<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B12</id>
	<title>قصه‌ی ما - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B12"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B12"/>
	<updated>2026-08-05T14:25:38Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%86%D8%B4%D8%B1_%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84&amp;diff=7176</id>
		<title>نشر فضایل در جلسات فاضل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%86%D8%B4%D8%B1_%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D8%B6%D9%84&amp;diff=7176"/>
		<updated>2021-01-06T04:27:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* جلسات مخفی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:030064300003.jpg|بندانگشتی|محمدحسین فاضل]]&lt;br /&gt;
== '''محب کتاب''' ==&lt;br /&gt;
سبزوار، انسان فاضل کم نداشت. یکی از آن‌ها '''محمدحسین فاضل''' بود. از جمله فضایلِ فاضل، علاقۀ او به کتاب و مطالعه از اوان کودکی بود. در دوران دبستان علاقه زیادی به شاهنامه فردوسی داشت. به موازات افزایش سن علاوه بر کتاب‌های ادبی، در زمینه‌های علمی و تفسیر قرآن و نهج‌ البلاغه هم به مطالعه می پرداخت. این مطالعات از او انسانی روشن و حساس نسبت به مسائل روز ساخته بود. او که به اهمیت استقلال ایران اشراف داشت در ماجرای ملی شدن صنعت نفت به صف حامیان دکتر مصدق پیوست و به خاطر این حمایت بعد از کودتای 28 مردا یک شبانه روز طعم زندان را چشید.&lt;br /&gt;
== '''پیشگام در برگزاری جلسات مذهبی خانگی''' ==&lt;br /&gt;
در دهۀ پنجاه با گل‌ کردن جلسات مذهبی خانگی، محمدحسین فاضل هم که زکات علمش را در نشرش می‌دید، به جمع تشکیل‌ دهندگان جلسات روشنگری پیوست. البته جلسات قرآن خانوادگی را از خیلی قبل‌تر در منزلش برگزار می‌کرد. فرزندش، خانم فرزانه فاضل، در این باره می‌گوید: «پدرم فوق‌العاده مذهبی بودند. تابستان‌ها هر روز بعدازظهر جلسات قرآن برگزار می‌کردند. خانم‌های همسایه‌مان، آن‌هایی که تمایل داشتند می‌آمدند. بعضی از بچه‌های همسایه هم می آمدند، می‌نشستیم و روزی دو آیه قرآن برایمان می‌خواندند و بعد به ما یاد می‌دادند. کمی دربارۀ موضوعیت آن آیه هم صحبت می‌کردند و فردا بعدازظهرش باز همین را از ما پس می‌گرفتند و. باز دوباره دو تا آیۀ دیگر.»  &lt;br /&gt;
== '''از ارتباط با انجمن حجتیه تا همراهی با مکتب نرجس''' ==&lt;br /&gt;
فاضل با انجمن حجتیۀ سبزوار هم ارتباط داشت.، به همین دلیل یکی از جلساتی که در منزلش برگزار می‌شد، جلسات شب‌های جمعۀ انجمن بود. جلساتی که نه به‌اسم انقلاب، بلکه به منظور روشنگری مذهبی و مبارزه با بهائیت برپا می‌شد.  سیدابوالفضل حسینی می‌گوید: «حالا گرچه این‌ها در قالب جلسات شب‌های جمعه انجمن حجتیه بود، ولی یک نوع آزادی عملی هم وجود داشت. این طور نبود که صرفاً تشکیلاتی فقط برای انجمن حجتیه کار بکنند. موضوع جلسات هم عمدتاً مسائل اخلاقی و دینی بود.»  &lt;br /&gt;
از دیگر جلساتی که در منزل فاضل برپا می شد احیای شب بیست‌ و یکم ماه رمضان بود که به صورت  هر ساله، با حضور و دعوت از سخنرانان قدَر برگزار می‌شد. وقتی خانم طاهایی مکتب نرجس را در سبزوار تأسیس کرد، آن اوایل که هنوز مکانی برای تشکیل جلسات و کلاس‌هایش نداشت، درِ منزل محمدحسین فاضل به روی جلسات مکتب باز بود. یک بار هم آقای فاضل، همان سالی که جشن‌های 2500 ساله برگزار شد، خانم طاهایی را به سبزوار دعوت کرد و به‌ مدت 10 روز جلسات سخنرانی در منزلش برپا کرد تا مردم درگیر تماشای کارناوال‌ها و برنامه‌های جشن نشوند. اتفاقاً استقبال از این برنامه چنان بود که به‌ گفتۀ فرزانه فاضل، مردم داخل حوض حیاط هم می‌نشستند. سخنرانی که تمام می‌شد، بعدش آموزش قرآن و عربی بود. سخنرانان جلسات عمومی معمولاً از فرهنگیان بودند؛ مثل آقای '''محمد علی محمدی'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''در برابر سرهنگ''' ==&lt;br /&gt;
دربارۀ ایستادگی فاضل در برابر شهربانی، به‌ نقل از آقای نجف‌ پور در کتاب نکوداشت حاج‌ محمدحسین فاضل آمده است: «روزی رئیس شهربانی سبزوار،- احتمالاً سرهنگ آل‌ احمد،- به بانک ملی می آید و شفاهاً به حاج‌ آقای فاضل تذکر می‌دهد که: ’«من گفتم نباید این جلسات را برگزار کنید، چرا باز هم برگزار می‌کنید؟‘» حاج‌ آقا از پشت میز خود بر می‌خیزد و با شهامتی کم‌ نظیر، سرهنگ را مورد خطاب قرار می‌دهد و با صدایی رسا می‌گوید: ’«سرهنگ...؛ سرهنگ! تو را تیشه دادند که هیزم کنی / ندادند که بنیان مردم کَنی‘ و صدایش را همچنان بالاتر می‌برد که «با قرآن این کارها را نکنید! با مدرسان قرآن این حرف¬‌ها را نزنید!» و سرهنگ سرافکنده، بانک را ترک می‌کند.»  &lt;br /&gt;
== '''جلسات مخفی''' ==&lt;br /&gt;
غیر از جلسات عمومی، جلساتی هم به‌صورت کاملاً مخفی و خصوصی برگزار می‌شد، با حضور فضلایی مانند [[روشنفکر اسلامی، متفکر انقلابی|دکتر علی شریعتی]]. فرزانه فاضل یکی از حضورهای مخفیانۀ دکتر را این گونه روایت می‌کند: «خانۀ پدرم در قسمت پذیرایی دری داشت که به کوچه باز می‌شد. همیشه قفل بود و فقط زمانی که مهمان داشتیم باز می کردند. یک روز ساعت 9 یا 10 شب بود، دیدم در می‌زنند از همان در قسمت پذیرایی در زدند. تا در را باز کردم، مرحوم دکتر شریعتی که یک کلاه دوره‌دار سرش بود، خودش را انداخت داخل خانه؛. چون مخفی و محرمانه می‌آمدند.» در آن جلسات خصوصی، فضلای دیگری مثل [[شاعر رادیوساز|محمدتقی مجمع‌ الصنایع]] نیز حضور داشتند و البته انقلابیانی مانند یحیی علیپور، [[نفت فروش انقلابی|علی‌ اصغر صفار]]، حسین هراتی، آق‌ بابایی و فرامرزی. شب‌هایی که دکتر شریعتی می‌آمد، جلسه از ساعت 12 شروع می‌شد و دکتر تا صبح صحبت می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''بعد از انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
انقلاب پیروز شد و محمدحسین فاضل در انتخابات اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی به‌عنوان یکی از دو نامزد جبهۀ ملی از سبزوار اعلام کاندیداتوری کرد. که البته آرای لازم را کسب نکرد و به مجلس راه نیافت. فرزندش، محمد هم جوانی انقلابی و، اهل مجاهدت و جزو دانشجویان پیرو خط امام بود که شانزدهم  دی ماه ۱۳۵۹ در هویزه به شهادت رسید. ۳۸ سال بعد، در فروردین ۱۳۹۷، محمدحسین فاضل در سن ۹۳ سالگی عالم فانی را ترک کرد و به فرزند شهیدش پیوست.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: جلسات مذهبی خانگی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88_%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8&amp;diff=6320</id>
		<title>رادیو محلی سبزوار قبل از انقلاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88_%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8&amp;diff=6320"/>
		<updated>2020-12-31T04:29:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* پیش از انقلاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اینجا '''سبزوار''' است، صدای انقلاب اسلامی از '''رادیو محلی'''&lt;br /&gt;
[[پرونده:1397042313004390714737084.jpg|بندانگشتی|چپ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنور انقلاب در سبزوار در حال داغ شدن بود و رسانه های کاغذی و کاستی یعنی اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی تنها راه رساندن پیام انقلاب به گوش مردم بودند. در چنین شرایطی '''حسین قلعه نوی''' که بعد از تعطیلی دانشگاهش در بابل به سبزوار برگشته بود به فکر ایجاد فرستنده ای برای پخش اخبار انقلاب از طریق امواج رادیویی افتاد. &lt;br /&gt;
== '''پیش از انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
رادیو در دهم آذر، اولین روز محرم، راه افتاد. سخنرانی‌های [[شیخِ «مرگ بر شاه» گو|'''حجت‌الاسلام عبدوس''']] و اخبار سبزوار از بلندگوهای رادیو که موج AM داشتند، پخش می‌شد. برد امواج رادیو چیزی در حدود 50 کیلومتر بود. هفته ای نگذشته بود که دیگر اکثر مردم شهر برنامه های این رادیو را می شنیدند و نامش را گذاشتند '''رادیو محلی'''.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلعه نوی با کمک دوستانش فرستنده را داخل گل دسته های [[مسجد جامع سبزوار|'''مسجد جامع''']] نصب کرده بود و شب ها آن را از مسجد خارج می کرد. اوج فعالیت این رادیو مربوط به روز ورود امام خمینی به ایران بود. به برکت رادیو محلی، سبزواری ها زودتر از همه مردم ایران موفق به شنیدن سخنان امام در بهشت زهرا شدند. آن روز جوانی سبزواری در بهشت زهرا حاضر بود و سخنان امام را روی نوار ضبط کرد و سپس از طریق تلفن برای دست اندرکاران رادیو محلی فرستاد. رادیو محلی سبزوار هم تا شب چندین بار سخنان امام را برای مردم پخش کرد.شنبه، چهاردهم بهمن، روزنامۀ کیهان در صفحۀ ۷ خود تیتر زد که: «سخنان امام‌خمینی را سبزواری‌ها زودتر از همه شنیدند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''پس از انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
رادیو محلی سبزوار بعد از پیروزی انقلاب هم تا مدتی به کار خود ادامه داد. '''علی رضا حسن نژاد''' که یکی از دست اندرکاران رادیو محلی بوده و چند سال قبل از راه اندازی این رادیو فرستنده ای ساخته بود و سخنرانی کافی را از طریق آن پخش کرده بود درباره تعطیلی رادیو محلی گفته است: «از مشهد آمدند و از ما انگشت‌نگاری کردند که دفعۀ دیگر شما از این غلط‌ها نکنید. می‌خواستند رادیو نباشد. رادیو تعطیل شد و ما را از آن جا بیرون کردند. و درش را هم پلمپ کردند. فرماندار بعد از مدتی به تربت یا بیرجند منتقل شد. بعداً پیگیری کردیم و متوجه شدیم او را گرفته‌اند. او جزو منافقان بود!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
&amp;lt;br&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{ترتیب‌پیش‌فرض:رادیو انقلاب سبزوار}}&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده:امام خمینی]]&lt;br /&gt;
[[رده:انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده:خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده:حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&amp;diff=6227</id>
		<title>بانی وحدت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&amp;diff=6227"/>
		<updated>2020-12-30T07:47:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:030108100001.jpg|بندانگشتی|شیخ محمدعلی غفوری نژاد]]&lt;br /&gt;
'''محمد علی غفوری‌ نژاد'''، سال۱۳۱۱ ه.ش در خانواده‌ای مرفه و باسواد به دنیا آمد. زادگاهش روستای چاهه از توابعِ خوشابِ سبزوار بود. پدرش، علی اصغر  علی‌اصغر غفوری‌ نژاد، اذان می‌گفت و گرچه از علما نبود، ولی مردم «ملا» صدایش می‌زدند. محمد علی از هفت سالگی یاد گرفتن قرآن را نزد شخصی به‌نام میرزا محمود شروع کرد. ظرف دو ماه، خواندن قرآن و کتاب‌های فارسی را فرا گرفت. بزرگ‌تر که شد، هم‌زمان با تحصیل، در کار کشاورزی هم به پدر کمک می‌کرد. بعد از فراگرفتن مقدمات، سال ۱۳۲۵ه.ش به [[قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران|مدرسۀ فخریۀ]] سبزوار آمد. در آنجا از حضور استادانی همچون شیخ‌ زین‌ العابدین طالبی افچنگی معروف به «قاضی» و [[به نام میرزااسدالله به یاد آقا مصطفی|میرزا اسدالله فاضلی]] بهره‌مند شد. &lt;br /&gt;
در بیست‌ سالگی به نجف رفت و بعد از هفت سال تلمذ در محضر آیات عظام؛ سید اسدالله مدنی، [[سید عبدالعلی سبزواری|سید عبدالاعلی سبزواری]] و سید ابوالقاسم خوئی، سال۱۳۳۸ به ایران مراجعت کرد. بعد از آن به قم رفت و با راهنمایی [[اسوه هجرت|آیت‌ الله تقدیری]] در درس خارج آیت‌الله خمینی ‌حضور یافت. وقتی شور انقلاب در سبزوار اوج گرفت، قشرهای مختلف از مردم و فرهنگیان جداگانه دست به تظاهرات می‌زدند و بینشان هماهنگی نبود. حجت‌الاسلام غفوری‌ نژاد با برپایی نماز وحدت در مقابل خانۀ فرهنگیان، بانی اتحاد مردم و فرهنگیان شد. از آن زمان به‌ بعد همه با هم تظاهرات می‌کردند.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: تظاهرات انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=6226</id>
		<title>قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=6226"/>
		<updated>2020-12-30T07:47:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* جایگاه بزرگان */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Tovdi.jpg|بندانگشتی|سردر مدرسه فخریه سبزوار]]&lt;br /&gt;
== '''به قدمت تاریخ''' ==&lt;br /&gt;
'''مدرسۀ فخریۀ''' سبزوار واقع در '''خیابان بیهق'''، حدفاصل '''چهارراه امام‌زاده''' و '''میدان دروازه‌عراق'''، قدیمی‌ترین مدرسۀ علمیۀ فعال کشور است که حدود ۱۱۰۰ سال قدمت دارد. به‌استناد کتیبۀ سردر ورودی مدرسه که بر آن نوشته شده است «اتمام عمارة هذه البقعة الشریفة المیمونة بالمدرسة الفخریه الخسرو الاعظم المالک الرقاب معزالدوله»، این مدرسه را معزالدولۀ دیلمی ساخته و بعدها فخرالدوله، نوۀ برادر معزالدوله، آن را تکمیل کرده است.  مدرسۀ فخریه حتی از مدارس مشهور نظامیه که در قرن پنجم هجری در شهرهای بزرگ از جمله بغداد، اصفهان، مرو، هرات و ری ساخته شده‌اند، قدمت بیشتری دارد.  این مدرسه به‌علت نزدیک‌ بودن به میدان دروازه‌عراق، به مدرسۀ دروازه‌عراق معروف است و به مدرسۀ کهنه نیز شهرت دارد. هنگام احداث خیابان بیهق، سردر مدرسه و ورودی آن دچار تخریب و تغییر می‌شود.&lt;br /&gt;
== '''جایگاه بزرگان''' ==&lt;br /&gt;
مدرسۀ فخریه همواره جایگاه افراد بزرگی بوده است. '''شیخ طبرسی''' از جملۀ این افراد بود. او که ۲۵ سال در مدرسۀ فخریه تدریس می‌کرده، اثر ارزشمندش یعنی '''تفسیر مجمع البیان''' را در همین مدرسه نوشته است.  از دیگر استادان برجستۀ مدرسۀ فخریه می‌توان به [[به نام میرزااسدالله به یاد آقا مصطفی|'''میرزااسدالله فاضلی''']] و '''سیدمحمدرضا ابراهیم‌نژاد''' اشاره کرد. [[مثل پدر برای مردم شهر|آیت‌الله سیدمحمدحسن علوی]] هم از جمله کسانی بود که به طلبه‌های این مدرسه شهریه می‌داد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مدرسه-فخریه-سبزوار1.jpg|بندانگشتی|مدرسه فخریه سبزوار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''از مراکز مبارزه''' ==&lt;br /&gt;
در روزهای اوج درگیری میان انقلابیان و عوامل رژیم، ممکن بود نیرو‌های شهربانی و طرف‌داران شاه به تمامی اماکن مذهبی و انقلابی تعرض کنند. روز ۱۲محرم۱۳۵۷ نیز احتمال داشت به مدرسۀ فخریه حمله کنند؛ زیرا شهربانی نیرو‌هایی اجیر کرده بود تا جو شهر را که در دست انقلابیان بود بشکنند. آن‌ها هم خیابان‌ها را به هم می‌ریختند و هرجا را که عکس آیت‌الله خمینی وجود داشت غارت می‌کردند. برای همین، عده‌ای تصمیم گرفتند از مدرسه محافظت کنند. آدینه‌علی امامی‌نیا که خود در آن حادثه بوده است می‌گوید: «روز ۱۲ محرم از همین روستاهای نزدیک سبزوار که بعضی‌هایشان شاه‌دوست بودند، با موتور و ماشین آمده بودند. از صبح گفتم که احتمال دارد به مدرسه حمله کنند. محل تجمع مردم هم که سر چهارراه امام‌زاده یحیی است، ممکن است به اینجا هم هجوم بیاورند. پیشنهاد کردم مقداری آجرپاره و موزاییک‌پاره ببریم پشت‌بام که اگر چماق‌دارها خواستند حمله کنند، بتوانیم از مدرسه دفاع کنیم.» &lt;br /&gt;
[[پرونده:Sddfg.jpg|بندانگشتی|محوطه داخلی مدرسه فخریه سبزوار]]&lt;br /&gt;
بعد از انتقال سنگ و آجر، تعداد زیادی از طلبه‌ها و روحانیان نیز در پشت‌بام مستقر شدند که به‌محض حملۀ شاهی‌ها از مدرسه دفاع کنند.  چماق‌دارهای شاه‌دوست مصمم بودند به مردم آسیب بزنند. یک بار که موتورسوارهایشان به‌قصد قدرت‌نمایی حرکت کردند، از ترس مردم تا نزدیک دروازه‌عراق بیشتر نیامدند. یکی از موتورسوارهای شاهی از شدت ترس، جلوی مدرسۀ فخریه زمین خورده و بی‌درنگ، بدون برداشتن موتور پا به فرار گذاشته بود. مردم هم موتور او را به آتش کشیده بودند.  البته سنگ‌پرانی طلبه‌های مدرسۀ فخریه از پشت‌بام مدرسه، در ایجاد رعب و وحشت در دل شاهی‌ها بی‌تأثیر نبود. استقامت مردم، از جمله محصلان مدرسۀ فخریه، باعث شد چماق‌دارهای شاه‌دوست بعد از کمی خراب‌کاری و شکستن شیشه‌ها، فرار را بر قرار ترجیح دهند.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: مدارس علمیه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%87_%D9%86%D8%A7%D9%85_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%87_%DB%8C%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C&amp;diff=6225</id>
		<title>به نام میرزااسدالله به یاد آقا مصطفی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D9%87_%D9%86%D8%A7%D9%85_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%87_%DB%8C%D8%A7%D8%AF_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C&amp;diff=6225"/>
		<updated>2020-12-30T07:46:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «== '''استادِ فاضلِ فخریه''' == '''حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیداسدالله موسوی فاضلی''...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''استادِ فاضلِ فخریه''' ==&lt;br /&gt;
'''حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیداسدالله موسوی فاضلی''' در سال۱۲۸۵ در سبزوار به دنیا آمد. او یکی از استادان و عالمان سبزواری به شمار می‌آید. شاگردان بسیاری، از جمله [[مرد نطق های آتشین|فخرالدین حجازی]]، دکتر سیدمحمد علوی‌مقدم، محمدعلی غفوری‌منش و حاج‌شیخ‌علی امینی از کلاس‌های درسش در [[قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران|مدرسه فخریه]] بهره برده‌اند. &lt;br /&gt;
== '''طرفدار آیت الله''' ==&lt;br /&gt;
حجت‌الاسلام فاضلی قبل از انقلاب که حتی نام‌بردن از آیت‌الله خمینی جرم محسوب می‌شد، جزو اولین کسانی بود که بدون ترس در منبرهای خود در مسجد صاحب‌الامر از رسالۀ ایشان مسئله می‌گفت و او را به‌عنوان مرجع به شاگردان خود معرفی می‌کرد. او در جلسات خود آیت‌الله خمینی را با نام رمز «آیت‌الله مجاهد» یاد می‌کرد. همچنین در ماجرای بازداشت آیت‌الله خمینی و برخی علمای مبارز در سال۱۳۴۲، از افرادی بود که با صدور اعلامیه این عمل را محکوم و از بازداشت‌شدگان حمایت کرد. &lt;br /&gt;
== '''به نام میرزااسدالله به یاد آقا مصطفی''' ==&lt;br /&gt;
میرزااسدالله فاضلی سرانجام در ۹آبان۱۳۵۶ درگذشت. فوت ایشان مقارن با شهادت آقامصطفی خمینی بود و این مسئله پوششی شد تا به‌بهانۀ رحلت او، مجالس ترحیمی برای آقامصطفی خمینی نیز گرفته شود.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: امام خمینی]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: مصطفی خمینی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%90_%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%90_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=6205</id>
		<title>استادِ پدرِ رهبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%90_%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%90_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=6205"/>
		<updated>2020-12-30T07:19:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''حاج ملامحمدعلی فاضل''' فرزند ملاعباس‌علی، مشهور به «حاجی‌ فاضل» یا '''«فاضل صدخروی»''' زادۀ صدخرو سبزوار بود. او استادی مسلّم در فقه، اصول، تفسیر و حکمت به شمار می‌رفت. در علم کلام نیز تبحر داشت. وی از طبع شعر برخوردار بود و به هر دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت؛ البته بیشتر، مثنوی با محتوای مرثیۀ امام‌ حسین می‌سرود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد عالی‌قدر حوزۀ علمیۀ مشهد و از بزرگان علمای اسلامی در طی قرن سیزدهم هجری، در سبزوار از محضر حاج ملاهادی بهره برد و پس از رحلت آن حکیم بزرگ، به عتبات عالیات رفت و به حوزۀ درس حاج‌ میرزا حسن شیرازی پیوست. فاضلِ صدخروی پس از مدتی به ایران بازگشت و مقیم مشهد شد. او تا پایان عمر به تدریس علوم و معارف اسلامی اشتغال ورزید و علمای بزرگی تربیت کرد، از جمله حاج‌ ملا هاشم خراسانی صاحب منتخب‌التواریخ و حاج‌ ملاغلام‌حسین حکمی زرگر. به‌ گفتۀ آیت‌الله خامنه‌ای، پدر ایشان نیز از شاگردان فاضل صدخروی بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت الله خامنه ای در دیدار اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی درباره ی حاجی فاضل می گوید: «مرحوم حاج فاضل سبزواری‌الاصلِ صَدخَروی در مشهد در عین حال كه ملّا و مدرّس فقه و اصول بود، لیكن اهل حكمت بود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاجی‌ فاضل در سال۱۳۱۲ شمسی مطابق با ۱۳۴۲ قمری در مشهد درگذشت و در مقبرۀ خالصی، اتاق صفۀ سپهسالار، واقع در دارالسیادۀ حرم رضوی به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
== '''جستارهای وابسته''' ==&lt;br /&gt;
http://www.asrarnameh.com/notes/4495&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=4834&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزواری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%88_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF&amp;diff=6192</id>
		<title>گنبد و بارگاهی برای شهید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%88_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF&amp;diff=6192"/>
		<updated>2020-12-30T07:02:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:150033 orig.jpg|بندانگشتی|غلامرضا رجبی پدر شهید رجبعلی رجبی]]&lt;br /&gt;
'''غلامرضا رجبی''' از اهالی روستای کلاته سادات سبزوار، پسری داشت به نام رجبعلی. رجبعلی هم مثل خیلی دیگر از جوانان آن سال ها برای دفاع از دین و انقلاب و وطن به جبهه های جنگ شتافت و سال 1363 در منطقه هورالعظیم به شهادت رسید. پیکرش که به روستا برگشت، پدرش آستین بالا زد و با خرج خودش برای او گنبد و بارگاهی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلارضا رجبی هر سال برای فرزند شهیدش در این بارگاه سالگرد می گرفت. او سرانجام سوم خرداد ماه سال 1396 براثر کهولت سن و بیماری دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار فرزند شهیدش شتافت.&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی کلاته سادات]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: خانواده شهدا]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
030066400242.jpg|مزار شهید رجبعلی رجبی در کلاته سادات سبزوار&lt;br /&gt;
030066400246.jpg|مزار شهید رجبعلی رجبی در کلاته سادات سبزوار&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%88_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF&amp;diff=6188</id>
		<title>گنبد و بارگاهی برای شهید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%88_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF&amp;diff=6188"/>
		<updated>2020-12-30T06:47:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:150033 orig.jpg|بندانگشتی|غلامرضا رجبی پدر شهید رجبعلی رجبی]]&lt;br /&gt;
'''غلامرضا رجبی''' از اهالی روستای کلاته سادات سبزوار، پسری داشت به نام رجبعلی. رجبعلی هم مثل خیلی دیگر از جوانان آن سال ها برای دفاع از دین و انقلاب و وطن به جبهه های جنگ شتافت و سال 1363 در منطقه هورالعظیم به شهادت رسید. پیکرش که به روستا برگشت، پدرش آستین بالا زد و با خرج خودش برای او گنبد و بارگاهی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلارضا رجبی هر سال برای فرزند شهیدش در این گنبد و بارگاه سالگرد می گرفت. او سرانجام سوم خرداد ماه سال 1396 براثر کهولت سن و بیماری دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار فرزند شهیدش شتافت.&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی کلاته سادات]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: خانواده شهدا]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
030066400242.jpg|مزار شهید رجبعلی رجبی در کلاته سادات سبزوار&lt;br /&gt;
030066400246.jpg|مزار شهید رجبعلی رجبی در کلاته سادات سبزوار&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030066400246.jpg&amp;diff=6187</id>
		<title>پرونده:030066400246.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030066400246.jpg&amp;diff=6187"/>
		<updated>2020-12-30T06:43:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;رجبی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030066400242.jpg&amp;diff=6186</id>
		<title>پرونده:030066400242.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030066400242.jpg&amp;diff=6186"/>
		<updated>2020-12-30T06:41:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بارگاه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%88_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF&amp;diff=6041</id>
		<title>گنبد و بارگاهی برای شهید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%DA%AF%D9%86%D8%A8%D8%AF_%D9%88_%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF&amp;diff=6041"/>
		<updated>2020-12-29T09:09:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «غلامرضا رجبی پدر شهید رجبعلی رجبی '''غلامرضا رجب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:150033 orig.jpg|بندانگشتی|غلامرضا رجبی پدر شهید رجبعلی رجبی]]&lt;br /&gt;
'''غلامرضا رجبی''' از اهالی روستای کلاته سادات سبزوار، پسری داشت به نام رجبعلی. رجبعلی هم مثل خیلی دیگر از جوانان آن سال ها برای دفاع از دین و انقلاب و وطن به جبهه های جنگ شتافت و سال 1363 در منطقه هورالعظیم به شهادت رسید. پیکرش که به روستا برگشت، پدرش آستین بالا زد و با خرج خودش برای او گنبد و بارگاهی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غلارضا رجبی هر سال برای فرزند شهیدش در این گنبد و بارگاه سالگرد می گرفت. او سرانجام سوم خرداد ماه سال 1396 براثر کهولت سن و بیماری دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار فرزند شهیدش شتافت.&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی کلاته سادات]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: خانواده شهدا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:150033_orig.jpg&amp;diff=6035</id>
		<title>پرونده:150033 orig.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:150033_orig.jpg&amp;diff=6035"/>
		<updated>2020-12-29T08:47:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;رجبی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4&amp;diff=5956</id>
		<title>روحانی کتاب فروش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4&amp;diff=5956"/>
		<updated>2020-12-29T05:24:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:030064900001.jpg|بندانگشتی|حجت الاسلام محمدحسین قربانی نژاد]]&lt;br /&gt;
== '''کتابفروشی در ساعت‎سازی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حجت الاسلام محمدحسین قربانی‌نژاد''' زمانی که در تهران طلبه بود، یک مغازۀ ساعت‌سازی هم داشت. رئیس اتاق اصناف از او خواسته بود که به سبزوار بیاید. در سبزوار مغازۀ ساعت‌سازی دایر کرد و در کنار آن کتاب‌های مذهبی هم می‌فروخت. کتاب از تهران می‌آورد و با همان قیمت در بین کتاب‌فروشی‌های شهر تقسیم می‌کرد. رسالۀ حضرت امام را مخفیانه در بین آشنایان پخش می‌کرد. از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، اعلامیه می‌گرفت و به همراه یحیی استیری که عکاسی داشت، تکثیر می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''کلاس قرآن''' ==&lt;br /&gt;
حجت‌الاسلام قربانی‌نژاد، در تابستان برای اوقات فراغت بچه‌ها از دارالتبلیغ قم خواست برایشان مُبَلغ بفرستند. با همکاری [[فخرِ سبزوار|حاج‌آقای فخر]]، مساجد را برای تشکیل کلاس‌های قرآن آماده کردند. بارها از سوی شهربانی تهدید شده بود که اگر در کلاس‌های قرآن حرف سیاسی زده شود، این کلاس‌ها را تعطیل ‌خواهند کرد. سرهنگ شمس، رئیس شهربانی، فرزندش را به کلاس قرآن فرستاده بود. روزی معلم  کلاس ضمن صحبت در مورد نماز، قرآن و مسائل جوانان، راجع به مسائل سیاسی هم صحبت کرده و در مورد مالکیت صهیونیست‌ها بر شرکت پپسی کولا، مطلبی گفته بود. بعد از کلاس، پسر سرهنگ شمس در خانه‌شان، شیشۀ پپسی را می شکند؛ وقتی دلیل کارش را جویا می شوند، قضیه را تعریف می کند،؛ به همین دلیل مشکلات زیادی برای کلاس ایجاد می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''نجات از ترور''' ==&lt;br /&gt;
حجة الاسلام قربانی نژاد در فعالیت‌های انقلابی سبزوار نقش پررنگی داشت و بعد انقلاب هم به علت فعالیت‌های انقلابی‎اش، به دست منافقین ترور می شود که در جریان این ترور، ضربه مغزی شده ولی جان سالم به در می برد.&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
کتاب ایام سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: رساله امام خمینی]]&lt;br /&gt;
[[رده: منافقین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86&amp;diff=5873</id>
		<title>سربداران باشتین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86&amp;diff=5873"/>
		<updated>2020-12-28T10:32:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «روستای باشتین == '''مستثنی از کشف حجاب''' == باش...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:1128180349-galleries.jpg|بندانگشتی|روستای باشتین]]&lt;br /&gt;
== '''مستثنی از کشف حجاب''' ==&lt;br /&gt;
باشتینِ شیعی، مرکز قیام تاریخی سربداران بود. به‌سبب همین پیشینۀ ظلم‌ ستیزانه، بعد از اعلام قانون کشف حجاب در دی ماه ۱۳۱۷، بسیاری از اهالی باشتین زیر بار آن نرفتند.این مقاومت و همان روحیۀ ظلم‌ ستیزی به‌ ارث‌ رسیده از دورۀ سربداران باعث شد فرمانداری سبزوار طی تلگرافی در تاریخ ۱۷اردیبهشت۱۳۱۸ به ادارۀ امنیۀ این شهرستان، باشتین را از اجرای نهضت بانوان مستثنی ‌کند.&lt;br /&gt;
== '''شور انقلاب در دِه''' ==&lt;br /&gt;
انقلاب که اوج گرفت، حضور روحانیان تأثیرگذاری همچون [[مثل پدر برای مردم شهر|آیت‌الله علوی]] و [[شیخِ «مرگ بر شاه» گو|شیخ‌ محمدتقی عبدوس]] در باشتین پررنگ شد. آن‌ها برای سخنرانی و روشنگری به مسجد روستا می‌آمدند. '''شیخ‌ روح‌الامین باشتینی'''، روحانیِ روستا، که مورد اعتماد مردم بود نیز در بیداری مردم نقش داشت و راجع به شاه و زندان‌هایش برای اهالی سخنرانی می‌کرد. &lt;br /&gt;
این سخنرانی‌های روشنگرانه و نیز آشنایی هر چه  هرچه بیشتر مردم روستا با آیت‌الله خمینی ‌از طریق باشتینی‌هایی که ایشان را در نجف دیده بودند،  باعث شد کم‌کم تظاهرات‌های ضدرژیم در داخل روستا پا بگیرد. تظاهرات‌ها بعد از نماز مغرب و عشا شروع می‌شد؛ مردم گاهی جلوی خانۀ شاه‌دوست‌ها می‌رفتند و شعار می‌دادند: «عکس خمینی تو ماهه/ کار شاه تمامه .» معمولاً جمع بیست‌سی‌ نفرۀ زنان روستا نیز پشت‌ سر مردان که حدوداً سی‌چهل نفر می‌شدند، حرکت می‌کردند.&lt;br /&gt;
== '''لشکر مغول‌کش ها''' ==&lt;br /&gt;
باشتینی‌ها برای تظاهرات به سبزوار هم می‌رفتند.روزهای برگزاری تظاهرات، گروهی از جوانان روستا فاصلۀ باشتین تا سبزوار را پیاده می‌پیمودند. عده‌ای نیز با نیسان و وانت به سبزوار می‌رفتند. گاهی هم تعدادی از زنان با مینی‌بوس این مسیر را طی می‌کردند. تعدادی از باشتینی‌ها، قمه و چماق با خود برمی‌داشتند تا اگر کسی در طول مسیر مزاحمتی ایجاد کرد مقابله کنند؛ البته باشتینی‌ها به «مغول‌کش» معروف بودند و کسی با آن‌ها درگیر نمی‌شد. اهالی باشتین در راهپیمایی‌های سبزوار، علاوه بر بیرقی که روی آن شعری به‌ همراه نام آیت‌الله خمینی و عبارت «سربداران باشتین» درج شده بود، مشخصۀ دیگری نیز داشتند که آن‌ها را از دیگر تظاهرکنندگان متمایز می‌کرد و آن شال‌هایی بود که به‌ نشانۀ آمادگی برای رزم به کمر می‌بستند.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: باشتین]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: تظاهرات]]&lt;br /&gt;
[[رده: امام خمینی]]&lt;br /&gt;
[رده: کشف حجاب]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
1128180757-galleries.jpg|&lt;br /&gt;
1128180658-galleries.jpg|&lt;br /&gt;
1128180306-galleries.jpg|&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180306-galleries.jpg&amp;diff=5872</id>
		<title>پرونده:1128180306-galleries.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180306-galleries.jpg&amp;diff=5872"/>
		<updated>2020-12-28T10:30:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;باشتین&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180658-galleries.jpg&amp;diff=5871</id>
		<title>پرونده:1128180658-galleries.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180658-galleries.jpg&amp;diff=5871"/>
		<updated>2020-12-28T10:29:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قلعه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180757-galleries.jpg&amp;diff=5870</id>
		<title>پرونده:1128180757-galleries.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180757-galleries.jpg&amp;diff=5870"/>
		<updated>2020-12-28T10:29:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;ovhfi&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180349-galleries.jpg&amp;diff=5869</id>
		<title>پرونده:1128180349-galleries.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1128180349-galleries.jpg&amp;diff=5869"/>
		<updated>2020-12-28T10:12:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;باشتین&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%87_%DA%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B4&amp;diff=5868</id>
		<title>حسینیه چادرپوش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%87_%DA%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B4&amp;diff=5868"/>
		<updated>2020-12-28T09:44:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* حسینه ای در نُه بام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:1280451 606.jpg|بندانگشتی|حسینیه قنادها]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:1014835 656.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
== '''حسینه ای در نُه بام''' ==&lt;br /&gt;
یزدی‌های مقیم سبزوار، ساکن محلۀ '''نه بام'''  که بیشترِ آن‌ها مقنی و تاجر و قناد بودند، از سال 1276ق در مکانی از محلۀ نه بام که وقف برگزاری روضۀ سیدالشهدا شده بود، مراسم عزاداری محرم را برپا می‌کردند. آن‌ها اواخر حکومت قاجار، سنگ‌بنای حسینیه‌ای را در این محله گذاشتند که ساختمانش سال۱۳۰۵ تکمیل شد و به حسینیۀ قنادها شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''چادر حسینیه''' ==&lt;br /&gt;
معماری این بنا که در ضلع جنوبی [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]]، نبش کوچۀ نه بام واقع است، متأثر از اقلیم و به‌تبعیت از بافت شهر درون‌گراست. چون فضای اعیانِ بنا کم بود، معماران تصمیم گرفتند با اجرای پوشش موقت، زمینۀ استفاده از حیاط را برای برگزاری عزاداری سیدالشهدا و مراسم تعزیه فراهم کنند. زیرساخت مسقف‌شدن حیاط در ساخت بنا لحاظ شده بود. سفارش خرید چادر به اصفهان داده شد. چادر خاکی‌رنگ و دارای سه لایه بود. داخلش تیکه‌دوزیِ شیر و خورشید برگرفته از پرچم صفویان بود. تمام چادر شیر داشت به‌نشانۀ حضرت علی. خورشید پشتش هم که همان حضرت رسول است. هرکدام از شیرها یک ذوالفقار حضرت علی را به دست داشتند. تیکه‌دوزی چهارلایه بود؛ اشعار محتشم را هم روی چادر قلاب‌دوزی کرده بودند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Dgjk.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
== '''چادرپوشان''' ==&lt;br /&gt;
این مراسم در کتاب هفت رسم آیین عاشورایی محرم به این صورت شرح داده شده است: «چادرپوشان درحقیقت سیاه‌پوشان و اعلام شروع ماه محرم است که توسط اعضای هیئت حسینیۀ قنادها، با اسفند و چاووشی و قربانی‌کردن و صلوات بر محمد و آل محمد و سلام بر سرور و سالار شهیدان آغاز می‌شود. قطعات چادر را که چند لا تا خورده شده، باز می‌کنند و قسمت‌هایی که احتمالاً آسیب دیده تعمیر می‌کنند.  با ذکر صلوات و سلام بر سالار و سرور شهیدان، شاه‌تیرهای چادر را که سیزده متر ارتفاع و حدوداً سی سانتی‌متر قطر دارد و مماس بر پایۀ سنگی تیر است، به‌روش خوابیده بر دیوار قبلۀ حیاط قرار می‌دهند و قطعات چادر را در تیر عمود خیمه نصب می‌کنند؛ سپس  به‌منظور جلوگیری از آزار و اذیت دست، با طناب‌های نخی دست‌بافت و به‌صورت گروهی، هم‌زمان با هم با ذکر ’یا حسین‘،’یا ابوالفضل‘ و ’یا علی‘ بر پایه‌های سنگی که به‌شکل مربع در ابعاد تقریبی چهل در چهل سانتی‌متر و دایره‌هایی به‌قطر سی سانتی‌متر با گودی بیست سانتی‌متر است، تیر عمود می‌شود. هم‌زمان چاووشگر چاووشی می‌کند و اسفند هم دود می‌شود. چادر تا یازده محرم نصب است و بعد از آن جمع می‌شود.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:933023 674.jpg|بندانگشتی|نمایی از حسینیه قنادها بعد از آتش سوزی چادر]]&lt;br /&gt;
== '''مرکزی برای تجمعات و نمایشگاه های انقلابی''' ==&lt;br /&gt;
حسینیۀ قنادها به‌دلیل نزدیکی به مسجد جامع، در متن حوادث انقلاب قرار گرفت؛ برای مثال، وقتی [[شیخِ «مرگ بر شاه» گو|حجت‌الاسلام محمدتقی عبدوس]] در مسجد جامع سخنرانی می‌کرد، بلندگویی در حسینیه قرار می‌دادند تا جمعیتی که از مسجد جامع به آنجا سرریز شده بودند، صحبت‌هایش را بشنوند. این حسینیه از جمله جاهایی بود که انقلابیان آنجا اعلامیه توزیع می‌کردند.  در همان ماه‌های اوج انقلاب هم نمایشگاه کتاب‌های [[روشنفکر اسلامی، متفکر انقلابی|دکتر شریعتی]] و عکس شهدا در حسینیۀ قنادها برگزار می‌شد.&lt;br /&gt;
== '''سوختن چادر''' ==&lt;br /&gt;
شهریور۱۳۹۷ اتفاق ناگواری رخ داد: چادر حسینیه که سالیان دراز رونق‌بخش مراسم عزاداری امام‌حسین در محلۀ نه بام بود، در اولین روزهای محرم دچار حریق شد و از بین رفت.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: آثار ملی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
1871188.jpg|نمایی از مراسم چادرپوشان حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
2882224.jpg|نمایی از چادپوشان حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
N00010846-r-b-007.jpg|&lt;br /&gt;
157306039.jpg|نمایی از چادر حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
Ykll;.jpg|نمایی از طرحهای داخل چادر حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1014835_656.jpg&amp;diff=5867</id>
		<title>پرونده:1014835 656.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1014835_656.jpg&amp;diff=5867"/>
		<updated>2020-12-28T09:44:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حسینیه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%87_%DA%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B4&amp;diff=5863</id>
		<title>حسینیه چادرپوش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%87_%DA%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B4&amp;diff=5863"/>
		<updated>2020-12-28T09:36:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «حسینیه قنادها == '''حسینه ای در نُه بام''' == یزدی‌ه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:1280451 606.jpg|بندانگشتی|حسینیه قنادها]]&lt;br /&gt;
== '''حسینه ای در نُه بام''' ==&lt;br /&gt;
یزدی‌های مقیم سبزوار، ساکن محلۀ '''نه بام'''  که بیشترِ آن‌ها مقنی و تاجر و قناد بودند، از سال 1276ق در مکانی از محلۀ نه بام که وقف برگزاری روضۀ سیدالشهدا شده بود، مراسم عزاداری محرم را برپا می‌کردند. آن‌ها اواخر حکومت قاجار، سنگ‌بنای حسینیه‌ای را در این محله گذاشتند که ساختمانش سال۱۳۰۵ تکمیل شد و به حسینیۀ قنادها شهرت یافت.&lt;br /&gt;
== '''چادر حسینیه''' ==&lt;br /&gt;
معماری این بنا که در ضلع جنوبی [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]]، نبش کوچۀ نه بام واقع است، متأثر از اقلیم و به‌تبعیت از بافت شهر درون‌گراست. چون فضای اعیانِ بنا کم بود، معماران تصمیم گرفتند با اجرای پوشش موقت، زمینۀ استفاده از حیاط را برای برگزاری عزاداری سیدالشهدا و مراسم تعزیه فراهم کنند. زیرساخت مسقف‌شدن حیاط در ساخت بنا لحاظ شده بود. سفارش خرید چادر به اصفهان داده شد. چادر خاکی‌رنگ و دارای سه لایه بود. داخلش تیکه‌دوزیِ شیر و خورشید برگرفته از پرچم صفویان بود. تمام چادر شیر داشت به‌نشانۀ حضرت علی. خورشید پشتش هم که همان حضرت رسول است. هرکدام از شیرها یک ذوالفقار حضرت علی را به دست داشتند. تیکه‌دوزی چهارلایه بود؛ اشعار محتشم را هم روی چادر قلاب‌دوزی کرده بودند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Dgjk.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
== '''چادرپوشان''' ==&lt;br /&gt;
این مراسم در کتاب هفت رسم آیین عاشورایی محرم به این صورت شرح داده شده است: «چادرپوشان درحقیقت سیاه‌پوشان و اعلام شروع ماه محرم است که توسط اعضای هیئت حسینیۀ قنادها، با اسفند و چاووشی و قربانی‌کردن و صلوات بر محمد و آل محمد و سلام بر سرور و سالار شهیدان آغاز می‌شود. قطعات چادر را که چند لا تا خورده شده، باز می‌کنند و قسمت‌هایی که احتمالاً آسیب دیده تعمیر می‌کنند.  با ذکر صلوات و سلام بر سالار و سرور شهیدان، شاه‌تیرهای چادر را که سیزده متر ارتفاع و حدوداً سی سانتی‌متر قطر دارد و مماس بر پایۀ سنگی تیر است، به‌روش خوابیده بر دیوار قبلۀ حیاط قرار می‌دهند و قطعات چادر را در تیر عمود خیمه نصب می‌کنند؛ سپس  به‌منظور جلوگیری از آزار و اذیت دست، با طناب‌های نخی دست‌بافت و به‌صورت گروهی، هم‌زمان با هم با ذکر ’یا حسین‘،’یا ابوالفضل‘ و ’یا علی‘ بر پایه‌های سنگی که به‌شکل مربع در ابعاد تقریبی چهل در چهل سانتی‌متر و دایره‌هایی به‌قطر سی سانتی‌متر با گودی بیست سانتی‌متر است، تیر عمود می‌شود. هم‌زمان چاووشگر چاووشی می‌کند و اسفند هم دود می‌شود. چادر تا یازده محرم نصب است و بعد از آن جمع می‌شود.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:933023 674.jpg|بندانگشتی|نمایی از حسینیه قنادها بعد از آتش سوزی چادر]]&lt;br /&gt;
== '''مرکزی برای تجمعات و نمایشگاه های انقلابی''' ==&lt;br /&gt;
حسینیۀ قنادها به‌دلیل نزدیکی به مسجد جامع، در متن حوادث انقلاب قرار گرفت؛ برای مثال، وقتی [[شیخِ «مرگ بر شاه» گو|حجت‌الاسلام محمدتقی عبدوس]] در مسجد جامع سخنرانی می‌کرد، بلندگویی در حسینیه قرار می‌دادند تا جمعیتی که از مسجد جامع به آنجا سرریز شده بودند، صحبت‌هایش را بشنوند. این حسینیه از جمله جاهایی بود که انقلابیان آنجا اعلامیه توزیع می‌کردند.  در همان ماه‌های اوج انقلاب هم نمایشگاه کتاب‌های [[روشنفکر اسلامی، متفکر انقلابی|دکتر شریعتی]] و عکس شهدا در حسینیۀ قنادها برگزار می‌شد.&lt;br /&gt;
== '''سوختن چادر''' ==&lt;br /&gt;
شهریور۱۳۹۷ اتفاق ناگواری رخ داد: چادر حسینیه که سالیان دراز رونق‌بخش مراسم عزاداری امام‌حسین در محلۀ نه بام بود، در اولین روزهای محرم دچار حریق شد و از بین رفت.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: آثار ملی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
1871188.jpg|نمایی از مراسم چادرپوشان حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
2882224.jpg|نمایی از چادپوشان حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
N00010846-r-b-007.jpg|&lt;br /&gt;
157306039.jpg|نمایی از چادر حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
Ykll;.jpg|نمایی از طرحهای داخل چادر حسینیه قنادها&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:933023_674.jpg&amp;diff=5862</id>
		<title>پرونده:933023 674.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:933023_674.jpg&amp;diff=5862"/>
		<updated>2020-12-28T09:28:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;آتش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ykll;.jpg&amp;diff=5861</id>
		<title>پرونده:Ykll;.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ykll;.jpg&amp;diff=5861"/>
		<updated>2020-12-28T09:27:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نما&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:157306039.jpg&amp;diff=5860</id>
		<title>پرونده:157306039.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:157306039.jpg&amp;diff=5860"/>
		<updated>2020-12-28T09:26:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;چادر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Dgjk.jpg&amp;diff=5859</id>
		<title>پرونده:Dgjk.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Dgjk.jpg&amp;diff=5859"/>
		<updated>2020-12-28T09:26:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قناد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:N00010846-r-b-007.jpg&amp;diff=5857</id>
		<title>پرونده:N00010846-r-b-007.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:N00010846-r-b-007.jpg&amp;diff=5857"/>
		<updated>2020-12-28T09:22:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حسینیه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:2882224.jpg&amp;diff=5856</id>
		<title>پرونده:2882224.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:2882224.jpg&amp;diff=5856"/>
		<updated>2020-12-28T09:22:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;پوشان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1871188.jpg&amp;diff=5855</id>
		<title>پرونده:1871188.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1871188.jpg&amp;diff=5855"/>
		<updated>2020-12-28T09:21:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;چادر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1280451_606.jpg&amp;diff=5854</id>
		<title>پرونده:1280451 606.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:1280451_606.jpg&amp;diff=5854"/>
		<updated>2020-12-28T09:20:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قنادها&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=5852</id>
		<title>خادم قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=5852"/>
		<updated>2020-12-28T09:04:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* منبع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:448194 929.jpg|بندانگشتی|تصویر استاد محمدعلی محمودی بر دیوار مسجدجامع سبزوار]]&lt;br /&gt;
روحانی نبود؛ اما کمی که پا به سن گذاشت، گاهی عمامۀ زردی می‌بست. سال۱۲۹۴ در سبزوار به دنیا آمد. اسمش را محمدعلی گذاشتند؛ پسری که گویا به دنیا آمده بود تا خادم قرآن باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدربزرگش از استادان قرآن و خودش از هفت‌سالگی شاگرد '''شیخ‌حسن قاری‌زاده''' در [[پاتوق قرآنی|دارالحفاظ]] [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] بود. در نوجوانی، برای بهره‌مندی بیشتر از استادان قرآن، در سفرهای ده‌بیست‌روزه به مشهد می‌رفت و در جلسات استادانی همچون شیخ‌عباسعلی و حافظیان شرکت می‌کرد. پانزده‌ساله بود که شیخ‌حسن قاری‌زاده از دنیا رفت و محمدعلی در مقام استادی، مدیریت جلسات قرائت قرآن دارالحفاظ را بر عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای امرار معاش پیشۀ کفاشی و گیوه‌دوزی را پیش گرفت. بیست سال در این کار بود و بعدها با کمک یکی از شاگردانش وارد بازار فرش شد. برای کارهای دارالحفاظ از جیب خودش خرج می‌کرد.  در جذب جوانان و نوجوانان مهارت عجیبی داشت. در جلسات روخوانی، شش‌دانگِ حواسش به کسی بود که قرآن می‌خواند. کاملاً محو آیات قرآن می‌شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رژیم شاه مخالف بود؛ اما تا سال۱۳۵۷ چیزی بروز نمی‌داد. آن سال چند بار شهربانی درِ دارالحفاظ را قفل زد و از محمدعلی محمودی تعهد گرفت. استاد محمودی که تمام عمرش را در خدمت قرآن سپری کرده بود، پانزدهم بهمن۱۳۸۳ از دنیا رفت و به دیدار صاحب قرآن شتافت.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: آموزش قرآن]]&lt;br /&gt;
[[ذده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: جلسات قرآن]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=5851</id>
		<title>خادم قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=5851"/>
		<updated>2020-12-28T09:03:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:448194 929.jpg|بندانگشتی|تصویر استاد محمدعلی محمودی بر دیوار مسجدجامع سبزوار]]&lt;br /&gt;
روحانی نبود؛ اما کمی که پا به سن گذاشت، گاهی عمامۀ زردی می‌بست. سال۱۲۹۴ در سبزوار به دنیا آمد. اسمش را محمدعلی گذاشتند؛ پسری که گویا به دنیا آمده بود تا خادم قرآن باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدربزرگش از استادان قرآن و خودش از هفت‌سالگی شاگرد '''شیخ‌حسن قاری‌زاده''' در [[پاتوق قرآنی|دارالحفاظ]] [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] بود. در نوجوانی، برای بهره‌مندی بیشتر از استادان قرآن، در سفرهای ده‌بیست‌روزه به مشهد می‌رفت و در جلسات استادانی همچون شیخ‌عباسعلی و حافظیان شرکت می‌کرد. پانزده‌ساله بود که شیخ‌حسن قاری‌زاده از دنیا رفت و محمدعلی در مقام استادی، مدیریت جلسات قرائت قرآن دارالحفاظ را بر عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای امرار معاش پیشۀ کفاشی و گیوه‌دوزی را پیش گرفت. بیست سال در این کار بود و بعدها با کمک یکی از شاگردانش وارد بازار فرش شد. برای کارهای دارالحفاظ از جیب خودش خرج می‌کرد.  در جذب جوانان و نوجوانان مهارت عجیبی داشت. در جلسات روخوانی، شش‌دانگِ حواسش به کسی بود که قرآن می‌خواند. کاملاً محو آیات قرآن می‌شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رژیم شاه مخالف بود؛ اما تا سال۱۳۵۷ چیزی بروز نمی‌داد. آن سال چند بار شهربانی درِ دارالحفاظ را قفل زد و از محمدعلی محمودی تعهد گرفت. استاد محمودی که تمام عمرش را در خدمت قرآن سپری کرده بود، پانزدهم بهمن۱۳۸۳ از دنیا رفت و به دیدار صاحب قرآن شتافت.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: آموزش قرآن]]&lt;br /&gt;
[[ذده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=5849</id>
		<title>پاتوق قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=5849"/>
		<updated>2020-12-28T08:13:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Nhvhgpthz.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
== '''جلسه قرآن پر رونق بالای دالان''' ==&lt;br /&gt;
در سمت شبستان ساخته شده توسط [[حسین فقیه سبزواری|میرزا حسین فقیه سبزواری]] دالانی وجود داشت. بالای آن دالان، اتاقی ساخته بودند که در آن جلسات قرآن تشکیل می شد. جلسات قرآن دارالحُفاظ [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] به‌عنوان یکی از جلسات قرآن بسیار پررونق شهر در دهۀ چهل و پنجاه، گرمایی مضاعف به فضای مسجد می‌بخشید. &lt;br /&gt;
== '''جلسات ساده و بی تکلف''' ==&lt;br /&gt;
استادان آن '''شیخ‌حسن قاری‌زاده''' و [[خادم قرآن|محمدعلی محمودی]] بودند، به‌علاوۀ یکی از معاودین عراقی ساکن در سبزوار به‌نام '''زعفرانی''' که مدتی صوت و لحن درس می‌داد. این جلسات ساده و بی‌تکلف بود. اتاق با حصیر فرش شده بود و حتی زیلو نداشت. رحل‌ها را می‌گذاشتند و دور هم می‌نشستند و هرکس چند آیه می‌خواند. سپس احکام و مسائل شرعی گفته می‌شد.&lt;br /&gt;
== '''پاتوق باسواد و بی سواد''' ==&lt;br /&gt;
جلسات قرآن دارالحفاظ هر شب بعد از نماز مغرب و عشا برپا بود تا ساعت و 9 و 10 شب. دور هم می نشستند و دوره ای قرآن می خواندند. همه نوع آدم در این جلسات حاضر می شد؛ از بچه مدرسه ای تا دیپمله، از نوجوان تا پیر، از باسواد تا بی سواد. '''حمیدرصا کفاش''' از نوجوانانی بود که به سبب پیشرفت خوب در قرائت خیلی زود از طرف استاد محمدعلی محمودی برای آموزش به سایر نوجوانان انتخاب شد. زمانی که جمعیت زیادی می آمدند و داخل اتاق جایشان نمی شد، زیلویی روی پشت بام مسجد می انداختند و کفاش برای نوجوانان آموزش می داد. شب های ماه رمضان جلسات دو نوبت می شد یکی از بعد افطار تا 12 شب و دیگری از بعد سحر تا صبح. غیر از محمدعلی محمودی که خیلی وقت ها از جیب خود برای جلسات هزینه می کرد، افرادی مانند [[نفت فروش انقلابی|علی اصغر صفار]] هم به دارالحفاظ کمک مالی می کردند. صفار شب های ماه رمضان برای پذیرایی از بچه ها پشمک و خرما و ... تهیه می کرد.&lt;br /&gt;
== '''اردوهای پایان دوره''' ==&lt;br /&gt;
محمدعلی محمودی تابستان ها معمولا کسانی که پای ثابت جلسات دارالحفاظ مسجد جامع بودند را به اردو می برد. در این اردوها در کنار تفریح و سرگرمی افرادی مثل [[پدر معنوی شهدای سبزوار|شیخ حسین شهرستانی]] و [[جامانده از هفتاد و دو تن|شیخ علی اصغر باغانی]] حاضر می شدند و برای بچه ها صحبت می کردند. حتی در لفافه مسائل سیاسی اجتماعی بیان می شد. رمضان علی ثباتی مقدم هم احکام مختلف مانند احکام بلوغ را با زبانی ساده و مودبانه برای بچه ها بازگو می کرد. آن زمان کسانی که قصد برگزاری چنین برنامه هایی داشتند حتما باید شهربانی را مطلع می کردند. در یکی از آن اردوهای پایان دوره برای این که شهربانی متوجه نشود شرکت کنندگان در اردو مجبور به کیلومترها پیاده روی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''با انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
هرچه سال‌های دهۀ پنجاه به نیمه نزدیک و فعالیت انقلابیان بیشتر می‌شد، مسجد جامع بیشتر شاهد رفت‌وآمد شخصیت‌های انقلابی بود. [[شاعر رادیوساز|محمدتقی مجمع الصنایع]] از جمله افرادی بود که زیاد به دارالحفاظ می رفت. حوالی سال‌های ۱۳۵۳ یا ۱۳۵۴ هم[[مرد نطق های آتشین|فخرالدین حجازی]] به دارالحفاظ آمد و سخنرانی مهیّجی کرد. به‌گفتۀ حمیدرضا کفاش، [[پدر شعر انقلاب|حمید سبزواری]] هم چند باری به دارالحفاظ آمده بود.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: جلسات قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Nhvhgpthz.jpg&amp;diff=5848</id>
		<title>پرونده:Nhvhgpthz.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Nhvhgpthz.jpg&amp;diff=5848"/>
		<updated>2020-12-28T08:12:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مسجد&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=5847</id>
		<title>پاتوق قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=5847"/>
		<updated>2020-12-28T08:10:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* اردوهای پایان دوره */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''جلسه قرآن پر رونق بالای دالان''' ==&lt;br /&gt;
در سمت شبستان ساخته شده توسط [[حسین فقیه سبزواری|میرزا حسین فقیه سبزواری]] دالانی وجود داشت. بالای آن دالان، اتاقی ساخته بودند که در آن جلسات قرآن تشکیل می شد. جلسات قرآن دارالحُفاظ [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] به‌عنوان یکی از جلسات قرآن بسیار پررونق شهر در دهۀ چهل و پنجاه، گرمایی مضاعف به فضای مسجد می‌بخشید. &lt;br /&gt;
== '''جلسات ساده و بی تکلف''' ==&lt;br /&gt;
استادان آن '''شیخ‌حسن قاری‌زاده''' و [[خادم قرآن|محمدعلی محمودی]] بودند، به‌علاوۀ یکی از معاودین عراقی ساکن در سبزوار به‌نام '''زعفرانی''' که مدتی صوت و لحن درس می‌داد. این جلسات ساده و بی‌تکلف بود. اتاق با حصیر فرش شده بود و حتی زیلو نداشت. رحل‌ها را می‌گذاشتند و دور هم می‌نشستند و هرکس چند آیه می‌خواند. سپس احکام و مسائل شرعی گفته می‌شد.&lt;br /&gt;
== '''پاتوق باسواد و بی سواد''' ==&lt;br /&gt;
جلسات قرآن دارالحفاظ هر شب بعد از نماز مغرب و عشا برپا بود تا ساعت و 9 و 10 شب. دور هم می نشستند و دوره ای قرآن می خواندند. همه نوع آدم در این جلسات حاضر می شد؛ از بچه مدرسه ای تا دیپمله، از نوجوان تا پیر، از باسواد تا بی سواد. '''حمیدرصا کفاش''' از نوجوانانی بود که به سبب پیشرفت خوب در قرائت خیلی زود از طرف استاد محمدعلی محمودی برای آموزش به سایر نوجوانان انتخاب شد. زمانی که جمعیت زیادی می آمدند و داخل اتاق جایشان نمی شد، زیلویی روی پشت بام مسجد می انداختند و کفاش برای نوجوانان آموزش می داد. شب های ماه رمضان جلسات دو نوبت می شد یکی از بعد افطار تا 12 شب و دیگری از بعد سحر تا صبح. غیر از محمدعلی محمودی که خیلی وقت ها از جیب خود برای جلسات هزینه می کرد، افرادی مانند [[نفت فروش انقلابی|علی اصغر صفار]] هم به دارالحفاظ کمک مالی می کردند. صفار شب های ماه رمضان برای پذیرایی از بچه ها پشمک و خرما و ... تهیه می کرد.&lt;br /&gt;
== '''اردوهای پایان دوره''' ==&lt;br /&gt;
محمدعلی محمودی تابستان ها معمولا کسانی که پای ثابت جلسات دارالحفاظ مسجد جامع بودند را به اردو می برد. در این اردوها در کنار تفریح و سرگرمی افرادی مثل [[پدر معنوی شهدای سبزوار|شیخ حسین شهرستانی]] و [[جامانده از هفتاد و دو تن|شیخ علی اصغر باغانی]] حاضر می شدند و برای بچه ها صحبت می کردند. حتی در لفافه مسائل سیاسی اجتماعی بیان می شد. رمضان علی ثباتی مقدم هم احکام مختلف مانند احکام بلوغ را با زبانی ساده و مودبانه برای بچه ها بازگو می کرد. آن زمان کسانی که قصد برگزاری چنین برنامه هایی داشتند حتما باید شهربانی را مطلع می کردند. در یکی از آن اردوهای پایان دوره برای این که شهربانی متوجه نشود شرکت کنندگان در اردو مجبور به کیلومترها پیاده روی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''با انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
هرچه سال‌های دهۀ پنجاه به نیمه نزدیک و فعالیت انقلابیان بیشتر می‌شد، مسجد جامع بیشتر شاهد رفت‌وآمد شخصیت‌های انقلابی بود. [[شاعر رادیوساز|محمدتقی مجمع الصنایع]] از جمله افرادی بود که زیاد به دارالحفاظ می رفت. حوالی سال‌های ۱۳۵۳ یا ۱۳۵۴ هم[[مرد نطق های آتشین|فخرالدین حجازی]] به دارالحفاظ آمد و سخنرانی مهیّجی کرد. به‌گفتۀ حمیدرضا کفاش، [[پدر شعر انقلاب|حمید سبزواری]] هم چند باری به دارالحفاظ آمده بود.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: جلسات قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=5846</id>
		<title>پاتوق قرآنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%82_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C&amp;diff=5846"/>
		<updated>2020-12-28T08:09:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «== '''جلسه قرآن پر رونق بالای دالان''' == در سمت شبستان ساخته شده توسط حسین فقیه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== '''جلسه قرآن پر رونق بالای دالان''' ==&lt;br /&gt;
در سمت شبستان ساخته شده توسط [[حسین فقیه سبزواری|میرزا حسین فقیه سبزواری]] دالانی وجود داشت. بالای آن دالان، اتاقی ساخته بودند که در آن جلسات قرآن تشکیل می شد. جلسات قرآن دارالحُفاظ [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] به‌عنوان یکی از جلسات قرآن بسیار پررونق شهر در دهۀ چهل و پنجاه، گرمایی مضاعف به فضای مسجد می‌بخشید. &lt;br /&gt;
== '''جلسات ساده و بی تکلف''' ==&lt;br /&gt;
استادان آن '''شیخ‌حسن قاری‌زاده''' و [[خادم قرآن|محمدعلی محمودی]] بودند، به‌علاوۀ یکی از معاودین عراقی ساکن در سبزوار به‌نام '''زعفرانی''' که مدتی صوت و لحن درس می‌داد. این جلسات ساده و بی‌تکلف بود. اتاق با حصیر فرش شده بود و حتی زیلو نداشت. رحل‌ها را می‌گذاشتند و دور هم می‌نشستند و هرکس چند آیه می‌خواند. سپس احکام و مسائل شرعی گفته می‌شد.&lt;br /&gt;
== '''پاتوق باسواد و بی سواد''' ==&lt;br /&gt;
جلسات قرآن دارالحفاظ هر شب بعد از نماز مغرب و عشا برپا بود تا ساعت و 9 و 10 شب. دور هم می نشستند و دوره ای قرآن می خواندند. همه نوع آدم در این جلسات حاضر می شد؛ از بچه مدرسه ای تا دیپمله، از نوجوان تا پیر، از باسواد تا بی سواد. '''حمیدرصا کفاش''' از نوجوانانی بود که به سبب پیشرفت خوب در قرائت خیلی زود از طرف استاد محمدعلی محمودی برای آموزش به سایر نوجوانان انتخاب شد. زمانی که جمعیت زیادی می آمدند و داخل اتاق جایشان نمی شد، زیلویی روی پشت بام مسجد می انداختند و کفاش برای نوجوانان آموزش می داد. شب های ماه رمضان جلسات دو نوبت می شد یکی از بعد افطار تا 12 شب و دیگری از بعد سحر تا صبح. غیر از محمدعلی محمودی که خیلی وقت ها از جیب خود برای جلسات هزینه می کرد، افرادی مانند [[نفت فروش انقلابی|علی اصغر صفار]] هم به دارالحفاظ کمک مالی می کردند. صفار شب های ماه رمضان برای پذیرایی از بچه ها پشمک و خرما و ... تهیه می کرد.&lt;br /&gt;
== '''اردوهای پایان دوره''' ==&lt;br /&gt;
محمدعلی محمودی تابستان ها معمولا کسانی که پای ثابت جلسات دارالحفاظ مسجد جامع بودند را به اردو می برد. در این اردوها در کنار تفریح و سرگرمی افرادی افرادی مثل [[پدر معنوی شهدای سبزوار|شیخ حسین شهرستانی]]، [[جامانده از هفتاد و دو تن|شیخ علی اصغر باغانی]] حاضر می شدند و برای بچه ها صحبت می کردند. حتی در لفافه مسائل سیاسی اجتماعی بیان می شد. رمضان علی ثباتی مقدم هم احکام مختلف مانند احکام بلوغ را با زبانی ساده و مودبانه برای بچه ها بازگو می کرد. آن زمان کسانی که قصد برگزاری چنین برنامه هایی داشتند حتما باید شهربانی را مطلع می کردند. در یکی از آن اردوهای پایان دوره برای این که شهربانی متوجه نشود شرکت کنندگان در اردو مجبور به کیلومترها پیاده روی شدند.&lt;br /&gt;
== '''با انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
هرچه سال‌های دهۀ پنجاه به نیمه نزدیک و فعالیت انقلابیان بیشتر می‌شد، مسجد جامع بیشتر شاهد رفت‌وآمد شخصیت‌های انقلابی بود. [[شاعر رادیوساز|محمدتقی مجمع الصنایع]] از جمله افرادی بود که زیاد به دارالحفاظ می رفت. حوالی سال‌های ۱۳۵۳ یا ۱۳۵۴ هم[[مرد نطق های آتشین|فخرالدین حجازی]] به دارالحفاظ آمد و سخنرانی مهیّجی کرد. به‌گفتۀ حمیدرضا کفاش، [[پدر شعر انقلاب|حمید سبزواری]] هم چند باری به دارالحفاظ آمده بود.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: جلسات قرآن]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=5828</id>
		<title>خادم قرآن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AF%D9%85_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86&amp;diff=5828"/>
		<updated>2020-12-28T06:10:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «پرونده:448194 929.jpg|بندانگشتی|تصویر استاد محمدعلی محمودی بر دیوار مسجدجامع سبز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:448194 929.jpg|بندانگشتی|تصویر استاد محمدعلی محمودی بر دیوار مسجدجامع سبزوار]]&lt;br /&gt;
روحانی نبود؛ اما کمی که پا به سن گذاشت، گاهی عمامۀ زردی می‌بست. سال۱۲۹۴ در سبزوار به دنیا آمد. اسمش را محمدعلی گذاشتند؛ پسری که گویا به دنیا آمده بود تا خادم قرآن باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدربزرگش از استادان قرآن و خودش از هفت‌سالگی شاگرد '''شیخ‌حسن قاری‌زاده''' در دارالحفاظ مسجد جامع بود. در نوجوانی، برای بهره‌مندی بیشتر از استادان قرآن، در سفرهای ده‌بیست‌روزه به مشهد می‌رفت و در جلسات استادانی همچون شیخ‌عباسعلی و حافظیان شرکت می‌کرد. پانزده‌ساله بود که شیخ‌حسن قاری‌زاده از دنیا رفت و محمدعلی در مقام استادی، مدیریت جلسات قرائت قرآن دارالحفاظ را بر عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای امرار معاش پیشۀ کفاشی و گیوه‌دوزی را پیش گرفت. بیست سال در این کار بود و بعدها با کمک یکی از شاگردانش وارد بازار فرش شد. برای کارهای دارالحفاظ از جیب خودش خرج می‌کرد.  در جذب جوانان و نوجوانان مهارت عجیبی داشت. در جلسات روخوانی، شش‌دانگِ حواسش به کسی بود که قرآن می‌خواند. کاملاً محو آیات قرآن می‌شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رژیم شاه مخالف بود؛ اما تا سال۱۳۵۷ چیزی بروز نمی‌داد. آن سال چند بار شهربانی درِ دارالحفاظ را قفل زد و از محمدعلی محمودی تعهد گرفت. استاد محمودی که تمام عمرش را در خدمت قرآن سپری کرده بود، پانزدهم بهمن۱۳۸۳ از دنیا رفت و به دیدار صاحب قرآن شتافت.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: آموزش قرآن]]&lt;br /&gt;
[[ذده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:448194_929.jpg&amp;diff=5827</id>
		<title>پرونده:448194 929.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:448194_929.jpg&amp;diff=5827"/>
		<updated>2020-12-28T06:01:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محمودی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1_%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2&amp;diff=5826</id>
		<title>شاعر رادیوساز</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1_%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%B2&amp;diff=5826"/>
		<updated>2020-12-28T05:44:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:030054300003.jpg|بندانگشتی|محمدتقی مجمع الصنایع]]&lt;br /&gt;
== '''شاعر سبزواری سُرا''' ==&lt;br /&gt;
'''محمدتقی مجمع‌الصنایع'''، شاعر معروف سبزواری، سال۱۳۰۲ متولد شد. در کودکی تحصیل را نیمه‌کاره رها کرد و به رادیوسازی و ساختن گیرنده‌های رادیویی مشغول شد. مدتی هم کتاب‌فروشی داشت. شهرت مجمع‌الصنایع به کتاب‌فروشی و رادیوسازی نیست؛ بلکه به اشعاری است که به لهجۀ سبزواری سروده. تعداد اشعار او به بیش از ۱۴۰ قطعه می‌رسید؛ اما شاعر سبزواری در اواخر دوران پهلوی، به‌اجبار آن‌ها را از بین ‌برد. &lt;br /&gt;
== '''نره خر شماره یک''' ==&lt;br /&gt;
مجمع‌الصنایع علاوه بر فعالیت ادبی، دستی هم در سیاست داشت. مهم‌ترین فعالیت سیاسی او همراهی با برادرش حسین در تأسیس [[حزب خران در سبزوار|حزب خران]] در سبزوار است. او بعد از برادرش حسین، به ریاست حزب خران سبزوار رسید و شد نره خر شماره یک. از اشعار مجمع فقط چند شعر باقی مانده که با زبانی طنز، گویای اوضاع و احوال آن روزگار بوده است. محمدتقی مجمع‌الصنایع، شاعر خوش‌قریحۀ سبزواری، سرانجام در ۲۴مرداد۱۳۶۳ چشم از جهان فروبست و در مصلای سبزوار به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شاعر طنزپرداز]]&lt;br /&gt;
[[رده: شعر محلی]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: احزاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030054300003.jpg&amp;diff=5825</id>
		<title>پرونده:030054300003.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030054300003.jpg&amp;diff=5825"/>
		<updated>2020-12-28T05:43:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مجمع&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&amp;diff=5824</id>
		<title>بانی وحدت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&amp;diff=5824"/>
		<updated>2020-12-28T05:42:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:030108100001.jpg|بندانگشتی|شیخ محمدعلی غفوری نژاد]]&lt;br /&gt;
'''محمد علی غفوری‌ نژاد'''، سال۱۳۱۱ ه.ش در خانواده‌ای مرفه و باسواد به دنیا آمد. زادگاهش روستای چاهه از توابعِ خوشابِ سبزوار بود. پدرش، علی اصغر  علی‌اصغر غفوری‌ نژاد، اذان می‌گفت و گرچه از علما نبود، ولی مردم «ملا» صدایش می‌زدند. محمد علی از هفت سالگی یاد گرفتن قرآن را نزد شخصی به‌نام میرزا محمود شروع کرد. ظرف دو ماه، خواندن قرآن و کتاب‌های فارسی را فرا گرفت. بزرگ‌تر که شد، هم‌زمان با تحصیل، در کار کشاورزی هم به پدر کمک می‌کرد. بعد از فراگرفتن مقدمات، سال ۱۳۲۵ه.ش به [[قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران|مدرسۀ فخریۀ]] سبزوار آمد. در آنجا از حضور استادانی همچون شیخ‌ زین‌ العابدین طالبی افچنگی معروف به «قاضی» و میرزا اسدالله فاضلی بهره‌مند شد. &lt;br /&gt;
در بیست‌ سالگی به نجف رفت و بعد از هفت سال تلمذ در محضر آیات عظام؛ سید اسدالله مدنی، [[سید عبدالعلی سبزواری|سید عبدالاعلی سبزواری]] و سید ابوالقاسم خوئی، سال۱۳۳۸ به ایران مراجعت کرد. بعد از آن به قم رفت و با راهنمایی [[اسوه هجرت|آیت‌ الله تقدیری]] در درس خارج آیت‌الله خمینی ‌حضور یافت. وقتی شور انقلاب در سبزوار اوج گرفت، قشرهای مختلف از مردم و فرهنگیان جداگانه دست به تظاهرات می‌زدند و بینشان هماهنگی نبود. حجت‌الاسلام غفوری‌ نژاد با برپایی نماز وحدت در مقابل خانۀ فرهنگیان، بانی اتحاد مردم و فرهنگیان شد. از آن زمان به‌ بعد همه با هم تظاهرات می‌کردند.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: تظاهرات انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030108100001.jpg&amp;diff=5823</id>
		<title>پرونده:030108100001.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:030108100001.jpg&amp;diff=5823"/>
		<updated>2020-12-28T05:41:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;غفوری&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1&amp;diff=5822</id>
		<title>مسجد پامنار سبزوار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1&amp;diff=5822"/>
		<updated>2020-12-28T05:03:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* پامنار و انقلاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Fhgk.jpg|بندانگشتی|نمایی از مسجد پامنار سبزوار پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
== '''مسجدی پای منار''' ==&lt;br /&gt;
در حاشیۀ جنوبی '''خیابان بیهق'''، نبش '''کوچۀ پامنار'''، بنایی قدیمی و ساده واقع شده است. این بنا که به فاصلۀ کمی از [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] قرار دارد و پس از سالیان دراز، همچنان استوار، خودنمایی می‌کند، قدیمی‌ترین مسجد سبزوار و خراسان است. در ابتدا به‌نام مسجد آدینه شناخته می‌شد؛. چون بعد از تخریب مسجد آدینۀ سبزوار در زمان حملۀ حمزة ابن‌ آذرک‌ الخارجی، ساخته شد. بعد از این حمله، سبزوار مدتی بدون مسجد بود و مردم برای اقامۀ نماز جمعه و اعیاد به مسجد جامع خسروجرد می‌رفتند. پیرزنی مؤمنه همت کرد و در سال 266 ه.ق این مسجد را بنا کرد . ساخت این مسجد هم‌ زمان بود با خلافت المعتمد بالله و سلطنت محمد بن‌ طاهر، آخرین پادشاه طاهریان، و دورانی که امیر احمد بن‌ عبدالله خجستانی امیر خراسان بود. بعدها به آن مسجد جامع می‌گفتند. سپس به‌مناسبت مناری که در مجاورتش بنا شد، «پامنار» نام گرفت. این مناره مثل مناره‌‌های چند شهر دیگر از جمله اصفهان، جنبان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''امامان جماعت پامنار''' ==&lt;br /&gt;
مسجد کهنسال پای منار، محل برگزاری دعای کمیل های [[سید عبدالله برهان|'''سیدعبدالله برهان سبزواری''']] بود. دعاهای کمیلی که با استقبال پرشور مردم برگزار می شد. بعد از رحلت حاجی برهان، [[فخرِ سبزوار|'''آیت الله سید فخرالدین افقهی''']] امامت جماعت این مسجد را بر عهده گرفت. او که از علمای نامی شهر و برادر [[سید عبدالعلی سبزواری|'''آیت الله سیدعبدالاعلی سبزواری''']] از مراجع عظام تقلید بود، برای روشنگری مردم دست به دعوت علمای مختلف به شهر می زد. علمای میهمان آیت الله افقهی در مسجد پامنار منبر می رفتند. '''شیخ محمود حلبی''' از جمله کسانی بود که توسط آیت الله افقهی در سال 1355 به سبزوار دعوت شد و در پامنار منبر رفت و سبزواری ها یک ماه رمضان هر شب پای منبر حلبی می نشستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''پامنار و انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
در روزهای ملتهب پاییز و زمستان 57 مسجد پامنار در کنار بیوت علما، خانه فرهنگیان و مسجد جامع به یکی از مراکز تجمع مردم ضد شاه تبدیل شد.روز ۱۲مرداد آن سال، آیت‌الله افقهی مجلس ترحیمی برای شیخ‌ احمد کافی در مسجد پامنار ترتیب داد. سرهنگ شمس، رئیس وقت شهربانی سبزوار، در گزارشی به ادارۀ اطلاعات شهربانی کشور، از آماده‌باش نیروهایش متعاقب برپایی این مجلس در مسجد پامنار خبر می‌دهد.  دوم مهر ماه هم مجلس ترحیم داماد آیت‌الله افقهی در این مسجد برپا می‌شود که طبق گزارش شهربانی کل خراسان به ساواک، [[منبریِ سخنور|شیخ‌ احمد سخنور]] در آن مجلس منبر رفته، از وقایع تبریز و، قم و تهران گفته و چندین مرتبه برای آیت‌الله خمینی ‌دعا کرده است. آن روزها وقتی سخنرانان کشوری به سبزوار می‌آمدند و در مسجد جامع منبر می‌رفتند، جمعیتی که داخل مسجد جایی برای نشستن پیدا نمی‌کردند به خیابان بیهق و اماکن اطراف سر ریز می‌شد. انقلابیون از مسجد جامع به جاهایی مثل '''حسینیۀ قنادها''' و [[مسجد شهیدپرور در خیابان پاچه ور مالیده ها|'''مسجد آقابیگ''']] سیم‌کشی کرده، در این اماکن بلندگوهایی نصب کرده بودند تا صدای سخنران به همۀ حضار برسد. به همین منظور، بلندگویی هم در مسجد پامنار کار گذاشته شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب اسلامی سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: آثار ملی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: مسجد]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1&amp;diff=5821</id>
		<title>مسجد پامنار سبزوار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1&amp;diff=5821"/>
		<updated>2020-12-28T05:01:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* امامان جماعت پامنار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Fhgk.jpg|بندانگشتی|نمایی از مسجد پامنار سبزوار پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
== '''مسجدی پای منار''' ==&lt;br /&gt;
در حاشیۀ جنوبی '''خیابان بیهق'''، نبش '''کوچۀ پامنار'''، بنایی قدیمی و ساده واقع شده است. این بنا که به فاصلۀ کمی از [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]] قرار دارد و پس از سالیان دراز، همچنان استوار، خودنمایی می‌کند، قدیمی‌ترین مسجد سبزوار و خراسان است. در ابتدا به‌نام مسجد آدینه شناخته می‌شد؛. چون بعد از تخریب مسجد آدینۀ سبزوار در زمان حملۀ حمزة ابن‌ آذرک‌ الخارجی، ساخته شد. بعد از این حمله، سبزوار مدتی بدون مسجد بود و مردم برای اقامۀ نماز جمعه و اعیاد به مسجد جامع خسروجرد می‌رفتند. پیرزنی مؤمنه همت کرد و در سال 266 ه.ق این مسجد را بنا کرد . ساخت این مسجد هم‌ زمان بود با خلافت المعتمد بالله و سلطنت محمد بن‌ طاهر، آخرین پادشاه طاهریان، و دورانی که امیر احمد بن‌ عبدالله خجستانی امیر خراسان بود. بعدها به آن مسجد جامع می‌گفتند. سپس به‌مناسبت مناری که در مجاورتش بنا شد، «پامنار» نام گرفت. این مناره مثل مناره‌‌های چند شهر دیگر از جمله اصفهان، جنبان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''امامان جماعت پامنار''' ==&lt;br /&gt;
مسجد کهنسال پای منار، محل برگزاری دعای کمیل های [[سید عبدالله برهان|'''سیدعبدالله برهان سبزواری''']] بود. دعاهای کمیلی که با استقبال پرشور مردم برگزار می شد. بعد از رحلت حاجی برهان، [[فخرِ سبزوار|'''آیت الله سید فخرالدین افقهی''']] امامت جماعت این مسجد را بر عهده گرفت. او که از علمای نامی شهر و برادر [[سید عبدالعلی سبزواری|'''آیت الله سیدعبدالاعلی سبزواری''']] از مراجع عظام تقلید بود، برای روشنگری مردم دست به دعوت علمای مختلف به شهر می زد. علمای میهمان آیت الله افقهی در مسجد پامنار منبر می رفتند. '''شیخ محمود حلبی''' از جمله کسانی بود که توسط آیت الله افقهی در سال 1355 به سبزوار دعوت شد و در پامنار منبر رفت و سبزواری ها یک ماه رمضان هر شب پای منبر حلبی می نشستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''پامنار و انقلاب''' ==&lt;br /&gt;
در روزهای ملتهب پاییز و زمستان 57 مسجد پامنار در کنار بیوت علما، خانه فرهنگیان و مسجد جامع به یکی از مراکز تجمع مردم ضد شاه تبدیل شد.روز 12 ۱۲مرداد آن سال، آیت‌الله افقهی مجلس ترحیمی برای شیخ‌ احمد کافی در مسجد پامنار ترتیب داد. سرهنگ شمس، رئیس وقت شهربانی سبزوار، در گزارشی به ادارۀ اطلاعات شهربانی کشور، از آماده‌باش نیروهایش متعاقب برپایی این مجلس در مسجد پامنار خبر می‌دهد.  دوم مهر ماه هم مجلس ترحیم داماد آیت‌الله افقهی در این مسجد برپا می‌شود که طبق گزارش شهربانی کل خراسان به ساواک، [[منبریِ سخنور|شیخ‌ احمد سخنور]] در آن مجلس منبر رفته، از وقایع تبریز و، قم و تهران گفته و چندین مرتبه برای آیت‌الله خمینی ‌دعا کرده است. آن روزها وقتی سخنرانان کشوری به سبزوار می‌آمدند و در مسجد جامع منبر می‌رفتند، جمعیتی که داخل مسجد جایی برای نشستن پیدا نمی‌کردند به خیابان بیهق و اماکن اطراف سر ریز می‌شد. انقلابیون از مسجد جامع به جاهایی مثل '''حسینیۀ قنادها''' و [[مسجد شهیدپرور در خیابان پاچه ور مالیده ها|'''مسجد آقابیگ''']] سیم‌کشی کرده، در این اماکن بلندگوهایی نصب کرده بودند تا صدای سخنران به همۀ حضار برسد. به همین منظور، بلندگویی هم در مسجد پامنار کار گذاشته شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب اسلامی سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: آثار ملی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: مسجد]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده:حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%DA%86%D9%87_%D9%88%D8%B1_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=5820</id>
		<title>مسجد شهیدپرور در خیابان پاچه ور مالیده ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%DA%86%D9%87_%D9%88%D8%B1_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=5820"/>
		<updated>2020-12-28T04:59:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* همراه انقلاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Rtyyu.png|بندانگشتی|نمایی از داخل مسجد آقابیگ]]&lt;br /&gt;
== '''معرفی''' ==&lt;br /&gt;
'''مسجد آقابیگ'''، مسجدی بسیار کوچک در '''خیابان شریعتمداری''' سبزوار است. این خیابان به‌دلیل وجود بوتیک‌ها و حضور جوانان، قبل از انقلاب به خیابان پاچه‌ ورمالیده‌ها معروف شده بود. مسجد آقابیگ نه مناری داشت و نه کاشی‌کاری و تزیینات آن‌ چنانی. حتی منبرش بر خلاف مساجد دیگر، منبری کوچک و فلزی با دو سه پله بود. صحنش چهل‌پنجاه متر طول داشت و با تراسی کوچک و دیواری شیشه‌ای از شبستان جدا می‌افتاد. این مسجد به‌دلیل واقع‌ شدن در مرکز شهر و نزدیک‌ بودن به [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]]، از جملة مراکزی بود که سخنرانی‌های داغ مذهبی در آن برپا می‌شد. امام‌ جماعت مسجد آقابیگ، [[پدر معنوی شهدای سبزوار|'''آیت‌الله حسین شهرستانی''']] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''پاتوق جوانان''' ==&lt;br /&gt;
عموم مردم، از بازاری و دانشگاهی و حوزوی، در مسجد آقابیگ حاضر می‌شدند؛ ولی پای ثابت مجالس، جوانان و دانشجویان بودند. این استقبال دلیلی نداشت جز جذبۀ توحیدی و معنوی آیت‌الله شهرستانی؛ اما مهم‌ترین علت جذب جوانان به او، احترامی بود که به آن‌ها می‌گذاشت. حضور جوانان باعث می شد موقع جلسات کل پیاده رو از سمت مسجد تا حداقل ده متر این طرف و آن طرفش پر از دوچرخه شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:030051100068.jpg|بندانگشتی|آیت الله حسین شهرستانی در کنار جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ]]&lt;br /&gt;
== همراه انقلاب ==&lt;br /&gt;
تجمعات مسجد آقابیگ که با حضور گروه‌های مختلف برگزار می‌شد، در واقع یک کاری فرهنگی بود که به جوانان انقلابی برای فعالیت‌هایشان خط می‌داد. بعضی شب‌ها که جلسات عمومی و یا تظاهرات گسترده در سطح شهر نبود، جلسات کلاس‌ گونه‌ای در مسجد آقابیگ برگزار می‌شد که افرادی مثل [[فرمانده گروه اخلاص|'''محمد فاضل''']] آن را اداره می‌کردند.&lt;br /&gt;
از جمله برنامه‌های آیت‌الله شهرستانی در مسجد آقابیگ نقل فتاوای امام پس از اقامۀ هر نماز بود. او با وجود جو خفقان حاکم بر جامعه در آن سال‌ها، ابایی از بیان استفتائات آیت‌الله خمینی و رجوع به رسالۀ ایشان نداشت. آیت‌الله شهرستانی معمولاً بعد از نماز گوشه‌ای می‌نشست، جوانان دورش را می‌گرفتند و تفسیر قرآن می‌گفت.  سخنرانی‌هایش هم بیشتر دربارۀ اسلام و، اخلاق و وحدت بود. در لفافه، دربارۀ اختلافات طبقاتی و اعمال شاه و مسائل سیاسی هم صحبت می‌کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghk.png|بندانگشتی|آیت الله حسین شهرستانی در حال سخنرانی در مسجد آقابیگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''چریک‎های آقابیگ''' ==&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب، مسجد آقابیگ همچنان پاتوق جوانان بود، جوانانی که با آغاز جنگ تحمیلی به رزمندگان دلاور جبهه ها تبدیل شده بودند. تقریبا 80 درصد بچه‌های جنگ از مسجد آقابیگ بودند. با بودن حاج آقای شهرستانی، همۀ بچه‌های سبزوار آنجا جمع می‌شدند. هر بار هم که عملیات می‌شد حدود 5تا10 نفر از بچه‌های مسجد شهید می‌شدند. قالیباف که فرمانده لشکر پنج نصر بود، در همه سفرهایش به سبزوار، به مسجد آقابیگ هم سری می‎زد. نزدیک عملیات که می‌شد از سپاه به مسجد آقابیگ خبر می‎دادند. بچه‎های مسجد آقابیگ اکثراً عملیاتی بودند. از کسانی نبودند که بروند جبهه و 3ماه، 4ماه بایستند. چند روز به عملیات یک نامه‌ می‌آمد و بچه‌ها خبردار می‌شدند. سپاه یک اتوبوس می‌گرفت و بچه‌ها می‌رفتند. تقریباً نیروهای چریکی بودند. درست 10 تا 15 روز به عملیات، بچه‌ها می‌رفتند و مسجد خالی می‌شد. عملیات که تمام می‌شد حدود نصف بچه ها برنمی‎گشتند، نصفی هم که برمی‎گشتند، زخمی و مجروح بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
Hgjkj.png|جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
Hl.png|آیت الله حسین شهرستانی در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
Uuk.png|جوانان در حال اقامه نماز در مسجد آقابیگ به امامت آیت الله حسین شهرستانی&lt;br /&gt;
Uyuioll.png|آیت الله حسین شهرستانی در حال اقامه نماز در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
030051100070.jpg|جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
Hjkl.png|جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب ایام سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مسجد]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: پس از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%DA%86%D9%87_%D9%88%D8%B1_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=5819</id>
		<title>مسجد شهیدپرور در خیابان پاچه ور مالیده ها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%DA%86%D9%87_%D9%88%D8%B1_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D9%87%D8%A7&amp;diff=5819"/>
		<updated>2020-12-28T04:58:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: /* همراه انقلاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:Rtyyu.png|بندانگشتی|نمایی از داخل مسجد آقابیگ]]&lt;br /&gt;
== '''معرفی''' ==&lt;br /&gt;
'''مسجد آقابیگ'''، مسجدی بسیار کوچک در '''خیابان شریعتمداری''' سبزوار است. این خیابان به‌دلیل وجود بوتیک‌ها و حضور جوانان، قبل از انقلاب به خیابان پاچه‌ ورمالیده‌ها معروف شده بود. مسجد آقابیگ نه مناری داشت و نه کاشی‌کاری و تزیینات آن‌ چنانی. حتی منبرش بر خلاف مساجد دیگر، منبری کوچک و فلزی با دو سه پله بود. صحنش چهل‌پنجاه متر طول داشت و با تراسی کوچک و دیواری شیشه‌ای از شبستان جدا می‌افتاد. این مسجد به‌دلیل واقع‌ شدن در مرکز شهر و نزدیک‌ بودن به [[مسجد جامع سبزوار|مسجد جامع]]، از جملة مراکزی بود که سخنرانی‌های داغ مذهبی در آن برپا می‌شد. امام‌ جماعت مسجد آقابیگ، [[پدر معنوی شهدای سبزوار|'''آیت‌الله حسین شهرستانی''']] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''پاتوق جوانان''' ==&lt;br /&gt;
عموم مردم، از بازاری و دانشگاهی و حوزوی، در مسجد آقابیگ حاضر می‌شدند؛ ولی پای ثابت مجالس، جوانان و دانشجویان بودند. این استقبال دلیلی نداشت جز جذبۀ توحیدی و معنوی آیت‌الله شهرستانی؛ اما مهم‌ترین علت جذب جوانان به او، احترامی بود که به آن‌ها می‌گذاشت. حضور جوانان باعث می شد موقع جلسات کل پیاده رو از سمت مسجد تا حداقل ده متر این طرف و آن طرفش پر از دوچرخه شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:030051100068.jpg|بندانگشتی|آیت الله حسین شهرستانی در کنار جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ]]&lt;br /&gt;
== همراه انقلاب ==&lt;br /&gt;
تجمعات مسجد آقابیگ که با حضور گروه‌های مختلف برگزار می‌شد، در واقع یک کاری فرهنگی بود که به جوانان انقلابی برای فعالیت‌هایشان خط می‌داد. بعضی شب‌ها که جلسات عمومی و یا تظاهرات گسترده در سطح شهر نبود، جلسات کلاس‌ گونه‌ای در مسجد آقابیگ برگزار می‌شد که افرادی مثل [[فرمانده گروه اخلاص|'''محمد فاضل''']] آن را اداره می‌کردند.&lt;br /&gt;
از جمله برنامه‌های آیت‌الله شهرستانی در مسجد آقابیگ نقل فتاوای امام پس از اقامۀ هر نماز بود. او با وجود جو خفقان حاکم بر جامعه در آن سال‌ها، ابایی از بیان استفتائات آیت‌الله خمینی و رجوع به رسالۀ ایشان نداشت. آیت‌الله شهرستانی معمولاً بعد از نماز گوشه‌ای می‌نشست، جوانان دورش را می‌گرفتند و تفسیر قرآن می‌گفت.  سخنرانی‌هایش هم بیشتر دربارۀ اسلام و، اخلاق و وحدت بود. در لفافه، دربارۀ اختلافات طبقاتی و اعمال شاه و مسائل سیاسی هم صحبت می‌کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:Ghk.png|بندانگشتی|آیت لله حسین شهرستانی در حال سخنرانی در مسجد آقابیگ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''چریک‎های آقابیگ''' ==&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب، مسجد آقابیگ همچنان پاتوق جوانان بود، جوانانی که با آغاز جنگ تحمیلی به رزمندگان دلاور جبهه ها تبدیل شده بودند. تقریبا 80 درصد بچه‌های جنگ از مسجد آقابیگ بودند. با بودن حاج آقای شهرستانی، همۀ بچه‌های سبزوار آنجا جمع می‌شدند. هر بار هم که عملیات می‌شد حدود 5تا10 نفر از بچه‌های مسجد شهید می‌شدند. قالیباف که فرمانده لشکر پنج نصر بود، در همه سفرهایش به سبزوار، به مسجد آقابیگ هم سری می‎زد. نزدیک عملیات که می‌شد از سپاه به مسجد آقابیگ خبر می‎دادند. بچه‎های مسجد آقابیگ اکثراً عملیاتی بودند. از کسانی نبودند که بروند جبهه و 3ماه، 4ماه بایستند. چند روز به عملیات یک نامه‌ می‌آمد و بچه‌ها خبردار می‌شدند. سپاه یک اتوبوس می‌گرفت و بچه‌ها می‌رفتند. تقریباً نیروهای چریکی بودند. درست 10 تا 15 روز به عملیات، بچه‌ها می‌رفتند و مسجد خالی می‌شد. عملیات که تمام می‌شد حدود نصف بچه ها برنمی‎گشتند، نصفی هم که برمی‎گشتند، زخمی و مجروح بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
Hgjkj.png|جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
Hl.png|آیت الله حسین شهرستانی در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
Uuk.png|جوانان در حال اقامه نماز در مسجد آقابیگ به امامت آیت الله حسین شهرستانی&lt;br /&gt;
Uyuioll.png|آیت الله حسین شهرستانی در حال اقامه نماز در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
030051100070.jpg|جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
Hjkl.png|جمعی از جوانان در مسجد آقابیگ&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب ایام سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: مسجد]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: پس از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=5818</id>
		<title>سید حسین پیشنمازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2%DB%8C&amp;diff=5818"/>
		<updated>2020-12-28T04:46:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''سیدحسین پیشنمازی''' (1296-1348ه.ق)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسین پیشنمازی فرزند دوم پدر و به حاج میرزا حسین کوچک معروف بود. (در مقابل حاج میرزا حسین علوی مشهور به حاج میرزا حسین بزرگ) در سبزوار متولد شد و با برادر به نجف رفته و شاگردی همان بزرگانی را نمود که برادرش نزد آنها درس می‌خواند. میرزا حسین در سال 1344 به سبزوار بازگشت. ایشان در زمان آیت‌الله علوی در منزل خود حکومت شرعیه داشت و مدرس [[قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران|مدرسه فخریه]] و مدرسه شریعتمدار (فقه و اصول و تفسیر) بود. محل منزل او معروف به کوی پیشنمازی بود که اکنون خیابانی به همین نام شده است. میرزاحسین در سال 1348 قمری فوت کرد. از ازدواج دختر میرزا حسین پیشنمازی و سید محمدمهدی علوی عریضی، فرزندی به نام [[مثل پدر برای مردم شهر|سیدمحمدحسن علوی]] زاده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
کتاب ایام سبزوار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: روحانیت ]]&lt;br /&gt;
[[رده: علما ]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%90_%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%90_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=5750</id>
		<title>استادِ پدرِ رهبر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%90_%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%90_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&amp;diff=5750"/>
		<updated>2020-12-27T09:59:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «'''حاج ملامحمدعلی فاضل''' فرزند ملاعباس‌علی، مشهور به «حاجی‌ فاضل» یا '''«فاضل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''حاج ملامحمدعلی فاضل''' فرزند ملاعباس‌علی، مشهور به «حاجی‌ فاضل» یا '''«فاضل صدخروی»''' زادۀ صدخرو سبزوار بود. او استادی مسلّم در فقه، اصول، تفسیر و حکمت به شمار می‌رفت. در علم کلام نیز تبحر داشت. وی از طبع شعر برخوردار بود و به هر دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت؛ البته بیشتر، مثنوی با محتوای مرثیۀ امام‌ حسین می‌سرود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این استاد عالی‌قدر حوزۀ علمیۀ مشهد و از بزرگان علمای اسلامی در طی قرن سیزدهم هجری، در سبزوار از محضر حاج ملاهادی بهره برد و پس از رحلت آن حکیم بزرگ، به عتبات عالیات رفت و به حوزۀ درس حاج‌ میرزا حسن شیرازی پیوست. فاضلِ صدخروی پس از مدتی به ایران بازگشت و مقیم مشهد شد. او تا پایان عمر به تدریس علوم و معارف اسلامی اشتغال ورزید و علمای بزرگی تربیت کرد، از جمله حاج‌ ملا هاشم خراسانی صاحب منتخب‌التواریخ و حاج‌ ملاغلام‌حسین حکمی زرگر. به‌ گفتۀ آیت‌الله خامنه‌ای، پدر ایشان نیز از شاگردان فاضل صدخروی بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاجی‌ فاضل در سال۱۳۱۲ شمسی مطابق با ۱۳۴۲ قمری در مشهد درگذشت و در مقبرۀ خالصی، اتاق صفۀ سپهسالار، واقع در دارالسیادۀ حرم رضوی به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
== '''جستارهای وابسته''' ==&lt;br /&gt;
http://www.asrarnameh.com/notes/4495&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزواری]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&amp;diff=5692</id>
		<title>بانی وحدت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&amp;diff=5692"/>
		<updated>2020-12-27T07:20:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;'''محمد علی غفوری‌ نژاد'''، سال۱۳۱۱ ه.ش در خانواده‌ای مرفه و باسواد به دنیا آمد. زادگاهش روستای چاهه از توابعِ خوشابِ سبزوار بود. پدرش، علی اصغر  علی‌اصغر غفوری‌ نژاد، اذان می‌گفت و گرچه از علما نبود، ولی مردم «ملا» صدایش می‌زدند. محمد علی از هفت سالگی یاد گرفتن قرآن را نزد شخصی به‌نام میرزا محمود شروع کرد. ظرف دو ماه، خواندن قرآن و کتاب‌های فارسی را فرا گرفت. بزرگ‌تر که شد، هم‌زمان با تحصیل، در کار کشاورزی هم به پدر کمک می‌کرد. بعد از فراگرفتن مقدمات، سال ۱۳۲۵ه.ش به [[قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران|مدرسۀ فخریۀ]] سبزوار آمد. در آنجا از حضور استادانی همچون شیخ‌ زین‌ العابدین طالبی افچنگی معروف به «قاضی» و میرزا اسدالله فاضلی بهره‌مند شد. &lt;br /&gt;
در بیست‌ سالگی به نجف رفت و بعد از هفت سال تلمذ در محضر آیات عظام؛ سید اسدالله مدنی، [[سید عبدالعلی سبزواری|سید عبدالاعلی سبزواری]] و سید ابوالقاسم خوئی، سال۱۳۳۸ به ایران مراجعت کرد. بعد از آن به قم رفت و با راهنمایی [[اسوه هجرت|آیت‌ الله تقدیری]] در درس خارج آیت‌الله خمینی ‌حضور یافت. وقتی شور انقلاب در سبزوار اوج گرفت، قشرهای مختلف از مردم و فرهنگیان جداگانه دست به تظاهرات می‌زدند و بینشان هماهنگی نبود. حجت‌الاسلام غفوری‌ نژاد با برپایی نماز وحدت در مقابل خانۀ فرهنگیان، بانی اتحاد مردم و فرهنگیان شد. از آن زمان به‌ بعد همه با هم تظاهرات می‌کردند.&lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
دایره المعارف انقلاب سبزوار&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: تظاهرات انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%87_%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA&amp;diff=5689</id>
		<title>اسوه هجرت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%87_%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA&amp;diff=5689"/>
		<updated>2020-12-27T07:13:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: صفحه‌ای تازه حاوی «آیت الله شیخ هاشم تقدیری سبزواری == '''شاگرد کفاش ک...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:13950805000302 PhotoZ.jpg|قاب|آیت الله شیخ هاشم تقدیری سبزواری]]&lt;br /&gt;
== '''شاگرد کفاش کتاب خوان''' ==&lt;br /&gt;
در پنجم آبان سال 1304 در خانواده ای متدین، كودكی پا به عرصه گیتی نهاد؛ نام نوزاد را هاشم نهادند. پدرش مرحوم غلامحسین، كه مردی بسیار زاهد بود، به شغل كفّاشی اشتغال داشت. وی از كودكی كمك كار پدرش بود، ولی علاقه وافر او به مطالعه، زبانزد مردم بود تا این كه در مكتب خانه به تحصیل معارف قرآنی و ادبی پرداخت.&lt;br /&gt;
بزرگان آن دیار، سیمای شاگرد كفاشی را كه در كنار میز كار، كتابی را گشوده و پس از هر دوخت و تعمیر، نگاهی به كتاب می اندازد در خاطرشان ثبت كرده اند. پشتكار او سبب جلب نظر علمای آن دیار گردید و آنان را به اندیشه واداشت تا زمینه پرورش علمی و اخلاقی ایشان را در نوجوانی فراهم سازند. سرانجام، پدر ایشان را متقاعد ساختند تا فرزندش در حوزه علمیّه مشغول به تحصیل شود. البته كسب موافقت پدر، با دشواری همراه بود؛ زیرا برای تأمین معاش، نیازمند یاری فرزند بود.&lt;br /&gt;
== '''محصلِ استاد''' ==&lt;br /&gt;
حوزه علمیه سبزوار از دوره حكیم حاج ملّا هادی سبزواری - كه از اعاظم فلاسفه و حكمای اسلامی قرن سیزدهم بود - مركز ادیبان و فرزانگان به شمار می رفته است. هاشم ضمن تحصیل در این حوزه، زبان عربی تدریس می نمود و درآمد آن را به پدر می داد تا سهمی در تأمین هزینه زندگی داشته باشد. اشتیاق او به فراگیری ادبیات عرب و عجم باعث شد تا او خود را در همان اوان جوانی به درجه استادی در [[قدیمی ترین مدرسه علمیه ایران|مدارس علمیه فخریه]] و... رساند و مراتب تحصیلی را از مقدمات ادبی و سطح فقه و اصول را نزد علمای معروف سبزوار طی كند؛ همچون: حجج اسلام: استاد فاضل و قاضی و از محضر استاد حجةالاسلام والمسلمین فاضل هاشمی منطق، فلسفه، فقه و... را فراگرفت.&lt;br /&gt;
== '''تأسیس انجمن تبلیغات اسلامی''' ==&lt;br /&gt;
ایشان علاوه بر فعالیت های علمی، با همكاری [[مرد نطق های آتشین|استاد فخرالدین حجازی]] و شاعر گرانمایه، [[پدر شعر انقلاب|استاد حمید سبزواری]] انجمن تبلیغات اسلامی را تأسیس كرد تا در هدایت نسل جوان نقشی ایفا نماید؛ اما در كنار اشتغالات علمی و اجتماعی، از تهذیب و تخلّق به فضائل غافل نبود. &lt;br /&gt;
== '''هجرت اول''' ==&lt;br /&gt;
حضور ایشان در سبزوار، محیطی علمی و معنوی فراهم نموده بود؛ ولی او كه شوق و عطش آموختن داشت، پس از اتمام دروس سطح در سال 1332، برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم مهاجرت كرد. در حوزه علمیه قم، در دروس فقه و اصول مرحوم آیةالله العظمی حسین بروجردی شركت كرد و با آغاز دروس حضرت امام خمینی(قدس سره) از شاگردان كوشا و برجسته ایشان بود. همزمان، از دروس فلسفه مرحوم استاد و علامه طباطبائی فیض وافر می برد. شیفتگی ایشان به رشته های گوناگون، به حدّی بود كه سال ها به فقه، اصول، فلسفه، كلام، عقاید و تفسیر اشتغال داشت و محفل دروس خصوصی برپا می كرد. بسیاری از فضلاء و مسئولان كنونی مرهون مقام علمی ایشان هستند؛ از جمله حضرات حجج اسلام: نور مفیدی (امام جمعه گرگان)، محمدی ری شهری، شریعتی سبزواری، [[جامانده از هفتاد و دو تن|باغانی]]، مروی و استاد محمد فیاض. و طلاب سبزواری مانند: حضرات حجج اسلام: شیخ عباس مقیسه ای و شیخ حسین مقیسه ای محضر دروس پرمحتوای ایشان را در مسجد امام حسن عسكری(ع) درك كرده اند و از احاطه علمی و نقادی ایشان نكاتی را نقل می كنند.  &lt;br /&gt;
== '''هجرت دوم''' ==&lt;br /&gt;
هجرت دیگر ایشان به حوزه علمیه ولی عصر(عجّ) شهر خوانسار، در سال 1362 بود كه به دعوت مؤسّس آن حوزه، حضرت حجةالاسلام والمسلمین ابن الرضا، برای تدریس انجام گرفت. این حركت ایثار گرانه از ایشان، برای مبلغان و اساتید، «اسوه هجرت» و الگوی شایسته ای ساخته بود؛ برخی از مراجع با شناخت از مراتب علمی ایشان، اظهار می داشتند: «تدریس در قم» آینده درخشان در پی دارد و هجرت به حوزه شهرستان، یك ایثار و مخالفت با هوای نفس است.» ایشان از بدو هجرت به حوزه علمیه خوانسار تا لحظه عروج، به مدت 13 سال، دروس حوزوی را از مقدمات تا سطح و خارج اصول و فقه و حكمت تدریس می نمود.&lt;br /&gt;
== '''فعالیت سیاسی''' ==&lt;br /&gt;
در عرصه های گوناگون سیاسی، قبل و پس از انقلاب، فعال بود. پس از ارائه دیدگاه حكومت اسلامی از سوی امام خمینی (ره) در سال 1342 ش، ایشان نیز به تبلیغ و ترویج اندیشه های امام راحل و موضع گیری صریح در برابر نظام طاغوت پرداخت. به این جهت، چند ماه از سوی مأموران ساوك دستگیر و به زندان قزل قلعه تهران منتقل گردید. در سال 56 با اوج گیری نهضت، با امضای نامه ها و اعلامیه های افشاگرانه جامعه مدرسین قم بر ضدّ سیاست های نظام طاغوت، به تكلیف شرعی و انقلابی خود عمل می كرد. از جمله حضور مؤثر ایشان كه در كتاب نهضت روحانیون ایران آمده، عبارت است از:&lt;br /&gt;
الف - امضای اعلامیه جمعی از علما و اساتید حوزه علمیه قم به مناسبت روز همبستگی ملت ایران با كارگران و كارمندان اعتصابی صنعت نفت، آذر 1357؛&lt;br /&gt;
ب - امضای متن استفتای كسب تكلیف از مراجع (آیةالله میلانی و مرعشی نجفی) جهت تبلیغ ماه رمضان و تجلیل از امام در تبعید، شعبان 1384 ه. ق؛&lt;br /&gt;
ج - امضای نامه سرگشاده جمعی از فضلای حوزه علمیه قم علیه هویدا و اقدامات او در سال 1343 ش. در اعتراض به تبعید امام خمینی به تركیه، سال 1344؛&lt;br /&gt;
د - نامه به محضر امام خمینی در هنگام انتقال از تركیه به عتبات عراق و آرزوی بازگشت؛&lt;br /&gt;
ه - تلگراف فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم به محضر امام در محل تبعید.&lt;br /&gt;
== '''رحلت''' ==&lt;br /&gt;
حضرت آیةالله تقدیری در نیمه پنجمین شب ماه رجب 1417، (28 آبان 1375) و در پایان تهجد سحرگاهان ندای حق را پاسخ گفت و با گذاشتن دستان بر روی قلب، در سرای خویش با دلی آرام و ضمیری مطمئن، به مهمانی ملائك شتافت و به یكی از آرزوهای دیرینه خود، یعنی رحلت در ماه رجب، نائل آمد. &lt;br /&gt;
== '''منبع''' ==&lt;br /&gt;
http://www.asrarnameh.com/pages/8160&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای سبزوار]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: امام خمینی]]&lt;br /&gt;
[[رده: انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:13950805000302_PhotoZ.jpg&amp;diff=5682</id>
		<title>پرونده:13950805000302 PhotoZ.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:13950805000302_PhotoZ.jpg&amp;diff=5682"/>
		<updated>2020-12-27T06:49:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;سبزوار2: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تقدیری&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>سبزوار2</name></author>
	</entry>
</feed>