردخانه پیدا کردیم. روز 15 خرداد بر روی پله‌های مسجد شاه تیر خورده و کشته شده بود. در قبال نشان دادن جنازه 200 تومان پول نقد و یک جعبه شیرینی از ما گرفتند. اما جنازه را به ما تحویل ندادند. فقط اجازه دادند شاهد دفنش باشیم و جلوی چشم ما در مسگرآباد تهران به خاک سپردند.»&lt;br /&gt;
با وجود همه‌ ی این حرف‌ها کسی جرأت نمی‌کرد از کلمه¬ی «شهید» استفاده کند.&lt;br /&gt;
روزی پس از تعطیلی کلاس، پنج شش نفر جمع شدیم که برویم منزل آقای وقایعی و به طریقی خبر را بگوییم. کار سختی بود. همه ی اقوام ریخته بودند آنجا، منزل خودشان شلوغ بود. همسایه‌ای داشتند به نام «حاج یعقوب دمیرچی» خانه‌اش را آماده کرده بود. ما هم خانه ی آقای دمیرچی جمع شدیم. باب صحبت را استاد نظمی[5] گشود و ماجرایی را برای جمع تعریف کرد: «پسر جوانی مدتی پیش در استخر شاه‌گلی غرق شده بود و نمی‌دانستند چگونه این خبر را به پدرش بگویند؛ اما دیدند نمی‌شود که تا ابد نگفت، به نحوی گفتند. در این جور مواقع چاره‌ای نداریم جز صبر...». آقای وقایعی حرفهای استاد نظمی را قطع کرد و گفت: «از حرفهای شما چنین برمی‌آید که اتفاقی برای علی‌اکبر ما افتاده، درست است؟» دستهایش را به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا شکر خودت داده بودی؛ خودت هم گرفتی. من پدرش هستم او را حلال می‌کنم، تو هم اگر تقصیراتی دارد به حق خودت ببخش».&lt;br /&gt;
به سجده افتاد. از سجده که بلند شد رو به من و آقای «هنرور» گفت: «روضه علی‌اکبر بخوانید». حاج حسین هنرور روضه ی علی اکبر خواند و با چند بیت نوحه تمام کرد. آقای وقایعی با صدای بلند و از ته دل گریه کرد و همه را به گریه انداخت. بعد رو به من گفت تو هم بخوان؛ خواندم. تا حدودی آرام گرفت. برایش نحوه¬ی شهادت پسرش را توضیح دادند، گفت: «الحمدلله که در راه مقدسی رفته».&lt;br /&gt;
اما هیچ‌کس برای علی‌اکبر کلمه ی شهید را به کار نمی‌برد، در اعلامیه ی مجلس ختم نوشتند: جوان ناکام علی‌اکبروقایعی. برایش در مسجد میرآقا- محله سرخاب- مجلس ترحیم گرفتند. آنهایی که سرشان توی حساب و کتاب بود، می‌دانستند علی‌اکبر از شهدای 15 خرداد است. افراد آگاه به خصوص بازاریان تبریز در مجلس حضور داشتند و ازدحام جمعیت به قدری بود که در مسجد جای سوزن انداختن نبود. تعدادی از روحانیون تبریز هم حضور داشتند که آیت¬الله قاضی طباطبایی تشریف آوردند و مجلس به احترامش برخاست. با ورود ایشان مجلس شور دیگری به خود گرفت. همه از درون می‌سوختند هرچند نمی‌توانستند بر زبان بیاورند. نوحه‌خوان‌ها به نوبت می‌خواندند و توی مسجد بلندگو هم نداشتیم. نوبت به من رسید. یک لحظه یاد نوحه‌ای از مرحوم «مشکوة» پدربزرگ شهید علی‌اکبر وقایعی افتادم. دیدم خیلی مناسب حال مجلس است. شروع کردم به خواندن:&lt;br /&gt;
ای اهل خیمه، خیمیه مهمان گتیرمیشم / پیشواز ائدین کی یوسف کنعان گتیرمیشم...&lt;br /&gt;
(ای اهل خیمه برایتان مهمان آورده ام، بیایید به پیشواز که یوسف کنعان را آورده ام)&lt;br /&gt;
نوحه از زبان امام حسین(ع) است. مسجد عاشورا بود. های‌های گریه‌ها به آسمان بلند شده بود. یک لحظه چشمم افتاد به آیت¬الله قاضی، عینکش را برداشته بود و مثل ابر بهاری گریه می‌کرد. مصیبت یکی دوتا که نبود، هم جوان از دست داده بودند و هم نمی‌توانستند حرف‌هایشان را بگویند. همه چیز تحت کنترل ساواک بود، اما مجلس ترحیم شهید علی‌اکبر وقایعی بی¬هیچ مزاحمتی از طرف مأموران حکومت خاتمه یافت».&lt;br /&gt;
از جمله اسناد منحصر به فردی که در این رابطه برای اولین بار به لطف حاج بیوک آقا آسایش منتشر می‌شود، نامه‌ای است که یکی از دوستان وقایعی از قم به وی در تعزیت شهادت فرزند نوشته است.:&lt;br /&gt;
«حضور مبارک حضرت مستطاب سلطان المتکلمین آقای وقایعی دام اقباله&lt;br /&gt;
به جای عرض تبریک به نام اینکه در صبر و شکیبایی خودم و جنابعالی دو بیت فرمایش یک ادیب محترم را به عرض می‌رسانم:&lt;br /&gt;
اگر غم را چو آتش دود بودی&lt;br /&gt;
جهان تاریک بودی جاودانه&lt;br /&gt;
درین گیتی سراسر گر بگردی&lt;br /&gt;
خردمندی نیابی شادیانه&lt;br /&gt;
ادیب دیگر نیز- ما گم‌شدگان را نصایح می‌فرماید:&lt;br /&gt;
با اینکه غرق خواهش نفسانیم هنوز&lt;br /&gt;
دیوانه‌ی عواطف انسانیم هنوز&lt;br /&gt;
خاکم به سر که نامه سیه می‌روم به خاک&lt;br /&gt;
مفتون رنگ زندگی فانیم هنوز&lt;br /&gt;
فهم این¬قدر نبود که دم بندم از سخن&lt;br /&gt;
شیرازه بند دفتر نادانیم هنوز&lt;br /&gt;
یاران قسم به خاک سبکبار رفتگان&lt;br /&gt;
پاگیر این سرای گران‌جانیم هنوز&lt;br /&gt;
با ناله‌ای قرار دل از اهل دل برم&lt;br /&gt;
مثل فروز جمع پریشانیم هنوز&lt;br /&gt;
آن قطره‌ام که در صدف تابناک عشق               &lt;br /&gt;
چشم انتظار رحمت یزدانیم هنوز&lt;br /&gt;
امیدوارم خدای متعال توفیق صبر و شکیبایی بیشتر عنایت فرماید. خواهشمندم دعا فرمایید خدای مهربان بر بنده هم توفیق صبر کرامت فرماید. 22/12/42&lt;br /&gt;
قربانت حقانی&lt;br /&gt;
صورت جواب نامه از طرف آقای وقایعی&lt;br /&gt;
14 فروردین سال 1343&lt;br /&gt;
حضور محترم برادر ایمانی جناب حقانی دامت توفیقاته&lt;br /&gt;
مؤدّت‌نامه‌ی آن ادیب فرزانه که تاریخ تحریرش 22 اسفندماه سال گذشته بود در 9 فروردین سال جدید زیارت شد. چند بار از صمیم قلب خواندم و از محبت‌های خالصانه‌ی آن برادر ایمانی در دل ناشاد خویش اثرات فراموش‌نشدنی دیدم، مخصوصاً اشعار تسلیت‌آمیز سرکار که در تعزیت فرزند شهیدم رضوان‌الله تعالی علیه ترقیم یافته بود سروش درونم را به هیجان آورد و وادارم کرد قلمی بردارم و در همان وزن و قافیه چند بیتی به رشته تحریر آرم و هی هذه&lt;br /&gt;
از راه لطف اگر تو بپرسی که چیست حال&lt;br /&gt;
سرگشتة جهالت و نادانیم هنوز&lt;br /&gt;
رفتند رهروان سعادت ولیک من&lt;br /&gt;
(مفتون رنگ زندگی فانیم هنوز)&lt;br /&gt;
رفت آنکه بود مونس جان مایه حیات&lt;br /&gt;
من در جدایی‌اش به نوا خوانیم هنوز&lt;br /&gt;
در عنفوان تازگی و موسم شباب&lt;br /&gt;
وی رفت و من اسیر گران‌جانیم هنوز&lt;br /&gt;
خوبان ز چارمیخ بلا خوش رها شدند&lt;br /&gt;
لیکن منِ فلک‌زده زندانیم هنوز&lt;br /&gt;
در محفل وصال یکایک شدند جمع&lt;br /&gt;
منِ سخت‌جان دچار پریشانیم هنوز                                           &lt;br /&gt;
حق‌تعالی وجود شریف سرکار را با جمیع متعلقان از بلیّات محفوظ بدارد و به کارهای خیر موفق فرماید. والسلام علیکم و رحمـﺔالله و برکاته&lt;br /&gt;
دعاگویت ع ب وقایعی»&lt;br /&gt;
سرانجام این عاشق دلسوخته امام حسین در تاریخ وفات 25 آذر1371 شمسی در تبریز درگذشت و به دیدار محبوبش در اعلی علیین عازم شد. وی جزو اولین پدران شهیدی بود که در قطعه والدین شهدا در«وادی رحمت» تبریز به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: [https://www.cgie.org.ir/fa/news/8222 مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:قیام 15خرداد]]&lt;br /&gt;
[[رده:پدر شهید]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارز انقلابی]]&lt;br /&gt;
[[رده:مسجد جامع تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:بیوک آسایش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>هادی رحیم زاده</name></author>
	</entry>
</feed>