<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C+%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C</id>
	<title>قصه‌ی ما - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C+%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C"/>
	<updated>2026-08-04T22:43:37Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C&amp;diff=7853</id>
		<title>سوژه های اقتصاد مقاومتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C&amp;diff=7853"/>
		<updated>2021-01-12T15:19:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کاتالیست مواو حیاتی صنعت پتروشیمی را ساختیم==&lt;br /&gt;
ما یک نمونه در کاتالیتسهای  '''پتروشیمی''' داریم. کل این مجتمع با آن عظمت و این فرایند تولید و فلان، هیچ کدام اینها کار نمی‌کند مگر این که این کاتالیستها باشند. کاتالیست را وارد فرایندش می‌کنند و این فرایند انجام می‌شود. '''اگر نباشد این فرایند انجام نمی‌شود'''. مثلاً اگر می‌خواهند از گاز اتیلن تولید بکنند، این کاتالیست نباشد، شما هر چقدر هم این دستگاه و سیستم را روشن بکنی اتیلن تولید نخواهد شد. رقم اینها، کل کاتالیستهایی که ما وارد می‌کنیم، در سال '''پانصد میلیون دلار''' است ولی برای پتروشیمی به شدت حیاتی است. اینها را '''تحریم کردند'''. مثلاً یک نمونه‌اش کاتالیست او سه. خود رئیس این شرکت پتروشیمی تعریف می‌کرد. می‌گفت این کاتالیستها را تحریم کردند. یک استادی این را '''در یکی از دانشگاهها ساخت'''. ما پشت آنتن هم آوردیم ولی الآن اسمش خاطرم نیست. چون اصلاً اسمش را اعلام نکردیم. بعد می‌گفت، این کاتالیست را ساخته بود. چون ما خیلی ضعف داریم دیگر. این را آقای کریمی می‌گویند. درست است. واقعاً این را نمی‌خرند و به دلایلی هم نمی‌خرند. می‌گویند اگر ما این کاتالیست را در این سیستم راند بکنیم و جواب ندهد، چون بیس آزمایشگاهی نداریم، اگر این فرایند بخوابد یا بد عمل بکند، چند میلیون دلار ضرر می‌کنیم. این حرف را راست هم می‌گویند. غلط هم نمی‌گویند که ضرر می‌کنند. می‌گفت ما این کاتالیست را به سیستم تزریق کردیم و کل منطقه را خالی کردیم. چون '''احتمال انفجار''' وجود داشت ولی '''کاتالیست عمل کرد'''. این خیلی موقعیت تراژیکی خوبی است. &lt;br /&gt;
باز ما یک شرکتی داریم که بچه‌های '''دانشگاه شریف هستند'''. یک سری از این کاتالیستها را تولید کردند.&lt;br /&gt;
==بعضی از شرکت های دارویی خون خوارند==&lt;br /&gt;
واقعیت این است که ما از این شرکتهای دارویی خون خوارتر ندیدیم.اینها اصلاً با جان مردم بازی میکنند. طرف شرکت داروسازی دارد. &lt;br /&gt;
دارو وارد کردند ولی عرضه نمی کنند. ارز می‌گیرند و در بازار عرضه نمی‌کنند. چون قیمت آن سه برابر است. منتظرند ارز بالا برود. بعد بگویند من اینها را با قیمت جدید آوردیم. آن وقت در این فاصله ببین چقدر آدم می‌میرند. چقدر آدم زیر خط فقر می‌روند. چون طرف باید خانه‌اش را بفروشد و دارو را تهیه بکند. چون ده برابر قیمت است.&lt;br /&gt;
یعنی وارد کرده اند. جوی بود که خودشان درست کردند. وارد کردند ولی استفاده نکردند.از این داستانها هم داریم. &lt;br /&gt;
اینها خونخوارتر و وحشیتر هستند. خودش معلم بود. رفیق رکاب آقای معین هم هست. معین وزیر علوم. هنوز هم که هنوزه. معلم بود. تازه نه معلمی که در آموزش و پرورش ها. خصوصی درس بدهد و غیر انتفاعی و اینها. سر یک واسطه‌های آمد و توی یک شرکت دارویی رفت. آن موقع یکی از اعضای هئیت مدیره آن شرکت هم رئیس سازمان غذا و دارو بود. حالا کاری نداریم. توی این شرکت دارویی رفت. بعد هم توی بازرگانی آن شرکت دارویی رفت. همه اینها در سه چهار سال اتفاق افتاده. خودش رفت و یک شرکت وارداتی زد و الآن از این بی‌ام‌وهای شاسی بلند دارد و فلان. فکر می‌کنی اینها چه جوری پولدار می‌شوند. همین جوری است. از سوداگری مواد مخدر بدتر است. تو داری با جان بچه‌های کوچک، زن، مرد بازی می‌کنی. طرف باید ده برابر قیمت بدهد. طرف خانه‌اش را بفروشد، دیگر هیچ وقت نمی‌تواند دوباره خانه دار بشود. این دیگر رفت زیر خط فقر رفت. خودش و بچه‌هایش و همه. &lt;br /&gt;
==یک ریخته‌گر تجربی آلیاژ پروانه ناوشکن جماران را ساخت==&lt;br /&gt;
می‌دانید که ناوشکن جماران ساخته شد. بالاخره توانستیم کلیت آن را بسازیم. یک قطعه خیلی مهمی دارد که شافت پروانه این است که به موتور وصل می‌شود. خیلی آلیاژ خوبی می‌خواهد و پره آن. حالا من بین شافت و پره قاطی کردم. مثل این که هر دوتایش است. پره این در دریا که کار می‌کند، چون شوری زیاد است و سرعت و قدرتی که به این پره می‌آید خیلی بالا است، این سریع خورده می‌شود. یعنی سریع نابود می‌شود. اینها توی کشور می‌گردند و توی سر خودشان می‌زنند. هیچ کس تولید نمی‌کند. هیچ کس نتوانسته این را تولید بکند. بعد یک آدم ریخته‌گر تجربی را پیدا می‌کنند که این را برایشان می‌سازد. چند بار تست می‌کنند و این حرفها. پروانه ناوشکن به آن عظمت را این آلیاژش را برایشان می‌سازد.&lt;br /&gt;
==ماجرای ساخت صفحه سوخت اورانیوم 20 درصد توسط شهید شهریاری== &lt;br /&gt;
شهید شهریاری صفحه سوخت بیست درصد راخودش ساخت. بعد این سوخت بیست درصد باید بیاید و به صفحه سوخت تبدیل بشود که بعد صفحه سوخت برود و توی این داستان قرار بگیرد. قصه این صفحه سوخت هم جالب است که شهید شهریاری از پیش خودش و باز بدون این که به او بگویند. هر دوی این داستان این جوری بوده که نظام اصلاً دنبال این داستان نبوده. شهید شهریاری هم از پیش خودش آمده و محاسبات این را انجام داده. کامل رفته و یک ورک‌شاپ هم در نطنز برای ملت انجام داده که این را چه جوری می‌شود به صحفه سوخت تبدیل کرد. بعد ترورش می‌کنند.  &lt;br /&gt;
صالحی بالاخره یک آدم فنی است. ما قصه‌‌هایش را هم تعریف کرده داریم. می‌گوید ای دل غافل. ما فقط می‌دانستیم تنها آدمی که می‌تواند در نظام این را انجام بدهد آقای شهریاری است. این هم ترور کردند رفت. بعد که تحقیق می‌کنند، متوجه می‌شوند که شهید شهریاری قبلش رفته و داستان را یاد داد. این یک سر مقابل دارد دیگر. داستان درامش اینجا در می‌آید. داستان رادیوداروهایی که ما به آنها نیاز داشتیم. یعنی کلی رادیودارو وابسته به همین سوخت بیست درصدی بود که ما تمام کرده بودیم و سوخت بیست درصد به ما ندادند. اینها رفتند تولید کردند. هم ابزار مذاکره ما شد. هم بالاخره می‌خواستند کلی از این رادیوداروها استفاده کنند.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:اقتصاد مقاومتی]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ اقتصادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C&amp;diff=7852</id>
		<title>سوژه های اقتصاد مقاومتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C&amp;diff=7852"/>
		<updated>2021-01-12T15:18:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کاتالیست مواو حیاتی صنعت پتروشیمی را ساختیم==&lt;br /&gt;
ما یک نمونه در کاتالیتسهای  '''پتروشیمی''' داریم. کل این مجتمع با آن عظمت و این فرایند تولید و فلان، هیچ کدام اینها کار نمی‌کند مگر این که این کاتالیستها باشند. کاتالیست را وارد فرایندش می‌کنند و این فرایند انجام می‌شود. '''اگر نباشد این فرایند انجام نمی‌شود'''. مثلاً اگر می‌خواهند از گاز اتیلن تولید بکنند، این کاتالیست نباشد، شما هر چقدر هم این دستگاه و سیستم را روشن بکنی اتیلن تولید نخواهد شد. رقم اینها، کل کاتالیستهایی که ما وارد می‌کنیم، در سال '''پانصد میلیون دلار''' است ولی برای پتروشیمی به شدت حیاتی است. اینها را '''تحریم کردند'''. مثلاً یک نمونه‌اش کاتالیست او سه. خود رئیس این شرکت پتروشیمی تعریف می‌کرد. می‌گفت این کاتالیستها را تحریم کردند. یک استادی این را '''در یکی از دانشگاهها ساخت'''. ما پشت آنتن هم آوردیم ولی الآن اسمش خاطرم نیست. چون اصلاً اسمش را اعلام نکردیم. بعد می‌گفت، این کاتالیست را ساخته بود. چون ما خیلی ضعف داریم دیگر. این را آقای کریمی می‌گویند. درست است. واقعاً این را نمی‌خرند و به دلایلی هم نمی‌خرند. می‌گویند اگر ما این کاتالیست را در این سیستم راند بکنیم و جواب ندهد، چون بیس آزمایشگاهی نداریم، اگر این فرایند بخوابد یا بد عمل بکند، چند میلیون دلار ضرر می‌کنیم. این حرف را راست هم می‌گویند. غلط هم نمی‌گویند که ضرر می‌کنند. می‌گفت ما این کاتالیست را به سیستم تزریق کردیم و کل منطقه را خالی کردیم. چون '''احتمال انفجار''' وجود داشت ولی '''کاتالیست عمل کرد'''. این خیلی موقعیت تراژیکی خوبی است. &lt;br /&gt;
باز ما یک شرکتی داریم که بچه‌های '''دانشگاه شریف هستند'''. یک سری از این کاتالیستها را تولید کردند.&lt;br /&gt;
==بعضی از شرکت های دارویی خون خوارند==&lt;br /&gt;
واقعیت این است که ما از این شرکتهای دارویی خونخوارتر ندیدیم.ای نها اصلاً با جان مردم بازی میکنند. طرف شرکت داروسازی دارد. &lt;br /&gt;
دارو وارد کردند ولی عرضه نمی کنند. ارز می‌گیرند و در بازار عرضه نمی‌کنند. چون قیمت آن سه برابر است. منتظرند ارز بالا برود. بعد بگویند من اینها را با قیمت جدید آوردیم. آن وقت در این فاصله ببین چقدر آدم می‌میرند. چقدر آدم زیر خط فقر می‌روند. چون طرف باید خانه‌اش را بفروشد و دارو را تهیه بکند. چون ده برابر قیمت است.&lt;br /&gt;
یعنی وارد کرده اند. جوی بود که خودشان درست کردند. وارد کردند ولی استفاده نکردند.از این داستانها هم داریم. &lt;br /&gt;
اینها خونخوارتر و وحشیتر هستند. خودش معلم بود. رفیق رکاب آقای معین هم هست. معین وزیر علوم. هنوز هم که هنوزه. معلم بود. تازه نه معلمی که در آموزش و پرورش ها. خصوصی درس بدهد و غیر انتفاعی و اینها. سر یک واسطه‌های آمد و توی یک شرکت دارویی رفت. آن موقع یکی از اعضای هئیت مدیره آن شرکت هم رئیس سازمان غذا و دارو بود. حالا کاری نداریم. توی این شرکت دارویی رفت. بعد هم توی بازرگانی آن شرکت دارویی رفت. همه اینها در سه چهار سال اتفاق افتاده. خودش رفت و یک شرکت وارداتی زد و الآن از این بی‌ام‌وهای شاسی بلند دارد و فلان. فکر می‌کنی اینها چه جوری پولدار می‌شوند. همین جوری است. از سوداگری مواد مخدر بدتر است. تو داری با جان بچه‌های کوچک، زن، مرد بازی می‌کنی. طرف باید ده برابر قیمت بدهد. طرف خانه‌اش را بفروشد، دیگر هیچ وقت نمی‌تواند دوباره خانه دار بشود. این دیگر رفت زیر خط فقر رفت. خودش و بچه‌هایش و همه. &lt;br /&gt;
==یک ریخته‌گر تجربی آلیاژ پروانه ناوشکن جماران را ساخت==&lt;br /&gt;
می‌دانید که ناوشکن جماران ساخته شد. بالاخره توانستیم کلیت آن را بسازیم. یک قطعه خیلی مهمی دارد که شافت پروانه این است که به موتور وصل می‌شود. خیلی آلیاژ خوبی می‌خواهد و پره آن. حالا من بین شافت و پره قاطی کردم. مثل این که هر دوتایش است. پره این در دریا که کار می‌کند، چون شوری زیاد است و سرعت و قدرتی که به این پره می‌آید خیلی بالا است، این سریع خورده می‌شود. یعنی سریع نابود می‌شود. اینها توی کشور می‌گردند و توی سر خودشان می‌زنند. هیچ کس تولید نمی‌کند. هیچ کس نتوانسته این را تولید بکند. بعد یک آدم ریخته‌گر تجربی را پیدا می‌کنند که این را برایشان می‌سازد. چند بار تست می‌کنند و این حرفها. پروانه ناوشکن به آن عظمت را این آلیاژش را برایشان می‌سازد.&lt;br /&gt;
==ماجرای ساخت صفحه سوخت اورانیوم 20 درصد توسط شهید شهریاری== &lt;br /&gt;
شهید شهریاری صفحه سوخت بیست درصد راخودش ساخت. بعد این سوخت بیست درصد باید بیاید و به صفحه سوخت تبدیل بشود که بعد صفحه سوخت برود و توی این داستان قرار بگیرد. قصه این صفحه سوخت هم جالب است که شهید شهریاری از پیش خودش و باز بدون این که به او بگویند. هر دوی این داستان این جوری بوده که نظام اصلاً دنبال این داستان نبوده. شهید شهریاری هم از پیش خودش آمده و محاسبات این را انجام داده. کامل رفته و یک ورک‌شاپ هم در نطنز برای ملت انجام داده که این را چه جوری می‌شود به صحفه سوخت تبدیل کرد. بعد ترورش می‌کنند.  &lt;br /&gt;
صالحی بالاخره یک آدم فنی است. ما قصه‌‌هایش را هم تعریف کرده داریم. می‌گوید ای دل غافل. ما فقط می‌دانستیم تنها آدمی که می‌تواند در نظام این را انجام بدهد آقای شهریاری است. این هم ترور کردند رفت. بعد که تحقیق می‌کنند، متوجه می‌شوند که شهید شهریاری قبلش رفته و داستان را یاد داد. این یک سر مقابل دارد دیگر. داستان درامش اینجا در می‌آید. داستان رادیوداروهایی که ما به آنها نیاز داشتیم. یعنی کلی رادیودارو وابسته به همین سوخت بیست درصدی بود که ما تمام کرده بودیم و سوخت بیست درصد به ما ندادند. اینها رفتند تولید کردند. هم ابزار مذاکره ما شد. هم بالاخره می‌خواستند کلی از این رادیوداروها استفاده کنند.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:اقتصاد مقاومتی]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ اقتصادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C&amp;diff=7046</id>
		<title>سوژه های اقتصاد مقاومتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C&amp;diff=7046"/>
		<updated>2021-01-04T13:38:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==کاتالیست مواو حیاتی صنعت پتروشیمی را ساختیم== ما یک نمونه در کاتالیتسهای  '''...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کاتالیست مواو حیاتی صنعت پتروشیمی را ساختیم==&lt;br /&gt;
ما یک نمونه در کاتالیتسهای  '''پتروشیمی''' داریم. کل این مجتمع با آن عظمت و این فرایند تولید و فلان، هیچ کدام اینها کار نمی‌کند مگر این که این کاتالیستها باشند. کاتالیست را وارد فرایندش می‌کنند و این فرایند انجام می‌شود. '''اگر نباشد این فرایند انجام نمی‌شود'''. مثلاً اگر می‌خواهند از گاز اتیلن تولید بکنند، این کاتالیست نباشد، شما هر چقدر هم این دستگاه و سیستم را روشن بکنی اتیلن تولید نخواهد شد. رقم اینها، کل کاتالیستهایی که ما وارد می‌کنیم، در سال '''پانصد میلیون دلار''' است ولی برای پتروشیمی به شدت حیاتی است. اینها را '''تحریم کردند'''. مثلاً یک نمونه‌اش کاتالیست او سه. خود رئیس این شرکت پتروشیمی تعریف می‌کرد. می‌گفت این کاتالیستها را تحریم کردند. یک استادی این را '''در یکی از دانشگاهها ساخت'''. ما پشت آنتن هم آوردیم ولی الآن اسمش خاطرم نیست. چون اصلاً اسمش را اعلام نکردیم. بعد می‌گفت، این کاتالیست را ساخته بود. چون ما خیلی ضعف داریم دیگر. این را آقای کریمی می‌گویند. درست است. واقعاً این را نمی‌خرند و به دلایلی هم نمی‌خرند. می‌گویند اگر ما این کاتالیست را در این سیستم راند بکنیم و جواب ندهد، چون بیس آزمایشگاهی نداریم، اگر این فرایند بخوابد یا بد عمل بکند، چند میلیون دلار ضرر می‌کنیم. این حرف را راست هم می‌گویند. غلط هم نمی‌گویند که ضرر می‌کنند. می‌گفت ما این کاتالیست را به سیستم تزریق کردیم و کل منطقه را خالی کردیم. چون '''احتمال انفجار''' وجود داشت ولی '''کاتالیست عمل کرد'''. این خیلی موقعیت تراژیکی خوبی است. &lt;br /&gt;
باز ما یک شرکتی داریم که بچه‌های '''دانشگاه شریف هستند'''. یک سری از این کاتالیستها را تولید کردند.&lt;br /&gt;
==بعضی از شرکت های دارویی خونخوارند==&lt;br /&gt;
واقعیت این است که ما از این شرکتهای دارویی خونخوارتر ندیدیم.این اصلاً با جان مردم بازی میکنند. طرف شرکت داروسازی دارد. &lt;br /&gt;
دارو وارد کردند ولی عرضه نکردند. ارز می‌گیرد و در بازار عرضه نمی‌کند. چون قیمت آن سه برابر است. منتظر است ارز بالا برود. بعد بگوید من اینها را با قیمت جدید آوردم. آن وقت در این فاصله ببین چقدر آدم می‌میرند. چقدر آدم زیر خط فقر می‌روند. چون طرف باید خانه‌اش را بفروشد و دارو را تهیه بکند. چون ده برابر قیمت است.&lt;br /&gt;
یعنی وارد کردند. جوی بود که خودشان درست کردند. وارد کردند ولی استفاده نکردند. ما از این داستانها هم داریم. از این هم بگویم.&lt;br /&gt;
اینها خونخوارتر و وحشیتر هستند. خودش معلم بود. رفیق رکاب آقای معین هم هست. معین وزیر علوم. هنوز هم که هنوزه. معلم بود. تازه نه معلمی که در آموزش و پرورش ها. خصوصی درس بدهد و غیر انتفاعی و اینها. سر یک واسطه‌های آمد و توی یک شرکت دارویی رفت. آن موقع یکی از اعضای هئیت مدیره آن شرکت هم رئیس سازمان غذا و دارو بود. حالا کاری نداریم. توی این شرکت دارویی رفت. بعد هم توی بازرگانی آن شرکت دارویی رفت. همه اینها در سه چهار سال اتفاق افتاده. خودش رفت و یک شرکت وارداتی زد و الآن از این بی‌ام‌وهای شاسی بلند دارد و فلان. فکر می‌کنی اینها چه جوری پولدار می‌شوند. همین جوری است. از سوداگری مواد مخدر بدتر است. تو داری با جان بچه‌های کوچک، زن، مرد بازی می‌کنی. طرف باید ده برابر قیمت بدهد. طرف خانه‌اش را بفروشد، دیگر هیچ وقت نمی‌تواند دوباره خانه دار بشود. این دیگر رفت زیر خط فقر رفت. خودش و بچه‌هایش و همه. &lt;br /&gt;
==یک ریخته‌گر تجربی آلیاژ پروانه ناوشکن جماران را ساخت==&lt;br /&gt;
می‌دانید که ناوشکن جماران ساخته شد. بالاخره توانستیم کلیت آن را بسازیم. یک قطعه خیلی مهمی دارد که شافت پروانه این است که به موتور وصل می‌شود. خیلی آلیاژ خوبی می‌خواهد و پره آن. حالا من بین شافت و پره قاطی کردم. مثل این که هر دوتایش است. پره این در دریا که کار می‌کند، چون شوری زیاد است و سرعت و قدرتی که به این پره می‌آید خیلی بالا است، این سریع خورده می‌شود. یعنی سریع نابود می‌شود. اینها توی کشور می‌گردند و توی سر خودشان می‌زنند. هیچ کس تولید نمی‌کند. هیچ کس نتوانسته این را تولید بکند. بعد یک آدم ریخته‌گر تجربی را پیدا می‌کنند که این را برایشان می‌سازد. چند بار تست می‌کنند و این حرفها. پروانه ناوشکن به آن عظمت را این آلیاژش را برایشان می‌سازد.&lt;br /&gt;
==ماجرای ساخت صفحه سوخت اورانیوم 20 درصد توسط شهید شهریاری== &lt;br /&gt;
شهید شهریاری صفحه سوخت بیست درصد راخودش ساخت. بعد این سوخت بیست درصد باید بیاید و به صفحه سوخت تبدیل بشود که بعد صفحه سوخت برود و توی این داستان قرار بگیرد. قصه این صفحه سوخت هم جالب است که شهید شهریاری از پیش خودش و باز بدون این که به او بگویند. هر دوی این داستان این جوری بوده که نظام اصلاً دنبال این داستان نبوده. شهید شهریاری هم از پیش خودش آمده و محاسبات این را انجام داده. کامل رفته و یک ورک‌شاپ هم در نطنز برای ملت انجام داده که این را چه جوری می‌شود به صحفه سوخت تبدیل کرد. بعد ترورش می‌کنند.  &lt;br /&gt;
صالحی بالاخره یک آدم فنی است. ما قصه‌‌هایش را هم تعریف کرده داریم. می‌گوید ای دل غافل. ما فقط می‌دانستیم تنها آدمی که می‌تواند در نظام این را انجام بدهد آقای شهریاری است. این هم ترور کردند رفت. بعد که تحقیق می‌کنند، متوجه می‌شوند که شهید شهریاری قبلش رفته و داستان را یاد داد. این یک سر مقابل دارد دیگر. داستان درامش اینجا در می‌آید. داستان رادیوداروهایی که ما به آنها نیاز داشتیم. یعنی کلی رادیودارو وابسته به همین سوخت بیست درصدی بود که ما تمام کرده بودیم و سوخت بیست درصد به ما ندادند. اینها رفتند تولید کردند. هم ابزار مذاکره ما شد. هم بالاخره می‌خواستند کلی از این رادیوداروها استفاده کنند.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:اقتصاد مقاومتی]]&lt;br /&gt;
[[رده:جنگ اقتصادی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86&amp;diff=6903</id>
		<title>سوژه های سینمای آذربایجان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86&amp;diff=6903"/>
		<updated>2021-01-03T14:30:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی « وقتی '''رهبر انقلاب'''، آذربایجان را '''«سرِ ایران»''' خواند بسیاری‌ها، با تردی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt; وقتی '''رهبر انقلاب'''، آذربایجان را '''«سرِ ایران»''' خواند بسیاری‌ها، با تردید، این جمله را در حد یک تعارف سیاسی تفسیر کردند. سلسله نشست‌های هنرواقعیت هفتمین جشنواره عمار در سینمافلسطین، فرصتی بود تا روح‌اله رشیدی، روزنامه‌نگار و کارشناس فرهنگی آذربایجان شرقی، برخی از سوژه‌های سینمایی آذربایجان را مرور کند و از واقعیت‌های ناگفته‌ای که احتمالا مورد استناد رهبری بود آواربرداری کند. قاعدتاً مدلِ این نشست، می‌تواند در تمامی مناطق ایران، پیاده شود و جامعه‌ی هنری و سینمائی را از حیث سوژه به استغنا برساند.&lt;br /&gt;
نشست های هنر واقعیت، برای بازخوانی واقعیات جامعه ایران، طراحی شده. کارویژه '''جشنواره عمار''' هم برگرداندن دوربین ها و توجهات، به سمت مناطق ایران است. ما وقتی نام آذربایجان را می شنویم، مع الاسف بالافاصله مفهوم قومیت گرائی در ذهن متبادر می شود و در شکل حادش، تجزیه طلبی. همین، نخستین مانع برای نزدیک شدن به واقعیت آذربایجان است؛ اگر کسی می خواهد در بستر اقوام کار سینمائی کند، یکی از زمینه های اساسی، رفتن سراغ این پرسش است که در ایران چقدر ذهنیت قومیت گرائی و تجزیه طلبی واقعی است؟&lt;br /&gt;
==ستارخان==&lt;br /&gt;
ستارخان که یکی از پایه های عمده '''مشروطیت''' و نگه داشتن میراث مشروطه است، یکی از دستاویزهای تجزیه‌طلبان سازمان یافته شده‌است. شبکه های جمهوری آذربایجان، صبح تا شب عکس شیخ محمّد خیابانی، ستارخان و شهریار را نشان می دهد که این‌ها پیش قراولان جدائی و استقلال آذربایجان بودند! وقتی ما هیچ تصویری از این‌ها ارائه نمی دهیم، اسطوره را دست می گیرند. &lt;br /&gt;
از '''قسم نامه''' هائی که ستارخان امضاء کرده، بخوانم: «ما امضاءکنندگان به کلام مجید ربانی و ناموس وطن، قسم یاد کردیم، در راه دین مبین اسلام و بقای مشروطیت و استقلال مملکت ایران و دفع اشرار و قلع ‌و قمع ریشه فساد، بکوشیم و از جان و مال و عیال در راه این مقصود مقدس به هیچ وجه من الوجوه مضایقه و خودداری نکنیم.» از نشانه های تدین و ایران گرائی ستارخان ، خیلی کار می شود کرد؛ ستارخان به فرستاده‌ی عین الدوله، که تبریز را محاصره کرده، می گوید: «این خادم کمترین ملت، به حکم واجب الاطاعه حجج الاسلام نجف اشرف، که نواب امام و نمایندگان روحانی ما هستند، حمایت کننده مجلس شورای ملی تهران و انجمن مقدس ایالتی تبریز و مشروطه می باشد.» یعنی به حکم مراجع، با استبداد داخلی مبارزه می کند. یا وقتی سرکنسول روس در تبریز به ستارخان می گوید، زیر بیرق روس بیائید، در امان هستید؛ می گویند: '''«من زیر بیرق ابالفضل العباس و بیرق ایرانم'''، بیرق شما به من لازم نیست و من ابداً '''تابع ظلم و استبداد نخواهم شد'''. امروز به فضل خداوند بیرق اسلام و ابالفضل العباس در دست گرفته و همه بیرق هائی که در شهر زده اند، قلم خواهم کرد.» همین ها اگر فقط دیالوگش در مستندهایمان می آمد، چه می شد. خطاب به عین الدوله می نویسد: «بهتر است حضرت والا از این جنگ دست برداشته و با مردم از در مخاصمت برنیایند و دیگر اینکه خادم ملت بر حسب وظیفه ملیت و ایرانی بودن، قدم به عرصه مجاهدت گذاشتم.»&lt;br /&gt;
==شیخ محمد خیابانی==&lt;br /&gt;
آقا هم به ایشان یک دلبستگی دارد، ایشان هم جزو کسانی هستند که تجزیه طلب‌ها به عنوان رهبر استقلال آذربایجان سرودست گرفتند! بخشی از سخنرانی هایش در تهران را بخوانم: «یک ملت که 6,000 سال سابقه استقلال دارد، به آسانی از استقلال خودش صرفنظر نخواهد کرد. استقلال هر ملتی شرافت اوست. اگر نتوانیم کشور خود را نجات دهیم و شرافت مندانه تجدید کنیم، لااقل در راه وطن جان خواهیم داد. زیرا در چنین مواقع خطرناک و حساس زنده ماندن محو شدن است.» در مخالفتش با قرارداد دارسی می گویند: «امتیازی که به دارسی داده شده، نباید منتقل به دولت امپراتوری انگلستان شود، که موجب پریشانی ها و نگرانی های ایران بوده، که این معامله نادرست و خائنانه بود، زیرا دولت انگلستان هیچ گاه توفیق نمی یافت، چنین چنین امتیازی را مستقیم از دولت ایران تحصیل کند. بنابراین دارسی را به میان آورد و صورت شوم و امپریالیسم خود را، پشت سر او پنهان دارد.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==میرزاصادق آقا تبریزی ==&lt;br /&gt;
در عصر رضاخان، جزو نخستین کسانی که به قضایای شکل مدرنیستی، در سال 1307، قبل از کشف حجاب، واکنش نشان دادند علمای تبریز بودند. میرزاصادق آقا تبریزی در همان سال به قصه‌ی لباس متحدالشکل اعتراض و به سنندج و سردشت تبعید می¬شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهدای 3 شهریور 1320== &lt;br /&gt;
ما شهریور 1320 را بیشتر با خروج رضاخان از کشور می شناسیم اما شهریور 1320 یک اتفاق منحصر بفردی در شمال‌غرب ایران رخ داده؛ متفقین از شمال و جنوب ایران، وارد کشور می شوند، دولت ایران اعلام بی طرفی و مقاومت را منع کرده. '''لب ارس و نقطه صفر مرزی'''  سه تا مزار شهید هست؛ این‌ها شهدای 3 شهریور 1320 هستند. وقتی '''ارتش سرخ''' وارد کشور شد، سربازها و حتی نیروهای رسمی ارتش، در مقابل شوروی مقاومت جانانه می کنند. حکومت مرکزی فرو پاشیده اما این‌ها آن قدر غیور و وطن پرستند، می گویند این دروازه‌ی اشغال ایران است. چند نفر شهید می شوند. 7، 8 نفر در قبرستان های محلی مدفون هستند. ژنرال روسی فاتحانه وارد خاک ایران می شود، تلقی اش تا قبل از مواجهه با این‌ها، این بوده که یک لشگر یا گردانی در مقابل این‌ها مقاومت می کند، وقتی می بیند چند نفر ژاندارم و سرباز وظیفه بودند، به نشانه احترام به غیرت نظامی شان، دستور می دهد این‌ها را آنجا با احترام و تشریفات نظام  دفن کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مقاومت دربرابر فرقه‌ی دموکرات== &lt;br /&gt;
وقتی ارتش سرخ از ایران رفت، جای خودشان، آدم های خودشان از ایرانی ها یعنی فرقه‌ی دموکرات به رهبری '''جعفر پیشه وری''' را گذاشتند. پیش از اینکه حکومت پهلوی با مصالحه با شوروی ها بتواند این‌ها را از آذربایجان بیرون کند، خود آذری ها قسم جلاله خوردند و روی قرآن عهدنامه نوشتند که در مقابل این عناصر وابسته‌ی بیگانه مبارزه کنند. مقاومت می کردند در مقابل این‌ها، چقدر هم شهید دادند. تا آخرین قطره خون هم می‌ایستند و در برف و بوران مبارزه می کنند، یکی از دوستان که از بازماندگان یک شهید قصه مقاومت در برابر فرقه است، کتابی نوشته به نام'''«نهضت میهن پرستان ارس باران».''' فرقه‌ی دموکرات این‌ها را دستگیر و اعدام می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهدای 2 فروردین 42==&lt;br /&gt;
یک‌بار رفته بودیم یکی از آرامستان های محلی، مزاری دیدیم که رویش نوشته تاریخ شهادت 2 فروردین 42. فکر کردیم اشتباه حجاری است، چه اتفاقی در تبریز افتاده که شهید باشد؟! 50 سال پیش که اصلاً ارتباطات به این شکل سریع نبوده؛ وقتی ماجرای '''تحریم عید و فیضیه و آن خط دهی مبارک حضرت امام پیش می آید'''، در تبریز هم تجمعاتی اتفاق می افتد و دو نفر شهید می شوند. در مورد این‌ها ماجرائی اصلاً نقل نشده. ما یکی را پارسال توانستیم پیدا کنیم، بعد به‌واسطه برنامه تلویزیونی «انقلابیمیز»، شهید دوم هم خانواده اش گفت این برادر ماست.&lt;br /&gt;
==قیام 29 بهمن تبریز== &lt;br /&gt;
همه قوای منطقه آذربایجان مصروف برگزاری همایش در این روز است، اما یک مستند درست‌وحسابی در این مورد ساخته نشده. در یکی از دانشگاه ها، یکی از دوستان به من گفتند چرا آن کار بزرگتان در انقلاب، یک هفته بعد از 22 بهمن شده؟! چرا شما بعد از پیروزی انقلاب قیام کردید؟! چون شنیده بودند قیام 29 بهمن؛ آن سیر را ما انتقال ندادیم که سال 56 چه اتفاقی در 17 دی مشهد و 19 دی قم و 29 بهمن تبریز افتاده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==قائله خلق مسلمان== &lt;br /&gt;
یکی از عرصه های نادیده و ناشنیده مان مربوط به دو سه سال اول پیروزی انقلاب است؛ بل بشوی گروهک بازی که آذربایجان یکی از کانون های اصلی فتنه بود؛ هنوز هم در آذربایجان بعضی ها بخواهند در مورد قائله‌ی خلق مسلمان با محوریت یکی از مراجع آن وقت، حرف بزنند، درگوشی حرف می زنند. همان ذهنیت به من هم فشار می آورد که نگویم آیت الله شریعت مداری. حتی در کتاب های تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی هم که منتشر شده، به این نقطه که می رسند، عبور می کنند.&lt;br /&gt;
==انقلابیون جمهوری آذربایجان==&lt;br /&gt;
انقلابیون یا خمینی چی های آذربایجان، پیش از استقلال از شوروی، با ایران و مراکز انقلابی و چهره های بارز ما ارتباط داشتند. بخاطر همان ذهنیتِ معیوبِ تجزیه‌طلبی، تا چند سال پیش نمی شد ازش حرف زد. آنجا چهره‌های درخشانی داشتیم، که متاسفانه از دست دادیم؛ از جمله مرحوم حاج علی اکرام علی‌اف، که خودش می‌گفت من علیزاده ام، علی‌اف نیستم، من ریشه ام ایرانی است؛ در زمان حیاتشان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تاریخ شفاهی بسیار ارزشمند ایشان را ثبت کردند. در موضوع جمهوری آذربایجان، یکی از منابع دست اول، این کتاب است. حاج اکرام از دوره‌ی حاکمیت مورشریک ها در روسیه و رشد جریان الحاد رسمی در حکومت کمونیست ها، درباره‌ی کشتار وسیع علماء، صحنه هائی را از زبان پدرش توصیف می کند که چقدر این می تواند دراماتیک باشد؛ عوامل استالین، علماء و روحانیون منطقه قفقاز را جمع کرده و بردند دریای خزر ریختند؛ وقتی از دور به سطح دریای خزر نگاه می کردید، این قدر عمامه ها روی آب آمده بود که فکر می کردید پرندگان دریائی دارند روی دریای خزر بال می زنند. یا نقل می کند که این‌ها را زنده توی چاه ها انداخته و رویشان سنگ می‌ریختند؛ شب ها افرادی که از کنار این چاه ها رد می شدند، صدای احتضار این‌ها و تکان خوردن سنگ ها را می شنیدند. می نویسد ما بچه بودیم در خیابان های باکو وقتی بازی می کردیم، اگر از دهان مان درمی رفت که پدرمان روزه است، شب اش پدرمان مفقود می شد. این‌ها می گویند ما در آن 70 سال حکومت الحاد، اسلام را در زیرزمین ها و سیاه‌چاله ها نگه داشتیم. &lt;br /&gt;
خیلی بخواهم دراین مورد حرف بزنم، رقت بار و نشانه انفعال ما است؛ همیشه با این‌ها معامله‌ی سیاسی کردیم. &lt;br /&gt;
در جنگ ما، شوروی از صدام حمایت می کرد. حاج علی اکرام از طریق یک طلبه‌ی یمنی، با امام آشنا و ندیده مثل اویس قرنی، عاشقش شدند. می گویند ما زمان جنگ، رادیو تبریز را می گرفتیم، وقتی آژیر قرمز می کشید، ما هم چراغ هایمان را به نشانه‌ی همزادپنداری با شما، خاموش می کردیم. وقتی مثلاً برای مهدی باکری مراسم در تبریز برگزار می کردید، ما شب ها می رفتیم در زیرزمین ها پنهانی مجلس ترحیم برگزار می کردیم. پنهانی کمک جمع می کردند و از کوره راه ها رد می کردند این ور، به جبهه کمک می کردند. بعد از استقلال‌شان، رفتند حزب اسلام را که رسماً هواداران جمهوری اسلامی بودند، تشکیل دادند.&lt;br /&gt;
پارسال قصه‌ی اربعین در نارداران ، مرکز شیعیان انقلابی باکو، پیش آمد، چند نفر شهید شدند. گاز و آب این‌ها را قطع کردند و رسماً برای این‌ها شعب ابی طالب ساختند. در مورد این‌ها کلیپ هم نساختیم. در نارداران این‌ها آن قدر متعصب هستند که روی سنگ مزارشان آرم جمهوری اسلامی حک ¬می‌کنند؛ وصیت می کنند روی سنگ قبر ما بنویسید مثلاً  ابراهیم علیف داخل پرانتز خمینی چی؛ که از اموات دیگر متمایز شویم، ما افتخارمان این است که خمینی چی بودیم. مرحوم حاج واقف عبدالله‌اف، که در زندان شهید شدند، همیشه چفیه ایرانی روی دوش شان بود. می‌پرسند این چه است؟ می گویند این نشانه‌ی شرافت من است. &lt;br /&gt;
==توریسم‌درمانی==&lt;br /&gt;
در 6، 7 سال گذشته سیل درمان خواهان از آن ور ارس سرازیر شده بود به تبریز. حضور این‌ها در تبریز این قدر گسترده شد که بعضی از آزمایشگاه ها و کلینیک ها را خاص این‌ها کردند و تابلوهایشان لاتین نوشته شد. می‌آمدند اسیر دست این تاکسی ران ها و پزشکان کاسب کار می شدند، می رفتند علیه جمهوری اسلامی تبلیغ می کردند. این آمدوشدها ظرفیتی بود که رسماً فراموش شد. در انفعال مطلق، هیچ کاری برایشان نمی کردیم حتی یک برگ کاغذ هم دست این‌ها نمی دادیم. 2، 3 سال پیش، اسرائیل با حکومت منفعل علی‌اف ها بست، مراکز درمانی ویژه برای این‌ها در اسرائیل ایجاد کرد و جهت حرکت توریسم درمان را از تبریز به سمت اسرائیل و تلاویو برد. آن جمعیت شیعه مسلمان نیازمندی که می آمد از ما خواهش می کرد که به ما خدمات دهید، بنابراین در اختیار ما بود، الان سفره نشین صهیونیست ها شده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهید تجلایی== &lt;br /&gt;
علی تجلائی سال 58 رفته افغانستان و همراه دو سه نفر دیگر، پایه گذار آموزش برای مجاهدین افغانی بوده. جنگ خودمان که پیش می آید، برمی گردد تبریز؛ علی تجلائی ترک، دو گردان نیرو برمی دارد، جزو اولین گروه اعزامی به سوسنگرد، بلند می شود می رود سوسنگرد عرب. کسی‌که در محاصره مطلق سوسنگرد با معدود نیروهای باقی مانده؛ در خاطراتش هست که مستاصل داشتم، در خرابه های سوسنگرد می گشتم، تلفنی را کشیدم دیدم اتفاقاً کار می کند؛ به دفتر آیت الله مدنی، امام جمعه وقت تبریز، زنگ می‎زنند و می گویند من از سوسنگرد زنگ می¬زنم. شهید مدنی می¬گویند سوسنگرد سقوط کرده. تجلایی می گویند من از توی شهر دارم حرف می زنم. سقوط نکرده، نگذارید سقوط کند. شهید مدنی شب اش می روند تهران، فوری خودشان را می‌رسانند به امام که آقا سوسنگرد سقوط نکرده؛ بعد آن قصه‌ی فرمان امام و تدارکات بعدی آزادی سوسنگرد پیش می آید. فرمانده آموزش قرارگاه خاتم بوده ولی به شکل ناشناس در عملیات بدر به عنوان یک بسیجی آمده خودش را به آقا مهدی معرفی کرده که من الان نیروی صفر شما هستم، در کنار آقامهدی هم شهید شد. &lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی آذربایجان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:قبل از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B2%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87_88&amp;diff=6886</id>
		<title>زوایای دیده نشده فتنه 88</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B2%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87_88&amp;diff=6886"/>
		<updated>2021-01-03T13:21:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «== پیام تبریک پیش از موعد آقای خاتمی و سایرین== پیام تبریک آقای خاتمی به آقای م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== پیام تبریک پیش از موعد آقای خاتمی و سایرین==&lt;br /&gt;
پیام تبریک آقای خاتمی به آقای موسوی ساعت بیست و یک شش دقیقه در سایت جمهوریت روز بیست و دو خرداد منتشر می شود ساعت دوازده و ده دقیقه ظهر سایت یاری نیوز خبر پیروزی آقای موسوی را به نقل از آقای خاتمی منتشر می کند قبلی پیام تبریک آقای خاتمی بود این یکی خبر پیروزی به نقل از آقای خاتمی است این ها همه رسانه های دیگر جریان های آقای موسوی است ساعت سیزده و یازده دقیقه همان روز یعنی روز انتخابات که هنوز پنجاه شصت درصد مردم پای صندوق رای نرفتند باز سایت قلم نیوز این بار به نقل از آقای ابوالفضل فاتح خبر میزند که پیروزی موسوی با فاصله زیاد قطعی است همه برای این پیروزی یک سجده شکر بدهکاریم ساعت نوزده و یک دقیقه باز سایت قلم نیوز در همان روز به نقل از فرشاد مومنی از اعضای ارشد ستاد آقای موسوی تیتر میزند مهندس موسوی در آستانه شکستن رکورد سی میلیون رای است سایت قلم نیوز باز ساعت بیست و بیست و یک دقیقه خبر میزند که موسوی بیش از شصت درصد آرا را کسب کرده است و آقای محتشمی پور رئیس کمیته سیانت از آرا آقای موسوی در همان ساعات بیست و دو بیست و سه روز بیست و دو خرداد یعنی آخرین ساعات آن روز در جمع خبرنگاران اعلام جشن پیروزی برای موسوی می کند.آقای آخوندی نماینده اقای موسوی در وزارت کشور با آقای ساداتیان نماینده اقای کروبی در وزارت کشور از ظهر همان بیست و دو خرداد با رسانه ها تماس گرفتند و پیروزی شصت درصد آرا آقای موسوی را اعلام کرند.&lt;br /&gt;
==مصاحبه عجیب موسوی دو روز قبل انتخابات ==&lt;br /&gt;
مصاحبه مهم آقای میرحسین موسوی در یکی دو روز قبل انتخابات نشریه تایم حالا این هم کم و بیش من دیدم بعضا بهش اشاره شده که ایشان مصاحبه میکند و در پاسخ به یکی از سوالات '''خبرنگار تایم''' میگوید که '''تغییر در جامعه ما آغاز شده''' و ما فارغ از نتیجه انتخابات فکر می کنیم که این تغییرات جلو خواهد رفت و به نتیجه خوبی خواهد رسید و در واقع بحث فشار به رهبری و نظام را ایشان صراحتا در آن مصاحبه میگوید.&lt;br /&gt;
==مدیریت رهبری در فتنه سال هشتاد و هشت==&lt;br /&gt;
بحث مدیریت رهبری در فتنه سال هشتاد و هشت هست اما نه به طور کلیشه ای چون عموما خیلی مواقع یکسری موضوعاتی طرح می شود اما اینقدر بد بهش پرداخته میشود که اگر کسی به آن موضوع نپردازد به نظرم بهتر هست این بحث مدیریت رهبری در فتنه هم من منظورم این نیست که صرفا چهار نفر بگویند رهبر ما از انقلاب خیلی موضع گیری خوبی داشتند دو نفر هم صلوات بفرستند یک چیز خیلی کلیشه ای کلی که مخاطب اصلا از اول تا آخر احساس کند شعار داده میشود نه ببینید رهبر انقلاب از روز قبل انتخابات پانزده خرداد در مرقد مطهر حضرت امام یکسری صحبت هایی را در رابطه با احتمالات بعد انتخابات انجام می دهند نخستین بحث شان این است که این شور و هیجانی که هست دیگر بعد انتخابات باید به اتمام برسد نباید اینطور باشد که تازه این اردوکشی هایی که قبل انتخابات در واقع شروع شده بود در خیلی از مناطق از جمله شمال تهران این ها ادامه دار باشد و مواظب باشید کینه ها اگر هم چیزی هست دیگر بعد انتخابات تمام شود این بحثی که به نظرم می تواند از اینجا شروع شود تا در واقع صحبت های ایشان در بیست و شش خرداد در جمع کاندیداها نماینده کاندیداها تا نماز جمعه بیست و نه خراد تا شما می توانید تا اسفند سال هشتاد و هشت بیایید و آن نقطه اصلی ای که من فکر میکنم قابلیت تبدیل به یک مستند خوب را دارد همین هست که رهبری از همان روز اول انتخابات تاکیدشان بر این بود که آقا تمام چهل میلیونی که رای دادند این ها محجورند اینها برای این نظام هستند حتی ایشان در نماز جمعه آمدند از آقای کروبی موسوی رضایی احمدی نژاد از همه اسم بردند گفتند اینها برای همین نظام هستند در همین شاخصه تعریف می¬شوند.&lt;br /&gt;
== نظر من به نظر آقای احمدی نژاد نزدیک تر است==&lt;br /&gt;
سیر صحبت های رهبری هم متفاوت می شد این به نظر من باز قابلیت کار دارد در فضای رسانه ای یعنی از همان اول بر خلاف دروغی که بعد پنج سال می خواهند جا بیاندازند از همان اول رهبری گفته که نظر من به نظر آقای احمدی نژاد نزدیک تر است اولا خود آن جمله قبل و بعدش باید بحث شود ایشان گفت در بحث عدالت اجتماعی بعد همان مقدار از آقای هاشمی دلجویی کردند این ها دروغ هایی هست که بر اثر کم کاری رسانه جریان های انقلاب دارند رویش مانور می دهند و این ها را جای واقعیت می نشانند من به نظرم از همان نماز جمعه تا پانزده تیر ایشان صحبت میکنند بیست و نه تیر صحبت میکنند در مرداد ماه یکی دو تا سخنرانی مهم دارند در شهریور بیست شهریور صحبت میکنند بیست و نه شهریور عید فطر صحبت میکنند باز در مهر ماه ایشان پانزدهم به مازندران میروند و صحبت می کنند تیر آبان ماه چندتا دیدار با دانشجویان دارند این ها به نظرم تماما اگر به عنوان یک سیر صحبت هایی که داشتند در مورد فتنه به چه صورت بوده جمع آوری بشود و توضیح داده شود که مثلا اگر ایشان در بیست و دو آذر بحث امام این را گفتند قبلش چه اتفاقی در دانشگاه تهران افتاد یا اگر در دوازده آبان یک روز مانده به سیزده آبان این بحث را داشتند قبلش چه اتفاق هایی افتاد چه فراخوان هایی داده شد برای سیزده آبان و خود سیزده آبان چه اتفاق هایی افتاد این ها به نظر من اگر یک روایت حتی بدون تحلیل یعنی فقط صرفا این را روایت کنید که این اتفاقات افتاد رهبری از این تاریخ تا این تاریخ سیر مواضع شان این ها بوده با توجه به اتفاقاتی که افتاده فکر می کنم یک مستند خیلی روشنگرانه و تاریخی خواهد شد.&lt;br /&gt;
==نامه کروبی به هاشمی،چرا از امکانات دانشگاه آزاد فقط در ستاد موسوی استفاده میشود==&lt;br /&gt;
بیست خرداد 1388 دو روز قبل انتخابات آقای مهدی کروبی به آقای موسوی نامه می زند متنش هم سرچ کنی در اینترنت هست این نامه سرگشاده است که تمام رسانه ها بازنشر کردند آن موقع آقای کروبی خطاب به اقای هاشمی از آقای هاشمی گلایه میکند که چرا امکانات دانشگاه ازاد و پول دانشگاه آزاد در اختیار ستاد موسوی و تلویحا می گوید که باید ستاد بنده هم باید به عنوان یک کاندیدای اصلاح طلب باشد گلایه اش این که چرا هزینه دانشگاه ازاد فقط دارد در ستادهای آقای موسوی استفاده می شود که خب می ئدانید دیگر آقای هاشمی نظرش روی آقای موسوی بود هم اطرافیان ایشان هم فائزه خانم دخترشان و بقیه پسرهایشان در ستاد ایشان بودند این نامه مستند است اقای کروبی گفتند در ستاد اقای موسوی هزینه میشده.&lt;br /&gt;
==اصل بیست و هفت قانون اساسی در مورد اعتراضات==&lt;br /&gt;
اصل بیست و هفت قانون اساسی ما میگوید اگر کسی سلاح گرم نداشته باشد و این تجمع که انجام میشود مخل مبانی اسلام نباشد آن تجمع آزاد است که حالا استدلال طرف مقابل جریان معترض به نتیجه انتخابات این بود استدلال طرف دیگر این بود که خب هیچکسی که میخواهد کف خیابان بیاید ادعا نمیکند من میخواهم مثلا مخل مبانی اسلام تظاهرات کنم یا سلاح با خودم می آورم اگر کسی بخواهد این کار را انجام دهد نمی ئآید که اولش بگوید می آیند کارشان را انجام می دهند بر گردن یکی دیگر می اندازند کما اینکه طبق این استناد دیگر نیاز به مجوز و غیره و اینها ندارید دیگر هر کسی دوست داشت بیاید در خیابان شعار بدهد بگوید من طبق اصل فلان دارم تظاهرات میکنم اما نکته ای که در این باره هست چی است این است که برای اولین بار سال هشتاد و هشت اصل بیست و هفت خیلی مورد توجه قرار گرفت برای یک جریانی گفتند به ما اجازه نمیدهند که بیاییم کف خیابان خب این سابقه تاریخی داشته یا نه نداشته حداقل دو جا من دیدم که این اتفاق بر عکسش اتفاق افتاده و خب کسی هم صدایش درنیامده جریانی که بهش مجوز داده نشده تمکین به قانون کرده به نظرم اینها میتواند مستند شود به چه صورت یک سال هفتاد و هشت بعد ماجرای هجده تیر بسیج دانشجویی وزارت کشور میرود آنجا معاون سیاسی آقای حاجی زاده بوده اقای حق شناس هم آن موقع در وزارت کشور بودند محمد جواد حق شناس از اینها درخواست مجوز میکنند میگویند ما به عنوان بسیج دانشجویی میخواهیم تجمع کنیم در برابر کسانی که حالا در خیابان های اطراف دانشگاه تهران این اتفاقات را رقم زدند مجوز نمیدهند ¬خب پس بالاخره دولت آقای خاتمی که نماد توسعه سیاسی و ازادی بیان و آزادی تجمع بوده آن موقع خودش در مقام مجری قانون این کار را نکرد.&lt;br /&gt;
==عربده کشی عده ای در دانشگاه تهران==&lt;br /&gt;
دانشگاه تهران پنج شش مورد خیلی خوب وجود دارد که اینها میرفتند و نمیگذاشتند طرف مقابلش اصلا بیاید حرف بزند و حتی میرفتند پشت در یک عده از این اساتید عربده کشی میکردند دو موردش را دانشگاه تهران بودم خاطرم هست که یکی آقای حداد عادل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران خب ایشان آنجا فلسفه درس میدهد یک روز ما دیدیم بچه های ادبیات زنگ زدند بیایید ببینید شلوغ شده گفتیم چی شده هیچی آقای حداد دارد درس میدهد پانزده نفر عربده کشی میکنند حداد قاتل خب که چی که ایشان آمده گفت و گوی ویژه خبری که در انتخابات تقلب نشده بعد مثلا این برخورد باهاش شده پشت در کلاس درسش شعار شعار شعار آقای الهام که آن موقع وزیر دادگستری بود یا شاید هم چند مدت بود از دولت جدا شده بود دولت دهم در دانشکده حقوق دانشگاه تهران ایشان داشت درس میداد دیدیم پانزده نفر دور کلاس ایشان ریختند و پشت در جمع شدند و دارند عربده کشی میکند فحاشی میکنند قاتل ها.&lt;br /&gt;
==جانباز های فتنه88==&lt;br /&gt;
یک عده دیگر هستند که واقعا نقص عضو پیدا کردند و الان جانباز فتنه بهشان گفته میشود خب من ندیدم کسی بیاید خب چند مورد از اینها را باید باهاشان گفت و گو بگیریم تاریخ شفاهی آن موقع را از زبان کسی که واقعا نقص عضو پیدا کرده اینها را ثبت کنیم که چی شد چه اتفاقی افتاد که شما یک چشمت را از دست دادی مثلا الان باید تا آخر عمر روی ویلچر بشینی چه اتفاقی افتاد من یادم هست این شهید ستاری که سال پیش به رحمت خدا رفت در اثر ضرباتی که سال هشتاد و هشت در روز عاشورا بهش وارد کرده بودند یک بار یک نفر در اینترنت روایت شهید ستاری را گفت از ضرباتی که آن سال به جمجه اش زده بودند بعد گرفتنش شکنجهاش کردند روایتش را در یک شبکه اجتماعی نوشته بود و خیلی مورد توجه قرار گرفته بود بعد آخرش هم نوشته بود این روایتی که خواندید ربطی به داعش و اینها ندارد اینها سال هشتاد و هشت در ایران اتفاق افتاده اینقدر آن روایت تکان دهنده بود خب شما ببینید این یک مورد نبوده ما حداقل بالای صد دویست نفر داریم که اصلا نقص عضو جدی در سال هشتاد و هشت پیدا کردند شما می بینید که هیچگاه به اینها پرداخته نمیشود.&lt;br /&gt;
==مغازه دار هایی که در میدان انقلاب شلهد ماجرا بودند==&lt;br /&gt;
شاهدان عینی این مسئله خیلی از مغازه های خیابان انقلاب هستند مغازه های کتاب فروشی که خیابان انقلاب هستند شما حداقلش این است که می توانید بروید بپرسید شما سال هشتاد و هشت اینجا بودید اینجا مغازه ات بود عموما می گویند بله سال هشتاد و هشت چی شد واقعا آغاز خیلی از درگیری ها چطور بود خیلی از اینها مغازه شان سوخته آمدند یک بار دیگر تعمیرش کردند بازسازی اش کردند یعنی می خواهم بگویم که عموما کاری که به روایت مردم باشد یا صورت نگرفته یا خیلی ضعیف صورت گرفته من مستندهای اخیر صدا و سیما در این ماجرا را می دیدم دیدم که همه فیلمهای آرشیوی است که از سال هشتاد و هشت همان روزها رفتند با چند نفر مصاحبه کردند و این هر سال دارد دوباره بازپخش می شود خب چرا ما نمی رویم کسی را که خب آن روز نتوانستیم در خیابان پیدایش کنیم ولی طرف بوده مغازه داشته و کارش را داشته آنجا انجام میداده چرا نمی رویم از اینها بخواهیم روایت آن روزها را برایمان تعریف کنند.&lt;br /&gt;
==شخصیت هایی که سال هشتاد و هشت جزو حامیان معنوی جریان سبز بودند==&lt;br /&gt;
شخصیت هایی هست که سال هشتاد و هشت جزو حامیان معنوی جریان سبز بودند از جمله '''آقای صانعی''' از جمه '''آقای منتظری''' ببینید سال هشتاد و هشت اتفاقی که افتاد این بود که عموما ادعا میشد که ما داریم در چهارچوب جمهوری اسلامی اعتراض می کنیم در چهارچوب خط امام داریم اعتراض می کنیم اما خیلی از افرادی که از این ها حمایت می کردند کاملا صد و هشتاد درجه امام خودش در زمان حیاطش اینها را طرد کرده بوده ولی کمتر اینها آمده بحث شود به این صورت که هم نقش این افراد و گروه ها در سال هشتاد و هشت گفته شود و هم بیان بشود که اینها دهه شصت در دوره امام چه کاری کردند که امام همان موقع اینها را طرد کرد به نظرم آقای منتظری یکی از این افراد هست که شما سال هشتاد و هشت اگر مواضع ایشان را بررسی کنید خب حمایت جدی از آقای موسوی و کروبی کردند قبل انتخابات بعد انتخابات حالا کاری نداریم ایشان روز بیست و دو خرداد هم مصاحبه رسمی کردند گفتند نتیجه انتخابات هر چه بود همه بپذیرند کسی که رئیس جمهور شد بپذیرد کسی که نشد هم بپذیرد خود ایشان بیانیه شان بعد انتخابات به سمت دیگری رفت اما جا دارد که یک کاری در رابطه با اقای منتظری صورت بگیرد که ایشان سال هشتاد و هشت با این مواضع بودند و خب چه اتفاقی افتاد ایشان یکدفعه به این موضع رسید خیر دهه شصت هم مواضعش اینها بوده به جایی میرسد که امام میگوید شما اطرافتان را لیبرال ها و منافقین فرا گرفتند شما صلاحیت رهبری آینده نظام را ندارید.آقای صانعی من سال هشتاد و هشت یادم هست یکی از بحث هایی که به طور جدی مطرح میکردند بحث اسلام رحمانی بود ایشان میگفتند ما چرا چهره خشونت طلب از اسلام ارائه دهیم دائما اصل بحثی که اقای صانعی سال هشتاد و هشت داشت این بود که ما باید اسلام رحمانی را ارائه دهیم و این سبزها در واقع مصداقی از این مسئله بودند جریان حاکمیت طرف مقابل این بود آقای صانعی خودشان سال شصت و یک سخنرانی دارند میخواهم این دیدگاه را داشته باشید خود آقای صانعی سال شصت و یک سخنرانی دارد تحت عنوان اینکه خطاب به اعضای جشن ثارالله هر چقدر مردم از چهره شما بیشتر ترسیدند شما همانقدر دینتان بیشتر است خب ببینید یک افراطی وجود دارد که یک تفریطی صورت میگیرد اینها تماما هم تاریخ هایش هست.&lt;br /&gt;
==چه کسانی خانواده های کشته شدگان در فتنه88 را تشویق به محکوم کردن جمهوری اسلامی میکردند؟==&lt;br /&gt;
ماجرا هم از این قرار هست آقای محمد علی نجفی خانه معصومه ابتکار و اقای احمد مسجد جامعی سه تن که سال هشتاد و هشت عضو شورای شهر بودند و حامی موسوی بودند اینها هر کسی که کشته میشد اصلا فارغ از اینکه خانواده اش به چه کسی رای داده بودند راه می افتادند   می رفتند آدرسش را پیدا می کردند شروع می کردند صحبت می کردند می گفتند اینها را حکومت کشته جمهوری اسلامی کشته شما بیانیه بدهید محکوم کنید و دائما سعی میکردند که آتش آن خانواده ها را علیه نظام  تند کنند این بحثی هست که در ماجرای رای اعتماد آقای نجفی در مجلس مطرح شد و حالا اتفاقاتی افتاد که اقای نجفی بلافاصله گفت من فتنه هشتاد و هشت را محکوم میکنم حالا یک شاهکار بود ولی این روایت می تواند مستند شود با اسم این آقایان اگر اینها هم از خودشان دفاعی دارند باهاشان گفت و گو شود شاید آقای نجفی بگوید من از این کارم پشیمانم کما اینکه سال نود و دو هم ایشان در مجلس آمد گفت فتنه حتما از کارش پشیمان شده همینطور خانم ابتکار آقای مسجد جامعی اصلا از اینها پرسش شود شما این کار را کردی یا نکردی اگر کردی دلیلت چی بود موضعت از این کار چی هست و اگر این نظام جمهوری اسلامی اینقدر نظام خون ریز و کثیف و قاتلی است که شهروندانش را بدون علت میکشد و بعد به هیچکی پاسخگو نیست خب چطور امروز شما مسئول محیط زیستش هستی آن برادرمان یک روز مسئول وزارت علوم است یک روز رئیس میراث گردشگری است اینها باید سوال شود هیچ نیازی هم نیست که با مخاطبین اینها اصلا گفت و گو شود فقط با خودشان صحبت کنند.&lt;br /&gt;
==عملکرد موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی(ره) در زمان فتنه88==&lt;br /&gt;
عملکرد موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی هست به ریاست سید حسن خمینی البته حمید انصاری ولی خب تولیتش دست ایشان هست خب شما سال هشتاد و هشت بیایید ببینید کاری که ما اصلا ما به ماجرای عکس امام هم حتی نداریم می گوییم عکس امام هم یک اتفاق خیلی کوچکی بود که ازش میگذریم شما ببینید چند جا شعار علیه اندیشه امام داده شد ما که دعوایمان با دوستان سبز سر آن عکس پاره شده در دانشگاه تهران که نیست آنها می گویند شما خودتان این کار را انجام دادید ما می گوییم باشد آن اصلا هیچ سندیتی ندارد چند جا شعار علیه اندیشه امام داده شد دیگر جمهوری ایرانی با کجای اندیشه امام قابل جمع است عکس مصدق بالا گرفتن عکس بازرگان و نهضت آزادی بالا گرفتن اینها واقعا ارتباطی با امام پیدا میکند شما عملکرد موسسه امام خمینی را بروید آن موقع ببینید آقای حمید انصاری که عموما سکوت هست چرا چون خود این آقا هم به آقای موسوی رای دادند و آنجا به یک باشگاه سیاسی تبدیل شده و شما می بینید حتی موقعی که صدا و سیما مستند شاخص را که مرتبط با جملات خود امام هست در دهه شصت پخش کرد حسن خمینی نامه نوشت به آقای ضرغامی که این چه نامه ای است که شما نشان میدهید خب امام بالاخره بنده خدا یکسری دست نوشته داشته که سخنرانی داشته اینها هم نباید نشان داده شود چون بازخوانی آنها مشخص میکند کدام جریان تابلوی امام را دستش گرفته و در پنهان عکس امام را پاره میکند عملکرد این موسسه به طور خاص به نظر بنده حتما میشود یک مستند نیم ساعته خوب  ازش درآورد که به هر انسان منصفی ثابت میکند که آنجا واقعا دارد از اندیشه های امام پاسداری میکند واقعا موسسه حفظ و نشر آثار امام است یا موسسه حذف آثار امام است این با توجه به مستندات بسیار زیادی که وجود دارد ساختنش به سختی هم نیست حتی میشود با مسئولین محترمش رفت مصاحبه کرد آقای انصاری و دیگر بزرگورانی که آنجا مسئولیت دارند صحبت شود واقعا شما بعد جمهوری ایرانی چی فکر می¬کردید که هیچ واکنشی نشان ندادید.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فتنه 88]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D9%88%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7&amp;diff=6863</id>
		<title>سوژه های فیلم سازی در آمریکای لاتین و ونزوئلا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D9%88%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7&amp;diff=6863"/>
		<updated>2021-01-03T11:33:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==رفتار جالب چاوز با نظامی های سرخپوست==&lt;br /&gt;
ایشان که نظامی بودند. داشتند سربازان را در جنگل برای یک مانوری می‌بردند. دو نفر از سربازان را می‌بینند که '''پوتین‌هایشان را در آورده‌اند''' و دارند پیاده می‌روند. آنها را صدا می‌کنند. می‌گویند شما بر خلاف آن چه که قانون ارتش می‌گوید چرا پوتین‌هایتان را در آورده‌اید. این دو نفر که '''سرخپوست بودند''' می‌گویند ما با پوتین نمی‌توانیم با زمین ارتباط برقرار بکنیم. وقتی پایمان را روی زمین می‌گذاریم، با '''زمین که مادر ما است ارتباط می‌گیریم'''. ایشان می‌گوید تا توی جنگل هستیم شما می‌توانید بدون پوتین باشید ولی وقتی که توی پادگان می‌آییم باید پوتین پایتان باشد. به یک سری مسائلی توجه می‌کند که قبلاً به آنها توجه نشده بود.&lt;br /&gt;
==آمریکای لاتین بیشترین آب شیرین در منطقه را دارد==&lt;br /&gt;
در آمریکای لاتین ثروت فراوان است. منابع طبیعی و آب که جنگ آینده است. '''بیشترین آب شیرین در این منطقه وجود دارد'''. بزرگترین رودخانه‌های دنیا در این جا است. '''رودخانه آمازون''' که رودخانه بزرگی است. یکی از شاخه‌های آمازون که در آن منطقه از خیلی از کشورها رد می‌شود، '''رود کارونی''' در ونزوئلا است که کم‌عرض‌ترین نقطه آن که می‌خواستند پل بزنند یک کیلومتر بود. بعضی نقاط آن به بیست کیلومتر هم می‌رسید. حالا می‌گویید بیست کیلومتر که یک دریاچه می‌شود ولی وقتی این آب جریان دارد رودخانه می‌شود. &lt;br /&gt;
این ثروتشان است. در مقابل یک شکاف طبقاتی بسیار عظیم وجود دارد. مردمانی که حاشیه‌نشین هستند. تعداد زیادی از مردم سال‌ها در زاغه‌ها زندگی می‌کنند. در این زاغه‌ها خیلی خبرها هست که می‌تواند مورد توجه فیلمسازان و هنرمندان قرار بگیرد. این که بتوانند اینها را تعریف و تفسیر بکنند و از اینها مستند بسازند. گاهی مسائل اینها این قدر دردناک است و به خاطر رابطه‌های آزادی که در این جاها هست. حالا گفتنش.&lt;br /&gt;
==معضل دختران مجرد زیاد==&lt;br /&gt;
یکی از سفرای ما در آن جا. یکی از دوستان تعریف می‌کرد رفتم دیدم دارد گریه می‌کند. گفتم چه اتفاقی افتاده. توی یکی از این زاغه‌ها رفته بود. می‌گفت '''یک مادر و پسری دیدم که دارای بچه مشترک بودند'''. خیلی عجیب نیست که این چیزها در آن جا شنیده بشود. دختران مجرد یکی از معضلات اجتماعی جوامع آمریکای لاتین است. تعدادشان هم خیلی زیاد است. پذیرش بچه توسط دختر مجرد در خانواده کاملاً طبیعی اتفاق می‌افتد ولی اینها چه جوری بزرگ می‌شوند، آینده‌شان چه جوری خواهد بود، اینها محل سؤال و محل بحث است.&lt;br /&gt;
==ایران بزرگترین صادرات خدمات فنی مهندسی‌مان در طول تاریخ خودرا،  به آمریکای لاتین داشته==&lt;br /&gt;
ما برای اولین بار بزرگترین صادرات خدمات فنی مهندسی‌مان را در طول تاریخ کشور ایران، نه جمهوری اسلامی ایران، به آمریکای لاتین داشتیم. ما در ونزوئلا یک چیزی بالای دو میلیارد دلار ساختمان سازی داشتیم. بیش از دو میلیارد دلار. رقم خیلی بالا است. آنهایی که خوب کار کردند تا قران آخر هم پولشان را از ونزوئلا گرفتند. یعنی این طوری نبود که پولی بگیرند. گاهی مخالفین دولت می‌گفتند پول ایران را بردند آن جا خرج کردند. یا چندین هزار تراکتور ایرانی به کل منطقه آمریکای لاتین، به نیکارگوئه رفت. به دومینکن رفت. به اکوادور رفت. بیش از هفتصدتا تراکتور به بولیوی رفت. &lt;br /&gt;
آنها از حضور ایرانی‌ها استقبال هم می‌کنند. اگر یک جامعه ایرانی برود و در آن جا شکل بگیرد، این بسیار خوب است. ما الآن در آمریکای لاتین جامعه ایرانی داریم.&lt;br /&gt;
==چندین قشر ایرانی در آمریکای لاتین داریم==&lt;br /&gt;
جامعه ایرانی‌هایی که در آمریکای لاتین هستند، چند قشر هستند. یک قشر بهائی‌هایی هستند که قبل از انقلاب آنها را با یک برنامه کاملاً حساب‌شده بردند در این کشورها پخش کردند. سری دوم عمدتاً ایرانی‌هایی بودند که در آمریکا و اروپا تحصیل می‌کردند. همسران لاتینی گرفته بودند. در ایران جنگ می‌شود و اینها به ایران برنمی‌گردند. می‌روند در آمریکای لاتین می‌مانند. نسل سومی که به آمریکای لاتین رفتند با رابطه‌ای بود که از اواخر دولت آقای خاتمی شروع شد و در دو دولت قبل هم ادامه پیدا کرد، اینها آمدند. الآن در این کشورها یک جامعه ایرانی تقریباً قوی ایجاد شده. اینها بعضاً در اقتصاد هم وارد شده‌اند. ما ایرانی‌هایی داریم که در وزارت خارجه این کشورها مقام سیاسی دارند. &lt;br /&gt;
==قیمت زمین باور نکردنی است==&lt;br /&gt;
قیمت زمین باور نکردنی است. اگر یک نفر در ایران پنجاه هکتار زمین داشته باشد، به او ثروتمند می‌گویند. کسی که در آن جا پنجاه هکتار زمین دارد، به او زمین‌دار جزء می‌گویند. گاهی با دویست هزار تومان و سیصد هزار تومان می‌شود یک هکتار زمین خرید. زمین‌های بسیار بزرگ با آب فراوان. این که تکنسین‌های ما بتوانند بروند در صنایع آنها وار بشوند و کار بکنند، امکان این هم بسیار بالا است.&lt;br /&gt;
به صنعت نفت و فرا ساحل اشاره کردند. در این زمینه‌ها هم خیلی کار هست و می‌شود انجام داد. بعضی‌ها را هم انجام دادیم. وقتی که جوان‌های ما برای زمین‌شناسی به آمریکای لاتین آمدند بیست و سه میلیون دلار کار گرفتند و آن جا کار انجام دادند. پایگاه داده‌های ونزوئلا را اینها تأسیس کردند. در بولیوی و حتی کلمبیا که یک کشور غربگرا بود. توانستند به آن جا بروند و بحث‌هایشان مورد توجه آنها قرار بگیرد و بخواهند برایشان کار بکنند. &lt;br /&gt;
من فکر می‌کنم یکی از زمینه‌های همکاری دو کشور این است که از متخصصین ایرانی بتوانند در این منطقه کار بکنند و بعد هم از متخصصین لاتینی برداریم و به ایران بیاوریم&lt;br /&gt;
==سفر چاوز به مشهد و زیارت امام رضا(ع)==&lt;br /&gt;
وقتیچاوز به ایران آمد. من خودم ایشان را به '''مشهد''' بردم. حالا داستان دارد که یک عده‌ای نمی‌خواستند و تشریفات برایشان سخت بود که به مشهد ببریم. علت این که ما او را به مشهد بردیم دقیقاً این بود که در '''ماه رمضان بود'''. این که من دارم خدمت شما می‌گویم حتی می‌تواند موضوع یک فیلم باشد. داستان خود من هم می‌تواند که چطور با آقای چاوز نزدیک شدم. به طوری که همه جا من را به عنوان دوست و برادر خودش مطرح می‌کرد. حتی اخیراً هم که به ونزوئلا رفتیم، رئیس جمهور فعلی در یک جمع پخش مستقیم تلویزیونی گفت سبحانی دوست بزرگ ونزوئلا، دوست بزرگ فرمانده چاوز. من نمونه ندیدم که یک دیپلماتی این قدر به یک رئیس حکومت نزدیک شده باشد. &lt;br /&gt;
این که به مشهد بردیم. ایشان در ماه رمضان آمده بود. تفکرات سوسیالیستی.  من به ایشان گفتم آقای چاوز، می‌خواهم یک چیزی را به شما نشان بدهم که بدانید کدام سوسیالیست‌تر هستند، نه اسم سوسیالیست. در ماه رمضان بود و همان موقعی بود که '''سفره افطار انداخته بودند''' و سه چهار هزار نفر را افطاری می‌دادند. ایشان را هم بردیم و روی زمین نشست. البته بخش‌های اصلی حرم را نمی‌توانست برود ولی از بالا. به ایشان گفتم این سفره را ببینید که همه نشسته‌اند. '''فقیر و غنی و همه در سر سفره امام رضا''' در کنار همدیگر نشسته‌اند. بعد از این که اینها غذایشان را می‌خورند و بلند می‌شوند، یک عده از خدامی که می‌آیند جمع می‌کنند و جارو می‌کنند. بعضی از اینها از ثروتمندترین آدم‌ها هستند. بعضی از اینها مقامات لشگری و کشوری دارند. آن تصوری که شما از '''سوسیالیسم''' دارید در سیستم امام رضای ما می‌توانید ببینید. &lt;br /&gt;
با ایشان راجع به تفکراتی که ما مسلمان‌ها و شیعیان داریم صحبت شد. '''ایشان خیلی علاقمند شد'''. &lt;br /&gt;
==در عرض یک هفته 10 هزار نفر مسلمان شدند==&lt;br /&gt;
ما آوریل دو هزار و ده یک سفری به آمریکای لاتین رفتیم. برای شرکت در کنفرانس در رابطه با تغییرات آب و هوا که در کوچابامبای    بولیوی برگزار شد. من حرف‌های شما را کاملاً تأیید می‌کنم. در همان سفر این '''اشتیاقی که نسبت به شنیدن حقایقی در رابطه با اسلام شیعی و اسلام انقلابی وجود داش'''ت، هم در بدنه و توده مردم و هم در مسؤولین کاملاً مشخص بود ولی متأسفانه از این طرف فوق العاده کم‌کاری وجود داشت. یعنی ما در آن جا حتی یک ترجمه قرآن به زبان اسپانیولی نداشتیم یا فیلم‌هایی که بتواند سبک زندگی ایرانی اسلامی را آن جا نشان بدهد. &lt;br /&gt;
مثلاً من که با همین پوشش رفته بودم. خیلی‌ها به من می‌گفتند ما قبلاً زن‌های شبیه تو را در تلویزیون و رسانه دیدیم که حتی اجازه ندارند از اتاقشان بیرون بیایند. مثلاً پدرشان یا همسرشان برایشان غذا دم در می‌گذارد. چه جوریه که شما بلند شدی به عنوان دانشجو تا این سر دنیا آمدی. یعنی نسبت به هویت زن مسلمان و انقلابیونی که دارند در ایران فعالیت می‌کنند یک عدم شناخت عمیقی وجود دارد. من فکر می‌کنم اگر ما بخواهیم این دیپلماسی عمومی را فعال بکنیم و ما به سراغ سوژه‌ها برویم، لازم است یک همکاری دو طرفه‌ای وجود داشته باشد. یعنی ما از این طرف هم یک تلاش‌هایی برای معرفی خودمان بکنیم. فکر می‌کنم هنوز موانع فرهنگی زیادی وجود دارد و حتی موانع دیگر. مثلاً ما هنوز یک پرواز مستقیم از تهران به کشورهای آمریکای لاتین نداریم. یا باید از ترکیه انجام بشود یا از کشورهای اروپایی. به نظر من این خودش کلی مسأله ایجاد می‌کند. &lt;br /&gt;
من فکر می‌کنم اگر راجع به این مسائل که یک مقدار موانعی وجود دارد. آن تشنگی هست. اشتیاق به شنیدن هست. ما در سفر '''یک هفته‌ای توانستیم با حزب انتروستیکای پرو یک ارتباطی بگیریم. بعد از این سفر حدود ده هزار نفر مسلمان شدند'''. یعنی با یک سفر یک هفته‌ای. می‌خواهم بگویم پتانسیل این قدر بالا است ولی از '''این طرف کم‌کاری خیلی زیاد است'''. &lt;br /&gt;
فکر می‌کنم برای فعال کردن دیپلماسی عمومی اگر روی این مسأله بیشتر حرف زده بشود، می‌تواند اتفاقات خوبی بیفتد.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفترجبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آمریکای لاتین]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D9%88%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7&amp;diff=6862</id>
		<title>سوژه های فیلم سازی در آمریکای لاتین و ونزوئلا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C_%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D9%88%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7&amp;diff=6862"/>
		<updated>2021-01-03T11:32:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==رفتار جالب چاوز با نظامی های سرخپوست== ایشان که نظامی بودند. داشتند سربازان...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==رفتار جالب چاوز با نظامی های سرخپوست==&lt;br /&gt;
ایشان که نظامی بودند. داشتند سربازان را در جنگل برای یک مانوری می‌بردند. دو نفر از سربازان را می‌بینند که '''پوتین‌هایشان را در آورده‌اند''' و دارند پیاده می‌روند. آنها را صدا می‌کنند. می‌گویند شما بر خلاف آن چه که قانون ارتش می‌گوید چرا پوتین‌هایتان را در آورده‌اید. این دو نفر که '''سرخپوست بودند''' می‌گویند ما با پوتین نمی‌توانیم با زمین ارتباط برقرار بکنیم. وقتی پایمان را روی زمین می‌گذاریم، با '''زمین که مادر ما است ارتباط می‌گیریم'''. ایشان می‌گوید تا توی جنگل هستیم شما می‌توانید بدون پوتین باشید ولی وقتی که توی پادگان می‌آییم باید پوتین پایتان باشد. به یک سری مسائلی توجه می‌کند که قبلاً به آنها توجه نشده بود.&lt;br /&gt;
==آمریکای لاتین بیشترین آب شیرین در منطقه را دارد==&lt;br /&gt;
در آمریکای لاتین ثروت فراوان است. منابع طبیعی و آب که جنگ آینده است. '''بیشترین آب شیرین در این منطقه وجود دارد'''. بزرگترین رودخانه‌های دنیا در این جا است. '''رودخانه آمازون''' که رودخانه بزرگی است. یکی از شاخه‌های آمازون که در آن منطقه از خیلی از کشورها رد می‌شود، '''رود کارونی''' در ونزوئلا است که کم‌عرض‌ترین نقطه آن که می‌خواستند پل بزنند یک کیلومتر بود. بعضی نقاط آن به بیست کیلومتر هم می‌رسید. حالا می‌گویید بیست کیلومتر که یک دریاچه می‌شود ولی وقتی این آب جریان دارد رودخانه می‌شود. &lt;br /&gt;
این ثروتشان است. در مقابل یک شکاف طبقاتی بسیار عظیم وجود دارد. مردمانی که حاشیه‌نشین هستند. تعداد زیادی از مردم سال‌ها در زاغه‌ها زندگی می‌کنند. در این زاغه‌ها خیلی خبرها هست که می‌تواند مورد توجه فیلمسازان و هنرمندان قرار بگیرد. این که بتوانند اینها را تعریف و تفسیر بکنند و از اینها مستند بسازند. گاهی مسائل اینها این قدر دردناک است و به خاطر رابطه‌های آزادی که در این جاها هست. حالا گفتنش.&lt;br /&gt;
==معضل دختران مجرد زیاد==&lt;br /&gt;
یکی از سفرای ما در آن جا. یکی از دوستان تعریف می‌کرد رفتم دیدم دارد گریه می‌کند. گفتم چه اتفاقی افتاده. توی یکی از این زاغه‌ها رفته بود. می‌گفت '''یک مادر و پسری دیدم که دارای بچه مشترک بودند'''. خیلی عجیب نیست که این چیزها در آن جا شنیده بشود. دختران مجرد یکی از معضلات اجتماعی جوامع آمریکای لاتین است. تعدادشان هم خیلی زیاد است. پذیرش بچه توسط دختر مجرد در خانواده کاملاً طبیعی اتفاق می‌افتد ولی اینها چه جوری بزرگ می‌شوند، آینده‌شان چه جوری خواهد بود، اینها محل سؤال و محل بحث است.&lt;br /&gt;
==ایران بزرگترین صادرات خدمات فنی مهندسی‌مان در طول تاریخ خودرا،  به آمریکای لاتین داشته==&lt;br /&gt;
ما برای اولین بار بزرگترین صادرات خدمات فنی مهندسی‌مان را در طول تاریخ کشور ایران، نه جمهوری اسلامی ایران، به آمریکای لاتین داشتیم. ما در ونزوئلا یک چیزی بالای دو میلیارد دلار ساختمان سازی داشتیم. بیش از دو میلیارد دلار. رقم خیلی بالا است. آنهایی که خوب کار کردند تا قران آخر هم پولشان را از ونزوئلا گرفتند. یعنی این طوری نبود که پولی بگیرند. گاهی مخالفین دولت می‌گفتند پول ایران را بردند آن جا خرج کردند. یا چندین هزار تراکتور ایرانی به کل منطقه آمریکای لاتین، به نیکارگوئه رفت. به دومینکن رفت. به اکوادور رفت. بیش از هفتصدتا تراکتور به بولیوی رفت. &lt;br /&gt;
آنها از حضور ایرانی‌ها استقبال هم می‌کنند. اگر یک جامعه ایرانی برود و در آن جا شکل بگیرد، این بسیار خوب است. ما الآن در آمریکای لاتین جامعه ایرانی داریم.&lt;br /&gt;
==چندین قشر ایرانی در آمریکای لاتین داریم==&lt;br /&gt;
جامعه ایرانی‌هایی که در آمریکای لاتین هستند، چند قشر هستند. یک قشر بهائی‌هایی هستند که قبل از انقلاب آنها را با یک برنامه کاملاً حساب‌شده بردند در این کشورها پخش کردند. سری دوم عمدتاً ایرانی‌هایی بودند که در آمریکا و اروپا تحصیل می‌کردند. همسران لاتینی گرفته بودند. در ایران جنگ می‌شود و اینها به ایران برنمی‌گردند. می‌روند در آمریکای لاتین می‌مانند. نسل سومی که به آمریکای لاتین رفتند با رابطه‌ای بود که از اواخر دولت آقای خاتمی شروع شد و در دو دولت قبل هم ادامه پیدا کرد، اینها آمدند. الآن در این کشورها یک جامعه ایرانی تقریباً قوی ایجاد شده. اینها بعضاً در اقتصاد هم وارد شده‌اند. ما ایرانی‌هایی داریم که در وزارت خارجه این کشورها مقام سیاسی دارند. &lt;br /&gt;
==قیمت زمین باور نکردنی است==&lt;br /&gt;
قیمت زمین باور نکردنی است. اگر یک نفر در ایران پنجاه هکتار زمین داشته باشد، به او ثروتمند می‌گویند. کسی که در آن جا پنجاه هکتار زمین دارد، به او زمین‌دار جزء می‌گویند. گاهی با دویست هزار تومان و سیصد هزار تومان می‌شود یک هکتار زمین خرید. زمین‌های بسیار بزرگ با آب فراوان. این که تکنسین‌های ما بتوانند بروند در صنایع آنها وار بشوند و کار بکنند، امکان این هم بسیار بالا است.&lt;br /&gt;
به صنعت نفت و فرا ساحل اشاره کردند. در این زمینه‌ها هم خیلی کار هست و می‌شود انجام داد. بعضی‌ها را هم انجام دادیم. وقتی که جوان‌های ما برای زمین‌شناسی به آمریکای لاتین آمدند بیست و سه میلیون دلار کار گرفتند و آن جا کار انجام دادند. پایگاه داده‌های ونزوئلا را اینها تأسیس کردند. در بولیوی و حتی کلمبیا که یک کشور غربگرا بود. توانستند به آن جا بروند و بحث‌هایشان مورد توجه آنها قرار بگیرد و بخواهند برایشان کار بکنند. &lt;br /&gt;
من فکر می‌کنم یکی از زمینه‌های همکاری دو کشور این است که از متخصصین ایرانی بتوانند در این منطقه کار بکنند و بعد هم از متخصصین لاتینی برداریم و به ایران بیاوریم&lt;br /&gt;
==سفر چاوز به مشهد و زیارت امام رضا(ع)==&lt;br /&gt;
وقتیچاوز به ایران آمد. من خودم ایشان را به '''مشهد''' بردم. حالا داستان دارد که یک عده‌ای نمی‌خواستند و تشریفات برایشان سخت بود که به مشهد ببریم. علت این که ما او را به مشهد بردیم دقیقاً این بود که در '''ماه رمضان بود'''. این که من دارم خدمت شما می‌گویم حتی می‌تواند موضوع یک فیلم باشد. داستان خود من هم می‌تواند که چطور با آقای چاوز نزدیک شدم. به طوری که همه جا من را به عنوان دوست و برادر خودش مطرح می‌کرد. حتی اخیراً هم که به ونزوئلا رفتیم، رئیس جمهور فعلی در یک جمع پخش مستقیم تلویزیونی گفت سبحانی دوست بزرگ ونزوئلا، دوست بزرگ فرمانده چاوز. من نمونه ندیدم که یک دیپلماتی این قدر به یک رئیس حکومت نزدیک شده باشد. &lt;br /&gt;
این که به مشهد بردیم. ایشان در ماه رمضان آمده بود. تفکرات سوسیالیستی.  من به ایشان گفتم آقای چاوز، می‌خواهم یک چیزی را به شما نشان بدهم که بدانید کدام سوسیالیست‌تر هستند، نه اسم سوسیالیست. در ماه رمضان بود و همان موقعی بود که '''سفره افطار انداخته بودند''' و سه چهار هزار نفر را افطاری می‌دادند. ایشان را هم بردیم و روی زمین نشست. البته بخش‌های اصلی حرم را نمی‌توانست برود ولی از بالا. به ایشان گفتم این سفره را ببینید که همه نشسته‌اند. '''فقیر و غنی و همه در سر سفره امام رضا''' در کنار همدیگر نشسته‌اند. بعد از این که اینها غذایشان را می‌خورند و بلند می‌شوند، یک عده از خدامی که می‌آیند جمع می‌کنند و جارو می‌کنند. بعضی از اینها از ثروتمندترین آدم‌ها هستند. بعضی از اینها مقامات لشگری و کشوری دارند. آن تصوری که شما از '''سوسیالیسم''' دارید در سیستم امام رضای ما می‌توانید ببینید. &lt;br /&gt;
با ایشان راجع به تفکراتی که ما مسلمان‌ها و شیعیان داریم صحبت شد. '''ایشان خیلی علاقمند شد'''. &lt;br /&gt;
==در عرض یک هفته 10 هزار نفر مسلمان شدند==&lt;br /&gt;
ما آوریل دو هزار و ده یک سفری به آمریکای لاتین رفتیم. برای شرکت در کنفرانس در رابطه با تغییرات آب و هوا که در کوچابامبای    بولیوی برگزار شد. من حرف‌های شما را کاملاً تأیید می‌کنم. در همان سفر این '''اشتیاقی که نسبت به شنیدن حقایقی در رابطه با اسلام شیعی و اسلام انقلابی وجود داش'''ت، هم در بدنه و توده مردم و هم در مسؤولین کاملاً مشخص بود ولی متأسفانه از این طرف فوق العاده کم‌کاری وجود داشت. یعنی ما در آن جا حتی یک ترجمه قرآن به زبان اسپانیولی نداشتیم یا فیلم‌هایی که بتواند سبک زندگی ایرانی اسلامی را آن جا نشان بدهد. &lt;br /&gt;
مثلاً من که با همین پوشش رفته بودم. خیلی‌ها به من می‌گفتند ما قبلاً زن‌های شبیه تو را در تلویزیون و رسانه دیدیم که حتی اجازه ندارند از اتاقشان بیرون بیایند. مثلاً پدرشان یا همسرشان برایشان غذا دم در می‌گذارد. چه جوریه که شما بلند شدی به عنوان دانشجو تا این سر دنیا آمدی. یعنی نسبت به هویت زن مسلمان و انقلابیونی که دارند در ایران فعالیت می‌کنند یک عدم شناخت عمیقی وجود دارد. من فکر می‌کنم اگر ما بخواهیم این دیپلماسی عمومی را فعال بکنیم و ما به سراغ سوژه‌ها برویم، لازم است یک همکاری دو طرفه‌ای وجود داشته باشد. یعنی ما از این طرف هم یک تلاش‌هایی برای معرفی خودمان بکنیم. فکر می‌کنم هنوز موانع فرهنگی زیادی وجود دارد و حتی موانع دیگر. مثلاً ما هنوز یک پرواز مستقیم از تهران به کشورهای آمریکای لاتین نداریم. یا باید از ترکیه انجام بشود یا از کشورهای اروپایی. به نظر من این خودش کلی مسأله ایجاد می‌کند. &lt;br /&gt;
من فکر می‌کنم اگر راجع به این مسائل که یک مقدار موانعی وجود دارد. آن تشنگی هست. اشتیاق به شنیدن هست. ما در سفر '''یک هفته‌ای توانستیم با حزب انتروستیکای پرو یک ارتباطی بگیریم. بعد از این سفر حدود ده هزار نفر مسلمان شدند'''. یعنی با یک سفر یک هفته‌ای. می‌خواهم بگویم پتانسیل این قدر بالا است ولی از '''این طرف کم‌کاری خیلی زیاد است'''. &lt;br /&gt;
فکر می‌کنم برای فعال کردن دیپلماسی عمومی اگر روی این مسأله بیشتر حرف زده بشود، می‌تواند اتفاقات خوبی بیفتد.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفترجبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:آمریکای لاتین]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%B9%D8%AF%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF_%DA%A9%D9%87_%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%88_%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA_%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF&amp;diff=5946</id>
		<title>هاشمی عددی بود که خیلی صفرها از او هویت گرفتند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%B9%D8%AF%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF_%DA%A9%D9%87_%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%88_%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA_%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF&amp;diff=5946"/>
		<updated>2020-12-28T14:52:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==هفت چهره متفاوت از هاشمی==&lt;br /&gt;
تحليل منطقی كه آيت‌الله سيداحمد خاتمي برداشت کردم. احساس كردم يك تحليل منصفانه‌اي درباره جناب آقاي هاشمي دارد که به دور از تعصب بود. ایشان آقاي هاشمي را به منشوري از هفت‌ هاشمي تبديل كرد. هاشمي اول، '''هاشمي قبل از انقلاب''' است. چهره روشن، مبارز، مقاوم و چهره‌اي فراموش نشدنيِ انقلاب كه با تحمل شكنجه، سمبل مبارزه است. هاشمي دوم، '''هاشمي بعد از انقلاب است. هاشمي همراه امام. اين چهره هم فراموش نشدني است. به عنوان بازوي توانمند امام در سال-هاي اول انقلاب از تمام وجودش مايه مي‌گذارد و جانباز اين عرصه هم مي‌شود. هاشمي سوم، '''هاشمي با كارگزاران''' است'''. اين هاشمي ديگر قابل دفاع نيست. كارگزاراني كه مادر مشاركت است. هاشمي چهارم، '''هاشمي با فرزندان''' است. حمايت از فرزندان، بدون قيد و بند، حتي فرزندان را قديس دانستن و مبرا از هر گونه اشتباه و خطا دانستن، ضربه‌اي به حيثيت خود هاشمي زد. هاشمي پنجم، '''هاشمي دوران رياست جمهوري''' است. دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي هم مثل تمام رئيس جمهورهاي نظام، نقاط قوت و ضعفي دارد. نقاط قوتش كه سازندگي بود اما در كنارش اتفاقي افتاد و آن استارت تهاجم فرهنگي بود. ضربه مهلكي كه نظام ‌خورد و بعدها تبعات آن به حوزه سياست و اقتصاد و غیره ورود پيدا کرد. پذيرش يا زمينه‌سازي براي استارت تهاجم فرهنگي در دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي رخ مي‌دهد. هاشمي ششم، عبارت است از '''زماني كه كانديداي رياست جمهوري شد'''. اين هاشمي هم نمي‌تواند مورد تأييد باشد. به خصوص در دور دوم انتخابات طوري عمل كرد كه همه جريان¬هاي منفي ضد انقلاب از او حمايت كردند و آن فيلم تبليغاتي هم كه برايش ساخته شد، تيري به حيثيت و اعتبار خود آقاي هاشمي بود. شخصيت معتبر و وزيني مثل آقاي هاشمي بيايد و در فيلم تبليغاتي بخواهد بازيگر كارگردان شود. هاشمي هفتم، '''هاشمي بعد از جريان فتنه''' است. آقاي سيداحمد خاتمي می¬گوید؛ معتقد هستم، '''آقاي موسوي، آقاي كروبي، آقاي خاتمي، صفرهايي بودند كه عددشان آقاي هاشمي بود.''' اگر اين عدد از كنار اين¬ها مي‌رفت، اين فتنه به سرعت خنثي مي‌شد. اين صفرها ديگر هيچ گونه اعتباري نداشتند. اگر مصادیقش خوب پيدا شود و اسنادش رو بشود، به دور از تعصب لازم است اين كار صورت بگيرد. چه بسا به نفع خود آقاي هاشمي و خانواده‌اش است. تعصب بيجا، احساسات به خرج دادن و به يك طرف غش¬كردن ظلم است، هم در حق آقاي هاشمي و هم در حق ملتي كه مي‌خواهند چهره شفافي ببينند و شايد در موضع‌گيري‌هايشان اثر بگذارد. فيلم¬ساز مي‌تواند اين خدمت را انجام دهد.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:اعناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:فتنه 88]]&lt;br /&gt;
[[رده:هاشمی رفسنجانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%B9%D8%AF%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF_%DA%A9%D9%87_%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%88_%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA_%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF&amp;diff=5945</id>
		<title>هاشمی عددی بود که خیلی صفرها از او هویت گرفتند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C_%D8%B9%D8%AF%D8%AF%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF_%DA%A9%D9%87_%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%B5%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%88_%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA_%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF&amp;diff=5945"/>
		<updated>2020-12-28T14:52:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==هفت چهره متفاوت از هاشمی==  تحليل منطقی كه آيت‌الله سيداحمد خاتمي برداشت کر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==هفت چهره متفاوت از هاشمی==&lt;br /&gt;
 تحليل منطقی كه آيت‌الله سيداحمد خاتمي برداشت کردم. احساس كردم يك تحليل منصفانه‌اي درباره جناب آقاي هاشمي دارد که به دور از تعصب بود. ایشان آقاي هاشمي را به منشوري از هفت‌ هاشمي تبديل كرد. هاشمي اول، '''هاشمي قبل از انقلاب''' است. چهره روشن، مبارز، مقاوم و چهره‌اي فراموش نشدنيِ انقلاب كه با تحمل شكنجه، سمبل مبارزه است. هاشمي دوم، '''هاشمي بعد از انقلاب است. هاشمي همراه امام. اين چهره هم فراموش نشدني است. به عنوان بازوي توانمند امام در سال-هاي اول انقلاب از تمام وجودش مايه مي‌گذارد و جانباز اين عرصه هم مي‌شود. هاشمي سوم، '''هاشمي با كارگزاران''' است'''. اين هاشمي ديگر قابل دفاع نيست. كارگزاراني كه مادر مشاركت است. هاشمي چهارم، '''هاشمي با فرزندان''' است. حمايت از فرزندان، بدون قيد و بند، حتي فرزندان را قديس دانستن و مبرا از هر گونه اشتباه و خطا دانستن، ضربه‌اي به حيثيت خود هاشمي زد. هاشمي پنجم، '''هاشمي دوران رياست جمهوري''' است. دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي هم مثل تمام رئيس جمهورهاي نظام، نقاط قوت و ضعفي دارد. نقاط قوتش كه سازندگي بود اما در كنارش اتفاقي افتاد و آن استارت تهاجم فرهنگي بود. ضربه مهلكي كه نظام ‌خورد و بعدها تبعات آن به حوزه سياست و اقتصاد و غیره ورود پيدا کرد. پذيرش يا زمينه‌سازي براي استارت تهاجم فرهنگي در دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي رخ مي‌دهد. هاشمي ششم، عبارت است از '''زماني كه كانديداي رياست جمهوري شد'''. اين هاشمي هم نمي‌تواند مورد تأييد باشد. به خصوص در دور دوم انتخابات طوري عمل كرد كه همه جريان¬هاي منفي ضد انقلاب از او حمايت كردند و آن فيلم تبليغاتي هم كه برايش ساخته شد، تيري به حيثيت و اعتبار خود آقاي هاشمي بود. شخصيت معتبر و وزيني مثل آقاي هاشمي بيايد و در فيلم تبليغاتي بخواهد بازيگر كارگردان شود. هاشمي هفتم، '''هاشمي بعد از جريان فتنه''' است. آقاي سيداحمد خاتمي می¬گوید؛ معتقد هستم، '''آقاي موسوي، آقاي كروبي، آقاي خاتمي، صفرهايي بودند كه عددشان آقاي هاشمي بود.''' اگر اين عدد از كنار اين¬ها مي‌رفت، اين فتنه به سرعت خنثي مي‌شد. اين صفرها ديگر هيچ گونه اعتباري نداشتند. اگر مصادیقش خوب پيدا شود و اسنادش رو بشود، به دور از تعصب لازم است اين كار صورت بگيرد. چه بسا به نفع خود آقاي هاشمي و خانواده‌اش است. تعصب بيجا، احساسات به خرج دادن و به يك طرف غش¬كردن ظلم است، هم در حق آقاي هاشمي و هم در حق ملتي كه مي‌خواهند چهره شفافي ببينند و شايد در موضع‌گيري‌هايشان اثر بگذارد. فيلم¬ساز مي‌تواند اين خدمت را انجام دهد.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:اعناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:فتنه 88]]&lt;br /&gt;
[[رده:هاشمی رفسنجانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA:_%D9%85%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85&amp;diff=5942</id>
		<title>وقتی در ایام فتنه آیت الله نوری همدانی گفت: من سرباز پیاده آقا هستم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87_%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%AF%D9%81%D8%AA:_%D9%85%D9%86_%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85&amp;diff=5942"/>
		<updated>2020-12-28T14:44:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==آقا گفت هنوز وقت ورود مراجع نرسیده== نقشي است كه حضرت ‌آيت‌الله نوري همداني...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==آقا گفت هنوز وقت ورود مراجع نرسیده==&lt;br /&gt;
نقشي است كه حضرت ‌آيت‌الله نوري همداني ايفا كرد يك نقش بسيار منحصر به فردي بود كه ما در طول تاريخ كمتر داريم كه نمونه اين اتفاق افتاده باشد. '''يك مرجع تراز اول مملكت''' بگويد براي اين كه نشان بدهم '''سرباز پياده نظام آقا هستم'''، مي‌خواهم بيايم و در '''نماز جمعه‌اش شركت كنم'''. منظورم اين نيست كه خودش بلند شود و بيايد، بلکه خيل عظيمی است كه همراه ايشان مي‌خواهد راه بيفتد. می¬خواهد حركتي را در جامعه راه‌اندازي كند. اين خبر به گوش حضرت آقا مي‌رسد و از ايشان خواهش مي‌كند كه شما نيا، هنوز وقت ورود مراجع نرسيده است. متأسفانه اين حرکت ایشان در جامعه ديده نشد. بعد به حضرت آيت‌الله همدانی چه توهين¬ها و هتك حرمتي كه نشد. جلوي خانه‌اش ريختند و سنگ‌پراني و توهين کردند. پاي همه اين¬ها ايستاد. يك وقت¬ منِ پيادهِ نظام، بايد توي خيابان بيايم و نقش ايفا كنم، اما نمي‌كنم. اما آيت‌الله العظماي مملكت كه وظيفه‌اش چيز ديگر است این گونه رفتار می¬کند. خطر اين قدر جدي احساس شده كه يك مرجع عالي¬قدر بيايد و كار پياده نظام را انجام دهد. البته نقشي كه آن بزرگوار انجام مي‌دهد، خيلي فرق مي‌كند با ميليون¬ها پياده‌ نظامي مثل ما. نمي‌خواهم اين را يكي بگيرم. اين¬ها بايد درست ديده بشود.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:فتنه88]]&lt;br /&gt;
[[رده:مراجع تقلید]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87&amp;diff=5778</id>
		<title>سوژه های تاریخی که به آنها پرداخته نشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87&amp;diff=5778"/>
		<updated>2020-12-27T15:45:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==غارت ها و ترور هایی که در زمان خلافت امام علی(ع) برای وحشت مردم انجام می شد==&lt;br /&gt;
سوژه  كه بسيار اهميت دارد و تا كنون به آن پرداخته نشده، '''غارات در عهد اميرالمؤمنين عليه السلام هستند'''. از خلافت حضرت بيشتر اين سه فتنه را براي من و شما گفته‌اند. غارات حمله‌هاي غافلگيركننده '''معاويه لعن الله''' و عوامل او به قلمروي اميرالمؤمنين عليه السلام است. جناياتي كه در قالب فرستادن گروههاي ترور و وحشت انجام مي‌دادند. اميرالمؤمنين عليه السلام را به شدت آزردند. '''بدترين و سخت‌ترين دوره زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام''' بعد از جنگ نهروان تا موقع شهادت حضرت است '''كه يك سال'''، شايد يك سال و يكي دو ماه بيشتر طول نكشيد. اين غارتها در اين موقع اتفاق افتاده. سه هزار نفر، دو هزار نفر، چهار هزار نفر غافلگيرانه تا اعماق خلافت حضرت هجوم مي‌آوردند. حتي '''كشتار زائرين مكه''' و غارت اموال آنها. '''مردم كوتاهي مي‌كردند''' و اميرالمؤمنين عليه السلام را '''اطاعت نمي‌كردند''' تا به مقابله با اينها حركت كنند. به خصوص غارتي كه '''بصر ابن ابي ارتات لعنت الله عليه'''، سردار معروف معاويه در حمله به مدينه و مكه و بالاخص يمن انجام داد. جنايات هولناكي كه اميرالمؤمنين عليه السلام تا موقع شهادتش در قنوت نمازهاي خودش آن ملعون را لعنت مي‌كرد. البته بعدها نفرين حضرت گريبان او را گرفت و با ذلت و خواري جان داد. به اين بپردازيم كه اصلاً اكثر قاطع مردم ما خبر ندارند كه به اميرالمؤمنين عليه السلام چه گذشت؟.&lt;br /&gt;
== قاصدی از طرف امام علی(ع) که معاویه در قصرش به خاک مذلت کشاند==&lt;br /&gt;
يك داستان بسيار جذابي است. '''طرماه ابن عدي'''، فرستاده اميرالمؤمنين عليه السلام به سوي معاويه، '''براي پيشگيري از جنگ صفين است'''. داستان بسيار جذابي دارد. اگر شما داستان را بخوانيد، مي‌شود يك فيلم راجع به اين موضوع ساخت. خيلي جذاب و جالب است. از '''نحوه فرستادن او توسط اميرالمؤمنين''' عليه السلام تا برخورد او با اطرافيان معاويه و مقابله با معاويه و او چگونه معاويه را كه در اوج قدرت است، در دربار خود به خاك مذلت مي‌كشاند. با بحثهايي كه با او مي‌كند و چطور در اين مناظره مقابله با معاويه از دربار او پيروز بيرون مي‌آيد و خبر را براي حضرت مي‌برد. معاويه غبطه مي‌خورد. مي‌گويد اين كاش به جاي همه شمايي كه دور و بر من هستيد، من يكي مثل اين را داشتم. به عمرعاص و وليد ابن عقبه و امثال آنها مي‌گويد. داستان خيلي جذاب و جالبي دارد. مي‌تواند فيلمي ساخته بشود كه همين طرماه بعداً قصد پيوستن به امام حسين را دارد كه عده‌اي را مي‌رساند ولي خودش به سبب حادثه‌اي نمي‌تواند. حالا جالب است و مي‌شود به اين موضوعات پرداخت.&lt;br /&gt;
== صلح امام حسن (ع)==&lt;br /&gt;
راجع به ا'''مام مجتبي عليه السلام''' و بحث صلح آن وجود مقدس. متأسفانه اهل تسنن در طول تاريخ به اعتبار حديثي از پيغمبر كه فرموده، خداوند به واسطه فرزندم حسن بين دو گروه مسلمان صلح ايجاد مي‌كند. اين را اصل قرار دادند. حالا من در حديث تخصص ندارم كه آيا واقعاً اين مستند است و پيغمبر اين را فرموده يا نه. اگر هم فرموده باشد، معنايش اين نيست كه حسن عليه السلام با كناره‌گيري و دادن حاكميت اسلام به دست طلقاء باعث وحدت جامعه مي‌شود. همان گونه كه '''طبري''' برمي‌گردد و با افتخار سال چهل و يك هجري را '''عام الجماعت''' مي‌گويد. سال وحدت. چرا. چون حسن عليه السلام كناره‌گيري كرد و اوضاع دست معاويه افتاد. خدا را شكر مي‌كند كه در عالم اسلام دو دستگي از بين رفت و وحدت ايجاد شد. اين چه وحدتي است. چه ارزشي دارد. به قيمت كنار رفتن فرزند رسول خدا و حاكميت فرزند طلقا. محكوم به اعدام ديروزي رهبر جامعه اسلامي بشود.&lt;br /&gt;
با توجه به اين تعبير هم كه حضرت آقا حفظه الله تعالي به كار بردند. پرشكوهترين '''نرمش قهرمانانه''' تاريخ و با توجه به حوادثي هم كه اين روزها دارد براي كشور ما رقم مي‌خورد. ايشان اخيراً از همين تعبير استفاده كردند و نرمش قهرمانانه را مطرح كردند. گروهي تصورشان اين است كه امام حسن عليه السلام تسليم شد. وقتي ديد زورش نمي‌رسد، كناره‌گيري كرد و همه چيز را به معاويه واگذار كرد. الآن هم ما در برابر غرب، چون از ابعاد گوناگون قابل مقايسه نيستيم، بايد تسليم بشويم و اصولمان را كنار بگذاريم و همه چيز را به آنها واگذار كنيم. &lt;br /&gt;
حال آن كه اگر دقيق بشويم، مي‌بينيم امام مجتبي عليه السلام '''پيروز نهايي''' اين نرمش و سياست است. مي‌شود اين را در فيلم به خوبي تبيين كرد. '''معاويه لعن اللهي''' كه '''مثل آمريكاي امروز''' دم از صلح و جلوگيري از خونريزي مي‌زد. آمريكا چه مي‌گويد. مي‌گويد اگر دست ايران باز باشد، با سلاح اتمي صلح جهاني را به هم مي‌زند. چون ما صلح‌طلب هستيم، مي‌خواهيم جلويش را بگيريم. معاويه لعن اللهي كه آن غارتها را پديد آورد و آن جنايات را به وجود آورده بود. كسي كه لشگر كشيده و دارد به سوي امام حسن عليه السلام مي‌آيد، او صلح‌طلب مي‌شود و حالا ما اينجا مي‌گوييم، امام حسن عليه السلام چرا بايد جلوي او بايستد. بايد كناره‌گيري كند. اين ظلمي است كه به آن وجود مقدس روا داشته شده. منتها حضرت با پذيرش صلح در حقيقت معاويه را ناكام كرد كه مي‌توان اين را به خوبي در فيلم آورد. به خصوص با نكاتي كه راجع به كفر معاويه كه به طور قطع كافر بوده و در منابع اهل تسنن هم هست، اين مسأله را تبيين كرد كه امام حسن عليه السلام درست است كه از قدرت كناره گرفت ولي جلوي نابودي اسلام را گرفت.&lt;br /&gt;
==از امام سجاد (ع)تا امام حسن عسکری(ع)==&lt;br /&gt;
امام سجاد عليه السلام، دوره امام سجاد عليه السلام يك دوره بسيار پرتلاطم سياسي است. از يك طرف يزيد لعن الله هنوز خليفه است. حالا بخشهايي از آن در مختارنامه آمد ولي نه به طور كامل و جامع. عبدالله ابن زبير قيام كرده. مردم مدينه قيام مي‌كنند كه در اين فيلم اصلاً به آن پرداخته نشده بود. فاجعه حره پديد مي‌آيد. هتك حرمت مكه و بعد قيام توابين است. بعدی قيام مختار است. قيام خوارج است. خوارج چندين بار بر ضد امويان قيام كردند و موضع امام سجاد در قبال اينها. امام در اين دوره چه مي‌كند. بسيار جاي كار دارد و مي‌شود به خوبي به اين موضوع پرداخت. &lt;br /&gt;
امام باقر عليه السلام و نهضت علمي‌اي كه آغاز مي‌كند. امام صادق عليه السلام در مقطعي كه خلافت اموي دارد ساقط مي‌شود و عباسيان روي كار مي‌آيند. چرا امام پيشنهاد ابوسلمه خلّال را براي به دست گرفتن خلافت را رد مي‌كند و داستانهاي مربوط به اين قضيه خيلي جذاب و جالب خواهد بود كه مي‌توان به آنها پرداخت. &lt;br /&gt;
از امام كاظم عليه السلام تا امام عسگري سلام الله عليهم اجمعين، همه امامان ما در حصر و زندان هستند. منتها يكي مثل هارون خبيث به صورت علني امام كاظم عليه السلام را در زندان و سياهچال مي‌اندازد و يكي مثل مأمون همان كار پدر را در كاخ مي‌كند. امام رضا عليه السلام را در كاخ زنداني مي‌كند. امام جواد عليه السلام در كاخ زنداني مي‌شود. امام هادي و امام عسگري عليه السلام را عسگرين مي‌گوييم. در يك منطقه كاملاً نظامي تحت كنترل قرار مي‌گيرند. امام عسگري عليه السلام چنان محدود است كه حتي نمي‌تواند حج انجام بدهد. تنها امامي است كه حتي يك بار حج نكرده. مؤمنين و شيعه‌هاي زيرك وقتي به عمره مشرف مي‌شوند يا بعضاً اگر بار دوم يا سوم باشد، يك بار را به نيابت امام عسگري عليه السلام حج مي‌گذارند و عمره انجام مي‌دهند. خيلي برد بزرگي است. چون اگر شما يك خدمت كوچك به اين بزرگواران بكنيد، تا چندين برابر جبران نكنند كه دست بر نمي‌دارند. حالا كسي براي امامي كه حج نرفته، به نيابت او حج انجام بدهد، مي‌دانيد چقدر ارزش دارد. آن امام قطعاً در آخرت چگونه دست او را خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
و موارد متعددي كه در زندگي اين بزرگواران در آن حصر، ارتباط آنها با شيعه، سازمان وكالتي كه دارند، اينها را چه جوري رهبري مي‌كنند. در قالب روغن‌فروش و دوره‌گرد و خيارفروش در آن حصر و محاصره. چه جور امام زمان عليه السلام به دنيا مي‌آيد كه دستگاه جاسوسي خليفه متوجه نمي‌شود. در خانه امام جاسوس دارند. امام در قالب غلام و كنيز تحت كنترل است. امام عسگري عليه السلام پنج سال آن وجود مقدس را دور از چشم اينها نگه مي‌دارد. به خواص شيعه معرفي مي‌كند ولي حتي برادر امام نمي‌فهمد تا روز شهادت و تشييع امام و نماز خواندن بر امام عسگري عليه السلام. آن موقع معلوم مي‌شود امام زمان ارواحنا فداه به دنيا آمده. اينها همه سوژه‌هاي بسيار جالب و دقيقي است كه مي‌تواند چقدر به معرفت‌افزايي و بصيرت مردم ما كمك بكند.&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.].&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:صدر اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:تولید اثر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87&amp;diff=5772</id>
		<title>سوژه های تاریخی که به آنها پرداخته نشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87&amp;diff=5772"/>
		<updated>2020-12-27T15:02:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==غارت ها و ترور هایی که در زمان خلافت امام علی(ع) برای وحشت مردم انجام می شد==&lt;br /&gt;
سوژه  كه بسيار اهميت دارد و تا كنون به آن پرداخته نشده، '''غارات در عهد اميرالمؤمنين عليه السلام هستند'''. از خلافت حضرت بيشتر اين سه فتنه را براي من و شما گفته‌اند. غارات حمله‌هاي غافلگيركننده '''معاويه لعن الله''' و عوامل او به قلمروي اميرالمؤمنين عليه السلام است. جناياتي كه در قالب فرستادن گروههاي ترور و وحشت انجام مي‌دادند. اميرالمؤمنين عليه السلام را به شدت آزردند. '''بدترين و سخت‌ترين دوره زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام''' بعد از جنگ نهروان تا موقع شهادت حضرت است '''كه يك سال'''، شايد يك سال و يكي دو ماه بيشتر طول نكشيد. اين غارتها در اين موقع اتفاق افتاده. سه هزار نفر، دو هزار نفر، چهار هزار نفر غافلگيرانه تا اعماق خلافت حضرت هجوم مي‌آوردند. حتي '''كشتار زائرين مكه''' و غارت اموال آنها. '''مردم كوتاهي مي‌كردند''' و اميرالمؤمنين عليه السلام را '''اطاعت نمي‌كردند''' تا به مقابله با اينها حركت كنند. به خصوص غارتي كه '''بصر ابن ابي ارتات لعنت الله عليه'''، سردار معروف معاويه در حمله به مدينه و مكه و بالاخص يمن انجام داد. جنايات هولناكي كه اميرالمؤمنين عليه السلام تا موقع شهادتش در قنوت نمازهاي خودش آن ملعون را لعنت مي‌كرد. البته بعدها نفرين حضرت گريبان او را گرفت و با ذلت و خواري جان داد. به اين بپردازيم كه اصلاً اكثر قاطع مردم ما خبر ندارند كه به اميرالمؤمنين عليه السلام چه گذشت؟.&lt;br /&gt;
== قاصدی از طرف امام علی(ع) که معاویه در قصرش به خاک مذلت کشاند==&lt;br /&gt;
يك داستان بسيار جذابي است. '''طرماه ابن عدي'''، فرستاده اميرالمؤمنين عليه السلام به سوي معاويه، '''براي پيشگيري از جنگ صفين است'''. داستان بسيار جذابي دارد. اگر شما داستان را بخوانيد، مي‌شود يك فيلم راجع به اين موضوع ساخت. خيلي جذاب و جالب است. از '''نحوه فرستادن او توسط اميرالمؤمنين''' عليه السلام تا برخورد او با اطرافيان معاويه و مقابله با معاويه و او چگونه معاويه را كه در اوج قدرت است، در دربار خود به خاك مذلت مي‌كشاند. با بحثهايي كه با او مي‌كند و چطور در اين مناظره مقابله با معاويه از دربار او پيروز بيرون مي‌آيد و خبر را براي حضرت مي‌برد. معاويه غبطه مي‌خورد. مي‌گويد اين كاش به جاي همه شمايي كه دور و بر من هستيد، من يكي مثل اين را داشتم. به عمرعاص و وليد ابن عقبه و امثال آنها مي‌گويد. داستان خيلي جذاب و جالبي دارد. مي‌تواند فيلمي ساخته بشود كه همين طرماه بعداً قصد پيوستن به امام حسين را دارد كه عده‌اي را مي‌رساند ولي خودش به سبب حادثه‌اي نمي‌تواند. حالا جالب است و مي‌شود به اين موضوعات پرداخت.&lt;br /&gt;
== صلح امام حسن (ع)==&lt;br /&gt;
راجع به ا'''مام مجتبي عليه السلام''' و بحث صلح آن وجود مقدس. متأسفانه اهل تسنن در طول تاريخ به اعتبار حديثي از پيغمبر كه فرموده، خداوند به واسطه فرزندم حسن بين دو گروه مسلمان صلح ايجاد مي‌كند. اين را اصل قرار دادند. حالا من در حديث تخصص ندارم كه آيا واقعاً اين مستند است و پيغمبر اين را فرموده يا نه. اگر هم فرموده باشد، معنايش اين نيست كه حسن عليه السلام با كناره‌گيري و دادن حاكميت اسلام به دست طلقاء باعث وحدت جامعه مي‌شود. همان گونه كه '''طبري''' برمي‌گردد و با افتخار سال چهل و يك هجري را '''عام الجماعت''' مي‌گويد. سال وحدت. چرا. چون حسن عليه السلام كناره‌گيري كرد و اوضاع دست معاويه افتاد. خدا را شكر مي‌كند كه در عالم اسلام دو دستگي از بين رفت و وحدت ايجاد شد. اين چه وحدتي است. چه ارزشي دارد. به قيمت كنار رفتن فرزند رسول خدا و حاكميت فرزند طلقا. محكوم به اعدام ديروزي رهبر جامعه اسلامي بشود.&lt;br /&gt;
با توجه به اين تعبير هم كه حضرت آقا حفظه الله تعالي به كار بردند. پرشكوهترين '''نرمش قهرمانانه''' تاريخ و با توجه به حوادثي هم كه اين روزها دارد براي كشور ما رقم مي‌خورد. ايشان اخيراً از همين تعبير استفاده كردند و نرمش قهرمانانه را مطرح كردند. گروهي تصورشان اين است كه امام حسن عليه السلام تسليم شد. وقتي ديد زورش نمي‌رسد، كناره‌گيري كرد و همه چيز را به معاويه واگذار كرد. الآن هم ما در برابر غرب، چون از ابعاد گوناگون قابل مقايسه نيستيم، بايد تسليم بشويم و اصولمان را كنار بگذاريم و همه چيز را به آنها واگذار كنيم. &lt;br /&gt;
حال آن كه اگر دقيق بشويم، مي‌بينيم امام مجتبي عليه السلام '''پيروز نهايي''' اين نرمش و سياست است. مي‌شود اين را در فيلم به خوبي تبيين كرد. '''معاويه لعن اللهي''' كه '''مثل آمريكاي امروز''' دم از صلح و جلوگيري از خونريزي مي‌زد. آمريكا چه مي‌گويد. مي‌گويد اگر دست ايران باز باشد، با سلاح اتمي صلح جهاني را به هم مي‌زند. چون ما صلح‌طلب هستيم، مي‌خواهيم جلويش را بگيريم. معاويه لعن اللهي كه آن غارتها را پديد آورد و آن جنايات را به وجود آورده بود. كسي كه لشگر كشيده و دارد به سوي امام حسن عليه السلام مي‌آيد، او صلح‌طلب مي‌شود و حالا ما اينجا مي‌گوييم، امام حسن عليه السلام چرا بايد جلوي او بايستد. بايد كناره‌گيري كند. اين ظلمي است كه به آن وجود مقدس روا داشته شده. منتها حضرت با پذيرش صلح در حقيقت معاويه را ناكام كرد كه مي‌توان اين را به خوبي در فيلم آورد. به خصوص با نكاتي كه راجع به كفر معاويه كه به طور قطع كافر بوده و در منابع اهل تسنن هم هست، اين مسأله را تبيين كرد كه امام حسن عليه السلام درست است كه از قدرت كناره گرفت ولي جلوي نابودي اسلام را گرفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87&amp;diff=5768</id>
		<title>سوژه های تاریخی که به آنها پرداخته نشده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7_%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87_%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87&amp;diff=5768"/>
		<updated>2020-12-27T12:59:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==غارت ها و ترور هایی که در زمان خلافت امام علی(ع) برای وحشت مردم انجام می شد== س...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==غارت ها و ترور هایی که در زمان خلافت امام علی(ع) برای وحشت مردم انجام می شد==&lt;br /&gt;
سوژه  كه بسيار اهميت دارد و تا كنون به آن پرداخته نشده، '''غارات در عهد اميرالمؤمنين عليه السلام هستند'''. از خلافت حضرت بيشتر اين سه فتنه را براي من و شما گفته‌اند. غارات حمله‌هاي غافلگيركننده '''معاويه لعن الله''' و عوامل او به قلمروي اميرالمؤمنين عليه السلام است. جناياتي كه در قالب فرستادن گروههاي ترور و وحشت انجام مي‌دادند. اميرالمؤمنين عليه السلام را به شدت آزردند. '''بدترين و سخت‌ترين دوره زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام''' بعد از جنگ نهروان تا موقع شهادت حضرت است '''كه يك سال'''، شايد يك سال و يكي دو ماه بيشتر طول نكشيد. اين غارتها در اين موقع اتفاق افتاده. سه هزار نفر، دو هزار نفر، چهار هزار نفر غافلگيرانه تا اعماق خلافت حضرت هجوم مي‌آوردند. حتي '''كشتار زائرين مكه''' و غارت اموال آنها. '''مردم كوتاهي مي‌كردند''' و اميرالمؤمنين عليه السلام را '''اطاعت نمي‌كردند''' تا به مقابله با اينها حركت كنند. به خصوص غارتي كه '''بصر ابن ابي ارتات لعنت الله عليه'''، سردار معروف معاويه در حمله به مدينه و مكه و بالاخص يمن انجام داد. جنايات هولناكي كه اميرالمؤمنين عليه السلام تا موقع شهادتش در قنوت نمازهاي خودش آن ملعون را لعنت مي‌كرد. البته بعدها نفرين حضرت گريبان او را گرفت و با ذلت و خواري جان داد. به اين بپردازيم كه اصلاً اكثر قاطع مردم ما خبر ندارند كه به اميرالمؤمنين عليه السلام چه گذشت؟.&lt;br /&gt;
== قاصدی از طرف امام علی(ع) که معاویه در قصرش به خاک مذلت کشاند==&lt;br /&gt;
يك داستان بسيار جذابي است. '''طرماه ابن عدي'''، فرستاده اميرالمؤمنين عليه السلام به سوي معاويه، '''براي پيشگيري از جنگ صفين است'''. داستان بسيار جذابي دارد. اگر شما داستان را بخوانيد، مي‌شود يك فيلم راجع به اين موضوع ساخت. خيلي جذاب و جالب است. از '''نحوه فرستادن او توسط اميرالمؤمنين''' عليه السلام تا برخورد او با اطرافيان معاويه و مقابله با معاويه و او چگونه معاويه را كه در اوج قدرت است، در دربار خود به خاك مذلت مي‌كشاند. با بحثهايي كه با او مي‌كند و چطور در اين مناظره مقابله با معاويه از دربار او پيروز بيرون مي‌آيد و خبر را براي حضرت مي‌برد. معاويه غبطه مي‌خورد. مي‌گويد اين كاش به جاي همه شمايي كه دور و بر من هستيد، من يكي مثل اين را داشتم. به عمرعاص و وليد ابن عقبه و امثال آنها مي‌گويد. داستان خيلي جذاب و جالبي دارد. مي‌تواند فيلمي ساخته بشود كه همين طرماه بعداً قصد پيوستن به امام حسين را دارد كه عده‌اي را مي‌رساند ولي خودش به سبب حادثه‌اي نمي‌تواند. حالا جالب است و مي‌شود به اين موضوعات پرداخت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=5610</id>
		<title>ماجرای حمله اعراب به ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=5610"/>
		<updated>2020-12-26T13:16:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==خلیفه دوم تصمیم حمله به ایران را گرفت== فتوحاتي است كه زمان خليفه دوم پديد آم...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==خلیفه دوم تصمیم حمله به ایران را گرفت==&lt;br /&gt;
فتوحاتي است كه زمان خليفه دوم پديد آمد و نقش اميرالمؤمنين عليه السلام در اين فتوحات. اول از نفرتي كه مردم ما نسبت به غاصبان خلافت دارند استفاده كردند، اين طور مطرح مي‌كنند كه ايران داراي تمدن عظيمي بود. حمله كردند و تمدن ايران را از بين بردند و ايران آسيب ديد. توسط كي، خليفه دوم. خب شيعه هم او را قبول ندارد و كينه و نفرتش بيشتر مي‌شود. منتها طوري القا مي‌كنند كه ورود اسلام توسط او بود و اسلام باعث ضربه خوردن فرهنگ و تمدن ايران شد. بعد كه بتوانند اين را در ذهن جواني كه مطالعات كافي ندارد جا بيندازند، به سراغ اين مي‌آيند كه در اين فتوحات اميرالمؤمنين نقش اساسي داشت. طرحهاي نظامي اميرالمؤمنين عليه السلام بوده كه خليفه دوم اجرا مي‌كرد و ايران نابود شد. اميرالمؤمنين عليه السلام كه همه چيز ما ايرانيها است، اگر جوان بي‌مطالعه ما تحت تأثير اينها قرار بگيرد، اعتقادش از بين مي‌رود. اگر شما بتوانيد در قالب فيلم، در آن عرصه اين مطلب را تبيين بكنيد كه '''خليفه بدون هيچ گونه مشورتي تصميم را مي‌گرفت'''. او در اين كه به ايران، روم، مصر حمله بكنند، '''با احدي مشورت نمي‌كرد''' اما چه تاكتيكي اتخاذ شود كه مسلمانها پيروز شوند و شكست نخورند يا حداقل ضايعات باشد، شوراي نظامي تشكيل مي‌داد. از اميرالمؤمنين عليه السلام هم دعوت مي‌كرد. حضرت خود با اين گونه فتوحات مخالف بود. دليل ما براي مخالفت حضرت چيست. وقتي خودش به خلافت رسيد، همه اينها را متوقف كرد. حضرت اين روش را قبول نداشت. منتها حالا كه دست او نيست و اينها تصميم گرفته‌اند. اگر او تاكتيكهاي نظامي مناسب ندهد، خليفه با جهل خودش به گونه‌اي عمل مي‌كند كه اسلام ضربه مي‌خورد. اسلام ضربه مي‌خورد. اينجا صحبت خليفه نيست. دوتا ابرقدرت هستند. ايران و روم، حمله مي‌كنند و مدينه را مي‌گيرند. اصلاً اساس اسلام نابود مي‌شود. اينجا '''اميرالمؤمنين عليه السلام براي حفظ''' اسلام تدابير نظامي را كه او درخواست مي‌كند، در اختيارش قرار مي‌دهد ولي حضرت با اصل فتوحات به اين شيوه مخالف است. اينها را مي‌توان در قالب. &lt;br /&gt;
==امامین حسنین در حمله به ایران حضور نداشتند==&lt;br /&gt;
حالا يك بحث جديدي هم مطرح كردند. متأسفانه يكي از سياسيون ما كه خيلي هم خودش را عالم و برجسته مي‌داند، اخيراً اين نقل غلط در تاريخ را كه برخي از منابع سني گفته‌اند، براي خوشايند بعضي از علماي اهل تسنن كه با او ديدار داشتند، بر زبان آورده كه امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام در اين فتوحات ايران حضور داشتند. يعني اصلاً امام حسن با ايرانيها جنگيده. در اين جنگها حضور داشته و ايراني را كشته. ايراني‌اي كه به عشق امام حسن و امام حسين و اهل بيت عليهم السلام زنده است، اگر اين را ببيند و اصل قرار بدهد، ذهنيت او خراب خواهد شد. حال آن كه اين نقل قابل قبول نيست. اصلاً در نفس نقلها ايراد وجود دارد. '''خراسان و گرگان زمان عثمان فتح شده'''، فرمانده لشگر عثمان و فرمانرواي كوفه فاسقي است كه قرآن او را مذمت كرده و او را فاسق خوانده. '''وليد اين عقبه برادر مادري عثمان''' است. حالا معنا دارد كه معصوم تحت امر يك شرابخوار فاسق بخواهد بيايد و گرگان را فتح بكند. كه چي؟. پول كلاني توي جيب خليفه و عوامل او برود.&lt;br /&gt;
 آن مفاسد اقتصادي كه زمان خليفه سوم سر او را به باد داد. '''اصلاً معصوم ما مخالف بود'''. معلوم است كه نقل غلط است. اگر ما به اين نقلها اعتماد بكنيم، امام حسن عليه السلام با اميرالمؤمنين عليه السلام مخالف است. در منابع سنيها آمده. مي‌گويند در جريان قيام بر ضد عثمان، امام حسن عليه السلام تمايلات عثماني داشت و با اميرالمؤمنين عليه السلام مخالف بود. به حضرت مي‌گويد، به تو گفتم اين كار را بكن و گوش نكردي. آنجا گفتم اين كار را بكن نكردي. امام حسن دارد به پدر بزرگوارش خط مي‌هد و انتقاد مي‌كند كه چرا شما به نظرات من بها ندادي. شيعه كجا يك چنين حرف بي‌مبنايي را مي‌پذيرد. معصومي در برابر معصومي بايستد و به امام خود خرده بگيرد. اين اصلاً شيعه نيست تا چه برسد به اين كه بخواهد امام و معصوم باشد. اينها در تاريخهايي كه اهل تسنن نوشته‌اند هست. اينها مي‌گويند امام حسن هم در اين فتوحات آمده. كاملاً غلط و بي‌مبنا است.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:صدر اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:حمله به ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:ائمه]]&lt;br /&gt;
[[رده:خلیفه دوم]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1(%D8%B5)&amp;diff=5604</id>
		<title>ماجرای ازدواج های پیامبر(ص)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1(%D8%B5)&amp;diff=5604"/>
		<updated>2020-12-26T12:48:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==پیامبر تا یکسال بعد از خدیجه(س) حتی لبخند هم نمی زد== ازدواجهاي پيغمبر صل الل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیامبر تا یکسال بعد از خدیجه(س) حتی لبخند هم نمی زد==&lt;br /&gt;
ازدواجهاي پيغمبر صل الله عليه و السلم به شدت بر ضد آن بزرگوار تبليغ سوء شده. آن حضرت زنهاي متعدد گرفته. شايد براي خيلي از خود مسلمانها و شيعه‌ها هم در اين عرصه جاي سؤال باشد. '''نه‌تا همسر''' از پيغمبر باقي مانده. اگر ما يك فيلم حساب‌شده و دقيقي در اين ارتباط بسازيم، بسياري از اين جوسازيها خنثي خواهد شد. پيغمبر عمده زندگي خود و جواني خود را با تنها همسر سپري كرد كه '''حضرت خديجه سلام الله''' عليها باشد. تا آن وجود مبارك زنده بود، '''پيغمبر هيچ ازدواجي نكرد'''. با آن كه از نظر سني از آن بزرگوار هم بزرگتر بود. بعد از وفات حضرت خديجه تا يك سال حتي لبخند بر لبان پيامبر نيامد تا چه برسد به اين كه بخواهد ازدواجي داشته باشد. دومين ازدواج هم مال زماني است كه حضرت هنوز در مكه حضور دارد. بانويي به نام '''سوده''' كه تازه يك سال هم از پيغمبر بزرگتر است. او درخواست ازدواج مي‌كند. حضرت خديجه سلام الله عليها هم درخواست ازدواج كرد. پيغمبر به خواستگاري نرفته بود. بشود اينها را به نمايش گذاشت. &lt;br /&gt;
==عمده ازدواج های پیامبر ده مدینه و دارای جنبه سیاسی یا اجتماعی بود==&lt;br /&gt;
در موقعيتي كه عرب پسرها و حتي دخترها هم همين طور، زود به بلوغ مي‌رسيدند و سريع هم ازدواج مي‌كردند، حضرت تا بيست و پنج سالگي هيچ ازدواجي نداشت و اولين ازدواجش هم به درخواست حضرت خديجه است و تا آن بزرگوار زنده است، هيچ ازدواج ديگري نمي‌كند. يك سال بعد از حضرت خديجه هم مجرد است. دومين ازدواج به سوده‌اي است كه يك سال از آن بزرگوار بزرگتر است. بله. ازدواجهاي پيغمبر عمدتاً در مدينه صورت مي‌گيرد و عموماً هم '''داراي جنبه‌هاي سياسي يا اجتماعي است'''. حالا جاي بحثش نيست كه من بخواهم اين را باز كنم. منتها اگر انشاءالله بنا شود در اين ارتباط فيلمي ساخته بشود، مي‌بينيم كه حضرت براي كمك به رفع مشكلات پيروانش، ابوبكر مي‌آيد و از پيغمبر خواهش مي‌كند كه اين دختر من را بگيريد كه بار مشكلات زندگي من كم بشود. حضرت براي اين كه او از اين مشكل بيرون بيايد، خواسته او را مي‌پذيرد. يا '''دختر عمر ابن خطاب''' در جنگ احد بيوه شده. شوهر او شهيد شده. با همسران عمر ابن خطاب درگير است. به خانه پدر برگشته و مرتب در خانه جنگ و دعوا است. آمده و از حضرت خواهش مي‌كند. حضرت در موقعيتي قرار مي‌گيرد كه براي حل مشكل او دخترش را مي‌گيرد. نه اين كه حضرت به خواستگاري برود. يا ام حبيبه دختر ابوسفيان است. همسر او پسرعمه پيغمبر است كه در هجرت به حبشه از اسلام برگشته و همسرش را رها كرده. خب دختر ابوسفيان، دشمن سرسخت پيغمبر، مسلمان است و شوهرش او را رها كرده. چقدر ابوسفيان مي‌خواست از اين قضيه سوءاستفاده كند و اسلام را زير سؤال ببرد. اين چه ديني است كه پسرعمه پيغمبر از آن برگشت و زنش را هم رها كرد و سراغ زنان درباري حبشه رفت. حضرت به نجاشي مي‌نويسد او را به مدينه بفرست و به عقد خود در آورد. هم اين دختر از آن مشكل افسردگي بيرون آمد، هم جنگ رواني ابوسفيان و مشركان قريش خنثي شد. ماريه قبطيه همين طور، هديه پادشاه مصر بود. اگر رد هديه صورت مي‌گرفت، به معناي اعلان جنگ بود. پيغمبر سر جنگ نداشت. يا زينب كه پيغمبر او را به دستور قرآن مي‌گيرد تا يك سنت غلط اجتماعي شكسته بشود.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
[[رده:صدر اسلام]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبر اکرم(ص)]]&lt;br /&gt;
[[رده:ازدواج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%BA%D8%B2%D9%88%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86%22_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%22_200_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=5593</id>
		<title>غزوه ای که در آن&quot; پیامبر&quot; 200 خانواده را مسلمان کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%BA%D8%B2%D9%88%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%D9%86%22_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%22_200_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=5593"/>
		<updated>2020-12-26T12:28:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==کشف توطئه مشرکین== راجع به غزوه بني المصطلق عرض مي‌كنم. اگر بتواند يك سوژه ب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کشف توطئه مشرکین==&lt;br /&gt;
راجع به غزوه بني المصطلق عرض مي‌كنم. اگر بتواند يك سوژه باشد. يك تيره‌اي از '''قبيله بزرگ خزاعه''' آمده بودند كه با اتحاد به قبايل ديگر به مدينه حمله كنند و پيغمبر و اسلام را از بين ببرند. حضرت توطئه را كشف كرد و به سرعت عمل كرد. سريع به سراغ دشمن رفتند. آنها چنين عكس‌العمل سريعي را از اسلام انتظار نداشتند. متحدانشان گريختند و بني المصطلق تنها ماند. جنگي در گرفت و با '''رشادت اميرالمؤمنين''' عليه السلام شكست خوردند. چون همه با خانواده‌هايشان به عرصه جنگ آمده بودند، '''همه اينها اسير شدند''' و طبق عرف آن زمان زن و بچه و مرد  '''بايد به بردگي مسلمانها در مي‌آمدند'''. خود آنها هم پذيرفته بودند. به جنگ آمده‌ايم و شكست خورده‌ايم. نتيجه همين است منتها پيغمبر دنبال اين نبود كه حتي آن مشرك را به عنوان برده و اسير نگه دارد. از طرفي هم نمي‌تواند به حق مردم تعدي كند و حق آنها را ناديده بگيرد. حق اينها است كه برده بگيرند. عرف زمانه ايجاب مي‌كرد. &lt;br /&gt;
حضرت با يك روش بسيار زيبايي توانست اين '''دويست خانواري''' كه همه به بردگي در آمده بودند را '''آزاد بكند''' و همه اينها با رحمتي كه از پيامبر ديدند، همه مسلمان شدند. يعني دويست خانواري كه براي نابودي اسلام آمده بودند، با آن حركت بسيار دقيق و ارزشي و رحماني پيغمبر مسلمان شدند و از اين خبطي كه كرده بودند پشيمان شدند. ما از اين نمونه‌ها كم نداريم. &lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:پیامبر اکرم(ص)]]&lt;br /&gt;
[[رده:مشرکین]]&lt;br /&gt;
[[رده:غزوات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D8%A7_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=5333</id>
		<title>دختری که برای ادای دین به انقلاب با پاسداری که دست نداشت ازدواج کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D8%A7_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=5333"/>
		<updated>2020-12-25T13:58:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «== آموزش پرستاری دید تا عازم جبهه شود == ازدواج یک دختر با یک پاسدار عزیز است که...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== آموزش پرستاری دید تا عازم جبهه شود ==&lt;br /&gt;
ازدواج یک دختر با یک پاسدار عزیز است که '''در جنگ هر دو دست خود را از دست داده''' و از هر دو چشم آسیب دیده بود آن دختر شجاع با روحی بزرگ و سرشار از صفا و صمیمیت گفت حالا که نتوانستم به جبهه بروم بگذار با این ازدواج دین خود را به انقلاب و به دینم ادا کرده باشم عظمت روحانی این صحنه و ارزش انسانی و نغمه‌های الهی آنان را نویسندگاه، شاعران، گویندگان، نقاشان، هنرپیشه‌گان، عارفان، فیلسوفان، فقیهان و هر کس را که شما فرض می‌کنید نمی‌توانند بیان و یا ترسیم کنند و فداکاری‌ها و خداجویی‌ها و معنویت این دختر بزرگ را هیچ کس نمی‌تواند با معیارهای رایج ارزیابی کند بیست و پنج، یک، شصت و یک پیام به مناسبت روز زن. این خانم کی است؟ آن جانباز کی است؟ سرکار خانم '''مهری یزدانی.''' مهری یزدانی یک دختر هجده، نوزده ساله است در اوایل جنگ که به خاطر دغدغه‌ای که نسبت به جنگ دارد شروع می‌کند آموزش‌های پرستاری دیدن دایی او عازم به جنگ است سراغ دایی می‌رود تا دایی را راهی بکند که من هم به جنگ بیایم بالاخره این دایی راضی می‌شود و مهری یزدانی را همراه می‌کند با خودش تا به سرپل ذهاب می‌روند در سرپل ذهاب مهری یزدانی چند ماهی از جانبازان پرستاری می‌کند&lt;br /&gt;
==خانواده اش مخالف ازدواج بودند==&lt;br /&gt;
در این مدتی که داشته پرستاری می‌کرده از جانبازهایی که در دفاع مقدس آسیب دیدند و جانباز شدند می‌گوید این فکر به ذهن من خطور کرد که من با یک مرد جانباز ازدواج بکنم می‌گوید این پیشنهاد را به دوستان خودم دادم که من این آمادگی را دارم یکی دو تا از دوستانش افرادی را معرفی می‌کنند تا آخرین نفری که به او معرفی می‌شود که بعداً می‌گویم اسم او چه است این آدم جزوه افرادی است که چک و خنثی انجام می‌داده در یک ماٌموریتی که داشته مین را خنثی می‌کرده دو دست خودش را از دست می‌دهد دو دست قطع می‌شود یک چشم کاملاً نابینا چشم دیگر قریب به هفتاد درصد بینایی خود را از دست می‌دهد شهید بروجردی برای این که از مهری یزدانی تحقیق بکند به بیمارستان سرپل ذهاب می‌آید مهری یزدانی را می‌بیند با او صحبت می‌کند به نتیجه می‌رسد که گزینه خوبی برای ازدواج با آن جانباز محترم است به خواستگاری می‌روند و همدیگر را می‌بینند آن‌ جانباز به خواستگاری می‌آید و مهری یزدانی را می‌بیند و مهری یزدانی صحبت می‌کند خانواده مهری یزدانی شدیداً مخالف مدتی طول می‌کشد تا مهری یزدانی خانواده خودش را راضی بکند ولی خانواده وقتی راضی می‌شود می‌گوید از مهر و هر آن چه که بخواهی از جهیزیه و هر آن چه دیگر که بخواهی محرومی قبول می‌کند با این جانباز ازدواج می‌کند&lt;br /&gt;
== همسرش را از دیپلم تا دکتری پیش می برد==&lt;br /&gt;
این جانباز '''آن موقع دیپلم دارد''' جانبازی که بینایی او این قدر ضعیف شده و نمی‌تواند کتابی بخواند با این جانباز شروع می‌کند کار کردن جانبازی که حتی احتمال بچه‌دار شدن به او داده نمی‌شد با این جانباز شروع می‌کند کار کردن سه تا بچه از این جانباز می‌آورد فعالیت‌های خود را ادامه می‌دهد '''این جانباز تا دکترا پیش می‌رود''' و درس می‌خواند همه کتاب‌هایی را که خوانده مهری یزدانی خوانده و این جانباز فقط از طریق شنیدن درس‌های خود را پیش برده تا به جایی می‌رسد که شما این جانباز را به عنوان یک جانباز '''فعال در شورای شهر تهران''' می بینید مجتبی شاکری خانم مهری یزدانی همسر مجتبی شاکری عضو شورای شهر تهران است.&lt;br /&gt;
==مسول هیئت رزمندگان کل کشور==&lt;br /&gt;
این خانم فعالیت‌های اجتماعی خودش را کم نمی‌کند بلکه بیشتر مسئول هیئت واحد خواهران هیئت رزمندگان کل کشور می‌شود، چندی بعد انجمن‌های قرآنی کل کشور مسئول واحد خواهران انجمن‌های قرآنی کل کشور مهری یزدانی هم چنان فعال مهری یزدانی می‌گوید من وقتی مشکلات را که در زندگی خودم دیدم مشکلات متعددی هست تصمیم گرفتم برای بقیه خانم‌هایی که این مشکلات را دارند یک برنامه‌ای بچینم چه قدر این زن فعال فعالیت اجتماعی او را ببینید شروع می‌کند یک انجمنی را تشکیل دادن انجمن همسران جانبازان قطع نخاع و شیمیایی شهر تهران خانم‌های جانباز همسران جانبازان بالای هفتاد درصد قطع نخاع را به همراه همسران جانبازان شیمیایی را دور هم جمع می‌کند فعالیت‌های اجتماعی برای آن‌ها تنظیم می‌کند و برای این‌ها کلاس‌های متعدد برگزار می‌کند یک جمع بسیار قشنگ که وقتی این جمع دور همدیگر جمع می‌شوند همه آن‌ها پروانه‌وار دور مهری یزدانی می‌گردند همسران جانبازان حضرت آقا می‌گویند مسئله جانبازان قطع نخاع و درصد بالای ما از مسئله شهادت بالاتر است مسئله پرستاری و همسری جانبازان از مسئله آن‌ها هم بالاتر است وقتی مسئله بالاتر است اجر بیشتر است اجر وقتی بیشتر است یعنی جهاد سنگین‌تر است.&lt;br /&gt;
==رانندگی در دهه شصت==&lt;br /&gt;
داستان‌های خیلی خاصی خانم یزدانی دارند که زندگی او را در ابعاد مختلف شما می‌توانید بسنجید همان سال شصت و یک که اصلاً مرسوم نیست خانمی رانندگی بکند '''مهری یزدانی پشت فرمان در شهر تهران رانندگی می‌کند''' که مجتبی آقای شاکری به ما گفتند اگر اشتباه نکنم یک تصادف خیلی بزرگی تصادف زنجیره ‌‌واری در اتوبان بعثت تهران به وجود می‌آید که در این تصادف بین یک جمعیت بیست، بیست و پنج نفر راننده‌ای که همه به همدیگر زدند یک خانم راننده است و آن‌جا تنها در دهه شصت فرض کنید دهه شصت و مسائل دهه شصت را یک خانم تنها می‌خواهد بین این آقایان خودش را اثبات بکند و مشکلات را حل بکند شما تصور بکنید سال شصتی را که لوله‌کشی گاز نبود مهری یزدانی باید کپسول گاز را می‌گرفت و می‌برد و می‌آورد آب آشامیدنی را باید می‌رفت می‌گرفت می‌آورد پسر بزرگ ایشان تعریف می‌کرد می‌گفت ما سه تا پسر بودیم هر سه تا بیرون می‌رفتیم زنجیره‌وار به یک دستش گرفته بود پسر بزرگ‌تر دستش را گرفته و بقیه زنجیره‌وار سه نفری گرفته و آن دست پر از میوه و آب و چیزهای دیگر همیشه با همین ترکیب ما می‌رفتیم و می‌آمدیم. این خانم چه قدر سختی کشیده برای این که بتواند این شوهر را به این جایگاه برساند در عین حال بتواند این قدر فعالیت بکند.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:جانبازان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%88_%D9%84%D9%82%D8%A8_%22%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%22_%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=5306</id>
		<title>بانویی که احمد متوسلیان به او لقب &quot;مادر سپاه&quot; را داد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%88_%D9%84%D9%82%D8%A8_%22%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%22_%D8%B1%D8%A7_%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=5306"/>
		<updated>2020-12-24T15:31:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «== مادر سپاه == همه خانم‌هایی که در آن‌جا فعالیت داشتند در حوالی بانه در حوالی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مادر سپاه ==&lt;br /&gt;
همه خانم‌هایی که در آن‌جا فعالیت داشتند در حوالی بانه در حوالی سنندج اسم یک بانو را به عنوان فرد اصلی پشتیبانی در جبهه غرب می‌بردند مادر احمدی همه می‌گفتند مادر احمدی بروید '''مادر احمدی''' را پیدا کنید مادر احمدی این‌جا بود که تمام پشتیبانی این‌جا بر عهده او بود مادر احمدی بود که وقتی غذا درست می‌کردیم غذا را به خط مقدم می‌برد به خود رزمنده می‌داد و می‌گفت می‌خواهم ببینم این لحظه جهادی این بچه رزمنده را که بتوانم این حس را برگردانم و به نیروهای خودمان بدهم برای ما خیلی جذاب شد مادر احمدی کی بود؟ مادر احمدی را پیدا کنیم پرسان پرسان از این از آن کی مادر احمدی را می‌شناسد؟ کی‌می‌داند مادر احمدی از کجا آمد؟ گفتند مادر احمدی از تهران به کردستان آمد مادر احمدی کسی بود که به محض این که قائله کردستان به وجود آمد از تهران حرکت کرده و به کردستان رفته و جبهه پشتبانی داخل کردستان راه‌اندازی کرده کسی که به محض ورودش به کردستان '''احمد متوسلیان''' او را می‌بیند فعالیت‌های او را که می بیند می‌گوید تو مادر سپاه هستی صفت مادر سپاه را به او می‌دهد.&lt;br /&gt;
== یک هفته دیر پیدایش کردیم ==&lt;br /&gt;
 خب تهران کجا بالاخره از طریق یکی از این افرادی که ما مصاحبه گرفته بودیم متوجه شدیم یک شماره‌ای هست که چندین سال پیش قریب به ده سال پیش این خانم به تهران آمده بوده و مادر احمدی را آن‌جا پیدا کرده بوده یک شماره پنج، شش رقمه شماره تلفن پنج، شش رقمه به مخابرات زنگ زدیم این طرف آن طرف این شماره را درست کردیم بعد از یکی دو روز پیگیری شماره کامل و دقیق امروز را به دست آوردیم زنگ زدیم الو سلام ما دنبال مادر احمدی هستیم شماره شما را به ما دادند بله این‌جا مسجد سجاد است خیابان جمهوری است امروز هم روز هفتم مادر احمدی است بعد از یک چیزی قریب به بیست، بیست و پنج روز تلاش بچه‌ها برای رسیدن به مادر احمدی وقتی که رسیدیم مادر احمدی هفت روز بود که فوت کرده بود از پیش ما رفته بود و وقتی رفتیم از کسانی که آن‌جا بودند و مادر احمدی را از نزدیک می‌شناختند مصاحبه گرفتیم تازه متوجه شدیم مادر احمدی چه قدر ابعاد گسترده‌تری از آن چیزی که ما فرض می‌کردیم داشتهاست.&lt;br /&gt;
==هدیه کلیه اش  به جانباز و دیدار مستمر با رهبری== &lt;br /&gt;
مادر احمدی کسی بوده که ارتباط مستمر با حضرت آقا داشته و فعالیت‌های او را حضرت آقا کاملاً می‌شناخته مادر احمدی بعد از جنگ فعالیت‌های خود را از دست نداده یک بار کلیه خود را برای یک جانباز داده جانبازی که نیاز به کلیه داشته مادر احمدی کلیه اهدا می‌کند دو مرتبه کل زندگی خود را می‌بخشد و دوباره شروع می‌کند به زندگی را جمع کردن و این کل زندگی خود را هزینه جانبازان می‌کند نه تنها فعالیت او در حوزه جهادی این جنسی است در حوزه جهاد اجتماعی فعالیت دارد شروع کرده در محله خودش ابتدائاً و بعد در شهر تهران افرادی که نیازمند بودند را شناسایی کرده نیازها را تاٌمین می‌کرده تاٌمین جهیزیه می‌کرده برای بچه‌هایی که مدرسه می‌رفتند لباس و وسایل تهیه می‌کرده.&lt;br /&gt;
==تاسیس خیریه به نام ایشان به دستور رهبری==&lt;br /&gt;
تا کار به جایی می‌رسد که این فعالیت‌ها به حضرت آقا می رسد حضرت آقا دستور می‌دهند یک مؤسسه خیریه به نام ایشان تاٌسیس کنید فعالیت‌های ایشان باید در یک جا به صورت گسترده و مستمر ادامه پیدا بکند. بعد از این که ما رسیدیم هم چنان پنج، شش مرتبه از وسایلی که مادر احمدی آماده کرده بود برای بچه‌های مدرسه‌ای چون ابتدای مهر بود ما وقتی رسیدیم برای بچه‌هایی که مدرسه می‌رفتند پنج، شش مرتبه وسایل رفت و بین نیازمندان پخش شد. چرا باید این قدر دیر به کردستان رفت و مادر احمدی را در کردستان پیدا کرد وقتی که مادر احمدی در نود و خرده سالگی فوت کرده دیگر وقتی می‌رسیم خود این بانو نیست و حتی دقایقی هر چند کوتاه مصاحبه از این خانم وجود ندارد تصویر و مصاحبه از این خانم وجود ندارد. چرا باید الان افسوس بخوریم؟ خانم‌های فعال جبهه انقلاب اسلامی کجا دارند زحمت می‌کشند.&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[https://ganj.info/ تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی بانه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C_%DA%86%D9%84%D9%87_%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%D8%B2%D9%82_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D9%87%D8%AF&amp;diff=5211</id>
		<title>وقتی چله زیارت عاشورا رزق شهادت می دهد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C_%DA%86%D9%84%D9%87_%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%D8%B2%D9%82_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D9%87%D8%AF&amp;diff=5211"/>
		<updated>2020-12-24T12:23:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «==همه کوچه بی مادر  شدند== شهیده توران اسکندری محل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==همه کوچه بی مادر  شدند==&lt;br /&gt;
[[پرونده:توران.jpg|بندانگشتی|شهیده توران اسکندری]]&lt;br /&gt;
محله‌ای در اهواز اسم محله الان دقیق خاطرم نیست یک محله در اهواز یک کوچه در اهواز برای ما تعریف می‌کردند چند وقت پیش که دوستان اهوازی ما از آن‌جا آمده بودند که مادران این کوچه و خانواده‌های این کوچه یک '''نذری می‌کنند''' که از روز اول محرم تا اربعین تا رفتن آن‌ها به اربعین '''ده روز قبل از اربعین''' می‌خواستند اربعین بروند '''یک چله زیارت عاشورا بگیرند''' هر روز خانه یک نفر از این‌ها چله زیارت عاشورا می‌گرفتند آن بنده خدایی که برای ما تعریف می‌کرد می‌گفت محله ما از ابتدای محرم تا اربعین کاملاً رنگ و بوی امام حسین(ع) داشت به خاطر مادران ما. از این جماعتی که این چله را گرفتند قریب به '''هشت نفر عازم اربعین می‌شوند''' هر هشت نفر در '''حله شهید می‌شوند''' یک کوچه مادران خود را از دست می‌دهند.&lt;br /&gt;
== زنی که بیش از 20 سال از همسر جانبازش نگهداری کرد ==&lt;br /&gt;
'''شهیده اسکندری شهیده توران اسکندری''' همسر شهیدی که '''قریب به بیست سال یک شهید جانباز شیمیایی را پرستاری می‌کند''' پرستاری از یک جانباز شیمیایی کاملاً زینبی زندگی می‌کند این جانباز شیمیایی سال هشتاد و یک، دو شهید می‌شود خود این خانم توران اسکندری '''در حله امسال شهید می‌شود'''.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.mashreghnews.ir/news/660508/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%B9%DA%A9%D8%B3 شهیده توران اسکندری را بیشتر بشناسیم. خبرگزاری مشرق.].&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:داعش]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی اهواز]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=5208</id>
		<title>پرونده:توران.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=5208"/>
		<updated>2020-12-24T12:21:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهیده&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%B5%D8%B1_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C&amp;diff=5146</id>
		<title>نیمه پنهان ژاپن به روایت بانوی مستبصر ژاپنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%B5%D8%B1_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C&amp;diff=5146"/>
		<updated>2020-12-24T10:19:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt; فاطمه هوشینو، بانوی تازه مسلمان ژاپنی است. تبلیغات رسانه‌ای علیه اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر، بهانه آشنایی وی با اسلام شد و وی، مذهب سنی را برگزید اما وقتی به تحریف قرآن کریم در ترجمه‌های عربستانی پی برد به مذهب تشیع گروید. وی از طریق یک وب‌سایت اسلامی با همسر ایرانی‌اش نیز آشنا شد. حضور در ایران برای هوشینو فرصتی بود تا به منبع‌سازی کتب دینی به زبان ژاپنی مبارت کند. فاطمه هوشینو در نشست فیلمسازان سینمای انقلاب، از ناگفته‌های ژاپن گفته است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:فاطمه اتسو.jpg|بندانگشتی|فاطمه هوشینو]]&lt;br /&gt;
== مسلمان شدم، پلیس بازداشتم کرد==&lt;br /&gt;
خانواده من خیلی مخالفت می‌کردند. '''باورشان نمی‌شد که خودم مسلمان شدم'''. فکر کردند دیوانه یا تروریست شده‌ام یا تحت شستشوی مغزی قرار گرفتم. یک بار در حال نماز خواندن، مادرم دورم نمک گذاشت (مثل اسفند دود کردن ایرانی‌ها)، '''فکر کرد جن‌زده شده‌ام.''' وقتی با حجاب بیرون می‌رفتم، پلیس دنبالم می‌کرد، '''حتی یک بار پروازم را از دست دادم، پلیس فکر کرد خطرناکم و بازداشتم کرn.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
== تصور دیگری از ایران داشتم ==&lt;br /&gt;
وقتی اولین بار به ایران آمدم خیلی تعجب کردم. '''قبلاً تصور می‌کردم به خاطر 30 سال تحریم، مردم ایران فقیرانه زندگی می‌کنند''' ولی دیدم که چقدر برج‌ و خودرو وجود دارد و حتی ترافیک می‌شود. البته '''شنیدن صدای اذان هم خیلی باعث خوشحالی‌ام شد''' چرا که سال‌ها در ژاپن آرزوی شنیدن این صدا را داشتم، '''اما بخاطر حجاب ایرانی‌ها تعجب کردم'''. معمولاً خانم‌های ژاپنی به دلیل احترام، آرایش سبکی دارند، ولی در ایران افسوس خوردم که چرا قدر این قانون را نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
زندگی برای یک خانم مجرد مسلمان در یک جامعه غیر اسلامی خیلی سخت بود. به همین علت خواستم به یک سرزمین اسلامی بروم و الان هم با کار ترجمه در حال فعالیت تبلیغی هستم. ژاپنی‌ها دعاهای صحیفه سجادیه را خیلی دوست دارند؛ البته باید کتاب‌های آسان‌تر و عمومی‌تری مثل ادعیه، احکام، نهج‌البلاغه، قرآن یا کتاب‌های شهید مطهری هم داشته باشند.&lt;br /&gt;
== بودایی اما پایبند به ارزش‌های اخلاقی سکولار==&lt;br /&gt;
درست است که ژاپن دین پر عقبه‌ای ندارد اما '''مردمش از نظر اعتقادی فطرت خیلی پاک و اخلاق‌مداری دارند'''. از نظر عملی در جامعه هم هرگز کسی را اذیت نمی‌کنند. وقتی حوادث طبیعی اتفاق می‌افتد مردم مهربان‌تر و با ادب‌تر می‌شوند، چون می‌دانند که اگر دیگران را اذیت کنیم، خودمان را اذیت کرده‌ایم. '''ژاپنی‌ها خدا را به کلمه نمی‌دانند ولی ذاتاً می‌دانند'''. این اخلاق‌مداری ذاتی‌ باعث اخلاق بدون دین، یعنی اخلاق سکولار شده است. '''به همین علت به راحتی برده خوبی برای آمریکا شدند'''. از نظر تکنولوژی فوق‌العاده کشور تکنولوژیک و راحتی است. حتی بعد از جنگ‌جهانی تشخیص دادند تنها مسیر استعمار این مردم پرتلاش سرگرم کردن آن‌ها به تکنولوژی است چون منابع انسانی‌اش را داشت. الان '''در ژاپن یک افراط‌گرایی تکنولوژیک می‌بینید'''. مثلاً الآن برای خانه‌های‌ سالمندان، بخاطر آلزایمر رباط‌هایی ساخته‌اند که شبیه یک عروسک بزرگ حرف می‌زند و به احساسات جواب می‌دهد.&lt;br /&gt;
== شروع مشکلات ژاپن ==&lt;br /&gt;
سرزمین ژاپن از زمان ورود کشتی سیاه تا جنگ‌های جهانی توسط قدرت‌های خارجی مورد استفاده قرار می‌گرفت. در جنگ جهانی هم ژاپن قصد ورود به جنگ را نداشت، هر چند که قبل از آن قدرت استعمارگر فوق‌العاده‌ای بود. ژاپنی‌ها تا لحظه آخر سعی می‌کردند که از جنگ پرهیز کنند ولی وقتی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها خواستند مسیرهای دریایی را ببندند ناچار به ورود به جنگ شدند چون بسته شدن مرزها به علت جزیره‌ای بودن و عدم تحمل تحریم، به مرگ ژاپنی‌ها تمام می‌شد. اگر آمریکا در اقیانوس آرام، کل مسیرهای تجاری دولت ژاپن با کشورهای دیگر را می‌بست باعث می‌شد تمام رابطه‌های تجاری و مایحتاج مردم قطع شود زیرا آن موقع کشوری وابسته بودند، یعنی بعد از داستان کشتی سیاه این کشور را به تجارت خارجی وابسته کرده بودند و از آن موقع به بعد تازه صنایع مدرن در ژاپن توسعه پیدا کرد و به دلیل اینکه ژاپن خودش نفت و گاز نداشت اگر سوخت یا موادی که برای تولید کالاها لازم بود قطع می‌شد دیگر همه چیز تعطیل می‌شد.&lt;br /&gt;
== نداشتن اقتصاد مقاومتی، عامل تسلیم ژاپن ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اتسو.jpg|بندانگشتی|خانم هوشینو]]&lt;br /&gt;
ارتش امپراطوری خودش را مادر آسیا قلمداد می‌کرد و می‌خواست کشورهای شرق آسیا را از یوغ استعماری که باعث حضور هلندی‌ها در اندونزی و مالزی و حضور انگلیسی‌ها در فیلیپین بود خلاص کند. وقتی هم جنگ شد ژاپن تهدید به تحریم شد که باید کشورت را در اختیار آمریکا و دول متفقه قرار دهی. بنظرم مهم‌ترین چیزی که باعث شکست ژاپن در جنگ‌جهانی می‌شود کمبود منابع طبیعی است. چون شش ماه قبل از بمب اتم به دلیل قحطی شکست اعلام شده بود و آمریکا و دول متفق پی برده بودند که امپراطور تسلیم شده است و دو بمب اتمی کاملاً آزمایش علمی وسیاسی بود؛ از این جهت که بمب اتمی هیروشیما، اورانیوم و بمب ناکازاکی از نوع پلوتونیم بود و می‌خواستند تفاوت این دوتا عنصر را آزمایش کنند و دومین علت اثبات قدرت آمریکا به شوروی کمونیست بود.&lt;br /&gt;
== ژاپن بهترین سمبل استعمار رسانه‌ای ==&lt;br /&gt;
متأسفانه آمریکایی‌ها از کره‌ای‌هایی که در ژاپن مانده بودند استفاده کردند و '''الان رسانه‌های ژاپن، بیشتر دست خارجی‌ها است'''. ظاهرشان ژاپنی است ولی در طول 70 سال بعد از جنگ از نظر فرهنگ به راحتی ژاپن را استعمار کردند. به راحتی به ژاپنی‌‌ها دروغ‌هایی القاء می‌کنند که حتی یک اروپایی و آمریکایی ضد ایرانی نمی‌پذیرد. البته مشکل '''ژاپنی‌ها در خصوص استفاده از رسانه‌های دیگر، مشکل زبان است'''. یادگیری زبان‌های خارجی برای ژاپنی‌ها فوق‌العاده سخت است و سخت تکلم می‌کنند، این باعث شده رسانه ملی ژاپن (NHK) در داخل کشور بی‌رقیب باشد.&lt;br /&gt;
'''ژاپن بهترین سمبل استعمار رسانه‌ای است و فقط دو شبکه خارجی به زبان ژاپنی وجود دارد'''. این نشان‌دهنده اعتمادی است که سران استعمارگر به رسانه‌های ژاپنی دارند. کارهایی که ایران علیه داعش انجام می‌دهد اصلاً گزارش نمی‌دهند. '''داعش را «کشور اسلامی» ترجمه می‌کنند، نه دولت اسلامی'''. من هر وقت هم که با مادرم تلفنی صحبت می‌کنم، می‌گوید: «دخترم مواظب باش داعش تو را نگیرد!» می‌گویم: «این‌جا ایران است، ایران علیه داعش می‌جنگند.» '''تصور می‌کنند فقط آمریکا و کشورهای اروپایی علیه داعش می‌جنگند'''. من توضیح می‌دهم که ایران از نظر نظامی خیلی قوی است ولی دوباره بعد از مدتی، وقتی تلویزیون را روشن می‌کند و روزنامه را می‌خواند دوباره به حالت قبلی برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
==  استحاله ژاپن از فرهنگ تا بنیان خانواده ==&lt;br /&gt;
از زمان ورود کشتی سیاه به ژاپن، این کشور از نظر فرهنگی سیاسی خیلی تغییر کرده است. قبل از جنگ جهانی دوم و در دوران سامورایی، پسر و دخترها بعد از 7 سالگی اجازه روابط آزاد نداشتند و خانم‌های طبقات بالای اجتماعی، همیشه از پشت پرده با مردها صحبت می‌کردند یا مثلاً '''لباس سنتی ما فقط پوشش سر نداشت ولی بدن را کاملاً می‌پوشاند'''. حتی وضع طوری بود که پدر و مادر من و همه پسر و دخترهای دیگر، در دوران نامزدی برای بیرون رفتن همیشه نفر سومی هم همراهشان بود. ولی الآن همه جا پسرها و دخترها قاطی هستند. بعد از جنگ جهانی دوم تغییرات بزرگی اتفاق افتاد، '''الآن 25 درصد ازدواج‌ها بعد از حاملگی دختر اتفاق می‌افتد'''. تعداد طلاق‌ها زیاد شده است؛ خیانت میان زن و شوهر هم خیلی آشکار شده در واقع آن '''فرهنگ سامورایی''' که مردان خانواده‌مدار و باغیرت و زنان باعفتی داشتند در حال از بین رفتن است.&lt;br /&gt;
== ژاپن، حقیر شده است ==&lt;br /&gt;
الان دیگر قدرت ژاپن در منطقه خیلی کم شده است، حتی '''اگر نخست وزیر ژاپن یک بار در توکیو به مزار شهدای جنگ و سربازان گمنامش برود، چین، کره جنوبی و کره شمالی شکایت می‌کنند'''. حتی نخست‌وزیر نمی‌تواند به شهدای کامیکازایشان ادای احترام کند چون کشورهای خارجی از نظر سیاسی تحت فشار می‌گذارند. ژاپنی‌ها 70 سال است که هر سال بابت جنگ جهانی از همه کشورهای جهان معذرت‌خواهی می‌کنند و به خصوص به کشورهای چین و کره که درگیر بودند غرامت می‌دهند.&lt;br /&gt;
'''هرازگاهی هم از تجاوز آمریکایی‌ها به ژاپنی‌ها چیزهایی شنیده''' می‌شود و فقط خانواده همان دخترها شکایت و تظاهرات می‌کنند ولی خبری از همراهی مردم با آن‌ها و پخش از تلویزیون نیستیم. همین دو ماه پیش، '''فرماندار اوکیناوا فقط یک جمله گفته بود که آمریکایی‌ها باید سعی کنند اکیناوا را خالی کنند'''، گفت می‌خواهم در بین مردم اوکیناوا یک رفراندوم برگزار کنم؛ چون این پایگاه، مشکلات تجاوز، دزدی برای مردم به وجود آورده است و بهترین جای اوکیناوا را گرفته‌اند و مردم بومی در حاشیه‌ زندگی می‌کنند. بعد از این حرف؛ '''به دستور نخست وزیر ژاپن او را دادگاهی کردند''' که چرا این جمله را گفتی.&lt;br /&gt;
بد نیست بدانید یک '''شهر کوچکی به نام اوباما در ژاپن وجود دارد'''. موقع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، شهروندان شهر اوبامای ژاپن از آقای اوباما طرفداری می‌کردند و وقتی انتخاب شد جشن گرفتند و شادی کردند.&lt;br /&gt;
== ژاپن، الگوی خوبی نیست ==&lt;br /&gt;
برخی در ایران ژاپن را مثال می‌زنند اما من صد‌درصد '''مطمئنم ایران نباید مسیر ژاپن را طی کند'''. البته ایرانی‌ها در توسعه هرگز نمی‌توانند ژاپن را مثال قرار دهند چون خیلی تنبل هستند هرگز مثل ژاپنی‌ها کار نمی‌کنند. '''ژاپنی‌ها از کارگر تا رئیس بزرگترین شرکت 35 تا70 درصد درآمدشان را به دولت مالیات می‌دهند'''. اصلاً از گاز و نفت درآمد ندارند. بعد از جنگ جهانی دوم با دست خالی خالصانه تلاش کردند تا کشور ژاپن بازسازی شود. آمریکا هم اصلاً از ژاپن نمی‌ترسد چون خیالش از ژاپن راحت است که شاید '''از نظر اقتصادی قوی است اما از نظر سیاسی و نظامی به شدت فقیر است'''. ارتش درستی ندارند.مثلاآمریکا با کره مانور نظامی برقرار می‌کند این ارتش ژاپن است که باید برای آن‌ها سوخت، غذا یا آب ببرد یا مریض‌ها را درمان کنند.&lt;br /&gt;
== به انقلاب ترجمه نیاز داریم ==&lt;br /&gt;
با همه چیزهایی که گفتیم، '''خیلی جای کار در ژاپن وجود دارد'''. ما هنوز در ژاپن مسجد شیعه نداریم. حتی رفرنس‌های درستی هم وجود ندارد و '''منابعی هم که وجود دارد از وهابی‌هاست که شیعه و آیات ولایت و تطهیر را رسماً در ترجمه تحریف کرده‌اند''' و اگر من انگلیسی بلد نبودم، نمی‌فهمیدم تشیع چیست. ژاپن یک جامعه پیر است. درصد سالخوردگان روز به روز بیشتر و تعداد نوزادان روز به روز کمتر می‌شود. به همین علت از کشورهای خارجی نیرو وارد می‌کنند. واقعاً زندگی در ژاپن برای مردم عادی سخت‌ شده و از این هم سخت‌تر می‌شود، بیکاری در 20 سال اخیر نزدیک دو برابر شده است و  درصد مالیات هم بالا است. قدرت خارجی هم وارد ژاپن شده و نفوذ خیلی زیاد شده به همین علت عوامل مثبت را برای تغییر وضعیت فرهنگی، زیاد نمی‌بینم. برای روشنگری یک نیروی خارجی لازم است چون مردم هم از نظر اطلاعات خیلی فقیر هستند. اگر تا 8 سال پیش در اینترنت به زبان ژاپنی سرچ می‌کردید فاطمه زهرا، کلاً یکی دو نتیجه می‌داد. تازه یکی هم وبلاگ خود من بود ولی الآن خیلی بیشتر شده است.&lt;br /&gt;
البته به خاطر رونق اینترنت، روشنفکری مردم بیشتر شده، چون قبلاً اطلاعات را فقط از تلویزیون یا روزنامه دریافت می‌کردند. به همین علت جریان ضد آمریکایی نسبت به 10 سال پیش خیلی بیشتر شده، اما در اینترنت احتیاج به یک انقلاب ترجمه است چون مردم ژاپن برای شنیدن حق آماده‌اند ولی زبانشان و یک مقدار هم مسائل نفوذ رسانه‌های صهیونیسم یک معضل جدی است. من در این سال‌ها در کنار سخنرانی ترجمه هم کردم و منابع تشیع را از فارسی به ژاپنی یا از انگلیسی به ژاپنی ترجمه کردم و بر روی سایت‌ها قرار دادم.&lt;br /&gt;
== باکس: تجربه جالب حضور در تلویزیون ایران ==&lt;br /&gt;
رسانه‌ها یا فضاهای عمومی ایران از من انتظار دارند که فقط داستان مسلمان شدنم را بشنوند، فقط دوست دارند قصه بشنوند که چطور به ایران آمدم. ا'''گر در مورد ولایت فقیه، اقتصاد مقاومتی یا امر به معروف و نهی از منکر یا حجاب صحبت کنم، ناراحت می‌شوند'''. تا حالا هیچ جا از ما نخواسته بود که درباره این مسائل حرف بزنم. '''اگر ما حرفی زدیم به جز برنامه‌های زنده رسماً سانسور شد'''. جالب‌ترین اتفاق مربوط به ویژه برنامه عید فطر تلویزیون بود که ما دعوت شدیم.آقای مجری به من گفت جذاب‌ترین چیز برای شما در ایران چیست؟ من بلافاصله گفتم وجود ولایت فقیه و رهبری، چون مشکل همه مردم دنیا این است که یک رهبر مثل امام خمینی و امام خامنه‌ای نداشتند و به همین خاطر وضع کشورهای مسلمان اینطور شده است. اما بعد از این جمله قیافه مجری تغییر کرد. قرار بود وقت ما 15 دقیقه باشد ولی دو دقیقه‌ای تمامش کردند و یک خواننده را آوردند و با ما خداحافظی کردند.&lt;br /&gt;
== منابع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.aparat.com/v/A8R1T/%D8%A7%D8%B2_%D9%84%D8%A7%DA%A9_%D8%AC%DB%8C%D8%BA_%D8%AA%D8%A7_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%9B_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A2%D8%AA%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88_%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%88_%D8%9B%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA از لاک جیغ تا خدا.] آپارات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.yjc.ir/fa/news/6783771/%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF زن بودایی تازه مسلمانی که فقط کالای ایرانی می‌خرد!].باشگاه خبرنگاران جوان.&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:نهضت جهانی مستضعفین]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:رسانه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%B5%D8%B1_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C&amp;diff=5145</id>
		<title>نیمه پنهان ژاپن به روایت بانوی مستبصر ژاپنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%B5%D8%B1_%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C&amp;diff=5145"/>
		<updated>2020-12-24T10:18:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی « فاطمه هوشینو، بانوی تازه مسلمان ژاپنی است. تبلیغات رسانه‌ای علیه اسلام پس ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt; فاطمه هوشینو، بانوی تازه مسلمان ژاپنی است. تبلیغات رسانه‌ای علیه اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر، بهانه آشنایی وی با اسلام شد و وی، مذهب سنی را برگزید اما وقتی به تحریف قرآن کریم در ترجمه‌های عربستانی پی برد به مذهب تشیع گروید. وی از طریق یک وب‌سایت اسلامی با همسر ایرانی‌اش نیز آشنا شد. حضور در ایران برای هوشینو فرصتی بود تا به منبع‌سازی کتب دینی به زبان ژاپنی مبارت کند. فاطمه هوشینو در نشست فیلمسازان سینمای انقلاب، از ناگفته‌های ژاپن گفته است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:فاطمه اتسو.jpg|بندانگشتی|فاطمه هوشینو]]&lt;br /&gt;
== مسلمان شدم، پلیس بازداشتم کرد==&lt;br /&gt;
خانواده من خیلی مخالفت می‌کردند. '''باورشان نمی‌شد که خودم مسلمان شدم'''. فکر کردند دیوانه یا تروریست شده‌ام یا تحت شستشوی مغزی قرار گرفتم. یک بار در حال نماز خواندن، مادرم دورم نمک گذاشت (مثل اسفند دود کردن ایرانی‌ها)، '''فکر کرد جن‌زده شده‌ام.''' وقتی با حجاب بیرون می‌رفتم، پلیس دنبالم می‌کرد، '''حتی یک بار پروازم را از دست دادم، پلیس فکر کرد خطرناکم و بازداشتم کرn.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
== تصور دیگری از ایران داشتم ==&lt;br /&gt;
وقتی اولین بار به ایران آمدم خیلی تعجب کردم. '''قبلاً تصور می‌کردم به خاطر 30 سال تحریم، مردم ایران فقیرانه زندگی می‌کنند''' ولی دیدم که چقدر برج‌ و خودرو وجود دارد و حتی ترافیک می‌شود. البته '''شنیدن صدای اذان هم خیلی باعث خوشحالی‌ام شد''' چرا که سال‌ها در ژاپن آرزوی شنیدن این صدا را داشتم، '''اما بخاطر حجاب ایرانی‌ها تعجب کردم'''. معمولاً خانم‌های ژاپنی به دلیل احترام، آرایش سبکی دارند، ولی در ایران افسوس خوردم که چرا قدر این قانون را نمی‌دانند.&lt;br /&gt;
زندگی برای یک خانم مجرد مسلمان در یک جامعه غیر اسلامی خیلی سخت بود. به همین علت خواستم به یک سرزمین اسلامی بروم و الان هم با کار ترجمه در حال فعالیت تبلیغی هستم. ژاپنی‌ها دعاهای صحیفه سجادیه را خیلی دوست دارند؛ البته باید کتاب‌های آسان‌تر و عمومی‌تری مثل ادعیه، احکام، نهج‌البلاغه، قرآن یا کتاب‌های شهید مطهری هم داشته باشند.&lt;br /&gt;
== بودایی اما پایبند به ارزش‌های اخلاقی سکولار==&lt;br /&gt;
درست است که ژاپن دین پر عقبه‌ای ندارد اما '''مردمش از نظر اعتقادی فطرت خیلی پاک و اخلاق‌مداری دارند'''. از نظر عملی در جامعه هم هرگز کسی را اذیت نمی‌کنند. وقتی حوادث طبیعی اتفاق می‌افتد مردم مهربان‌تر و با ادب‌تر می‌شوند، چون می‌دانند که اگر دیگران را اذیت کنیم، خودمان را اذیت کرده‌ایم. '''ژاپنی‌ها خدا را به کلمه نمی‌دانند ولی ذاتاً می‌دانند'''. این اخلاق‌مداری ذاتی‌ باعث اخلاق بدون دین، یعنی اخلاق سکولار شده است. '''به همین علت به راحتی برده خوبی برای آمریکا شدند'''. از نظر تکنولوژی فوق‌العاده کشور تکنولوژیک و راحتی است. حتی بعد از جنگ‌جهانی تشخیص دادند تنها مسیر استعمار این مردم پرتلاش سرگرم کردن آن‌ها به تکنولوژی است چون منابع انسانی‌اش را داشت. الان '''در ژاپن یک افراط‌گرایی تکنولوژیک می‌بینید'''. مثلاً الآن برای خانه‌های‌ سالمندان، بخاطر آلزایمر رباط‌هایی ساخته‌اند که شبیه یک عروسک بزرگ حرف می‌زند و به احساسات جواب می‌دهد.&lt;br /&gt;
== شروع مشکلات ژاپن ==&lt;br /&gt;
سرزمین ژاپن از زمان ورود کشتی سیاه تا جنگ‌های جهانی توسط قدرت‌های خارجی مورد استفاده قرار می‌گرفت. در جنگ جهانی هم ژاپن قصد ورود به جنگ را نداشت، هر چند که قبل از آن قدرت استعمارگر فوق‌العاده‌ای بود. ژاپنی‌ها تا لحظه آخر سعی می‌کردند که از جنگ پرهیز کنند ولی وقتی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها خواستند مسیرهای دریایی را ببندند ناچار به ورود به جنگ شدند چون بسته شدن مرزها به علت جزیره‌ای بودن و عدم تحمل تحریم، به مرگ ژاپنی‌ها تمام می‌شد. اگر آمریکا در اقیانوس آرام، کل مسیرهای تجاری دولت ژاپن با کشورهای دیگر را می‌بست باعث می‌شد تمام رابطه‌های تجاری و مایحتاج مردم قطع شود زیرا آن موقع کشوری وابسته بودند، یعنی بعد از داستان کشتی سیاه این کشور را به تجارت خارجی وابسته کرده بودند و از آن موقع به بعد تازه صنایع مدرن در ژاپن توسعه پیدا کرد و به دلیل اینکه ژاپن خودش نفت و گاز نداشت اگر سوخت یا موادی که برای تولید کالاها لازم بود قطع می‌شد دیگر همه چیز تعطیل می‌شد.&lt;br /&gt;
== نداشتن اقتصاد مقاومتی، عامل تسلیم ژاپن ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اتسو.jpg|بندانگشتی|خانم هوشینو]]&lt;br /&gt;
ارتش امپراطوری خودش را مادر آسیا قلمداد می‌کرد و می‌خواست کشورهای شرق آسیا را از یوغ استعماری که باعث حضور هلندی‌ها در اندونزی و مالزی و حضور انگلیسی‌ها در فیلیپین بود خلاص کند. وقتی هم جنگ شد ژاپن تهدید به تحریم شد که باید کشورت را در اختیار آمریکا و دول متفقه قرار دهی. بنظرم مهم‌ترین چیزی که باعث شکست ژاپن در جنگ‌جهانی می‌شود کمبود منابع طبیعی است. چون شش ماه قبل از بمب اتم به دلیل قحطی شکست اعلام شده بود و آمریکا و دول متفق پی برده بودند که امپراطور تسلیم شده است و دو بمب اتمی کاملاً آزمایش علمی وسیاسی بود؛ از این جهت که بمب اتمی هیروشیما، اورانیوم و بمب ناکازاکی از نوع پلوتونیم بود و می‌خواستند تفاوت این دوتا عنصر را آزمایش کنند و دومین علت اثبات قدرت آمریکا به شوروی کمونیست بود.&lt;br /&gt;
== ژاپن بهترین سمبل استعمار رسانه‌ای ==&lt;br /&gt;
متأسفانه آمریکایی‌ها از کره‌ای‌هایی که در ژاپن مانده بودند استفاده کردند و '''الان رسانه‌های ژاپن، بیشتر دست خارجی‌ها است'''. ظاهرشان ژاپنی است ولی در طول 70 سال بعد از جنگ از نظر فرهنگ به راحتی ژاپن را استعمار کردند. به راحتی به ژاپنی‌‌ها دروغ‌هایی القاء می‌کنند که حتی یک اروپایی و آمریکایی ضد ایرانی نمی‌پذیرد. البته مشکل '''ژاپنی‌ها در خصوص استفاده از رسانه‌های دیگر، مشکل زبان است'''. یادگیری زبان‌های خارجی برای ژاپنی‌ها فوق‌العاده سخت است و سخت تکلم می‌کنند، این باعث شده رسانه ملی ژاپن (NHK) در داخل کشور بی‌رقیب باشد.&lt;br /&gt;
'''ژاپن بهترین سمبل استعمار رسانه‌ای است و فقط دو شبکه خارجی به زبان ژاپنی وجود دارد'''. این نشان‌دهنده اعتمادی است که سران استعمارگر به رسانه‌های ژاپنی دارند. کارهایی که ایران علیه داعش انجام می‌دهد اصلاً گزارش نمی‌دهند. '''داعش را «کشور اسلامی» ترجمه می‌کنند، نه دولت اسلامی'''. من هر وقت هم که با مادرم تلفنی صحبت می‌کنم، می‌گوید: «دخترم مواظب باش داعش تو را نگیرد!» می‌گویم: «این‌جا ایران است، ایران علیه داعش می‌جنگند.» '''تصور می‌کنند فقط آمریکا و کشورهای اروپایی علیه داعش می‌جنگند'''. من توضیح می‌دهم که ایران از نظر نظامی خیلی قوی است ولی دوباره بعد از مدتی، وقتی تلویزیون را روشن می‌کند و روزنامه را می‌خواند دوباره به حالت قبلی برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
==  استحاله ژاپن از فرهنگ تا بنیان خانواده ==&lt;br /&gt;
از زمان ورود کشتی سیاه به ژاپن، این کشور از نظر فرهنگی سیاسی خیلی تغییر کرده است. قبل از جنگ جهانی دوم و در دوران سامورایی، پسر و دخترها بعد از 7 سالگی اجازه روابط آزاد نداشتند و خانم‌های طبقات بالای اجتماعی، همیشه از پشت پرده با مردها صحبت می‌کردند یا مثلاً '''لباس سنتی ما فقط پوشش سر نداشت ولی بدن را کاملاً می‌پوشاند'''. حتی وضع طوری بود که پدر و مادر من و همه پسر و دخترهای دیگر، در دوران نامزدی برای بیرون رفتن همیشه نفر سومی هم همراهشان بود. ولی الآن همه جا پسرها و دخترها قاطی هستند. بعد از جنگ جهانی دوم تغییرات بزرگی اتفاق افتاد، '''الآن 25 درصد ازدواج‌ها بعد از حاملگی دختر اتفاق می‌افتد'''. تعداد طلاق‌ها زیاد شده است؛ خیانت میان زن و شوهر هم خیلی آشکار شده در واقع آن '''فرهنگ سامورایی''' که مردان خانواده‌مدار و باغیرت و زنان باعفتی داشتند در حال از بین رفتن است.&lt;br /&gt;
== ژاپن، حقیر شده است ==&lt;br /&gt;
الان دیگر قدرت ژاپن در منطقه خیلی کم شده است، حتی '''اگر نخست وزیر ژاپن یک بار در توکیو به مزار شهدای جنگ و سربازان گمنامش برود، چین، کره جنوبی و کره شمالی شکایت می‌کنند'''. حتی نخست‌وزیر نمی‌تواند به شهدای کامیکازایشان ادای احترام کند چون کشورهای خارجی از نظر سیاسی تحت فشار می‌گذارند. ژاپنی‌ها 70 سال است که هر سال بابت جنگ جهانی از همه کشورهای جهان معذرت‌خواهی می‌کنند و به خصوص به کشورهای چین و کره که درگیر بودند غرامت می‌دهند.&lt;br /&gt;
'''هرازگاهی هم از تجاوز آمریکایی‌ها به ژاپنی‌ها چیزهایی شنیده''' می‌شود و فقط خانواده همان دخترها شکایت و تظاهرات می‌کنند ولی خبری از همراهی مردم با آن‌ها و پخش از تلویزیون نیستیم. همین دو ماه پیش، '''فرماندار اوکیناوا فقط یک جمله گفته بود که آمریکایی‌ها باید سعی کنند اکیناوا را خالی کنند'''، گفت می‌خواهم در بین مردم اوکیناوا یک رفراندوم برگزار کنم؛ چون این پایگاه، مشکلات تجاوز، دزدی برای مردم به وجود آورده است و بهترین جای اوکیناوا را گرفته‌اند و مردم بومی در حاشیه‌ زندگی می‌کنند. بعد از این حرف؛ '''به دستور نخست وزیر ژاپن او را دادگاهی کردند''' که چرا این جمله را گفتی.&lt;br /&gt;
بد نیست بدانید یک '''شهر کوچکی به نام اوباما در ژاپن وجود دارد'''. موقع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، شهروندان شهر اوبامای ژاپن از آقای اوباما طرفداری می‌کردند و وقتی انتخاب شد جشن گرفتند و شادی کردند.&lt;br /&gt;
== ژاپن، الگوی خوبی نیست ==&lt;br /&gt;
برخی در ایران ژاپن را مثال می‌زنند اما من صد‌درصد '''مطمئنم ایران نباید مسیر ژاپن را طی کند'''. البته ایرانی‌ها در توسعه هرگز نمی‌توانند ژاپن را مثال قرار دهند چون خیلی تنبل هستند هرگز مثل ژاپنی‌ها کار نمی‌کنند. '''ژاپنی‌ها از کارگر تا رئیس بزرگترین شرکت 35 تا70 درصد درآمدشان را به دولت مالیات می‌دهند'''. اصلاً از گاز و نفت درآمد ندارند. بعد از جنگ جهانی دوم با دست خالی خالصانه تلاش کردند تا کشور ژاپن بازسازی شود. آمریکا هم اصلاً از ژاپن نمی‌ترسد چون خیالش از ژاپن راحت است که شاید '''از نظر اقتصادی قوی است اما از نظر سیاسی و نظامی به شدت فقیر است'''. ارتش درستی ندارند.مثلاآمریکا با کره مانور نظامی برقرار می‌کند این ارتش ژاپن است که باید برای آن‌ها سوخت، غذا یا آب ببرد یا مریض‌ها را درمان کنند.&lt;br /&gt;
== به انقلاب ترجمه نیاز داریم ==&lt;br /&gt;
با همه چیزهایی که گفتیم، '''خیلی جای کار در ژاپن وجود دارد'''. ما هنوز در ژاپن مسجد شیعه نداریم. حتی رفرنس‌های درستی هم وجود ندارد و '''منابعی هم که وجود دارد از وهابی‌هاست که شیعه و آیات ولایت و تطهیر را رسماً در ترجمه تحریف کرده‌اند''' و اگر من انگلیسی بلد نبودم، نمی‌فهمیدم تشیع چیست. ژاپن یک جامعه پیر است. درصد سالخوردگان روز به روز بیشتر و تعداد نوزادان روز به روز کمتر می‌شود. به همین علت از کشورهای خارجی نیرو وارد می‌کنند. واقعاً زندگی در ژاپن برای مردم عادی سخت‌ شده و از این هم سخت‌تر می‌شود، بیکاری در 20 سال اخیر نزدیک دو برابر شده است و  درصد مالیات هم بالا است. قدرت خارجی هم وارد ژاپن شده و نفوذ خیلی زیاد شده به همین علت عوامل مثبت را برای تغییر وضعیت فرهنگی، زیاد نمی‌بینم. برای روشنگری یک نیروی خارجی لازم است چون مردم هم از نظر اطلاعات خیلی فقیر هستند. اگر تا 8 سال پیش در اینترنت به زبان ژاپنی سرچ می‌کردید فاطمه زهرا، کلاً یکی دو نتیجه می‌داد. تازه یکی هم وبلاگ خود من بود ولی الآن خیلی بیشتر شده است.&lt;br /&gt;
البته به خاطر رونق اینترنت، روشنفکری مردم بیشتر شده، چون قبلاً اطلاعات را فقط از تلویزیون یا روزنامه دریافت می‌کردند. به همین علت جریان ضد آمریکایی نسبت به 10 سال پیش خیلی بیشتر شده، اما در اینترنت احتیاج به یک انقلاب ترجمه است چون مردم ژاپن برای شنیدن حق آماده‌اند ولی زبانشان و یک مقدار هم مسائل نفوذ رسانه‌های صهیونیسم یک معضل جدی است. من در این سال‌ها در کنار سخنرانی ترجمه هم کردم و منابع تشیع را از فارسی به ژاپنی یا از انگلیسی به ژاپنی ترجمه کردم و بر روی سایت‌ها قرار دادم.&lt;br /&gt;
== باکس: تجربه جالب حضور در تلویزیون ایران ==&lt;br /&gt;
رسانه‌ها یا فضاهای عمومی ایران از من انتظار دارند که فقط داستان مسلمان شدنم را بشنوند، فقط دوست دارند قصه بشنوند که چطور به ایران آمدم. ا'''گر در مورد ولایت فقیه، اقتصاد مقاومتی یا امر به معروف و نهی از منکر یا حجاب صحبت کنم، ناراحت می‌شوند'''. تا حالا هیچ جا از ما نخواسته بود که درباره این مسائل حرف بزنم. '''اگر ما حرفی زدیم به جز برنامه‌های زنده رسماً سانسور شد'''. جالب‌ترین اتفاق مربوط به ویژه برنامه عید فطر تلویزیون بود که ما دعوت شدیم.آقای مجری به من گفت جذاب‌ترین چیز برای شما در ایران چیست؟ من بلافاصله گفتم وجود ولایت فقیه و رهبری، چون مشکل همه مردم دنیا این است که یک رهبر مثل امام خمینی و امام خامنه‌ای نداشتند و به همین خاطر وضع کشورهای مسلمان اینطور شده است. اما بعد از این جمله قیافه مجری تغییر کرد. قرار بود وقت ما 15 دقیقه باشد ولی دو دقیقه‌ای تمامش کردند و یک خواننده را آوردند و با ما خداحافظی کردند.&lt;br /&gt;
== منابع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.aparat.com/v/A8R1T/%D8%A7%D8%B2_%D9%84%D8%A7%DA%A9_%D8%AC%DB%8C%D8%BA_%D8%AA%D8%A7_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_%D8%9B_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A2%D8%AA%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88_%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%88_%D8%9B%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA از لاک جیغ تا خدا.].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.yjc.ir/fa/news/6783771/%D8%B2%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF زن بودایی تازه مسلمانی که فقط کالای ایرانی می‌خرد!].باشگاه خبرنگاران جوان.&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:نهضت جهانی مستضعفین]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیشرفت]]&lt;br /&gt;
[[رده:رسانه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88.jpg&amp;diff=5128</id>
		<title>پرونده:اتسو.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88.jpg&amp;diff=5128"/>
		<updated>2020-12-24T09:41:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فاطمه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88.jpg&amp;diff=5122</id>
		<title>پرونده:فاطمه اتسو.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88.jpg&amp;diff=5122"/>
		<updated>2020-12-24T09:32:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ژاپن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg&amp;diff=4674</id>
		<title>پرونده:کمایی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg&amp;diff=4674"/>
		<updated>2020-12-21T13:44:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حجاب&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%DA%86%D9%86%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AF_%D8%B1%D8%A7_%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%88%D8%AF&amp;diff=4667</id>
		<title>شیرزنی کردی که چند مرد را حریف بود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%DA%86%D9%86%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AF_%D8%B1%D8%A7_%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D8%A8%D9%88%D8%AF&amp;diff=4667"/>
		<updated>2020-12-21T13:29:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «== وقتی به جای شوهرش سلاح ها را جمع کرد == زنی مثل رابعه عباسی آزاد. رابعه عباسی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== وقتی به جای شوهرش سلاح ها را جمع کرد ==&lt;br /&gt;
زنی مثل رابعه عباسی آزاد. رابعه عباسی آزاد '''در کردستان جزء زنان مجاهد کرد کردستان است''' ما '''در کردستان سیزده شهید زن کرد داریم''' در کردستان گروه‌هایی بودند که این گروه‌ها یکی از فعالیت‌های اصلی آن‌ها این بوده که راه بلد بودند در کردستان فعالین جبهه ما را خب رزمنده‌های ما را در راه‌ها می‌بردند و در عین حال به خاطر این که خب ارتباط باید بین رزمنده‌های ما و مردم کردستان برقرار می‌شد این‌ها ورود پیدا می‌کردند با مردم ارتباط برقرار می‌کردند خیلی موقع‌ها این‌ها می‌رفتند و در جبهه مقابل برای این‌ها اطلاعات کسب می‌کردند اسم این‌ها را '''پیش‌مرگ‌ها''' می‌گذاشتند همسر رابعه عباسی آزاد یکی از مسئولین این پیش‌مرگ‌ها در بانه است می‌گوید مسئولیت اولی که این همسر من به عهده او افتاد این بود که برود و سلاح‌ها را از بین مردم جمع بکند سلاح در کردستان بین مردم خیلی به وفور پیدا می‌شد قرار شد سلاح‌ها را جمع بکند خب سلاح‌ها همه جمع شده بود در درون خانه‌ها مخفی کرده بودند می‌گفت شوهرم نمی‌توانست این کار را انجام بدهد و در خانه مستاٌصل شده بود می‌گفت من پیش او رفتم گفتم نگران چه هستی گفت موضوع چنین چیزی پیش آمده نگران هستم نمی‌توانم بروم سلاح‌ها را جمع کنم گفتم خب نگران نباش من می‌روم موضوع این قدر خطرناک ورود پیدا بکند در خانه‌های روستایی‌ها که هر آن مطمئناً احتمال بسیار بالای خطر وجود دارد می‌گوید خب من می‌روم جمع می‌کنم شروع می‌کند تمام روستاهای اطراف بانه و شهر بانه را رفتن دانه دانه افراد را پیدا کردن با آن‌ها صحبت کردن و این سلاح‌ها را جمع کردن وقتی سلاح‌ها جمع می‌شود چند ماشین سلاح جمع می‌شود حالا قرار است این به سنندج برود باز شوهر رابعه مستاٌصل است خب من کی با این را بفرستم؟ هم مطمئن باشد هم راه را بلد باشد کسی را ندارم باز رابعه پیش قدم می‌شود رابعه عباسی آزاد سوار بر پشت یکی از این نیسان‌ها و وانت‌ها از بانه تا سنندج سلاح را می‌برد.&lt;br /&gt;
== راه بلد پیش مرگ ها شد  و جنگید ==&lt;br /&gt;
من فقط یک قسمت از یک بخش کوچکی از زندگی رابعه عباسی آزاد را به صورت جزئی تعریف می‌کنم شیرزن بودن این رابعه عباسی آزاد را شما قشنگ درک کنید. می‌گوید یکی از شب‌های سرد زمستان کردستان و بانه شوهر من هم به ماٌموریت رفته بود برف شدیدی می‌بارید یک تعدادی از رزمنده‌ها می‌خواستند برای شناسایی به جلو بروند یک تعدادی از این پیش‌مرگ‌ها جوان بودند راه را خیلی هم بلد نبودند همیشه شوهر من این مسیر را می‌برد حالا این دفعه شوهر من نبود این‌ها می‌گویند ما شما را می‌بریم می‌گفت من شدیداض مخالفت کردم گفتم شما جاده را بلد نیستید و می‌روید کار را خراب می‌کنید ولی این‌ها حرف گوش نکردند رفتند گفت دم دم‌های غروب بود که این‌ها حرکت کردند و رفتند یکی دو ساعت بیشتر نگذشت که صدای تیراندازی شدیدی از بالای کوه آمد متوجه شدم که لو رفتند و درگیری شده می‌گفت این درگیری این قدر ادامه پیدا کرد که در فاصله خیلی کوتاهی از آن مقری که ما مستقر بودیم من صدای تیر را می‌شنیدم دانه دانه افرادی که در این مقر بودند از آقایان می‌رفتند و به گروه آن رزمنده‌ها می‌پیوستند و می‌جنگیدند گفت کار به جایی رسید که من رابعه بودم و این مقر یک یوزی برداشتم و خود من هم رفتم به آن‌ها پیوستم شروع می‌کردم دانه دانه کسانی که جانباز شده بودند تیر خورده بودند این‌ها را با یک دست کشیدن با دست دیگر با یوزی با دشمن مقابله کردن برمی‌گشتم این‌ها را می‌آوردم داخل مقر گذاشتن و دوباره به سمت جلو می‌رفتم یک زن با یک داست دارد می‌جنگد و با دست دیگر دارد یک مرد را همراه خودش می‌کشد.&lt;br /&gt;
== دهها منافق را دستگیر کرد ==&lt;br /&gt;
این برای یک مرد قابل تصور نیست رابعه عباسی آزاد می‌گوید قریب به ده نفر بیست نفر را من همین جوری به داخل مقر آوردم کار به جایی رسیده بود که چند ده متری مقر این‌ها بودند تا اذان صبح من به تنهایی آن‌جا جنگیدم وقتی که دم دم‌های اذان صبح بود یک تعدادی از همان پیش‌مرگ‌هایی که رفته بودند جانباز شده بودند و داشتند کم‌کم برمی‌گشتند به داخل مقر می‌آمدند یا در مقر مقابله بکنند می‌گفت من این‌ها را وقتی دیدم گفتم شما خیانت کردید شما منافق هستید همه این‌ها را دستگیر کردم و دست‌های آن‌ها را بستم خودم بودم و یک پزشک دیگر که جفت ما داشتیم از مقر محافظت می‌کردیم تا بعد از اذان صبح گردان سپاه آمد و مقر را نجات داد رابعه عباسی آزاد مقر سپاه را به تنهایی حفظ می‌کند یک زن در عین حالی که دارد این کار را انجام می‌دهد نمی‌گذارد بچه‌ها هم اسیر بشوند بچه‌ها را دانه دانه برمی‌گرداند رابعه عباسی آزاد در بانه.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر جبهه مطالعات فرهنگی].&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی بانه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%22%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D8%B1(%D8%B3)%22_%D8%B9%D9%85%D9%84_%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=4507</id>
		<title>بانویی که &quot;زینبی وار(س)&quot; عمل می کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%22%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D8%B1(%D8%B3)%22_%D8%B9%D9%85%D9%84_%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=4507"/>
		<updated>2020-12-20T16:11:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «== روزه گرفتن برای نخوردن غذا های رزمندگان == خانم آتش پنجه در آبادان مسجد مهدی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== روزه گرفتن برای نخوردن غذا های رزمندگان ==&lt;br /&gt;
خانم آتش پنجه در آبادان مسجد مهدی موعود شاید بگویم الان جزوه پرت‌ترین مساجد در شهر آبادان است جایی که تقریباً کسی رفت و آمد آن چنانی ندارد و شلوغ‌ترین موقع‌های سال شما به داخل این مسجد بروید بیست، بیست و پنج نفر آدم در این مسجد بیشتر نیست ولی عقب‌تر بیاییم این مسجد را همراه با خانم آتش پنجه در موقع حصر آبادان ببینیم خانم آتش پنجه بعد از جریان انقلاب اسلامی با شروع جنگ و شروع دفاع مقدس خانم‌های آبادان را در مسجد مهدی موعود جمع می‌کند شروع می‌کنند فعالیت‌های پشتیبانی کردن برای خرمشهر و برای آبادان در تمام بازده زمانی دفاع مقدس خانم آتش پنجه و خانم‌هایی که در این تیم هستند '''هر روز روزه می‌گیرند که لقمه‌ای از غذایی که برای رزمندگان فرستاده می‌شود نخورند''' فقط و فقط و فقط با خرما زندگی می‌کنند.&lt;br /&gt;
== حتی سقط بچه هم جلودارش نبود ==&lt;br /&gt;
'''یک مسجد مقر پشتیبانی آبادان و خرمشهر می‌شود''' وقتی که خرمشهر به دست عراقی‌ها می‌افتد دیگر آبادان است و مسجد مهدی موعود کلاً دو تا مقر پشتیبانی ما در حصر آبادان داریم در موقع حصر آبادان یکی یک کلیسایی بوده که پایگاه بسیج می‌شود و دیگری این مسجد مهدی موعود. همسر خانم آتش پنجه شهردار شهر آبادان است به خانم آتش پنجه کمک می‌کند که خانم آتش پنجه بتواند این فعالیت‌های خود را تنظیم بکند که به رزمنده‌ها کمک بکنند کار به جایی می‌رسد خانم آتش پنجه بچه سه ماهه باردار است می‌گوید ما چاله‌هایی اطراف مسجد کنده بودیم که وقتی بمباران می‌کنند ما برویم داخل این چاله‌ها سنگر بگیریم می‌گفت بنده و خانم وکیل‌پور در یکی از این بمباران‌ها به داخل یکی از این چاله‌ها رفتیم یکی از رزمنده‌ها وقتی که داشت می‌دوید که داخل یکی از این چاله‌ها بپرد جفت پا روی شکم من پرید و بچه من سقط شد '''خانم آتش پنجه می‌گوید سه روز استراحت نکردم روز سوم بلند شدم دوباره ادامه دادم''' زنی که بچه سقط کرده روز سوم بلند می‌شود و فعالیت‌های خود را دوباره ادامه می‌‌دهد.&lt;br /&gt;
== طلا های خود را برای ازدواج دو جوان هدیه داد ==&lt;br /&gt;
خاطرات متعددی را در رابطه با مسجد مهدی موعود تعریف می‌کند از عروسی‌هایی که در مسجد زمان حصر آبادان می‌گیرد می‌گوید در بازده زمانی حصر آبادان بود آمدند پیش من گفتند فلانی یکی از آن شهدایی که بعداً شهید می‌شود یکی از آن جوانانی که بعداً شهید می‌شود به یکی از این دخترهایی که در جمع شما است علاقه دارد می‌گفت یک روز به همین کسی که قرار بود غذا را بیاورد و ببرد به او گفتم این دفعه خودت نیا به یک بهانه‌ای بگو او بیاید این پسر جوان به جای فرد مسئول پشتیبانی این دفعه داخل مسجد می‌آید وقتی داخل مسجد می‌شود خانم آتش پنجه از او می‌پرسد که این دختر را می‌خواهی یا نه؟ می‌گوید یا یک ترس و لرزی گفتم خب بله من هم مشکلی ندارم و دوست دارم ازدواج بکنم خانم آتش پنجه گردن بند خودش را برمی‌دارد ا'''لنگوهای خودش را برمی‌دارد به خواستگاری ان دختر می‌رود''' می‌خواهی با این جوان ازدواج بکنی؟ بعد از یک مقدار صحبت بله ما مشکلی نداریم گردن بند خودش و النگوی خودش را از طرف پسر هدیه می‌دهد سه روز بعد داخل همان مسجد عروسی آن‌ها است چندین عروسی این جوری داخل ان مسجد گرفته می‌شود خاطرات تلخ و شیرین در آن مسجد فراوان با مدیریت و حول محور خانم آتش پنجه و جالب در نهایت با یک واقعه کاملاً عاشقانه تمام شدند.&lt;br /&gt;
== شهادت همسر در پیش چشمانش ==&lt;br /&gt;
همسر خانم آتش پنجه '''شوهر خانم آتش پنجه در فاصله پانزده متری خانم آتش پنجه جلوی مسجد در بمباران شهید می‌شود''' تنهایی همسر خودش را در اثر خوردن ترکش شهید شده می‌کشد و به داخل مسجد می‌آورد شروع می‌کنند با خانم‌ها برای این شهید مراسم گرفتن بعد از یکی دو روز تشیع کردن و این خانم شوهر خودش را به داخل قم می‌آورد بر اساس وصیت نامه شوهرش دفن می‌کند بلافاصله دوباره به مسجد مهدی موعود  برمی‌گردد در تمام بازده زمانی که در مسجد مهدی موعود خانم آتش پنجه فعالیت دارد بیشتر از ده روز از مسجد بیرون نیامده که دو مرتبه که یک مرتبه به خاطر سقط بچه یک مرتبه به خاطر شهادت شوهرش بوده و یک مرتبه هم به دستور حضرت امام بوده که حضرت امام دستور می‌دهند که احتمال دارد تکاورهای عراقی داخل آبادان بیایند همه خانم‌ها از آبادان خارج بشوند که یکی دو روز خانم‌ها از آبادان خارج می‌شوند. این خانم آتش پنجه آبادان است الان خانم آتش پنجه کجا است؟ یک مؤسسه فرهنگی داخل آبادان دارد زیر نظر امام جمعه آبادان از زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست آبادان دارد حمایت می‌کند هم چنان فعالیت خودش را دارد ادامه می‌دهد لحظه‌ای از پا ننشسته. جای امثال خانم آتش پنجه در سینمای ما کجا است؟&lt;br /&gt;
== منابع==&lt;br /&gt;
 [http://ganj.info/home تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی].&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی آبادان]]&lt;br /&gt;
[[رده:دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%AA%D8%A7_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C&amp;diff=1941</id>
		<title>ار آموزش قرآن تا ریاست اداره نهضت سوادآموزی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%AA%D8%A7_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C&amp;diff=1941"/>
		<updated>2020-12-08T10:52:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:نهضت.jpg|بندانگشتی|نهضت سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
== آموزش در مسجد به زنان محله  ==&lt;br /&gt;
اکرم برهانی،59 ساله که در خیابان مهد پیروزی تهران در یک خانواده مذهبی به دنیا امده است .&lt;br /&gt;
فعالیت های '''سواد آموزی ''' خودرا از همان نوجوانی در مسجد خندق ابادی ، '''از طریق آموزش قران به زنان محله''' ی خود اغاز کرد که وقتی با استقبال زیاد مواجه میشود به درخواست مادرشان که خود نیز سواد قرانی داشته است ،ادامه ی کلاس ها را در منزل پدریشان برگزار میکنند.&lt;br /&gt;
== دوره نهضت سواد آموزی ==&lt;br /&gt;
در سال 1365 با دیدن فراخوانی در روزنامه، در '''دوره 6ماهه نهضت سواد''' اموزی شرکت می کند وی با اینکه مدرک تحصیلی اش دیپلم اقتصاد بوده، در سال 1366با '''طرح گامی به سوی''' نور فعالیت خود را در نهضت سواد اموزی شروع می کند.&lt;br /&gt;
== فعالیت در روستای محروم ==&lt;br /&gt;
از فعالیت های وی میتوان به سخت کوشی او در طرح گامی به سوی نور اشاره کرد که به مدت 3سال در روستای کیانشهر بدون هیچ گونه امکاناتی برای سواد اموزی مردم ان محله تلاش کرد که به قول خودشان حتی '''درآمدشان به خریدن یک کفش نمیرسیده'''.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== تدریس نهضت سواد آموزی در مدرسه ==&lt;br /&gt;
سال 1369 درخواستی برای تدریس سواد اموزی در مدرسه ی برادرش میدهد که با موافقت مواجه میشود و تابستان همان سال شروع به تدریس میکند و هر سه کلاسش را به مرحله ی تکمیلی میبرد.دو سالی در اداره کار میکند. بعد از دو سال به درخواست خود میگوید که کار اداری این جوری را دوست ندارم. دوست دارم فعالیتم سر کلاس باشد. دوباره به عنوان راهنمای تعلیماتی سر کلاس‌ها برمیگردد.&lt;br /&gt;
== ریاست اداره نهضت سواد آموزی ==&lt;br /&gt;
اکنون نیز ایشون بعد از تلاش های فراوان ،رییس اداره نهضت سواد اموزی میباشد. وهمین طور در '''طرحی برای بچه های کار''' نیز آن ها را به سواد اموزی حتی به زبان خارجه نیز تشویق میکنند.&lt;br /&gt;
== چند ویژگی از خانم برهانی ==&lt;br /&gt;
* ا)ایشان ذهن فعال و اماده ای جهت ارائه ی خاطرات تاریخ شفاهی دارد. &lt;br /&gt;
* ۲) ایشان که هنوز ارتباط خود را با افراد قدیم نیز حفظ کردند از این رو برای ارتباط گیری با سایر سوژه ها نیز میتوانند کمک کنند. &lt;br /&gt;
* ۳)  یکی از ویژگی های بارز ایشان این است که خاطرات را با جزییات بیان میکنند و میتوانند تصویرسازی خوبی نسبت به ان واقعه داشته باشند. &lt;br /&gt;
* ۴)اگر بخواهیم در مورد زندگی نامه ی ایشون کار کنیم در یاداوری خاطرات دوران کودکی و محله ی خود نیز ذهنی اماده دارند. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
 [http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی].&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی روستا کیانشهر]]&lt;br /&gt;
[[رده: نهضت سوادآموزی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AA%D8%A7_%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C&amp;diff=1940</id>
		<title>از عروسک سازی تا نهضت سواد آموزی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AA%D8%A7_%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C&amp;diff=1940"/>
		<updated>2020-12-08T10:47:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:ننن.jpg|بندانگشتی|نهضت سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
خانم فریده حاج صادقی فرزند محمد متولد سال 1344 در منطقه برف تهرانو واقع در شهر تهران به دنیا امده است.در یک خانواده ی مذهبی بزرگ شده است که به تعبیر خودش هیچ گاه چیزی در خانه ی ما به اجبار نبوده و ارتباط انها با یکدیگر بسیار صمیمی است. مدرک تحصیلی او نیز فوق لیسانس تاریخ و ادبیات اموزش و پرورش میباشد.&lt;br /&gt;
'''شروع کار در نهضت سواد آموزی'''&lt;br /&gt;
از نوجوانی علاقه ی زیادی به کار کردن داشته ودر کنار تحصیل نیز از طریق عروسک سازی درآمدزایی میکرد،بعد از گرفتن دیپلمش در یک کارگاه تولیدی مشغول به کار میشود اما به دلیل نداشتن علاقه، ان کار را به عنوان یک هدف دنبال نمیکند تا اینکه در سال 1366 از طریق یک آگهی با '''نهضت سواد اموزی''' اشنا میشود و بعد از شرکت در یک دوره سه ماهه  در ازمون قبول میشود و برای اولین بار '''فعالیت خود را به صورت آموزشیار در مسجد صاحب الزمان اغاز میکند'''.&lt;br /&gt;
== انتخاب به عنوان آموزشیار نمونه و تدوین 11 کتاب ==&lt;br /&gt;
در سال 67به مسجد طالقانی میرود و دو دوره را انجا برگزار میکند و همینطور یک دوره را در منزل یکی از خانم ها برگزار میکند بعد از تلاش های فراوان و زحمات خستگی ناپذیر ایشان را به عنوان اموزشیار نمونه انتخاب می کنند وی نیز بعد از گذراندن دوره ی مقدماتی،دوره های تکمیلی پایه اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم را میبیند.پس از پخش شدن مستند اموزشیار نمونه،در سال  1371 اداره ی اموزش و پرورش از ایشان برای همکاری در قسمت راهنمای تعلیماتی دعوت میکند که بعد از گذراندن دوره ای یک ماهه در کرج ،به عنوان راهنمای تعلیماتی منطقه خاک سفید ،لویزان و اوزگل مشغول به کار میشود در این مدت نیز با همکاری سایر همکاران خود کتاب مهارت های زندگی در مورد امور زندان بانوان را مینویسند البته به نقل ایشان 11کتاب در زمینه نهضت و سایر موارد نوشتن که از انها نام نبردند.در سال 1374 در اداره مشغول به کار میشوند و بعد از سه سال کار کردن در اداره ی اموزش و پرورش در سال 1377به عنوان معاون پرورشی مدرسه انتخاب میشوند اما بعد از سه سال به علت علاقه ای که به معلمی داشتن میتواند مدیر خود را قانع کند و به مدت 2سال اموزگار بماند. البته دیری نمیگذرد که مجدد به سمت معاون پرورشی برمیگردد و در حدود ده سال در ان جایگاه فعالیت میکند تا اینکه مجدد به درخواست اداره برای همکاری با انها به اداره ی اموزش و پرورش می اید و اکنون حدود 7سال است که با اداره همکاری میکند البته خودشان میگویند من همچنان برای بازگشت به شغل معلمی تلاش خود را میکنم.&lt;br /&gt;
== موفقیت ها در امور تربیتی ==&lt;br /&gt;
* 1)نوشتن 11کتاب به همراه سایر دوستان و همکاران، در مورد امور تربیتی که البته به دو مورد به نام مهارت های زندگی امور بانوان و ایین نامه ی اموزشیارها میتوان اشاره کرد&lt;br /&gt;
* 2)در مدتی که اموزشیار بودند ،3 سال به عنوان اموزشیار نمونه انتخاب شدن&lt;br /&gt;
* 3) دو باردر سمت معاون اموزشی رتبه اوردن و به عنوان معاون نمونه انتخاب شدن&lt;br /&gt;
* 4) یک بار نیز در همان مدت دوسالی که اموزگار بودند نیز به عنوان اموزگار نمونه انتخاب شدن&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
[[رده:نهضت سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7&amp;diff=1601</id>
		<title>تلاش برای سواد آموزی در روستاها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7&amp;diff=1601"/>
		<updated>2020-12-06T14:54:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «سواد آموزی == فعالیت ها در جریان انقلاب == '''خانم لیل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:نهض.jpg|بندانگشتی|سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
== فعالیت ها در جریان انقلاب ==&lt;br /&gt;
'''خانم لیلا کریمی''' متولد سال 1336در شهر شیراز میباشد.وی شش برادر و دو خواهر دارد که خود فرزند هشتم خانواده است.او در یک خانواده ی مذهبی بزرگ شده است که به قول خودشان چادرم را مدیون تربیت خانوادگیم هستم.شغل پدرشان کارمند شهرداری بوده است.در سال 1355 دیپلم تجربی خود را میگیرد و چون خیلی به درس خواندن اهمیت میداده تا ان زمان در جریانات انقلاب نبوده و در همان سال با یکی از اقوام خود ازدواج میکند وبرای زندگی به تهران می اید.در سال 1356 فرزند اول خود را به دنیا می اورد و بعد از ان نیز با او در راهپیمایی ها و سایر فعالیت های انقلابی مانند '''کمک رسانی به مبارزان''' در خیابان ها از جمله ،اذوقه رساندن و ...شرکت میکند.&lt;br /&gt;
== شروع کار در نهضت ==&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مشغول به ادامه ی تحصیل در سازمان جهاد سازندگی میشود که به دلیل مشغله ی فرزندشان نمیتوانند ادامه دهند و خارج میشوند.سال 1364 همزمان با به دنیا امدن فرزند دومشان برای زندگی به فردیس کرج می ایند بعد از مدتی '''اطلاعیه ی نهضت''' را میبیند و از طریق پیامی که دران اطلاعیه بوده به همکاری با نهضت علاقه مند میشود و بعد از دادن ازمون و قبولی در مصاحبه ،دوره های اموزشی را سپری میکند و دوره ی اموزشیاری خود را ابتدا در همان سال در مدرسه ی عرفان در منطقه فردیس کرج اغاز میکند .سپس دوره ی بعدی را در مسجد محله برگزار میکند و مجدد برای گذراندن دوره ی تکمیلی به مدرسه درخواست میدهد ولی در اواسط دوره از طرف اداره به عنوان راهنما انتخاب میشود، دوره ی راهنما بودن خود را به سختی در روستاهایی همچون گرمدره و باغستان و... با مشکلات و کمبودها میگذراند. در سال 1368 از طریق یکی از دوستان خود به کار اداری تشویق میشود و چون خودشان هم خسته شده بودند قبول میکنند که به اداره بیایند . مدتی را به عنوان مسئول راهنماهای اموزشیار ها در اداره ی اموزش و پرورش بودند تا اینکه به تهران می ایند و انجا نیز به مدت 6 ماه در دفتر سازمان مرکزی اقای قرائتی به کار خود ادامه میدهند.در سال 1371به عنوان نماینده ی نهضت درامور بانوانان سطح شهر انتخاب میشوند و فعالیت میکند.سال 1376نیز به دستور مجلس ،سازمان مرکزی اقای قرائتی و اموزش و پرورش  با هم ادغام میشوند و ایشان هم برای ادامه ی کار خود به اداره می ایند اما به دلیل علاقه ای که به شغل معلمی و ارتباط با دانش اموزان داشتند با اصرار فراوان مجدد به مدرسه باز میگردن اما این بار با توجه به تجربه ای که داشتن به عنوان معاون راهنمایی در تهرانسر به مدت 4سال خدمت میکنند از ان پس ، بعد از تمامی این خدمت ها ،اکنون نیز مدیر دبستان جواد الئمه درمنطقه استاد معین میباشد.&lt;br /&gt;
== منبع == &lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی،دفتر مطالعات جبهه فرهنگی]&lt;br /&gt;
[[رده:نهضت سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
[[رده:بانوان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:مبارزات انقلاب ]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی گرمدره]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%87%D8%B6.jpg&amp;diff=1600</id>
		<title>پرونده:نهض.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%87%D8%B6.jpg&amp;diff=1600"/>
		<updated>2020-12-06T14:52:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نهضتی ها&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AA%D8%A7_%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C&amp;diff=1598</id>
		<title>از عروسک سازی تا نهضت سواد آموزی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B2_%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DA%A9_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AA%D8%A7_%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C&amp;diff=1598"/>
		<updated>2020-12-06T14:29:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «نهضت سواد آموزی خانم فریده حاج صادقی فرزند محمد مت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:ننن.jpg|بندانگشتی|نهضت سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
خانم فریده حاج صادقی فرزند محمد متولد سال 1344 در منطقه برف تهرانو واقع در شهر تهران به دنیا امده است.در یک خانواده ی مذهبی بزرگ شده است که به تعبیر خودش هیچ گاه چیزی در خانه ی ما به اجبار نبوده و ارتباط انها با یکدیگر بسیار صمیمی است. مدرک تحصیلی او نیز فوق لیسانس تاریخ و ادبیات اموزش و پرورش میباشد.&lt;br /&gt;
'''شروع کار در نهضت سواد آموزی'''&lt;br /&gt;
از نوجوانی علاقه ی زیادی به کار کردن داشته ودر کنار تحصیل نیز از طریق عروسک سازی درآمدزایی میکرد،بعد از گرفتن دیپلمش در یک کارگاه تولیدی مشغول به کار میشود اما به دلیل نداشتن علاقه، ان کار را به عنوان یک هدف دنبال نمیکند تا اینکه در سال 1366 از طریق یک آگهی با '''نهضت سواد اموزی''' اشنا میشود و بعد از شرکت در یک دوره سه ماهه  در ازمون قبول میشود و برای اولین بار '''فعالیت خود را به صورت آموزشیار در مسجد صاحب الزمان اغاز میکند'''.&lt;br /&gt;
== انتخاب به عنوان آموزشیار نمونه و تدوین 11 کتاب ==&lt;br /&gt;
در سال 67به مسجد طالقانی میرود و دو دوره را انجا برگزار میکند و همینطور یک دوره را در منزل یکی از خانم ها برگزار میکند بعد از تلاش های فراوان و زحمات خستگی ناپذیر ایشان را به عنوان اموزشیار نمونه انتخاب می کنند وی نیز بعد از گذراندن دوره ی مقدماتی،دوره های تکمیلی پایه اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم را میبیند.پس از پخش شدن مستند اموزشیار نمونه،در سال  1371 اداره ی اموزش و پرورش از ایشان برای همکاری در قسمت راهنمای تعلیماتی دعوت میکند که بعد از گذراندن دوره ای یک ماهه در کرج ،به عنوان راهنمای تعلیماتی منطقه خاک سفید ،لویزان و اوزگل مشغول به کار میشود در این مدت نیز با همکاری سایر همکاران خود کتاب مهارت های زندگی در مورد امور زندان بانوان را مینویسند البته به نقل ایشان 11کتاب در زمینه نهضت و سایر موارد نوشتن که از انها نام نبردند.در سال 1374 در اداره مشغول به کار میشوند و بعد از سه سال کار کردن در اداره ی اموزش و پرورش در سال 1377به عنوان معاون پرورشی مدرسه انتخاب میشوند اما بعد از سه سال به علت علاقه ای که به معلمی داشتن میتواند مدیر خود را قانع کند و به مدت 2سال اموزگار بماند. البته دیری نمیگذرد که مجدد به سمت معاون پرورشی برمیگردد و در حدود ده سال در ان جایگاه فعالیت میکند تا اینکه مجدد به درخواست اداره برای همکاری با انها به اداره ی اموزش و پرورش می اید و اکنون حدود 7سال است که با اداره همکاری میکند البته خودشان میگویند من همچنان برای بازگشت به شغل معلمی تلاش خود را میکنم.&lt;br /&gt;
== موفقیت ها در امور تربیتی ==&lt;br /&gt;
1)نوشتن 11کتاب به همراه سایر دوستان و همکاران، در مورد امور تربیتی که البته به دو مورد به نام مهارت های زندگی امور بانوان و ایین نامه ی اموزشیارها میتوان اشاره کرد&lt;br /&gt;
2)در مدتی که اموزشیار بودند ،3 سال به عنوان اموزشیار نمونه انتخاب شدن&lt;br /&gt;
3) دو باردر سمت معاون اموزشی رتبه اوردن و به عنوان معاون نمونه انتخاب شدن&lt;br /&gt;
4) یک بار نیز در همان مدت دوسالی که اموزگار بودند نیز به عنوان اموزگار نمونه انتخاب شدن&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[http://ganj.info/home تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی]&lt;br /&gt;
[[رده:نهضت سواد آموزی]]&lt;br /&gt;
[[رده:زنان]]&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%86%D9%86.jpg&amp;diff=1597</id>
		<title>پرونده:ننن.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%86%D9%86.jpg&amp;diff=1597"/>
		<updated>2020-12-06T14:27:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نهضت سواد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA.jpg&amp;diff=1185</id>
		<title>پرونده:نهضت.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA.jpg&amp;diff=1185"/>
		<updated>2020-12-02T18:09:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تدریس&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%84.jpg&amp;diff=1032</id>
		<title>پرونده:توکل.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D9%88%DA%A9%D9%84.jpg&amp;diff=1032"/>
		<updated>2020-11-30T15:19:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;خ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%82%D8%A7%E2%80%8C%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1010</id>
		<title>آقا‌بزرگ تهرانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A2%D9%82%D8%A7%E2%80%8C%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1010"/>
		<updated>2020-11-30T13:37:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:آقا بزگ تهرانی 3333.jpg|بندانگشتی|آقا بزرگ تهرانی]]&lt;br /&gt;
'''«جرجی زیدان»''' تاریخ‌نگار و داستان‌نویس مسیحی لبنانی در کتاب '''«تاریخ ادبیات زبان عربی»''' مدعی شد که شیعه نقش موثری در پیشرفت علوم اسلامی نداشته و شیعیان آثار مکتوب قابل‌توجهی نداشته‌اند. رگ غیرت آقا‌بزرگ تهرانی از این حرف به جوش آمد.&lt;br /&gt;
 آقا‌بزرگ و رفقایش  '''«محمدحسین کاشف الغطاء»''' بود که کتاب '''«المطالعات و المراجعات و النقود و الردود»''' را در پاسخ به کتاب زیدان و اشتباهات تاریخی‌اش نوشت. رفیق دیگرش علامه '''«سیدحسن صدر»''' بود که در جواب زیدان کتاب '''«تأسیس الشیعه الکرام لعلوم الاسلام»''' را نوشت که به معرفی خدمات علمی و جایگاه و نقش شیعیان در پیشرفت علوم مختلف اختصاص دارد.&lt;br /&gt;
'''محمد محسن بن علی منزوی تهرانی''' ملقب به آقا بزرگ خودش  باقی عمرش یعنی '''حدود ۶۰ سال''' را صرف تدوین دانشنامه‌ای از آثار علمای شیعه کرد.&lt;br /&gt;
کتابی که آقا‌بزرگ تهرانی نوشت بزرگ‌ترین و مهم‌ترین دانشنامه کتاب‌شناسی شیعه به زبان عربی است. '''«الذَریعَة الی تَصانیف الشیعة»''' مشهور به «الذریعه» دانشنامه‌ای '''۲۹ جلدی''' و منبعی دست‌اول و ممتاز از میراث مکتوب شیعه است؛ شامل اطلاعات مربوط به بیش از '''۵۵ هزار''' کتاب و رساله. آقا‌بزرگ برای نگارش این دانشنامه عمرش را گذاشت، تا جایی که از وی نقل شده که بیش از ۴۰ سال است شام نمی‌خورد، خواب هم نداشت و زندگی‌اش وقف شیعه بود. بیش از ۶۰ کتابخانه مرجع در کشورهای اسلامی و غیراسلامی را گشت و حتی نسخه‌های خطی و کمیاب را بررسی کرد تا آثار شیعیان از قلم نیفتد. اطلاعاتی که برای الذریعه جستجو کرد تمامی نداشت انگار، عمری که برای تحقیق صرف کرد به نگارش دومین اثر مهمش منجر شد؛ '''«طَبَقاتُ اَعْلامِ الشّیعَة»''' مشهور به «اعلام». آقا بزرگ تهرانی در این دانشنامه ۲۰ جلدی شرح احوال و آثار دانشمندان شیعه را گردآوری کرده است.&lt;br /&gt;
«آقا‌بزرگ تهرانی» ۱۱ ربیع الاول سال ۱۲۹۳ قمری زاده شد و عمر پر برکتش را صرف تعلیم علم و تهذیب نفس و نگارش بیش از ۸۰ کتاب و رساله کرد. روزی هم که در سال ۱۳۸۹ قمری رحلت کرد خیالش راحت بود؛ کتاب های الذریعه و اعلام گنجینه مفاخر شیعه را از پس پرده بیرون انداختند و دنیا دید آنچه دیدنی بود و فهمید قدر و منزلت شیعیان را. ولی آقا‌بزرگ تهرانی لابد دلش برای کتاب‌ها تنگ می‌شد که وصیت کرد پیکرش را در کتابخانه شخصی‌اش به خاک بسپارند. کتابخانه‌ای ۵ هزار جلدی که برای استفاده طلاب و محققان علوم مختلف وقف کرده بود. آقا‌بزرگ، بزرگ بود.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/news/13990807000029/%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%DB%B6%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%88%D9%82%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87 مردی که برای جواب یک حرف ۶۰ سال وقت گذاشت].خبرگزاری فارس.7 آبان ماه 13&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
99.&lt;br /&gt;
[https://iqna.ir/fa/news/1754143/%D8%B4%D9%8A%D8%AE-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B0%D8%B1%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA شيخ آقابزرگ تهرانی در پاسخ به اتهامات عليه شيعه «الذريعه» را نوشت].خبرگزاری بین المللی قرآن.20 اسفند 1387&lt;br /&gt;
[[رده:عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:علما]]&lt;br /&gt;
[[رده:نهضت جهانی مستضعفین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%A8%D8%B2%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_3333.jpg&amp;diff=1009</id>
		<title>پرونده:آقا بزگ تهرانی 3333.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%A8%D8%B2%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_3333.jpg&amp;diff=1009"/>
		<updated>2020-11-30T13:36:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ووو&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%A8%D8%B2%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg&amp;diff=1004</id>
		<title>پرونده:آقا بزگ تهرانی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%A8%D8%B2%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg&amp;diff=1004"/>
		<updated>2020-11-30T13:28:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آااا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:13990807000030_Test_PhotoN.jpg&amp;diff=1001</id>
		<title>پرونده:13990807000030 Test PhotoN.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:13990807000030_Test_PhotoN.jpg&amp;diff=1001"/>
		<updated>2020-11-30T13:23:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آقا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%82%D8%AF%D9%85_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A8%D8%A7_%D8%B3%D9%81%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%22%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D9%82%22&amp;diff=994</id>
		<title>قدم زدن در تاریخ با سفر به &quot;روستای رازلیق&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%82%D8%AF%D9%85_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A8%D8%A7_%D8%B3%D9%81%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%22%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D9%82%22&amp;diff=994"/>
		<updated>2020-11-30T13:06:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: صفحه‌ای تازه حاوی «== «رازلیق» و رازهای مانده از اورارتوها == پرونده:رازلیق.jpg|بندانگشتی|روستای...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== «رازلیق» و رازهای مانده از اورارتوها ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:رازلیق.jpg|بندانگشتی|روستای زیبای رازلیق]]&lt;br /&gt;
روستای تاریخی«رازلیق» در سراب، اگرچه جاذبه‌های منحصر بفرد تاریخی، طبیعی و گردشگری زیادی دارد، اما همچنان ناشناخته و مغفول مانده است. اهالی روستا می‌گویند که ''رازلیق ریشه در خاک و هویتی به درازای تاریخ دارد''.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر دوستدار تاریخ و طبیعت هستید قطعا سراب می‌تواند به عنوان یکی از شهرستان‌های آذربایجان‌شرقی، به علت قدمت دیرینه و '''جاذبه‌های تاریخی و گردشگری'''، جزو مقاصد گردشگری زیبا و '''پُر رمز و راز''' شما باشد. &lt;br /&gt;
در قرن نهم قبل از میلاد از اقوام بومی کوهستان‌های جنوب قفقاز دولت تازه‌ای وجود آمد که به &amp;quot;اورارتو&amp;quot; شهرت یافت. اورارتوها در کشورگشایی‌های خود مناطق آذربایجان فعلی را نیز تسخیر کردند.&lt;br /&gt;
== روستایی با پک کامل گردشگری ==&lt;br /&gt;
وجود معابد سنگی، کتیبه و تپه‌های باستانی از جمله سنگنوشته های اورارتی، رازلیق، قیرخ قیزلار، تپه باستانی قلعه جوق، چهارطاق ساسانی آغمیون و مقبره مغولی اسفستان در حومه این شهر نشان گر قدمت تاریخی منطقه است.&lt;br /&gt;
روستای رازلیق سراب نیز از جمله مکان‌هایی است که '''کتیبه‌ای چندین هزار ساله''' از دوران اورارتویی(۶۸۵-۷۳۰ ق. م) را درخود جای داده است. این کتیبه باستانی در سال ۱۳۴۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده.&lt;br /&gt;
خانه‌های روستا معماری و بافت قدیمی خود را حفظ کرده‌اند. '''درب خانه‌های روستاییان اغلب بر روی همه باز است''' و اگر گاهی بسته باشد، بندی برای آن تعبیه شده که به راحتی در باز می‌شود؛ خودشان که این بند را تکنولوژی محلی می‌دانند و اسم‌اش را هم بند «صمیمیت» گذاشته‌اند.اهالی روستا گرفتن پول از گردشگر را عار می‌دانند.&lt;br /&gt;
شغل اکثر اهالی روستا کشاورزی است و با وجود سختی‌های زیاد، همچنان از رازلیق دل نکنده‌اند و به فکر مهاجرت به شهرهای بزرگ هم نیستند.&lt;br /&gt;
کوچه باغ‌های سنگ‌فرش شده، طبیعت بکر و باغ های رؤیایی در کنار جاذبه‌های تاریخی، پاییز رازلیق را دیدنی کرده است. قدم زدن در میدان بزرگ روستا و صدای خِش خِش برگ‌های پاییزی زیر پاها، موسیقی زنده طبیعت را می‌نوازد.&lt;br /&gt;
== کتیبه رازلیق و ترجمه خط میخی روی آن ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:رازلی.jpg|بندانگشتی|کتیبه رتزلیق]]&lt;br /&gt;
کتیبه رازلیق ۱۱۰ سانتی متر طول و ۸۲ سانتی متر عرض دارد و در ۱۶ سطر '''به فرمان شاه اورارتویی آرگیشتی دوم''' پسر روسای اول (۶۸۵ – ۷۳۰ ق ،م) نقل شده است.&lt;br /&gt;
در ترجمه متن این کتیبه آمده است که به حول و قوه خالدی،  ارگیشتی روساهینی گوید: من به سرزمین «آرهو» لشکر کشیدم،  من سرزمین «اولوشو» و سرزمین «برقو» را تسخیر کردم،  من تا کنار رودخانه «مونا» رسیدم و از آنجا بازگشتم،  من سرزمین «گیردو» و «گتوهایی» و «ترایشیدو» را تسخیر کردم، شهر «روتومنی» را من گرفتم،  سرزمین‌هایی را که من تسخیر کردم تحت باج خود قرار دادم، این قلعه را به زور گرفتم دوباره برقرار ساختم،  من آن را ارگیشتی ایردو (یعنی رعیت ارگیشتی) نامیدم،  تا به خاطر تقویت «بیا ای نی»  برای مطیع ساختن سرزمین‌های دشمن، تا به حول و عظمت خالدی و «آرگیشتی» بزرگ شاه، شاه جهان، شاه شاهان، خداوندگار شهر «توشبا»، آرگیشتی می‌گوید: هر کس نام مرا محو کند یا به این کتیبه خسارتی وارد بیاورد امیدوارم خدایان،  خالدی «ته ای شه با» «شیوانی» او را زیر خورشید براندازد.»&lt;br /&gt;
اورا دره سی( دره اورا)، ائشک میدانی مربوط به دوره اشکانیان، اولین دبستان به سبک مدارس امروزی به نام دقیقی، کوه قودی قیه از دیگر زیبایی‌ها و تاریخ مصوّر رازلیق است. &lt;br /&gt;
رازلیق چهار فصلش زیباست، اهالی روستا معتقد‌ند، رازلیق رازِ چهار فصل دارد و در همه فصل‌ها می‌توان به یک راز طبیعتی این قاب نقاشی پِی برد. آنها می‌گویند '''رازلیق ریشه در خاک دارد''' و هویتی به درازای تاریخ.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/azarbaijan-sharghi/news/13990721000211/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D9%82-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7 روستایی در دل تاریخ/روستای «رازلیق» و رازهای مانده از اورارتوها].خبرگزاری فارس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://fa.shafaqna.com/news/1028970/ رازهای روستای تاریخی «رازلیق» در سراب].خبرگزاری شفقنا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی روستای رازلیق]]&lt;br /&gt;
[[رده:هنر و واقیعت]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:گردشگری]]&lt;br /&gt;
[[رده:طبیعت]]&lt;br /&gt;
[[رده:تاریخ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D9%82.jpg&amp;diff=993</id>
		<title>پرونده:رازلیق.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C%D9%82.jpg&amp;diff=993"/>
		<updated>2020-11-30T13:05:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;روستایی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg&amp;diff=992</id>
		<title>پرونده:رازلی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg&amp;diff=992"/>
		<updated>2020-11-30T13:03:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;روستا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C_%D8%B9%D8%B4%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%AF&amp;diff=846</id>
		<title>وقتی عشق به محرومان در شهادت را باز می کند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C_%D8%B9%D8%B4%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D9%86%D8%AF&amp;diff=846"/>
		<updated>2020-11-29T17:08:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:ک.jpg|بندانگشتی|.]]&lt;br /&gt;
این روزها سراغ جای خالی '''«کسری»''' را باید از اهالی روستای محروم «اورین» و «اسماعیل‌آباد» و «قلعه نو» و «نظرآباد» بگیرید. از دردمندانی که هنوز هم چشم به راهند که آن دانشجوی مهربان پزشکی با رفقای باصفایش از راه برسند و بی‌خیالِ خستگی، لبخند بر لب مرهم روی زخم‌های جسم و روحشان بگذارند و بعد هم بی‌چشمداشت، امید و مهربانی در روستا پخش کنند و بروند.&lt;br /&gt;
اما یادتان باشد اگر سراغشان رفتید، با آنها چیزی از بی‌برگشت بودن سفر کسری نگویید... برای همسفران اردوهای جهادی پزشکی هم، هنوز همه‌چیز شبیه یک خواب تلخ است؛ باورنکردنی و غم‌انگیز.&lt;br /&gt;
حالا مدتی است که جهادگران '''دانشگاه علوم پزشکی بقیة‌الله (عج)''' به خود باورانده‌اند که '''«کسری اسماعیلی»،''' '''فرمانده جوان قرارگاه جهادی بسیج دانشجویی دانشگاه''' به آرزوی همیشگی‌اش یعنی پرواز رسیده و در همان راهی که دلش برای آن می‌تپید، آسمانی شده.&lt;br /&gt;
== کسری خستگی را خسته می کرد ==&lt;br /&gt;
امکان نداشت کاری را به «کسری» بسپاریم و او آنقدر به این در و آن در نزند و تلاش نکند و بعد از چند ساعت زنگ نزند که: «دکتر! حل شد.سی که همیشه در آن دقایق سخت و پرالتهاب حضور داشت و با روحیه پیگیر و خستگی‌ناپذیرش حلال مشکلات می‌شد، کسری بود. همین حالا اگر به دانشگاه و بیمارستان بقیة‌الله (عج) بروید و از متصدیان قسمت پشتیبانی دارو سئوال کنید: چه کسی همیشه سراغتان می‌آمد و &lt;br /&gt;
پیگیری می‌کرد و سماجت به خرج می‌داد تا بالاخره وسایل و داروهای موردنظر برای اردوی جهادی را می‌گرفت؟ در جواب، همگی یک اسم به شما خواهند گفت: کسری اسماعیلی.&lt;br /&gt;
دکتر «محمدحسین عظیم‌زاده اردبیلی»، اینترن ارشد و مسؤول دانشجویان بیمارستان بقیة‌الله (عج) هنوز هم  که در حیرت است از آن‌همه شور و انرژی می گوید:دانشجوی پزشکی ورودی سال 95 بود و این یعنی 4 سال از من و هم‌دوره‌ای‌هایم کوچکتر بود. دورترین تصویری که از کسری در ذهنم ثبت شده، تصویر یک دانشجوی تازه‌نفس است که هم مشتاق فعالیت در بسیج دانشگاه بود و هم تشنه مشارکت در پروژه‌های تحقیقاتی دانشگاه.دانشجوی پزشکی سال اولی را که در مراسم تدفین شهدای گمنام در دانشگاه بقیة‌الله (عج) در فاطمیه سال 96 از داربست زدن گرفته تا گونی‌پوش کردن ستون‌ها، از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد، خوب یادم است. یک لباس خاکی پوشیده بود و یک '''سربند قرمزِ''' «یا حسین مظلوم» هم روی پیشانی‌اش بسته بود و به‌عنوان نیروی کمکی، کنار دست بچه‌های بسیج کار می‌کرد. کسری از همان روز نشان داد از آن دانشجوهایی است که با خودش قرار گذاشته تک‌بُعدی نباشد.&lt;br /&gt;
== در همه جبهه ها فعال بود ==&lt;br /&gt;
و چه عالمی داشت کسری اسماعیلی در اردوهای جهادی پزشکی درمانی دانشگاه بقیة‌الله (عج). تلاش‌های همه دست‌اندرکاران اردوهای جهادی در این دانشگاه برای رتق‌وفتق امور اردو دست آخر به یک اسم ختم می‌شد کسری؛ «یکی از مهم‌ترین مسؤولیت‌ها در زمینه برگزاری اردوهای جهادی بر عهده کسری بود. او '''عضو تیم شناسایی''' بود و داوطلبانه این کار مهم را که اساس برنامه‌ریزی برای اردوها بود، انجام می‌داد. تیم شناسایی قبل از برپایی اردو، به منطقه محروم موردنظر می‌رفتند و شرایط آن منطقه، امکانات پزشکی و درمانی آنجا و کاستی‌ها و نیازهایش در این حوزه را شناسایی می‌کردند و براساس آن برای اردوی جهادی برنامه‌ریزی می‌کردند. اما نقش کسری به حوزه شناسایی محدود نمی‌شد و نقش اول حوزه عملیاتی و اجرایی هم محسوب می‌شد.اما اگر فکر می‌کنید دغدغه فعالیت‌های فرهنگی و کارهای جهادی، این دانشجوی پرشور را از رسالت اصلی‌اش دور کرده‌بود، هنوز او و همت بلندش را نشناخته‌اید. شاهدش، اعضای کمیته تحقیقات دانشجویی دانشگاه بقیة‌الله (عج) که 3 سال کسری را در پروژه‌های تحقیقاتی دانشگاه در کنار خود دیدند: «علاقه عجیبی به کارهای پژوهشی داشت و از همان سال‌های اول دانشجویی به کمیته تحقیقات دانشجویی آمد و پیش خودم شروع به کار کرد. همین هم او را شاخص کرده‌بود؛ دانشجویی که اهل کارهای بسیج است و از توجه به فعالیت‌های علمی و پژوهشی هم غافل نمی‌شود.&lt;br /&gt;
در  پروژه تحقیقاتی که به نام '''«مطالعه کشوری اثربخشی داروی کورتون در درمان بیماری کووید 19»''' شناخته می‌شود و نتایج قابل توجهی هم داشته، کسری یکی از نیروهای فعال دانشجویی بود.&lt;br /&gt;
در آن 6 ماه پرفشاری که مشغول این پروژه بودیم، کسری باز هم چهره پرانرژی و کارراه‌انداز گروه بود. هرجا به مشکل برمی‌خوردیم و هر وقت من شیفت بودم و نمی‌توانستم دنبال کارها بروم، این کسری بود که داوطلبانه مسؤولیت پیگیری آن کار را بر عهده می‌گرفت.&lt;br /&gt;
اما فعالیت‌های کسری در ایام شیوع کرونا به این کار تحقیقی، محدود نشد. با توجه به ممنوعیت مسافرت در این ایام و خطرساز بودن برپایی اردوهای جهادی به شیوه سابق، کسری و گروه جهادی دانشگاه شیوه کارشان را تغییر دادند. آن‌ها علاوه‌بر جمع‌آوری کمک برای خانواده‌های کم‌بضاعت و آسیب‌دیده از کرونا و توزیع بسته‌های ارزاق میان این خانواده‌های آبرومند، یک کار مهم دیگر هم انجام دادند و آن، '''راه‌اندازی نقاهتگاه بیماران بهبودیافته کرونا''' در بیمارستان بقیة‌الله (عج) بود. &lt;br /&gt;
دکتر عظیم‌زاده نفس بلندی می‌کشد. لحظاتی که به سکوت می‌گذرد، بالاخره دلش راضی می‌شود برود سراغ آن شب تلخ در بیستمین روز از مهر ماه: «4 نفر از 3، 4 دانشگاه مختلف ازجمله کسری از دانشگاه بقیة‌الله (عج) به‌عنوان تیم شناسایی به یک منطقه محروم در حومه شهرستان الیگودرز در استان لرستان رفته‌بودند تا شرایط آن منطقه را برای برپایی اردوی جهادی پزشکی درمانی بررسی کنند. طبق اطلاعاتی که دریافت کرده‌ایم، کار شناسایی تا تاریک شدن هوا ادامه پیدا می‌کند و خودروی آنها در تاریکی شب در مسیر دچار سانحه شده و واژگون می‌شود. آن‌طور که گفتند 3 نفر از سرنشینان خودرو دچار صدمه از ناحیه کمر و سر می‌شوند و به بیمارستان انتقال پیدا می‌کنند اما کسری در اثر شدت ضربات وارده در دم جانش را از دست می‌دهد.&lt;br /&gt;
وستانی فکر می‌کنم که در گروه‌های خیریه و جهادی فعالیت داشتند و هر از گاهی تماس می‌گرفتند و می‌گفتند: «یکی از خانواده‌های بی‌بضاعتی که تحت‌پوشش داریم، فرزند بیماری دارد که بدحال است و نیاز به جراحی دارد. می‌توانی کاری برایش انجام دهی؟» و تمام کار من این بود که دو شماره تلفن به کسری می‌دادم و تمام. آن بنده‌های خدا تصور می‌کردند من کار عمل جراحی بی‌هزینه بیمارشان را درست کرده‌ام اما واقعیت این بود که صفر تا صد ماجرا را کسری انجام داده‌بود؛ از پیگیری و هماهنگی با پزشک جراح، هماهنگی بیمارستان و... بی‌آنکه هیچ وظیفه‌ای داشته باشد. حالا اما اگر تماس بگیرند، چه باید بگویم؟ باید بگویم: دیگر کسری ندارم...»&lt;br /&gt;
== راز شهادت کسری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کسری 2.jpg|بندانگشتی|کسری اسماعیلی]]&lt;br /&gt;
دکتر «محمدرضا صادق‌دوست» که قبل از کسری، فرمانده قرارگاه جهادی بود، بعد از شهادت کسری در قالب درد دلی برای او اینطور نوشته‌بود: «با خودم بالا و پایین کردم. گشتم و گشتم و بالاخره پیدا ''کردم کجا برات شهادتت رو گرفتی. اردوی جهادی نظرآباد یادت هست؟ شب قبلش 4 ساعت هم نخوابیده بودی. ملت از 7 صبح دسته‌دسته جلوی مدرسه جمع شده‌بودند برای ویزیت پزشکی. دیدمت پیشاپیش جمعیت ایستاده بودی و یکی‌یکی اسمشان را می‌نوشتی و نوبت می‌دادی. بابا، ناسلامتی جانشین فرمانده‌ای گفتند... شما رو چه به این کارها؟! از ساعت 7 صبح تا 11 ظهر، سر پا زیر ظلّ آفتاب ایستادی.خوب یادمه، یکهو یک پیرمرد که نیم ساعت هم نمی‌شد توی نوبت ایستاده بود، اومد پیشت و با پیشونی چروکیده و ابروهای درهم داد زد که: «من 3 ساعته اینجام. پس چه غلطی می‌کنید؟ نوبت منه. منو بفرست برم...» اسمش رو در لیست نشونش دادی و توضیح دادی که کِی نوبتش می‌رسه. اما اون لیست رو از دستت گرفت و پرت کرد روی زمین. بعد هم از صف زد بیرون و هرچی فحش از ذهنش می‌گذشت، نثارت کرد. یادمه، اول شوکه شدی اما چند ثانیه بعد انگار بهت برق وصل کرده‌باشن، دویدی و دم در مدرسه به پیرمرد رسیدی و به هر التماسی بود، برگردوندیش داخل و نشوندیش روی صندلی. بعد هم رفتی یکی‌یکی از بقیه بیماران رضایت گرفتی و پیرمرد رو جلوتر از نوبتش فرستادی پیش پزشک.''&lt;br /&gt;
== پدر هم ساعتی بعد از پسر پر کشید ==&lt;br /&gt;
«اما آنچه تراژدی کسری را غم‌انگیزتر می‌کند، فصل آخر داستان زندگی اوست، فصلی که خودش در رقم‌زدن آن نقشی نداشت. کسری، تنها فرزند خانواده بود و پدر و مادرش همیشه با محبت خاصی پیگیر احوال و کارهایش بودند. ماجرای تلخ آن روز از وقتی شروع شد که تماس‌های آنها با کسری بی‌پاسخ ماند. پدر و مادر فکر می‌کردند کسری مثل همیشه مشغول پیگیری امور اردوی جهادی است، غافل از اینکه آن سانحه رانندگی، کسری را برای همیشه از آنها گرفته بود. بالاخره یکی از همراهان موقع نماز صبح، گوشی کسری را جواب می‌دهد و می‌گوید: «تصادف کردیم و کسری پیگیر کارهای درمان بچه‌هاست. حتماً با شما تماس می‌گیرد...» بی‌قراری پدر و مادر اما کار خودش را می‌کند. چند ساعت بعد و با کلی پرس‌وجو شماره بیمارستان را پیدا می‌کنند و تماس می‌گیرند. پرستار پشت خط هم بی‌خبر از همه‌جا، خبر فوت کسری را به فرد آن طرف خط می‌دهد؛ یعنی به پدر کسری که از رزمندگان پیشکسوت دوران دفاع مقدس بود. شنیدن این خبر تلخ ناگهانی کافی بود که پدر کسری دچار سکته قلبی شود و... باورنکردنی است اما پدر کسری فقط به فاصله چند ساعت به او ملحق شد...»&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/news/13990730000056/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AF وقتی «عشق محرومان» بال پرواز «کسری» شد].خبرگزاری فارس. 4 آبان ماه 99.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[http://okt.ir/news/?page=info-khabar&amp;amp;code=160243614228153 جهادگر دانشگاه بقیه‌اللّه آسمانی پیوست].&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی رو ستای اورین]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی رو ستای اسماعیل آباد]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی رو ستای قلعه نو]]&lt;br /&gt;
[[رده:شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده:اردو جهادی]]&lt;br /&gt;
[[رده:کرونا]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9.jpg&amp;diff=844</id>
		<title>پرونده:ک.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9.jpg&amp;diff=844"/>
		<updated>2020-11-29T17:07:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جهاد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C_2.jpg&amp;diff=838</id>
		<title>پرونده:کسری 2.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C_2.jpg&amp;diff=838"/>
		<updated>2020-11-29T16:57:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جهاد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=837</id>
		<title>پرونده:کسری.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=837"/>
		<updated>2020-11-29T16:52:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پزشک&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8&amp;diff=831</id>
		<title>مشهدی صحراب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8&amp;diff=831"/>
		<updated>2020-11-29T16:19:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مشهدی صحراب یکی از اهالی '''روستای حسن گاوداری''' واقع شهرستان سیروان در '''استان ایلام''' است.&lt;br /&gt;
مشهدی صحراب تمام محصولات باغ انارش را که حدود 300 اصله درخت است را تماماو هر ساله وقف فقرا کرده است . مشهدی صحراب اعتقاد دارد که محصول این باغ هر سال بیشتر می شود که بر اثر خیر و برکتی است که از کمک به فقراست ناشی می شود.&lt;br /&gt;
در این برهه از تاریخ که ویروس کرونا زندگی و امرار معاش تعداد زیادی را مختل کرده است وجود چنین افراد نوع دوستی می تواند گره گشای  گوشه ای از مشکلات جامعه باشد&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی روستای حسن گاوداری]]&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/media/13990806000100/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%7C-%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AB%D9%85%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B4-%D9%88%D9%82%D9%81-%D9%81%D9%82%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF باغی پرثمر که هر ساله محصولاتش وقف فقرا می‌شود].خبرگزاری فارس &lt;br /&gt;
[[رده: ایلام]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: کرونا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%88%D9%82%D9%88%D9%81%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%AA_%D8%AF%D9%88_%D9%82%D8%B1%D9%86&amp;diff=829</id>
		<title>موقوفه هایی برای عزاداری به قدمت دو قرن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%88%D9%82%D9%88%D9%81%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%AA_%D8%AF%D9%88_%D9%82%D8%B1%D9%86&amp;diff=829"/>
		<updated>2020-11-29T16:10:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حرم مطهر امام رضا (ع) در طول تاریخ در ایام عزاداری ایام پایانی ماه صفر به دلیل تقارن این روز‌ها با شهادت پیامبر (ص) و امام رضا (ع) میزبان زائران و مجاوران آن حضرت بوده و برنامه‌های مختلف به صورت گسترده برگزار و خیران و واقفان هم به اطعام سوگواران می‌پرداختند.&lt;br /&gt;
سند‌های بسیاری در آرشیو مرکز اسناد آستان قدس رضوی وجود دارد که متن درج‌‌شده در آن‌ها از '''وقف‌‌هایی برای پذیرایی عزاداران''' یا برگزاری آیین عزا یاد می‌کند. طبق همین مکتوبات تاریخی، در '''دوران صفویه''' مراسم سوگواری با وسعت بیشتری در مقایسه با پیش از آن برگزار می‌شده است. اطعام سوگواران نیز سنتی رایج بوده و موقوفاتی به این امر اختصاص داشته است. این اسناد نحوه پذیرایی، زمان، مکان و هزینه‌های برپایی مراسم سوگواری دهه آخر صفر در حرم مطهر رضوی را نشان می‌دهد که در آن‌ها دستورهایی از سوی متولی‌باشی یا '''نایب‌التولیه''' به تحویلداران کل یا دربان‌باشیان برای برگزاری این مراسم داده شده است.&lt;br /&gt;
== اسناد شواهدی بر وجود قدمت تاریخی آیین ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاظم جهانگیری کلاته، کارشناس اسناد مکتوب آرشیو مدیریت اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی می گوید:طبق اسناد باقی‌‌مانده در '''آستان قدس رضوی'''، برگزاری مراسم دهه پایانی ماه صفر، سوگواری ایام رحلت پیامبر اکرم (ص)، شهادت امام‌ حسن مجتبی (ع) و امام ‌رضا (ع)، و اربعین حسینی در حرم مطهر '''بیش از یک قرن و نیم قدمت دارد''' و در زمره مراسم بسیار حائز اهمیت است. اسناد ارزشمند به‌جامانده از تشکیلات اداری آستان قدس در مجموعه اسناد مدیریت امور اسناد آستان قدس، اطلاعات بسیاری درباره این مراسم مذهبی در حرم مطهر دارد. این اسناد بیانگر تشریفات و مراسم ویژه‌ای است که به‌ویژه در شب عاشورا و شب شهادت امام رضا (ع) در بارگاه منور این امام همام (ع) برگزار می‌شده است.&lt;br /&gt;
جهانگیری کلاته مرسوم شدن خطبه‌‌خوانی در شب عاشورا و شب شهادت امام‌ رضا (ع) به شکل کنونی را از دوره پهلوی دوم و هم‌زمان با شکل‌گیری اداره تشریفات آستان قدس رضوی می‌داند که بر اساس '''وقف‌‌نامه علیشاه'''، حاکم وقت خراسان، در ۱۱۶۰ هجری قمری برگزار می‌شود و در آن، همه خادمان با شمعی در دست، گرداگرد صحن جمهوری اسلامی (در گذشته در صحن عتیق) می‌ایستند و با نوای خطبه‌‌خوان عزاداری می‌‌کنند.&lt;br /&gt;
در '''آیین شمع‌‌گردانی''' که تنها در شب شهادت حضرت ‌رضا (ع) برگزار می‌شده است و احتمالاً قدمت آن به '''دوران صفویه''' می‌رسد، خادمان با روشن‌کردن شمع و گرداندن آن در صحن و رواق، عزاداری می‌کرده‌اند. وی در باب برگزاری این آیین به دو سند در آرشیو آستان قدس رضوی اشاره می‌کند. این اسناد مربوط به سال‌های ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ قمری هستند و دستور‌های مسئولان وقت برای چگونگی برگزاری مراسم و نحوه هزینه‌کرد در آن‌‌ها آمده است.&lt;br /&gt;
جهانگیری کلاته قدیمی‌ترین سند موجود مربوط به هزینه‌های برگزاری مراسم سوگواری در دهه آخر صفر را مربوط به سال ۱۲۸۲ هجری قمری می‌داند که از محل مصارف موقوفه وزیر نظام است و قدمتی ۱۵۵‌ ساله دارد. مطابق اسناد موجود، هزینه‌های برگزاری مراسم روضه‌خوانی شب سالروز شهادت امام رضا (ع) در سال ۱۳۲۷ قمری و هزینه‌های مربوط به برگزاری مجلس روضه‌خوانی دهه آخر ماه صفر در ایوان طلا (ایوان نادری) از محل مصارف موقوفه وزیر نظام در سال ۱۲۹۳ قمری است.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/news/13990723000473/%D9%88%D9%82%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1 وقفنامه‌های جالب با موضوع عزاداری آخر صفر در حرم رضوی].خبرگزاری فارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: مشهد]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:پیش از انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D9%86%D8%B0%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D8%AF%D9%84%DB%8C_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF&amp;diff=827</id>
		<title>با نذری ساده اهالی روستای پدلی خانه دار شدند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7_%D9%86%D8%B0%D8%B1%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D8%AF%D9%84%DB%8C_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF&amp;diff=827"/>
		<updated>2020-11-29T15:08:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اگر سر و کله آن ویروس دردسرساز پیدا نشده‌ بود، حالا مثل تمام 7 سال گذشته، لباس خادمی به تن کرده ‌بودند و کوچه پس‌کوچه‌های مشهد که هیچ، کوچه‌های دلشان را هم برای پذیرایی از قدوم زائران پیاده امام رضا (ع) آب و جارو کرده ‌بودند.راستش را بخواهی، اصلاً حرکت باصفای «یک نذری ساده» را راه انداختند تا برای آنهایی که نمی‌توانند برای زیارت اباعبدالله (ع) یا خدمتگزاری به زائران آقا (ع)، خود را به مسیر پیاده‌روی اربعین برسانند، یک فرصت جبران بسازند. تا بیایند و خود را به جاده‌ای بسپارند که به مشهد می‌رسد و با خدمت به زائران پیاده رضوی، روی زخم فراق‌شان مرهم بگذارند. کرونا اما امسال همین دلخوشی را هم از آنها گرفت....&lt;br /&gt;
اما نه. سرِ خدمت اگر داشته‌باشی، راه خدمت پیش رویت باز می‌شود؛ از راهی که حتی فکرش را هم نمی‌کردی. '''«پَدَلی»''' یک‌بار دیگر این را به اهالی پویش '''«یک نذری ساده»''' در کانون خادمین معنوی امام رضا (ع) اثبات کرد.&lt;br /&gt;
== روستای پدلی ==&lt;br /&gt;
«روستای پدلی از توابع شهرستان سرخس، در شمال شرقی کشور واقع شده؛ در 20کیلومتری '''مرز کشور ترکمنستان''' و جایی در نزدیکی نقطه صفر مرزی. این روستا به دلیل قرار گرفتن در منطقه خشک و کوهستانی، پاییز و زمستان‌هایی سرد با بارندگی‌های شدید دارد. در حال حاضر 50 خانوار در این روستای محروم زندگی می‌کنند که در مجموع جمعیتی حدود 200 نفر را شامل می‌شود. مشکلات از وقتی شروع شد که بارش شدید نوروز امسال به خانه‌های 5 خانواده در این روستا آسیب جدی رساند. خوشبختانه باقی خانه‌های روستا به دلیل نوساز و مقاوم بودن، آسیبی ندیدند اما حجم تخریب در آن 5 خانه خشت و گلی که در مواردی به 100 درصد می‌رسید، باعث شد ساکنان آن در چادرهای اسکان موقت پناه داده شوند.&lt;br /&gt;
قرار بود کار بازسازی خانه‌های این 5 خانواده در کوتاه‌ترین زمان انجام شود اما متاسفانه با وجود آغاز پاییز، این خانواده‌ها هنوز در چادر و در شرایطی سخت زندگی می‌کنند. به همین دلیل این روزها همّ‌وغمّ همه ما، رسیدگی سریع به وضعیت خانه‌های این عزیزان و ساخت سرپناه مقاوم برای آنها قبل از شدت گرفتن سرماست».&lt;br /&gt;
'''کانون خادمین معنوی امام رضا (ع)'''وارد ماجرای این روستا و حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده از سیل  شد.&lt;br /&gt;
== فعالیت های کانون خادمین معنوی امام رضا (ع) ==&lt;br /&gt;
کانون خادمین معنوی امام رضا (ع)، یکی از گروه‌های مردم‌نهاد (سَمَن) استان خراسان رضوی محسوب می‌شود که مسول آن آقای مجید عسکری است که می گوید:من به‌عنوان نماینده سازمان‌های مردم‌نهاد (سمن‌ها) در شورای توسعه و حمایت استانداری خراسان رضوی هستم که کی از سمن‌های فعال در استان خراسان رضوی، سمن شهرستان سرخس است. نماینده این سمن از چند ماه قبل گزارش مربوط به روستای پدلی را برای ما ارسال کرده و شرایط این روستا را تشریح کرده‌بود. ایشان تاکید کرده‌ بود با وجود پیگیری‌های انجام‌شده از نهادهای مسؤول برای حل مشکل مسکن خانواده‌های آسیب‌دیده از سیل در این روستا، هنوز هیچ اقدام موثری صورت نگرفته‌ است. اینطور بود که رسیدگی به مشکلات این روستا در دستور کار ما قرار گرفت.&lt;br /&gt;
از مشهد 4 ساعت تا روستای پدلی فاصله است. ما در 2 نوبت برای بازدید میدانی به این روستا رفتیم.با هماهنگی‌هایی که صورت گرفت، جلسه‌ای با حضور نمایندگان سازمان مسکن روستایی، فرمانداری سرخس، شهرداری منطقه مربوطه، بهزیستی و کمیته امداد برگزار شد و ما گزارشی از مشاهدات میدانی خود در روستای پدلی ارائه کرده و به‌عنوان نمایندگان سازمان‌های مردم‌نهاد استان خواستار رسیدگی هرچه سریع‌تر به وضعیت خانواده‌های سیل‌زده این روستا شدیم.اماتا این لحظه متاسفانه جز اقدامات اولیه مثل جانمایی خانه‌ها، حفاری محدود و خالی کردن مقادیری مصالح، هیچ اقدام عملی در زمینه ساخت خانه‌ها انجام نشده‌است».&lt;br /&gt;
==اما اصل ماجرا==&lt;br /&gt;
شرایط ایجاد شده ناشی از شیوع ویروس کرونا همه ما را به این نتیجه رسانده بود که با توجه به وضعیت ناخوشایند مشهد به لحاظ درگیری با این ویروس منحوس، احتمال اعمال محدودیت‌های شدید در ایام شهادت امام رضا (ع) وجود خواهد داشت و حتی پیش‌بینی می‌شد با اعمال محدودیت‌های 100 درصدی، امسال هیچ زائر پیاده‌ای در دهه آخر ماه صفر به مشهد نیاید. در عمل هم همین اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;
بر خلاف سال های گذشته عاشقان اهل بیت (ع) در کانون خادمین معنوی امام رضا (ع) از توفیق پذیزایی و اسکان زائران محروم شدند.&lt;br /&gt;
بنابراین با الهام از فرمایشات مقام معظم رهبری که فرمودند بر اساس عقلانیت، در ایام شیوع ویروس کرونا برای حفظ سلامت عمومی از انجام فعالیت‌های مبتنی بر تجمعات بزرگ اجتناب می‌کنیم اما هرگز صحنه خدمت را ترک نمی‌کنیم بلکه با توجه به شرایط موجود و براساس دستورات ستاد ملی کرونا، نوع و شیوه خدمت را تغییر می‌دهیم، تصمیم گرفتیم ظرفیت خدمت‌رسانی هر ساله به زائران پیاده امام رضا (ع) را امسال معطوف به خدمت‌رسانی به اهالی روستای پدلی کنیم تا یک‌بار دیگر اثبات شود با نذری‌های ساده و کمک‌های به ظاهر کوچک مردم خیّر چه کارهای بزرگی می‌توان انجام داد».&lt;br /&gt;
رئیس هیأت مدیره کانون خادمین معنوی امام رضا (ع) معتقد است عاشقان خدمت به آستان امام رئوف (ع) امسال و با وجود برگزار نشدن پیاده‌روی ایام شهادت امام رضا (ع)، می‌توانند جلوه باشکوه دیگری از این عشق را به رخ همه بکشند: «با توجه به شرایط سخت ساکنان 5 خانه تخریب‌شده در روستای سیل‌زده پدلی، با خودمان فکر کردیم می‌توانیم زنجیره طرح مبارک «یک نذری ساده» را که از 7 سال قبل شکل گرفته، امسال هم ادامه دهیم و این بار برکات این طرح را برای شادی دل 5 خانواده‌ای که به دلیل تخریب خانه‌هایشان 7 ماه است در چادر زندگی می‌کنند، اختصاص دهیم. بنابراین مثل هر سال، با نزدیک شدن به دهه آخر ماه صفر، در فراخوانی خطاب به عاشقان امام رضا (ع) از آنها خواستیم امسال هم نذورات متبرک خود را در قالب طرح یک نذری ساده به دست ما برسانند تا این بار، این نذری‌ها صرف ساختن سرپناه برای گروهی از هموطنان آسیب‌دیده شود. استقبال و همت عاشقان امام رضا (ع) باز هم غبطه‌برانگیز بود. با اینکه اطلاع‌رسانی درباره این موضوع به صورت محدود و فقط از طریق صفحات شخصی در فضای مجازی انجام گرفته، فقط در 2 روز اول، مبلغ 16 میلیون تومان جمع‌آوری شد، مبلغی که اطمینان داریم با عنایت امام رضا (ع) و همت عاشقانش قطعاً بسیار بیشتر خواهد شد».&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/news/13990726000022/%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B0%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%8F%D9%84-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C «یک نذری ساده» برای بازسازی خانه «گُل بی‌بی»]. خبرگزاری فارس. 26 مهر ماه 99.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی روستای پدلی]]&lt;br /&gt;
[[رده:شهرستان سرخس]]&lt;br /&gt;
[[رده:ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:کرونا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84%D8%B4_%D8%AA%D8%B9%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=825</id>
		<title>شهیدی که با فروش منزلش تعمیرگاه تانک راه اندازی کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84%D8%B4_%D8%AA%D8%B9%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF&amp;diff=825"/>
		<updated>2020-11-29T14:49:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مجتبی کریمی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:22e4cc4c-91b0-4e3c-ae2f-3e461e578335.jpg|بندانگشتی|شهید کاظم جعفر زاده]]&lt;br /&gt;
'''حاج کاظم جعفرزاده'''، فرزند تبریز و یکی از دلاوران گمنام دوران دفاع مقدس است، مردی که با وجود تعلق نظامی‌اش به '''ارتش جمهوری اسلامی ایران‌'''، خدمات شایانی در بدنه سپاه داشته و از بنیانگذاران زرهی سپاه به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع جنگ تحمیلی هم حاج کاظم راهی مناطق جنوبی می‌شود و همکاری وی با فرماندهان وقت ارتش و سپاه نیز از همین دوران آغاز می‌گردد، به فاصله‌ای کوتاه وارد کارگروه‌های نظامی آن دوران که زیر نظر مقام معظم رهبری هدایت می‌گردید می‌شود.&lt;br /&gt;
در '''عملیات بیت‌المقدس''' به عنوان رئیس رکن لشکر 30 زرهی سپاه و فرمانده پشتیبانی واحدهای پیاده سپاه شجاعت‌های فراوانی از خود نشان دادی، نشان به آن نشان که دستت نیز در این عملیات مجروح شد.&lt;br /&gt;
== در نامه فرزند شهید می‌خوانیم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عملیات فتح‌المبین نیز فتح‌الفتوح کردی و به عنوان  مأموری از ارتش، فرماندهی و معاونت همزمان گردان کربلای سپاه را بر عهده داشتی موفق شدی با پیش‌روی به طول 57 کیلومتر از شوش تا چنانه و پس از وارد آوردن ضربات سنگین بر پیکر ارتش عراق، 25 دستگاه نفربر و 105 دستگاه تانک عراقی را به غنیمت گرفته و به نیروی زمینی سپاه  تحویل دهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاج کاظم، برای شناخت بهتر تو باید تاریخ هشت‌ سال دفاع مقدس را ورق بزنم و نامت را در '''عملیات طریق‌القدس''' بازخوانی کنم آنجا که می‌گویند در عملیات طریق‌القدس اوج شجاعت‌های حاج‌کاظم جعفرزاده را می‌توان به چشم دید و به گوش جان شنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که در صف نخست مجبور به نبرد رو در رو با دشمن شدی و تعداد زیادی از بعثیان را از پای در آوردی و تعدادی تانک و نفربر را به غنیمت گرفتی شادی و امید را به رزمندگان اسلام هدیه آوردی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزندت، برگ دیگری از زندگیت را ورق زد از روزهایی گفت که بر علیه رژیم پهلوی قیام کرده بودی و زیر '''شکنجه‌های سخت و طاقت‌فرسای ساواک''' چگونه سخت می‌گذراندی و چه روزهای استرس‌زا و فراز و نشیبی داشتی وقتی در کنار آیت‌الله شهید مدنی و سایر مبارزین بر علیه حکومت طاغوت شورش کرده  و هیات سینه‌زنی ایجاد کردی تا در دل این هیات و با کمک‌ها و همراهی مردم  مبارزه طاغوتی خود را ادامه دهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اینکه خون‌های پاک جوانان انقلابی به ثمر نشست و انقلاب پیروز شد در تهران در کنار مقام معظم رهبری که در آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودند، حضور داشتی  و  به شکل‌گیری و  مستحکم‌تر شدن پایه‌های انقلاب کمک می‌کردی.&lt;br /&gt;
حکایت تانک‌های غنیمتی و پناهنده‌های عراقی نیز حکایت جالبی است که من و هم‌سن و سالان من وقتی می‌خوانیم، می‌بینیم چگونه از جان و مال خود برای پشتیبانی جبهه‌ها از هیچ چیزی دریغ نکردی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سردار رشید اسلام، فداکاری‌هایت برای این مرز و بوم تمام شدنی نبود و این را می‌شود از لابه لای اسناد و مدارکی که برایمان مانده است به خوبی دریافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی تانک‌های عراقی را با رشادت تمام به غنیمت گرفتی مصمم شدی برای پشتیبانی از جبهه‌ها تعمیرگاه تانک راه‌اندازی کنی ولی اعتباری که برای احداث تعمیرگاه تانک تخصیص یافته بود کفاف هزینه‌های آن را نداد مجبور شدی '''منزل خود را نیز برای تکمیل و تجهیز تعمیرگاه تانک فروختی و برای آن پروژه خرج کردی.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
و ما چگونه می‌توانیم این همه از خودگذشتگی را تفسیر کنیم. چگونه می‌شود، آوازه رشادت‌ها و فداکاری‌هایت را آن‌گونه که هستی توصیف کرد، هر قدر هم که بنویسم باز هم زبانم قاصر است که  بتوانم حق مطلب را ادا کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''پناهنده‌های عراقی را نیز به اسم اسرا می‌نوشتی''' تا صدام این جنایتکار جنگی خانواده‌های آنها را به قتل نرساند و آنها خودشان را اسیر کرده بودند تا علیه کشورمان جنگ نکنند و چه خوب پدری برای فرزندان آنها بودی تا غم نداشتن پدر و مادر را احساس نکنند.&lt;br /&gt;
حاج کاظم این روزها دلمان برای صداقت‌ها تنگ شده است، این روزها برخی ها رنگ و لعاب عوض کرده‌اند. برخی از آنها معتقدند دیگر تاریخ مصرف شهدا تمام شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[https://www.farsnews.ir/azarbaijan-sharghi/news/13990715000014/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84%D8%B4-%D8%AA%D8%B9%D9%85%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF شهیدی که با فروش منزلش تعمیرگاه تانک راه اندازی کرد].خبرگزاری فارس 21 آذر 99.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://www.mfpa.ir/fa/news/1795/%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3 کاظم جعفرزاده، فرزند تبریز و یکی از دلاوران گمنام دوران دفاع مقدس].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>مجتبی کریمی</name></author>
	</entry>
</feed>