<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B1</id>
	<title>قصه‌ی ما - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://gheseyemaa.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%AD%D8%B3%D9%8A%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B1"/>
	<updated>2026-08-05T15:09:08Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.37.1</generator>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7655</id>
		<title>مهاجرین و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7655"/>
		<updated>2021-01-09T18:38:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ مهاجرین و انصار &amp;quot;چ&amp;quot; را به مهاجران و انصار &amp;quot;چ&amp;quot; منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[مهاجران و انصار &amp;quot;چ&amp;quot;]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7654</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7654"/>
		<updated>2021-01-09T18:38:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ مهاجرین و انصار &amp;quot;چ&amp;quot; را به مهاجران و انصار &amp;quot;چ&amp;quot; منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مهاجران و انصار چمران'''==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب] &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;br /&gt;
[[رده: شهر پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهید چمران]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاومت مردمی]]&lt;br /&gt;
[[رده: غائله کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7653</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7653"/>
		<updated>2021-01-09T18:36:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* مطالعه بیشتر */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مهاجران و انصار چمران'''==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب] &lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;br /&gt;
[[رده: شهر پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهید چمران]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاومت مردمی]]&lt;br /&gt;
[[رده: غائله کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7652</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7652"/>
		<updated>2021-01-09T18:33:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* منابع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مهاجران و انصار چمران'''==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;br /&gt;
[[رده: شهر پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهید چمران]]&lt;br /&gt;
[[رده: مقاومت مردمی]]&lt;br /&gt;
[[رده: غائله کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7651</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7651"/>
		<updated>2021-01-09T18:23:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* مهاجران و انصار چمران */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مهاجران و انصار چمران'''==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7650</id>
		<title>اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7650"/>
		<updated>2021-01-09T18:20:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== سقوط پادگان سنندج ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلافاصله پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از '''ضد انقلاب''' در خطه ی '''کردستان''' با تجهیز شدن از سمت '''استکبار''' و '''صدام''' تنها '''چند روز پس از انقلاب''' شروع به ایجاد نا امنی و به سقوط کشاندن پادگان ها میکنند تا نظام نوپای اسلامی را که هنوز قوه ی نظام اش به هیچ وجه سامانی ندارد دچار تجزیه کند. '''پادگان مهاباد''' غارت میشود و ضد انقلاب کمتر از یک ماه پس از انقلاب، در تاریخ '''۲۷ اسفند ۱۳۵۷''' یعنی بیست و پنج روز پس از حمله به '''پادگان مهاباد''' و با سلاح‌های غارت شده از آن پادگان، هزاران نفر از نیروهای مسلّح سازماندهی شده توسط توطئه ‌گران، به پادگان مهمّ و استراتژیک '''سنندج'''، حمله کردند. ضد انقلابیّون ابتداً '''شهربانی و ژاندارمری''' و '''مرکز رادیو سنندج''' را در اختیار گرفته و از طریق رادیو دائماً از پرسنل پادگان می‌خواستند که تسلیم شوند. این در حالی بود که گلوله‌ای از داخل پادگان به سوی کسی شلیک نشده بود. در این میان بیست و یک سرباز به شهادت می‌رسند و چند ساختمان داخل پادگان به تسخیر آنان در می‌آید. جنگی رادیویی بین '''رادیو ایران''' (که تحت نظر حکومت مرکزی و انقلاب بود) و '''رادیو محلی سنندج''' (که به دست ضد انقلاب افتاده بود) در میگیرد. پادگان اگر سقوط میکرد و انبار های بزرگ مهماتش به دست ضد انقلاب می افتاد، به قول '''شهید قرنی''' سالهای سال نظام را به شدت درگیر خودش میکرد. و احتمال '''تجزیه کردستان''' بسیار بالا میرفت و ممکن بود کردستان برای همیشه از ایران جدا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین وضع حساسی که کمتر از یک ماه از انقلاب میگذرد '''شهید جعفری''' پیش از محاصره ی پادگان شروع به ارتباط با تهران میکند و گزارش ها را مدام به حضرت امام میرساند. و امام هم شهید جعفری را به شهید قرنی ارجاع میدهد که ایشان هم اختیارات تام به شهید جعفری میدهد و سرانجام با دو هلیکوپتر  نیروهایش را که فقط 32 تن از همان انقلابیونی بودندکه خیلی هایشان را خود جذب فعالیت های انقلاب کرده بود به پادگان محاصره شده هلی برد میکند. ورق بر میگردد و پادگان از سقوط نجات می یابد، البته چند روز بعد دوباره نیروهای تازه نفس تر از کلاه سبز های ارتش هم به پادگان اعزام میشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از انقلاب اسلامی نگذشته است که '''ضد انقلابیون''' در خطه ی '''کردستان''' شروع به حمله به پادگان های نظامی از جمله '''مهاباد''' و پاسگاه ها میکنند و با خلع سلاح نمودن آنان و مسلح شدن به انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین شروع به زمینه سازی برای '''تجزیه کردستان''' در همان روزهای نخستین انقلاب میکنند و این همه در حالی است که تازه سران ارتش بسیاری در حال محاکمه بوده و به کلی شاکله ی ارتش به هم خورده است و فرمان پذیری هم از مراکز ندارند. این را بگذارید در کنار اینکه یک ماه پس از انقلاب هیچ نیروی منسجمی که بتواند مقابل این ضد انقلاب را برای تجزیه کردستان بگیرد وجود ندارد. و سپاه هم تشکیل نشده است. (تازه در اردیبهشت 58 تشکیل گشت) در این میان گروهی از '''جوانان انقلابی کرمانشاه''' که پیش از انقلاب مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بودند از همان روز اول انقلاب با تصرف اردوگاهی از رژیم سابق مشغول به '''آموزش نظامی''' می شوند که همین آموزشهای اندک و فشرده که یک ماه است انجام میشود به کار انقلاب می آید و دور اندیشی '''شهید جعفری''' باز هم خطری بزرگی را انقلاب نوپای اسلامی دفع میکند. خطری که اگر دفع نمیشد و '''پادگان لشکر 28 سنندج''' سقوط میکرد و انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین زاغه های آن به دست ضد انقلاب می افتاد معلوم نبود چه بلایی بر حاکمیت ایران بر کردستان می افتاد. همین را باید گذاشت در کنار این که بجز ضد انقلابیون کردستان، '''تجزیه طلبان خلق عرب''' و خطه ی '''بلوچستان''' و نقاط دیگر ایران پس از دیدن موفقیت تجزیه کردستان چه بلایی بر سر تمامیت ارضی ایران می آوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که اهمیت اقدام به موقع &amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; در رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلابیون معلوم میشود. '''شهید سیدمحمد سعید جعفری''' با دید دقیقی که داشت و نیز سرعت عملش در فهمیدن موضوع غائله ی کردستان و خطر عظیمش برای انقلاب شروع به آموزش دادن جوانان انقلابی کرمانشاه نمود که تنها یک ماه پس از انقلاب به درد انقلاب میخورد. البته این زود متوجه خطر شدن احتمالا به خاطر ارتباطاتی بوده باشد که شهید جعفری با انقلابیون سنندج داشته و قبل از انقلاب هم برای سخنرانی به آنجا میرفته وی در شکل دادن به انقلابیون آنجا کمکهایی داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی ==&lt;br /&gt;
عملیات این پاسداران برای رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلاب در 28 اسفند 1357 انجام میشود. شهید جعقری  گزارش این فاجعه قریب الوقوع را به محضر '''امام خمینی ره''' و مسئولان دیگر در تهران میرساند. امام خمینی هم ایشان را به '''شهید قرنی''' ارجاع میدهد تا کارها با هماهنگی شهید قرنی که فرمانده ارتش بود انجام گیرد. شهید قرنی هم '''فرماندهی تام الختیار در غرب''' را به شهید سید محمد سعید جعفری می دهد. ایشان هم به کرمانشاه مراجعه نموده و به '''پادگان خضر زنده''' که محل آموزش جوانان انقلابی است می‌آید. با سخنانی عاشورایی که میکند و شعله شهادت را در دل آنان روشن مینماید گروه پاسداران را برای اعزام به سنندج آماده میکند. تعداد 28 الی 32 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه داوطلب اعزام به پادگان سنندج میشوند. پادگانی که به کلی توسط ضد انقلاب محاصره ی کامل شده است و بخش هایی از پادگان هم سقوط نموده است. چند روز پیشتر از این محور، انقلابیون سنندج( '''شاطر محمد رحمانپور و پسرش''') توسط ضد انقلاب به شهادت رسیده اند. شاطر محمد با بیسیم به طور مکرر از تهران و کرمانشاه و... درخواست کمک می نماید و در آخرین بیسیمی که میزند میگوید که یادتان باشد که به کمک ما نیامدید. در حالی که اگر شما به جای ما بودید، خودمان را برای کمک به شما میرساندیم. البته راه زمینی کمک به آنان بسته بوده است. و شهید جعفری پس از گرفتن اختیارات تام از شهید قرنی، 28 نیروی داوطلب را در 28 اسفند 57 یه هوانیروز میبرد. پس از کش و قوس و جر و بحث هایی که خلبان ها ظاهرا نمی خواستند پرواز کنند، این 28 تن سوار بر هلی کوپتر شینوک می شوند و برای هلی برد در پادگانی که مسلح گشته است به سمت سنندج پرواز میکنند. در میان تیرباران ضدانقلاب که به سمت هلی کوپتر شلیک میکنند، نیروها پیاده میشوند و خود را به ساختمان ها میرسانند و این در حالی است که هر کدام با لباس های شخصی و یک قبضه ژ3 و خشابی به همراه آن برای آزادی پادگان اقدام میکنند. در طی چند روز که این نیرو ها به پادگان میرسند، بخشهایی از پادگان را آزاد میکنند. چند روز هم نیروهای '''تیپ 65 نوهد شیراز''' به آنان میپیوندند و به صورت حرفه ای تر مواضع ضد انقلاب را با سلاح های سنگین موجود در پادگان مورد هدف قرار می دهند. چند رو پس از آنکه موضع ضد انقلاب در سنندج متزلزل میگردد و پادگان آزاد میگردد. هیاتی با عنوان '''هیات حسن نیت''' با ریاست مرحوم '''طالقانی''' و همراهی شهید '''بهشتی''' و مرحوم '''هاشمی رفسنجانی''' و '''بنی صدر''' و... برای '''مذاکره''' وارد سنندج میگردندو.... در این عملیات که اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی بود  با موفقیت به انجام رسید. در این عملیات '''سه شهید''' تقدیم انقلاب شد.&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.mehrnews.com/news/1578930 نقش بی بدیل &amp;quot;پادگان شهید قهرمان همدان&amp;quot; در غائله کردستان]. خبرگزاری مهر.&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه|شهید سید محمدسعید جعفری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: پادگان سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87&amp;diff=7649</id>
		<title>غائله پاوه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87&amp;diff=7649"/>
		<updated>2021-01-09T18:14:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ غائله پاوه را به مهاجرین و انصار &amp;quot;چ&amp;quot; منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[مهاجرین و انصار &amp;quot;چ&amp;quot;]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7648</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7648"/>
		<updated>2021-01-09T18:14:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ غائله پاوه را به مهاجرین و انصار &amp;quot;چ&amp;quot; منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مهاجران و انصار چمران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7647</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7647"/>
		<updated>2021-01-09T18:06:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مهاجران و انصار چمران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7646</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7646"/>
		<updated>2021-01-09T17:57:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری امام جمعه پاوه می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مهاجران و انصار چمران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| مثال&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://www.khabaronline.ir/news/447310/%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 «قهرمان‌شهر» پاوه؛ سند سرسپردگی کردهای غیور به انقلاب]. خبرآنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7645</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7645"/>
		<updated>2021-01-09T17:50:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==پیام تاریخی امام==&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''مقاومت یک هفته‌ای مردم با زبان روزه'''==&lt;br /&gt;
یکی از افراد تأثیرگذار در حماسه پاوه '''ماموستا ملا قادر قادری''' امام جمعه فعلی این شهرستان است که در آن روزها در غائله پاوه نقش مهمی بر دوش داشت و هم‌پای مردم در آن زمان با منافقان کوردل جنگید و با روشنگری‌هایش مردم را علیه وطن‌فروشان بزدل شورانید تا حماسه‌ای با این عظمت به پا شود. او از خاطرات آن روزها می گوید:&lt;br /&gt;
 آن روزها مصادف با '''ماه مبارک رمضان''' شده بود و مردم روزه‌دار با مقاومت در برابر مهاجمان نشان دادند که پای رأی خود به انقلاب اسلامی محکم مانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تصرف بیمارستان''' و '''قتل عام بیماران، مدافعان بیمارستان و پرستاران''' موضوع دیگری بود که قادری به آن اشاره می کند و اینکه آنها بر قله‌های اطراف نیز مشرف شده و حتی منبع آب این شهر را هم گرفته بودند، اما هیچگاه نتوانستند شهر را در دست بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 امام جمعه پاوه می گوید: این موضوع ممکن نبود مگر با '''مقاومت مردم''' و نجات و شکست حصر پاوه در سایه چهار مسئله مهم شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''وی لطف خداوند، پیام صریح و تاریخی بنیانگذار کبیر انقلاب، وجود شهید چمران و مقاومت مردم را چهار مؤلفه تأثیرگذار بر ختم غائله پاوه و رقم زدن این حماسه برشمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''حضور مردم در جنگ تن به تن و مبارزه با منافقان حتی با اسلحه های سرد را این روحانی مبارز نشانی از اثبات پایبندی و وفاداری مردم پاوه به انقلاب دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====گلایه از فیلم «چ»====&lt;br /&gt;
ماموستا قادری می گوید:&lt;br /&gt;
 ''«البته ما هیچگاه از مقاومتمان پشیمان نیستیم و اجرمان را از خداوند خواهیم گرفت؛ حتی اگر ما را از تاریخ حذف کنند و در چنین فیلم‌هایی هیچ حقی به ما ندهند»'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گلایه روحانی مبارز و امام جمعه پاوه بود از متولیان '''فیلم «چ»''' که برای نشان دادن حماسه پاوه ساخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مهاجران و انصار چمران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از فرماندهان نظامی کرمانشاهی آن زمان که دوشادوش شهید چمران در توطئه ضدانقلاب در پاوه حضور داشت '''محمد کرمی‌راد''' است که فرماندهی سابق '''قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان''' را در کارنامه خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در مصاحبه ای از شخصیت‌های تأثیرگذار آن زمان همچون '''ماموستا ملاقادر قادری، شهیدان چمران، اصغر وصالی، آیت شعبانی، سید محمدسعید جعفری،''' و تنی چند از همرزمانش یاد می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او '''مقاومت‌های مردم پاوه''' و حضور آنها در تظاهرات زمان ستم‌شاهی را یادآور شد و بر نقش مهم و مؤثر روحانیان و بزرگان این شهرستان در این زمینه اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان مجاهدت و رشادت شهید چمران در حماسه پاوه را یادآوری کرد و لفظ '''مهاجران و انصار''' را برای یاران چمران چریک به کار برد و گفت: '''انصار همان اهالی منطقه و نیروهای مردمی و مهاجران همراهان و پاسداران اعزامی همراه وی بودند.&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
رشادت‌های '''شهیدان آیت شعبانی و سوری''' و افرادی که در پاسگاه پاوه یکی از خاطرات این سردار بود که به گفته وی، آن شب با تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، شبی سرنوشت‌ساز در تاریخ مبارزات بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==روایت حماسه عاشورایی پاسگاه پاوه و شهید آیت شعبانی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرماندهی سابق قرارگاه جنگ‌های نامنظم رمضان، کرمی راد می گوید: ''آن شب '''شهید شعبانی''' با تأسی از سیدالشهداء امام حسین(ع) با دوستان، هم‌رزمان و نیروهای ژاندارمری اتمام حجت کرد که ممکن است تا فردا هیچ‌یک از شما زنده نمانید اگر اینجا بمانید و می‌توانید در تاریکی شب پاسگاه را ترک کنید و آن شب یک حماسه عاشورایی شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب '''خبرنگار جنگی''' ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| مثال&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7644</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7644"/>
		<updated>2021-01-09T17:19:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* پیش درآمد */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در مقابل، چند صد تن از نیروهای ژاندارمری و سپاه پاسداران از شهر دفاع کردند. برای تقویت دفاع شهر، حدود هشتاد نفر از نیروهای سپاه تحت فرماندهی '''علی‌اصغر وصالی''' به مدافعان پیوستند. تا روز ۲۷ مرداد، برتری با طرف ضد انقلاب بود و آنها توانستند تقریباً همه شهر جز پاسگاه ژاندارمری و پادگان سپاه را تصرف کنند. پس از تلاش‌های '''ولی‌الله فلاحی،''' فرمانده نیروی زمینی ارتش و '''مصطفی چمران،''' نماینده دولت موقت، برای حفظ شهر، در نهایت با فرمان امام خمینی ره هلی کوپترهای هوانیروز به فرماندهی احمد کشوری توانستند مهاجمان را شکست دهند و محاصره پاوه را بشکنند و مناطق تصرف شده را بازپس گیرند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==== حصر پاوه ====&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==== پیام تاریخی امام ====&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب خبرنگار جنگی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| مثال&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7643</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7643"/>
		<updated>2021-01-09T17:17:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در مقابل، چند صد تن از نیروهای ژاندارمری و سپاه پاسداران از شهر دفاع کردند. برای تقویت دفاع شهر، حدود هشتاد نفر از نیروهای سپاه تحت فرماندهی '''علی‌اصغر وصالی''' به مدافعان پیوستند. تا روز ۲۷ مرداد، برتری با طرف کرد بود و آنها توانستند تقریباً همه شهر جز پاسگاه ژاندارمری و پادگان سپاه را تصرف کنند. پس از تلاش‌های '''ولی‌الله فلاحی،''' فرمانده نیروی زمینی ارتش و '''مصطفی چمران،''' نماینده دولت موقت، برای حفظ شهر، در نهایت با فرمان خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، هلی کوپترهای هوانیروز به فرماندهی احمد کشوری توانستند مهاجمان را شکست دهند و محاصره پاوه را بشکنند و مناطق تصرف شده را بازپس گیرند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==== حصر پاوه ====&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==== پیام تاریخی امام ====&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب خبرنگار جنگی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم...''&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==کتاب &amp;quot;'''او یک دستمال سرخ بود'''&amp;quot;==&lt;br /&gt;
در کتاب «'''او یک دستمال سرخ بود'''» نوشته '''علیرضا محمدی''' که به خاطرات '''عبدالله نوری پور''' از رزمندگان حاضر در غائله کردستان می‌پردازد، به معرفی گروه '''دستمال سرخ‌ها''' به رهبری '''شهید اصغر وصالی''' و اعضای آن پرداخته می‌شود. دستمال سرخ‌ها اولین '''گردان کماندویی سپاه''' بودند که در غائله کردستان ورود یافتند و عملکرد موفقی نیز داشتند. به عنوان نمونه رکن اصلی مقاومت پاسدار‌ها در پاوه، برعهده گروه دستمال سرخ‌ها بود. حماسه‌ای که باعث شد حضرت امام جمله معروف '''&amp;quot;اگر سپاه نبود کشور هم نبود&amp;quot;''' را بیان دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| مثال&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;br /&gt;
* [https://www.mizanonline.com/fa/news/690253/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب «او یک دستمال سرخ بود» منتشر شد]. میزان آنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7642</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7642"/>
		<updated>2021-01-09T17:13:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در مقابل، چند صد تن از نیروهای ژاندارمری و سپاه پاسداران از شهر دفاع کردند. برای تقویت دفاع شهر، حدود هشتاد نفر از نیروهای سپاه تحت فرماندهی '''علی‌اصغر وصالی''' به مدافعان پیوستند. تا روز ۲۷ مرداد، برتری با طرف کرد بود و آنها توانستند تقریباً همه شهر جز پاسگاه ژاندارمری و پادگان سپاه را تصرف کنند. پس از تلاش‌های '''ولی‌الله فلاحی،''' فرمانده نیروی زمینی ارتش و '''مصطفی چمران،''' نماینده دولت موقت، برای حفظ شهر، در نهایت با فرمان خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، هلی کوپترهای هوانیروز به فرماندهی احمد کشوری توانستند مهاجمان را شکست دهند و محاصره پاوه را بشکنند و مناطق تصرف شده را بازپس گیرند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==== حصر پاوه ====&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==== پیام تاریخی امام ====&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کتاب خبرنگار جنگی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی کتاب '''خبرنگار جنگی''' اثر مریم کاظم زاده:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;'''مریم کاظم زاده'''&amp;quot;، '''عکاسِ خبری جنگ،''' متولد سال 1335 است. وی سابقه همکاری با '''روزنامه های انقلاب اسلامی ، کیهان و مجله زن''' روز را دارد. او فرزند یک خانواده سرشناس در '''شیراز''' است وتحصیلات عالیه اش را در '''انگلستان''' به پایان رسانده است.مریم کاظم‌زاده می‌گوید: ''«غائله کردستان که آغاز شد، خودم را به عنوان خبرنگار به مریوان رساندم. شهید وصالی هم با نیروهایش به آنجا آمده بود. شهید چمران من را با اصغر آشنا کرد تا مصاحبه‌ای در خصوص پاوه ضبط کنم، اما با واکنش بدی از سوی اصغر وصالی مواجه شدم. ... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''==فیلم '''چ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''فیلم چ''' به کارگردانی '''ابراهیم حاتمی‌کیا''' و محصول سال ۱۳۹۲ می‌باشد. این فیلم داستان دو روز از زندگی '''مصطفی چمران''' در خلال نبرد پاوه را به تصویر می‌کشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سریال '''سیمرغ'''​==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه تلویزیونی '''سیمرغ'''، به کارگردانی '''حسین قاسمی جامی''' ، محصول سال ۱۳۷۱ شبکهٔ ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران است. این سریال روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی '''احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی''' است. در یکی از قسمت‌های این سریال مشارکت '''هوانیروز''' در نبرد پاوه روایت می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مطالعه بیشتر==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+ بیشتر بخوانید&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/05/27/2075870/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF روایت تسنیم از غائله پاوه؛ شهید چمران ضدانقلاب را چگونه مجبور به ترک پاوه کرد؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| [https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/15/2364081/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF روایتی واقعی از غائله پاوه/ دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| مثال&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 نبرد پاوه]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [https://www.iranketab.ir/book/33207-war-reporter کتاب خبرنگار جنگی]. ایران کتاب.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7641</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7641"/>
		<updated>2021-01-09T16:49:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه ==&lt;br /&gt;
حزب '''دموکرات''' کردستان که سال ۱۳۲۳ و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با '''پشتیبانی شوروی''' اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از ۳ دهه سکوت در ۲۴بهمن۱۳۵۷ که تنها ۲ روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص '''آمریکا''' ادعای خود مختاری و '''جدایی‌طلبی''' کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''عبدالرحمن قاسملو''' (فارغ‌التحصیل '''دانشگاه پراگ چکسلواکی''') و '''غنی بلوریان''' به عنوان ۲ نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی از سوی '''دولت موقت''' در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای '''مذاکره''' با رهبران ناآرامی‌ها عازم '''مهاباد''' شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردای روز مذاکره '''پادگان مهاباد''' سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ '''سفارت آمریکا''' در تهران با عنوان '''«قیام کردها در سنندج»''' (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان '''تسخیر لانه جاسوسی''' به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: ''«حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است».'' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین گیر و دار گروهی به نام '''«سرمچاران (فداییان) خلق بلوچ»''' هم در مورد حوادث سنندج و خواست‌ها‌یشان این‌گونه اعلام مواضع کردند: ''«ریختن خون برادران کرد را بشدت محکوم می‌کنیم، خود مختاری را حق مسلم تمامی خلق‌ها‌ی تحت ستم از جمله خلق بلوچ می‌دانیم و...!»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک '''کومله''' افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه اطلاعات در دوم اسفند۱۳۵۷ خود می‌نویسد: ''«افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پسوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در می‌آیند و به دستور '''سرلشکر قرنی''' عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند. با ورود این نیروها که با فداکاری خلبان بالگرد '''شهید احمد کشوری''' زیر باران گلوله صورت گرفت، مقاومت در پادگان سنندج قدرت بیشتری پیدا کرد. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان '''طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی'''. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد.&lt;br /&gt;
==== حصر پاوه ====&lt;br /&gt;
فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور '''نخست‌وزیر مهندس بازرگان،''' سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در '''آذربایجان غربی''' و شهر '''نقده''' بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر '''پاوه''' مقصد تروریست‌ها بود. چپی‌ها در تیر ۵۸ و در حمله‌ای بی‌رحمانه به سپاه نوپای '''مریوان'''، ۱۷ نفر از پاسداران را به شهادت رساندند. در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط ۲ نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. چند ماشین با بلندگو در وسط شهر پی در پی اعلام می‌کردند: ''هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران دکتر چمران را سر ببریم!'' (دکتر چمران به دستور امام برای پایان دادن به آشوب پاوه اعزام شده بود).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب '''بعث''' عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند '''کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان،''' در مرداد ۱۳۵۸ به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند:&lt;br /&gt;
==== پیام تاریخی امام ====&lt;br /&gt;
''«...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا ۲۴ ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. دشمن پا به فرار گذاشت و شهرهای مریوان، بسطام، بانه سردشت، مهاباد، بوکان و سقز به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سران حزب دموکرات و کومله به عراق فرار کردند.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1_1347179567p1.php/%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%88%D9%87 غائله کردستان؛ از سنندج تا پاوه]. آفتاب آنلاین.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7640</id>
		<title>مهاجران و انصار &quot;چ&quot;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%22%DA%86%22&amp;diff=7640"/>
		<updated>2021-01-09T16:36:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: صفحه‌ای تازه حاوی «==حصر پاوه== کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==حصر پاوه==&lt;br /&gt;
کروهکهای '''ضد انقلاب''' در همان ابتدای انقلاب در مناطق مختلف فعالیت خود را گسترش دادند. از جمله ی این مناطق، '''نقاط کرد نشین''' بود. احزابی چون '''دموکرات''' و '''کوموله''' و '''چریکهای فدایی خلق''' اکثریت و اقلیت و... در '''کردستان''' دست به حرکات نظامی بسیاری زدند تا بلکه بتوانند انقلاب نوپایی که عمرش به چند روز هم نرسیده بود را تکه تکه کنند و بلکه بتوانند خودمختاری  یا تجزیه کردستان را  رقم بزنند. از این روی در نقاط مختلفی از شهرهای کرد نشین غائله های مختلفی شروع شد. یکی از مهمترین این ها '''حصر پاوه''' بود که در مرداد سال 58 رخ داد.  ضد انقلاب شهر پاوه را در محاصره قرار داد و داشت میرفت که تمام شهر سقوط کند. در '''فیلم چ''' تنها بخشی از غائله به نمایش گذاشته شده است و آن نقش '''شهید چمران''' و نقش '''پیام تاریخی حضرت امام خمینی ره''' در ختم دادن به این غائله بوده است. نکات بسیار مهمی که در این ماجرا به نمایش در نیامده است، '''نقش مردم پاوه''' در مبارزه با این گروهک ضد انقلاب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان غائله ی پاوه از اینجا شروع میشود که ضد انقلاب در قریه ای به نام قوری‌قلعه در اطراف پاوه گرد هم می‌آیند و شورایی را برای اداره شهر پاوه تشکیل میدهند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7550</id>
		<title>سیدالشهدای کرمانشاه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7550"/>
		<updated>2021-01-08T15:02:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* پیش درآمد */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شهید جعفری.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد سعید جعفری]]&lt;br /&gt;
'''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در سن نوجوانی در سال '''1342''' با '''توزیع اعلامیه های حضرت امام''' شروع میکند. طلبگی را شروع میکند. تقریبا از اوایل دهه 50 فعالیت های گسترده ی انقلابی خود را شروع میکند و با علمای کرمانشاه که بسیاری در تفرقه بودند ارتباط وسیع میگیرد. '''محوریت اصلی راهپیمایی های انقلاب''' در کرمانشاه و تجمعات و... را به عهده دارد و برای '''امضا گرفتن اعلامیه''' ها به تمام '''علما''' مراجعه میکند و با روش های مختلف از آنان امضا میگیرد.  پیش از انقلاب پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد. در '''تاسیس کمیته انقلاب اسلامی کرمانشاه''' نقش کلیدی و احتمالا اصلی را دارد. '''اولین فرمانده سپاه کرمانشاه''' میشود. تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب با دیدی که به مسائل غرب کشور دارد و نفوذی که سالهای غرب در میان انقلابیون غرب کشور و از جمله سنندج دارد و متوجه قدرت گرفتن '''ضد انقلاب''' و '''دموکرات''' و .. میشود و میبیند که ضد انقلاب '''پادگان سنندج''' را محاصره کرده است با اعزام نیروهایی که خود بسیاری از آنان را جذب فعالیت های انقلاب نموده است پادگان را از خطر سقوط نجات میدهد . پادگانی که اگر سقوط میکرد خطر تجزیه کردستان در همان اول انقلاب بسیار محتمل بود. و ایران را درگیر جنگی طولانی با ضد انقلاب منطقه کردستان مینمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شهید جعفری در همان اوایل انقلاب که تحرکات دموکرات و ... را میبیند با '''گزارشات خود به حضرت امام ره'''  ایشان را در جریان کار میگذارد.  شهید جعفری که برای اموراتی به دیدار '''منتظری'''، قائم مقام رهبری میرود و '''مهدی هاشمی''' را میبیند و میشناسد، از '''سقوط منتظری''' در همان اول انقلاب به یارانش خبر میدهد و میگوید اینها بلایی بر سر منتظری  می آورند که عبرت تاریخ خواهد شد!&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی==&lt;br /&gt;
سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در روز 18 بهمن ۱۳۳۱ در '''قصرشيري'''ن و درايام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنيا آمد. سلسله ايشان از سادات قديمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابيطالب (ع) می پيوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید در سن 7-8 سالگی به همراه خانواده ساکن '''کرمانشاه''' شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کريم و آموزش احکام شرعی را از ايام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم '''ميرزا علی اصغر بهمانی''' آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش 2-3 بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.&lt;br /&gt;
== سخنران 12 ساله! ==&lt;br /&gt;
هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش دوره کارشناسی و آموزش های دينی و مذهبی گرديد تا بدانجا که از '''۱۶ سالگی''' رسماً در مساجد و جلسات دينی به '''سخنرانی''' می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن '''12 سالگی''' و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر '''مسجد آیت الله بروجردی''' با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است.&lt;br /&gt;
از نوجوانی '''آموزش دروس حوزوی''' را در نزد روحانيت کرمانشاه آغاز می نمايد و از محضر اساتيدی چون '''شهيد محراب آيت الله عطاء الله اشرفی''' و '''شهيد آيت الله بهاءالدين کنگاوری(محمدی عراقی)''' و '''آيت الله مجتبی حاج آخوند''' و نيز '''آخوند ملاعلی معصومی همدانی'''('''استاد عرفان''' شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد '''علی حجتی کرمانی'''(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصيتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعيد خوش سيما و خوش سيرت است. لبخندش قفل دلها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده می يابد. حتی در ميان '''اهل سنت''' و نيز '''اهل حق'''(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، '''میسيونرهای مسيحی''' و '''مبلغان بهايی''' و '''گروه وحدت نوين جهانی''' که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.&lt;br /&gt;
==نخستین فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
 شايد نخستين فعاليت سياسی او به پخش اعلاميه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.&lt;br /&gt;
==آشنایی با شهید صیاد شیرازی==&lt;br /&gt;
'''شهيــد سپهبدعلی صياد شيرازی''' در سال۱۳۵۰در جریان '''دعوت شهید جعفری'''(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ايشان آشنا می گردند و اين آشنايی را نقطه عطفی در تغيير مسير زندگی خويش دانسته می گويد: ''«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهيد صياد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ايشان در مخالفت با رژيم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعيد جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام '''جشن های 2500 ساله،''' همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قيام سخن می گويد فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گيرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعاليت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای '''ايلام، کردستان، همدان و تهران''' برگزار می نمايد.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
سید سعید در سال 53 با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نمايد و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.&lt;br /&gt;
==از فعاليت های سياسی و فرهنگی تا تشکیل '''شورای یاوری تهیدستان'''==&lt;br /&gt;
فعاليت های سياسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهيد منجر به تربيت شاگردان فراوانی می گردد که تا پايان عمر به شهيد دلبستگی مي یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال 56 با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به '''فقرا و مستمندان''' راه اندازی می نمایند که بعدها آن را '''«شورای یاوری تهیدستان»''' میخوانند.&lt;br /&gt;
==ارتباط با روحانیت==&lt;br /&gt;
ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون '''آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی''' و ... صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.&lt;br /&gt;
==تشکیل گروه های هفتگانه نظامی==&lt;br /&gt;
شهید جعفری در سال ۱۳۵۶ فاز '''نظامی''' فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ '''گروه مخفی''' برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر '''مراکز فساد''' و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید '''تحت تعقیب ساواک''' قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد.&lt;br /&gt;
==تشکیل  کمیته و اولین سپاه پاسداران==&lt;br /&gt;
در زندان '''پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور''' را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به '''اعتصاب غذا''' می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر '''کمیته حفاظت شهری کرمانشاه''' را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر '''«خورین»''' حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را '''سپاه پاسداران''' نامیده اند تحت آموزش های '''سرگرد علیداد همتی''' به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دی ماه نیز پایگاه دیگری را در '''چغانرگس''' حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به '''حفاظت جان امام (ره)''' به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل '''کمیته مسجد قبا''' زیر نظر '''آیت ا... شهید دکتر مفتح''' می گردد.&lt;br /&gt;
==پس از پیروزی انقلاب==&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری '''اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده''' را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان '''«پاسداران انقلاب اسلامی»''' شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام '''پادگان شهید منتظری''' بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که '''هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه''' می گردد.&lt;br /&gt;
==آزادسازی پادگان سنندج==&lt;br /&gt;
در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل – که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل '''کردستان''' را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به '''آیت ا... حسن لاهوتی''' و '''شهید سپهبد ولی ا... قرنی''' از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، '''با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد'''.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه '''اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور''' به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در '''هوانیروز کرمانشاه''' و هماهنگی عملیات هوایی از '''پایگاه شهید نوژه''' عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج '''نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی''' را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی '''شهید امیر شاهرضایی''' و برادران '''امیر و حسین اشک تلخ''' پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با '''گروه میثم''' به سمت '''مهاباد''' گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای «'''کرند و گهواره'''» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.&lt;br /&gt;
==غائله پاوه==&lt;br /&gt;
در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در '''مریوان''' به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید '''دکتر مصطفی چمران''' به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت '''پاوه''' ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در '''قوری قلعه''' ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی '''آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی''' در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پيروزي مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهيد چمران به اين شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گرديد. شهيد جعفري -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسليحات و نيروهاي جان بر كفي را به فرماندهي شهيد '''آيت شعباني''' و آقاي '''عبدالعلي بوچانپور''' به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پي گيري وسيعي را با همراهي '''آيت ا... مجتبي حاج آخوند''' جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش براي نجات پاوه ايفا مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آزادسازی  روانسر و کامیاران==&lt;br /&gt;
در شهريور ۵۸ شهيد جعفري با اعزام نيروهاي سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگيري به عقب نشيني از آن شهر وادار می نمایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق '''سیدالشهدای''' کرمانشاه نامیده است- در ديماه ۵۸ با تشكيل ('''گروه سلمان''') و تدوين طرح يك عمليات چريكي و پارتیزانی پيچيده به فرماندهي '''شهيد ابوالحسن ياري''' که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- كامياران را در اوج نا اميدي ها بدون تلفات شهري و با تقديم كمتر از ۱۲ شهيد آزاد مي نمايد.&lt;br /&gt;
==تاسیس پیشمرگان کرد مسلمان==&lt;br /&gt;
از ديگر اقدامات شهيد '''گرفتن امان نامه از امام(ره''') براي برخي از افرادي است كه از زمان طاغوت با جرايم كوچك به عراق گريخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. اين طرح منجر به بازگشت اين '''آوارگان''' به كشور و رفع يكدست ناهنجاري هاي اجتماعي در منطقه و نيز همراهي بسياري از آنان با انقلاب در مقاطع بعدي خصوصاً در سازمان('''پيشمرگان كرد مسلمان''') گرديد که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشكيل(پیشمرگان كرد مسلمان) با محوريت سران كرد رانده شده از ایران و دريافت كنندگان امان نامه ها و حمايت شهيد چمران و علامه احمد مفتي زاده نيز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسكان مهاجران كردي كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر كرمانشاه از ديگر اقدامات ايشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت ديگر این سید الهی آن بود كه در مسير تأليف قلوب طوايف محلي تعدادي از افراد ذي نفوذ و نيازمند منطقه را نيز مورد حمايت مالي نظام قرار دادند.&lt;br /&gt;
==اقدامات فرهنگی-سیاسی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد سعيد جعفري همزمان در عرصه سياسي مبارزه وسيعي را عليه گروهكها التقاطي و '''مجاهدين خلق''' و ساير '''گروهكهاي ماركسيستي''' سامان داد. قدرت '''مناظره''' سعيد در اين مسير بسيار موثر و نزديكي ايشان با جامعه روحانيت كرمانشاه بسيار راه گشا بود. همچنين شهید با برگزاري دروس تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه و سخنراني در مساجدخصوصاً برگزاري جلسات هفتگي مسجد معتضدي و دعاي كميل مسجد بروجردي و افشاگري در مورد ماهيت '''بني صدر''' و نيز با متشكل كردن و برافراشتن نام حزب ا... و تدارك '''تاسيس نهضت اسلامي دانشجويان غرب كشور''' به عنوان '''نخستين اتحاديه دانشجويي''' و '''نامزدي در انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در پاوه''' نقش بي بديلي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي منطقه ايفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدين خلق در فرمانداري كرمانشاه سید محمد سعید جعفری را '''رد صلاحیت''' کرده، سه نفر از نامزدهاي منافقين و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفي نمودند، استاد شهيد سعيد جعفري با دعوت از مردم به '''تحصن در فرمانداري''' از ورود آنها به مجلس جلوگيري به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاري مراسم ديدار حزب ا... و روحانيت كرمانشاه با امام(ره) و ديدار امام جمعه وقت سنندج و جمعي از برادران اهل سنت و ديدار طايفه اهل حق با امام(ره) و ديدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكيل نيروي نظامي و بيان مطالب خصوصي با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آيت ا... منتظري در اواخر سال ۵۸ از مهمترين ديدارهاي اين شهيد با امام(ره) است. ارتباط شهيد با '''مجلس اعلاي شيعيان لبنان''' و سفر آقاي '''عبدالامير قبلان''' به كرمانشاه و نيز ارتباط با '''حزب الدعوه الاسلاميه عراق''' خصوصاً علامه '''سيد مرتضي عسگري''' از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با '''حزب اسلامي رعد افغانستان''' پس از پيروزي و صدور '''نشريه عاشورا در افغانستان''' از اقدامات سیاسی-فرهنگي شهيد است در حوزه ی خارج از کشور.&lt;br /&gt;
==از پیش بینی جنگ تحمیلی تا بسیج نیروهای مردمی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد و این فرمانده دلیر '''يكسال''' پيش از آغاز جنگ تحميلي با نگاشتن نامه اي تحركات جبهه عراق و '''خطر حمله قريب الوقوع''' آنان را به '''رئيس جمهور وقت''' گوشزد مي نمايد ولی با بي توجهي او روبرو مي گردد. پيرو اين روشنگري ها نيروهاي مردمي كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ '''كنسولگري عراق''' را كه مشغول نقشه برداري و جمع آوري اطلاعات از منطقه است تصرف مي نمايند و اسنادي را نيز در اختيار آن شهيد قرار مي دهند. شهيد جعفري در مصاحبه خويش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار ديگر بر خطر حمله عراق تصريح نموده و با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و ... به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سركردگي شهيدان مفقودالاثر '''امير سالمي و داوود رضواني''' در مرزهاي خسروي و گيلانغرب مستقر مي نمايد تا آخرين تحركات دشمن را به صورت روزانه به ايشان گزارش نمايند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و '''بسیج نیروهای مردمی''' به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از '''سرپل ذهاب''' گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای '''عملیات چریکی''' و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. '''یکماه مقاومت''' سرسختانه این گروه اندک که با حمایت '''هوانیروز''' کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان '''علی اکبر شیرودی و احمد کشوری''' و '''یحیی شمشادیان''' پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات '''قراویز''' در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت '''درسهای نهج البلاغه''' شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. &lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات '''قراویز''' به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که '''آیت الله نجومی''' 18 ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه اي غير قابل توصيف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»'''  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.yjc.ir/fa/news/4096580/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA شهید سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی کیست؟]. باشگاه خبرنگاران جوان. ۳۱ شهريور ۱۳۹۱.&lt;br /&gt;
* [http://shohada-kermanshah.blogfa.com/post/13/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1%db%8c- شهید سید محمد سعید جعفری]. پایگاه اطلاع رسانی شهدای کرمانشاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهرستان قصر شیرین]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سپاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیشمرگان کرد مسلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%22%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%22_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8!&amp;diff=7549</id>
		<title>&quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&quot; قبل از پیروزی انقلاب!</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%22%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%22_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8!&amp;diff=7549"/>
		<updated>2021-01-08T15:02:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* جستارهای وابسته */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:سپاه.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
انقلابی های استان '''کرمانشاه''' اندکی مانده تا پیروزی انقلاب اسلامی کرمانشاه اقدام به تاسیس دو گروه نظامی میکنند، یکی '''&amp;quot;کمیته&amp;quot;''' ها و دیگری '''&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی&amp;quot;'''. حتی نام خودشان را پاسداران انقلاب میگذارند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب، سپاه کرمانشاه را شکل میدهند. آنچه که از خاطرات بر می آید سپاه کرمانشاه '''اولین''' یا جزو اولین سپاه های سراسر کشور است. حتی '''آرم''' کنونی سپاه را هم که زرد و آبی است را بچه های پاسدار کرمانشاه طراحی میکنند که بعد از سفر فرماندهان سپاه تهران به کرمانشاه، نمونه هایی را به آنها میدهند و آرم سپاه فراگیر میشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه تنها یک ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی که هنوز نه سپاه تاسیس شده بود و نه ارتش سامانی داشت، [[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی|اولین عملیات نظامی انقلاب اسلامی]] را پیروزمندانه رقم میزنند. و با اعزام فوری حدود '''32 نفر''' از همین پاسداران انقلاب که آموزش نظامی را مدتی بود شروع کرده بودند مقابل '''ضد انقلاب''' ، '''دموکرات''' و ... می ایستند و مانع از '''سقوط پادگان بزرگ سنندج''' و مسلح شدن ضد انقلاب میشوند. مساله ای که '''اولا''' به موقع تشخیص داده میشود و '''ثانیا''' از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده است. چرا که اگر این پادگان و انبارهای مهمات ان به دست ضد انقلاب می افتاد با توجه به این که نه ارتش سامانی داشت و نه سپاه شکلی داشت، قریب به یقین، کردستان ایران تجزیه میشد. و این اهمیت و حیاتی و فوری بودن اقدام این 32 پاسدار انقلاب اسلامی کرمانشاه به رهبری [[سیدالشهدای کرمانشاه|شهید سید محمدسعید جعفری]] است.&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه|شهید سید محمدسعید جعفری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی|اولین عملیات نظامی انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سپاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7548</id>
		<title>اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7548"/>
		<updated>2021-01-08T15:01:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* جستارهای وابسته */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== سقوط پادگان سنندج ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلافاصله پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از '''ضد انقلاب''' در خطه ی '''کردستان''' با تجهیز شدن از سمت '''استکبار''' و '''صدام''' تنها '''چند روز پس از انقلاب''' شروع به ایجاد نا امنی و به سقوط کشاندن پادگان ها میکنند تا نظام نوپای اسلامی را که هنوز قوه ی نظام اش به هیچ وجه سامانی ندارد دچار تجزیه کند. '''پادگان مهاباد''' غارت میشود و ضد انقلاب کمتر از یک ماه پس از انقلاب، در تاریخ '''۲۷ اسفند ۱۳۵۷''' یعنی بیست و پنج روز پس از حمله به '''پادگان مهاباد''' و با سلاح‌های غارت شده از آن پادگان، هزاران نفر از نیروهای مسلّح سازماندهی شده توسط توطئه ‌گران، به پادگان مهمّ و استراتژیک '''سنندج'''، حمله کردند. ضد انقلابیّون ابتداً '''شهربانی و ژاندارمری''' و '''مرکز رادیو سنندج''' را در اختیار گرفته و از طریق رادیو دائماً از پرسنل پادگان می‌خواستند که تسلیم شوند. این در حالی بود که گلوله‌ای از داخل پادگان به سوی کسی شلیک نشده بود. در این میان بیست و یک سرباز به شهادت می‌رسند و چند ساختمان داخل پادگان به تسخیر آنان در می‌آید. جنگی رادیویی بین '''رادیو ایران''' (که تحت نظر حکومت مرکزی و انقلاب بود) و '''رادیو محلی سنندج''' (که به دست ضد انقلاب افتاده بود) در میگیرد. پادگان اگر سقوط میکرد و انبار های بزرگ مهماتش به دست ضد انقلاب می افتاد، به قول '''شهید قرنی''' سالهای سال نظام را به شدت درگیر خودش میکرد. و احتمال '''تجزیه کردستان''' بسیار بالا میرفت و ممکن بود کردستان برای همیشه از ایران جدا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین وضع حساسی که کمتر از یک ماه از انقلاب میگذرد '''شهید جعفری''' پیش از محاصره ی پادگان شروع به ارتباط با تهران میکند و گزارش ها را مدام به حضرت امام میرساند. و امام هم شهید جعفری را به شهید قرنی ارجاع میدهد که ایشان هم اختیارات تام به شهید جعفری میدهد و سرانجام با دو هلیکوپتر  نیروهایش را که فقط 32 تن از همان انقلابیونی بودندکه خیلی هایشان را خود جذب فعالیت های انقلاب کرده بود به پادگان محاصره شده هلی برد میکند. ورق بر میگردد و پادگان از سقوط نجات می یابد، البته چند روز بعد دوباره نیروهای تازه نفس تر از کلاه سبز های ارتش هم به پادگان اعزام میشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از انقلاب اسلامی نگذشته است که '''ضد انقلابیون''' در خطه ی '''کردستان''' شروع به حمله به پادگان های نظامی از جمله '''مهاباد''' و پاسگاه ها میکنند و با خلع سلاح نمودن آنان و مسلح شدن به انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین شروع به زمینه سازی برای '''تجزیه کردستان''' در همان روزهای نخستین انقلاب میکنند و این همه در حالی است که تازه سران ارتش بسیاری در حال محاکمه بوده و به کلی شاکله ی ارتش به هم خورده است و فرمان پذیری هم از مراکز ندارند. این را بگذارید در کنار اینکه یک ماه پس از انقلاب هیچ نیروی منسجمی که بتواند مقابل این ضد انقلاب را برای تجزیه کردستان بگیرد وجود ندارد. و سپاه هم تشکیل نشده است. (تازه در اردیبهشت 58 تشکیل گشت) در این میان گروهی از '''جوانان انقلابی کرمانشاه''' که پیش از انقلاب مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بودند از همان روز اول انقلاب با تصرف اردوگاهی از رژیم سابق مشغول به '''آموزش نظامی''' می شوند که همین آموزشهای اندک و فشرده که یک ماه است انجام میشود به کار انقلاب می آید و دور اندیشی '''شهید جعفری''' باز هم خطری بزرگی را انقلاب نوپای اسلامی دفع میکند. خطری که اگر دفع نمیشد و '''پادگان لشکر 28 سنندج''' سقوط میکرد و انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین زاغه های آن به دست ضد انقلاب می افتاد معلوم نبود چه بلایی بر حاکمیت ایران بر کردستان می افتاد. همین را باید گذاشت در کنار این که بجز ضد انقلابیون کردستان، '''تجزیه طلبان خلق عرب''' و خطه ی '''بلوچستان''' و نقاط دیگر ایران پس از دیدن موفقیت تجزیه کردستان چه بلایی بر سر تمامیت ارضی ایران می آوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که اهمیت اقدام به موقع &amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; در رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلابیون معلوم میشود. '''شهید سیدمحمد سعید جعفری''' با دید دقیقی که داشت و نیز سرعت عملش در فهمیدن موضوع غائله ی کردستان و خطر عظیمش برای انقلاب شروع به آموزش دادن جوانان انقلابی کرمانشاه نمود که تنها یک ماه پس از انقلاب به درد انقلاب میخورد. البته این زود متوجه خطر شدن احتمالا به خاطر ارتباطاتی بوده باشد که شهید جعفری با انقلابیون سنندج داشته و قبل از انقلاب هم برای سخنرانی به آنجا میرفته وی در شکل دادن به انقلابیون آنجا کمکهایی داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی ==&lt;br /&gt;
عملیات این پاسداران برای رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلاب در 28 اسفند 1357 انجام میشود. شهید جعقری  گزارش این فاجعه قریب الوقوع را به محضر '''امام خمینی ره''' و مسئولان دیگر در تهران میرساند. امام خمینی هم ایشان را به '''شهید قرنی''' ارجاع میدهد تا کارها با هماهنگی شهید قرنی که فرمانده ارتش بود انجام گیرد. شهید قرنی هم '''فرماندهی تام الختیار در غرب''' را به شهید سید محمد سعید جعفری می دهد. ایشان هم به کرمانشاه مراجعه نموده و به '''پادگان خضر زنده''' که محل آموزش جوانان انقلابی است می‌آید. با سخنانی عاشورایی که میکند و شعله شهادت را در دل آنان روشن مینماید گروه پاسداران را برای اعزام به سنندج آماده میکند. تعداد 28 الی 32 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه داوطلب اعزام به پادگان سنندج میشوند. پادگانی که به کلی توسط ضد انقلاب محاصره ی کامل شده است و بخش هایی از پادگان هم سقوط نموده است. چند روز پیشتر از این محور، انقلابیون سنندج( '''شاطر محمد رحمانپور و پسرش''') توسط ضد انقلاب به شهادت رسیده اند. شاطر محمد با بیسیم به طور مکرر از تهران و کرمانشاه و... درخواست کمک می نماید و در آخرین بیسیمی که میزند میگوید که یادتان باشد که به کمک ما نیامدید. در حالی که اگر شما به جای ما بودید، خودمان را برای کمک به شما میرساندیم. البته راه زمینی کمک به آنان بسته بوده است. و شهید جعفری پس از گرفتن اختیارات تام از شهید قرنی، 28 نیروی داوطلب را در 28 اسفند 57 یه هوانیروز میبرد. پس از کش و قوس و جر و بحث هایی که خلبان ها ظاهرا نمی خواستند پرواز کنند، این 28 تن سوار بر هلی کوپتر شینوک می شوند و برای هلی برد در پادگانی که مسلح گشته است به سمت سنندج پرواز میکنند. در میان تیرباران ضدانقلاب که به سمت هلی کوپتر شلیک میکنند، نیروها پیاده میشوند و خود را به ساختمان ها میرسانند و این در حالی است که هر کدام با لباس های شخصی و یک قبضه ژ3 و خشابی به همراه آن برای آزادی پادگان اقدام میکنند. در طی چند روز که این نیرو ها به پادگان میرسند، بخشهایی از پادگان را آزاد میکنند. چند روز هم نیروهای '''تیپ 65 نوهد شیراز''' به آنان میپیوندند و به صورت حرفه ای تر مواضع ضد انقلاب را با سلاح های سنگین موجود در پادگان مورد هدف قرار می دهند. چند رو پس از آنکه موضع ضد انقلاب در سنندج متزلزل میگردد و پادگان آزاد میگردد. هیاتی با عنوان '''هیات حسن نیت''' با ریاست مرحوم '''طالقانی''' و همراهی شهید '''بهشتی''' و مرحوم '''هاشمی رفسنجانی''' و '''بنی صدر''' و... برای '''مذاکره''' وارد سنندج میگردندو.... در این عملیات که اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی بود  با موفقیت به انجام رسید. در این عملیات '''سه شهید''' تقدیم انقلاب شد.&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه|شهید سید محمدسعید جعفری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: پادگان سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%22%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%22_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8!&amp;diff=7547</id>
		<title>&quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&quot; قبل از پیروزی انقلاب!</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%22%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%22_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D8%B2_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8!&amp;diff=7547"/>
		<updated>2021-01-08T14:59:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: صفحه‌ای تازه حاوی «بندانگشتی انقلابی های استان '''کرمانشاه''' اندکی مانده تا پیر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:سپاه.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
انقلابی های استان '''کرمانشاه''' اندکی مانده تا پیروزی انقلاب اسلامی کرمانشاه اقدام به تاسیس دو گروه نظامی میکنند، یکی '''&amp;quot;کمیته&amp;quot;''' ها و دیگری '''&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی&amp;quot;'''. حتی نام خودشان را پاسداران انقلاب میگذارند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب، سپاه کرمانشاه را شکل میدهند. آنچه که از خاطرات بر می آید سپاه کرمانشاه '''اولین''' یا جزو اولین سپاه های سراسر کشور است. حتی '''آرم''' کنونی سپاه را هم که زرد و آبی است را بچه های پاسدار کرمانشاه طراحی میکنند که بعد از سفر فرماندهان سپاه تهران به کرمانشاه، نمونه هایی را به آنها میدهند و آرم سپاه فراگیر میشود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه تنها یک ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی که هنوز نه سپاه تاسیس شده بود و نه ارتش سامانی داشت، [[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی|اولین عملیات نظامی انقلاب اسلامی]] را پیروزمندانه رقم میزنند. و با اعزام فوری حدود '''32 نفر''' از همین پاسداران انقلاب که آموزش نظامی را مدتی بود شروع کرده بودند مقابل '''ضد انقلاب''' ، '''دموکرات''' و ... می ایستند و مانع از '''سقوط پادگان بزرگ سنندج''' و مسلح شدن ضد انقلاب میشوند. مساله ای که '''اولا''' به موقع تشخیص داده میشود و '''ثانیا''' از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده است. چرا که اگر این پادگان و انبارهای مهمات ان به دست ضد انقلاب می افتاد با توجه به این که نه ارتش سامانی داشت و نه سپاه شکلی داشت، قریب به یقین، کردستان ایران تجزیه میشد. و این اهمیت و حیاتی و فوری بودن اقدام این 32 پاسدار انقلاب اسلامی کرمانشاه به رهبری [[سیدالشهدای کرمانشاه|شهید سید محمدسعید جعفری]] است.&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[سیدالشهدای کرمانشاه|شهید سید محمدسعید جعفری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی|اولین عملیات نظامی انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منبع==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سپاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87.jpg&amp;diff=7546</id>
		<title>پرونده:سپاه.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87.jpg&amp;diff=7546"/>
		<updated>2021-01-08T14:58:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سپاه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C&amp;diff=7545</id>
		<title>شهید سید محمد سعید جعفری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C&amp;diff=7545"/>
		<updated>2021-01-08T14:48:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ شهید سید محمد سعید جعفری را به سیدالشهدای کرمانشاه منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[سیدالشهدای کرمانشاه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7544</id>
		<title>سیدالشهدای کرمانشاه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7544"/>
		<updated>2021-01-08T14:48:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ شهید سید محمد سعید جعفری را به سیدالشهدای کرمانشاه منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شهید جعفری.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
'''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در سن نوجوانی در سال '''1342''' با '''توزیع اعلامیه های حضرت امام''' شروع میکند. طلبگی را شروع میکند. تقریبا از اوایل دهه 50 فعالیت های گسترده ی انقلابی خود را شروع میکند و با علمای کرمانشاه که بسیاری در تفرقه بودند ارتباط وسیع میگیرد. '''محوریت اصلی راهپیمایی های انقلاب''' در کرمانشاه و تجمعات و... را به عهده دارد و برای '''امضا گرفتن اعلامیه''' ها به تمام '''علما''' مراجعه میکند و با روش های مختلف از آنان امضا میگیرد.  پیش از انقلاب پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد. در '''تاسیس کمیته انقلاب اسلامی کرمانشاه''' نقش کلیدی و احتمالا اصلی را دارد. '''اولین فرمانده سپاه کرمانشاه''' میشود. تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب با دیدی که به مسائل غرب کشور دارد و نفوذی که سالهای غرب در میان انقلابیون غرب کشور و از جمله سنندج دارد و متوجه قدرت گرفتن '''ضد انقلاب''' و '''دموکرات''' و .. میشود و میبیند که ضد انقلاب '''پادگان سنندج''' را محاصره کرده است با اعزام نیروهایی که خود بسیاری از آنان را جذب فعالیت های انقلاب نموده است پادگان را از خطر سقوط نجات میدهد . پادگانی که اگر سقوط میکرد خطر تجزیه کردستان در همان اول انقلاب بسیار محتمل بود. و ایران را درگیر جنگی طولانی با ضد انقلاب منطقه کردستان مینمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شهید جعفری در همان اوایل انقلاب که تحرکات دموکرات و ... را میبیند با '''گزارشات خود به حضرت امام ره'''  ایشان را در جریان کار میگذارد.  شهید جعفری که برای اموراتی به دیدار '''منتظری'''، قائم مقام رهبری میرود و '''مهدی هاشمی''' را میبیند و میشناسد، از '''سقوط منتظری''' در همان اول انقلاب به یارانش خبر میدهد و میگوید اینها بلایی بر سر منتظری  می آورند که عبرت تاریخ خواهد شد!&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی==&lt;br /&gt;
سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در روز 18 بهمن ۱۳۳۱ در '''قصرشيري'''ن و درايام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنيا آمد. سلسله ايشان از سادات قديمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابيطالب (ع) می پيوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید در سن 7-8 سالگی به همراه خانواده ساکن '''کرمانشاه''' شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کريم و آموزش احکام شرعی را از ايام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم '''ميرزا علی اصغر بهمانی''' آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش 2-3 بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.&lt;br /&gt;
== سخنران 12 ساله! ==&lt;br /&gt;
هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش دوره کارشناسی و آموزش های دينی و مذهبی گرديد تا بدانجا که از '''۱۶ سالگی''' رسماً در مساجد و جلسات دينی به '''سخنرانی''' می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن '''12 سالگی''' و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر '''مسجد آیت الله بروجردی''' با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است.&lt;br /&gt;
از نوجوانی '''آموزش دروس حوزوی''' را در نزد روحانيت کرمانشاه آغاز می نمايد و از محضر اساتيدی چون '''شهيد محراب آيت الله عطاء الله اشرفی''' و '''شهيد آيت الله بهاءالدين کنگاوری(محمدی عراقی)''' و '''آيت الله مجتبی حاج آخوند''' و نيز '''آخوند ملاعلی معصومی همدانی'''('''استاد عرفان''' شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد '''علی حجتی کرمانی'''(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصيتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعيد خوش سيما و خوش سيرت است. لبخندش قفل دلها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده می يابد. حتی در ميان '''اهل سنت''' و نيز '''اهل حق'''(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، '''میسيونرهای مسيحی''' و '''مبلغان بهايی''' و '''گروه وحدت نوين جهانی''' که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.&lt;br /&gt;
==نخستین فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
 شايد نخستين فعاليت سياسی او به پخش اعلاميه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.&lt;br /&gt;
==آشنایی با شهید صیاد شیرازی==&lt;br /&gt;
'''شهيــد سپهبدعلی صياد شيرازی''' در سال۱۳۵۰در جریان '''دعوت شهید جعفری'''(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ايشان آشنا می گردند و اين آشنايی را نقطه عطفی در تغيير مسير زندگی خويش دانسته می گويد: ''«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهيد صياد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ايشان در مخالفت با رژيم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعيد جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام '''جشن های 2500 ساله،''' همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قيام سخن می گويد فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گيرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعاليت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای '''ايلام، کردستان، همدان و تهران''' برگزار می نمايد.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
سید سعید در سال 53 با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نمايد و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.&lt;br /&gt;
==از فعاليت های سياسی و فرهنگی تا تشکیل '''شورای یاوری تهیدستان'''==&lt;br /&gt;
فعاليت های سياسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهيد منجر به تربيت شاگردان فراوانی می گردد که تا پايان عمر به شهيد دلبستگی مي یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال 56 با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به '''فقرا و مستمندان''' راه اندازی می نمایند که بعدها آن را '''«شورای یاوری تهیدستان»''' میخوانند.&lt;br /&gt;
==ارتباط با روحانیت==&lt;br /&gt;
ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون '''آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی''' و ... صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.&lt;br /&gt;
==تشکیل گروه های هفتگانه نظامی==&lt;br /&gt;
شهید جعفری در سال ۱۳۵۶ فاز '''نظامی''' فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ '''گروه مخفی''' برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر '''مراکز فساد''' و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید '''تحت تعقیب ساواک''' قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد.&lt;br /&gt;
==تشکیل  کمیته و اولین سپاه پاسداران==&lt;br /&gt;
در زندان '''پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور''' را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به '''اعتصاب غذا''' می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر '''کمیته حفاظت شهری کرمانشاه''' را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر '''«خورین»''' حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را '''سپاه پاسداران''' نامیده اند تحت آموزش های '''سرگرد علیداد همتی''' به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دی ماه نیز پایگاه دیگری را در '''چغانرگس''' حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به '''حفاظت جان امام (ره)''' به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل '''کمیته مسجد قبا''' زیر نظر '''آیت ا... شهید دکتر مفتح''' می گردد.&lt;br /&gt;
==پس از پیروزی انقلاب==&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری '''اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده''' را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان '''«پاسداران انقلاب اسلامی»''' شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام '''پادگان شهید منتظری''' بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که '''هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه''' می گردد.&lt;br /&gt;
==آزادسازی پادگان سنندج==&lt;br /&gt;
در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل – که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل '''کردستان''' را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به '''آیت ا... حسن لاهوتی''' و '''شهید سپهبد ولی ا... قرنی''' از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، '''با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد'''.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه '''اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور''' به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در '''هوانیروز کرمانشاه''' و هماهنگی عملیات هوایی از '''پایگاه شهید نوژه''' عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج '''نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی''' را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی '''شهید امیر شاهرضایی''' و برادران '''امیر و حسین اشک تلخ''' پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با '''گروه میثم''' به سمت '''مهاباد''' گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای «'''کرند و گهواره'''» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.&lt;br /&gt;
==غائله پاوه==&lt;br /&gt;
در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در '''مریوان''' به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید '''دکتر مصطفی چمران''' به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت '''پاوه''' ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در '''قوری قلعه''' ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی '''آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی''' در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پيروزي مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهيد چمران به اين شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گرديد. شهيد جعفري -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسليحات و نيروهاي جان بر كفي را به فرماندهي شهيد '''آيت شعباني''' و آقاي '''عبدالعلي بوچانپور''' به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پي گيري وسيعي را با همراهي '''آيت ا... مجتبي حاج آخوند''' جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش براي نجات پاوه ايفا مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آزادسازی  روانسر و کامیاران==&lt;br /&gt;
در شهريور ۵۸ شهيد جعفري با اعزام نيروهاي سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگيري به عقب نشيني از آن شهر وادار می نمایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق '''سیدالشهدای''' کرمانشاه نامیده است- در ديماه ۵۸ با تشكيل ('''گروه سلمان''') و تدوين طرح يك عمليات چريكي و پارتیزانی پيچيده به فرماندهي '''شهيد ابوالحسن ياري''' که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- كامياران را در اوج نا اميدي ها بدون تلفات شهري و با تقديم كمتر از ۱۲ شهيد آزاد مي نمايد.&lt;br /&gt;
==تاسیس پیشمرگان کرد مسلمان==&lt;br /&gt;
از ديگر اقدامات شهيد '''گرفتن امان نامه از امام(ره''') براي برخي از افرادي است كه از زمان طاغوت با جرايم كوچك به عراق گريخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. اين طرح منجر به بازگشت اين '''آوارگان''' به كشور و رفع يكدست ناهنجاري هاي اجتماعي در منطقه و نيز همراهي بسياري از آنان با انقلاب در مقاطع بعدي خصوصاً در سازمان('''پيشمرگان كرد مسلمان''') گرديد که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشكيل(پیشمرگان كرد مسلمان) با محوريت سران كرد رانده شده از ایران و دريافت كنندگان امان نامه ها و حمايت شهيد چمران و علامه احمد مفتي زاده نيز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسكان مهاجران كردي كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر كرمانشاه از ديگر اقدامات ايشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت ديگر این سید الهی آن بود كه در مسير تأليف قلوب طوايف محلي تعدادي از افراد ذي نفوذ و نيازمند منطقه را نيز مورد حمايت مالي نظام قرار دادند.&lt;br /&gt;
==اقدامات فرهنگی-سیاسی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد سعيد جعفري همزمان در عرصه سياسي مبارزه وسيعي را عليه گروهكها التقاطي و '''مجاهدين خلق''' و ساير '''گروهكهاي ماركسيستي''' سامان داد. قدرت '''مناظره''' سعيد در اين مسير بسيار موثر و نزديكي ايشان با جامعه روحانيت كرمانشاه بسيار راه گشا بود. همچنين شهید با برگزاري دروس تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه و سخنراني در مساجدخصوصاً برگزاري جلسات هفتگي مسجد معتضدي و دعاي كميل مسجد بروجردي و افشاگري در مورد ماهيت '''بني صدر''' و نيز با متشكل كردن و برافراشتن نام حزب ا... و تدارك '''تاسيس نهضت اسلامي دانشجويان غرب كشور''' به عنوان '''نخستين اتحاديه دانشجويي''' و '''نامزدي در انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در پاوه''' نقش بي بديلي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي منطقه ايفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدين خلق در فرمانداري كرمانشاه سید محمد سعید جعفری را '''رد صلاحیت''' کرده، سه نفر از نامزدهاي منافقين و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفي نمودند، استاد شهيد سعيد جعفري با دعوت از مردم به '''تحصن در فرمانداري''' از ورود آنها به مجلس جلوگيري به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاري مراسم ديدار حزب ا... و روحانيت كرمانشاه با امام(ره) و ديدار امام جمعه وقت سنندج و جمعي از برادران اهل سنت و ديدار طايفه اهل حق با امام(ره) و ديدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكيل نيروي نظامي و بيان مطالب خصوصي با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آيت ا... منتظري در اواخر سال ۵۸ از مهمترين ديدارهاي اين شهيد با امام(ره) است. ارتباط شهيد با '''مجلس اعلاي شيعيان لبنان''' و سفر آقاي '''عبدالامير قبلان''' به كرمانشاه و نيز ارتباط با '''حزب الدعوه الاسلاميه عراق''' خصوصاً علامه '''سيد مرتضي عسگري''' از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با '''حزب اسلامي رعد افغانستان''' پس از پيروزي و صدور '''نشريه عاشورا در افغانستان''' از اقدامات سیاسی-فرهنگي شهيد است در حوزه ی خارج از کشور.&lt;br /&gt;
==از پیش بینی جنگ تحمیلی تا بسیج نیروهای مردمی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد و این فرمانده دلیر '''يكسال''' پيش از آغاز جنگ تحميلي با نگاشتن نامه اي تحركات جبهه عراق و '''خطر حمله قريب الوقوع''' آنان را به '''رئيس جمهور وقت''' گوشزد مي نمايد ولی با بي توجهي او روبرو مي گردد. پيرو اين روشنگري ها نيروهاي مردمي كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ '''كنسولگري عراق''' را كه مشغول نقشه برداري و جمع آوري اطلاعات از منطقه است تصرف مي نمايند و اسنادي را نيز در اختيار آن شهيد قرار مي دهند. شهيد جعفري در مصاحبه خويش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار ديگر بر خطر حمله عراق تصريح نموده و با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و ... به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سركردگي شهيدان مفقودالاثر '''امير سالمي و داوود رضواني''' در مرزهاي خسروي و گيلانغرب مستقر مي نمايد تا آخرين تحركات دشمن را به صورت روزانه به ايشان گزارش نمايند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و '''بسیج نیروهای مردمی''' به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از '''سرپل ذهاب''' گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای '''عملیات چریکی''' و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. '''یکماه مقاومت''' سرسختانه این گروه اندک که با حمایت '''هوانیروز''' کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان '''علی اکبر شیرودی و احمد کشوری''' و '''یحیی شمشادیان''' پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات '''قراویز''' در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت '''درسهای نهج البلاغه''' شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. &lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات '''قراویز''' به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که '''آیت الله نجومی''' 18 ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه اي غير قابل توصيف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»'''  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.yjc.ir/fa/news/4096580/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA شهید سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی کیست؟]. باشگاه خبرنگاران جوان. ۳۱ شهريور ۱۳۹۱.&lt;br /&gt;
* [http://shohada-kermanshah.blogfa.com/post/13/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1%db%8c- شهید سید محمد سعید جعفری]. پایگاه اطلاع رسانی شهدای کرمانشاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهرستان قصر شیرین]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سپاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیشمرگان کرد مسلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7543</id>
		<title>سیدالشهدای کرمانشاه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7543"/>
		<updated>2021-01-08T14:46:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شهید جعفری.jpg|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
'''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در سن نوجوانی در سال '''1342''' با '''توزیع اعلامیه های حضرت امام''' شروع میکند. طلبگی را شروع میکند. تقریبا از اوایل دهه 50 فعالیت های گسترده ی انقلابی خود را شروع میکند و با علمای کرمانشاه که بسیاری در تفرقه بودند ارتباط وسیع میگیرد. '''محوریت اصلی راهپیمایی های انقلاب''' در کرمانشاه و تجمعات و... را به عهده دارد و برای '''امضا گرفتن اعلامیه''' ها به تمام '''علما''' مراجعه میکند و با روش های مختلف از آنان امضا میگیرد.  پیش از انقلاب پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد. در '''تاسیس کمیته انقلاب اسلامی کرمانشاه''' نقش کلیدی و احتمالا اصلی را دارد. '''اولین فرمانده سپاه کرمانشاه''' میشود. تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب با دیدی که به مسائل غرب کشور دارد و نفوذی که سالهای غرب در میان انقلابیون غرب کشور و از جمله سنندج دارد و متوجه قدرت گرفتن '''ضد انقلاب''' و '''دموکرات''' و .. میشود و میبیند که ضد انقلاب '''پادگان سنندج''' را محاصره کرده است با اعزام نیروهایی که خود بسیاری از آنان را جذب فعالیت های انقلاب نموده است پادگان را از خطر سقوط نجات میدهد . پادگانی که اگر سقوط میکرد خطر تجزیه کردستان در همان اول انقلاب بسیار محتمل بود. و ایران را درگیر جنگی طولانی با ضد انقلاب منطقه کردستان مینمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شهید جعفری در همان اوایل انقلاب که تحرکات دموکرات و ... را میبیند با '''گزارشات خود به حضرت امام ره'''  ایشان را در جریان کار میگذارد.  شهید جعفری که برای اموراتی به دیدار '''منتظری'''، قائم مقام رهبری میرود و '''مهدی هاشمی''' را میبیند و میشناسد، از '''سقوط منتظری''' در همان اول انقلاب به یارانش خبر میدهد و میگوید اینها بلایی بر سر منتظری  می آورند که عبرت تاریخ خواهد شد!&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی==&lt;br /&gt;
سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در روز 18 بهمن ۱۳۳۱ در '''قصرشيري'''ن و درايام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنيا آمد. سلسله ايشان از سادات قديمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابيطالب (ع) می پيوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید در سن 7-8 سالگی به همراه خانواده ساکن '''کرمانشاه''' شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کريم و آموزش احکام شرعی را از ايام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم '''ميرزا علی اصغر بهمانی''' آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش 2-3 بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.&lt;br /&gt;
== سخنران 12 ساله! ==&lt;br /&gt;
هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش دوره کارشناسی و آموزش های دينی و مذهبی گرديد تا بدانجا که از '''۱۶ سالگی''' رسماً در مساجد و جلسات دينی به '''سخنرانی''' می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن '''12 سالگی''' و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر '''مسجد آیت الله بروجردی''' با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است.&lt;br /&gt;
از نوجوانی '''آموزش دروس حوزوی''' را در نزد روحانيت کرمانشاه آغاز می نمايد و از محضر اساتيدی چون '''شهيد محراب آيت الله عطاء الله اشرفی''' و '''شهيد آيت الله بهاءالدين کنگاوری(محمدی عراقی)''' و '''آيت الله مجتبی حاج آخوند''' و نيز '''آخوند ملاعلی معصومی همدانی'''('''استاد عرفان''' شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد '''علی حجتی کرمانی'''(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصيتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعيد خوش سيما و خوش سيرت است. لبخندش قفل دلها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده می يابد. حتی در ميان '''اهل سنت''' و نيز '''اهل حق'''(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، '''میسيونرهای مسيحی''' و '''مبلغان بهايی''' و '''گروه وحدت نوين جهانی''' که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.&lt;br /&gt;
==نخستین فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
 شايد نخستين فعاليت سياسی او به پخش اعلاميه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.&lt;br /&gt;
==آشنایی با شهید صیاد شیرازی==&lt;br /&gt;
'''شهيــد سپهبدعلی صياد شيرازی''' در سال۱۳۵۰در جریان '''دعوت شهید جعفری'''(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ايشان آشنا می گردند و اين آشنايی را نقطه عطفی در تغيير مسير زندگی خويش دانسته می گويد: ''«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهيد صياد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ايشان در مخالفت با رژيم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعيد جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام '''جشن های 2500 ساله،''' همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قيام سخن می گويد فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گيرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعاليت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای '''ايلام، کردستان، همدان و تهران''' برگزار می نمايد.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
سید سعید در سال 53 با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نمايد و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.&lt;br /&gt;
==از فعاليت های سياسی و فرهنگی تا تشکیل '''شورای یاوری تهیدستان'''==&lt;br /&gt;
فعاليت های سياسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهيد منجر به تربيت شاگردان فراوانی می گردد که تا پايان عمر به شهيد دلبستگی مي یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال 56 با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به '''فقرا و مستمندان''' راه اندازی می نمایند که بعدها آن را '''«شورای یاوری تهیدستان»''' میخوانند.&lt;br /&gt;
==ارتباط با روحانیت==&lt;br /&gt;
ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون '''آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی''' و ... صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.&lt;br /&gt;
==تشکیل گروه های هفتگانه نظامی==&lt;br /&gt;
شهید جعفری در سال ۱۳۵۶ فاز '''نظامی''' فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ '''گروه مخفی''' برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر '''مراکز فساد''' و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید '''تحت تعقیب ساواک''' قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد.&lt;br /&gt;
==تشکیل  کمیته و اولین سپاه پاسداران==&lt;br /&gt;
در زندان '''پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور''' را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به '''اعتصاب غذا''' می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر '''کمیته حفاظت شهری کرمانشاه''' را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر '''«خورین»''' حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را '''سپاه پاسداران''' نامیده اند تحت آموزش های '''سرگرد علیداد همتی''' به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دی ماه نیز پایگاه دیگری را در '''چغانرگس''' حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به '''حفاظت جان امام (ره)''' به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل '''کمیته مسجد قبا''' زیر نظر '''آیت ا... شهید دکتر مفتح''' می گردد.&lt;br /&gt;
==پس از پیروزی انقلاب==&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری '''اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده''' را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان '''«پاسداران انقلاب اسلامی»''' شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام '''پادگان شهید منتظری''' بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که '''هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه''' می گردد.&lt;br /&gt;
==آزادسازی پادگان سنندج==&lt;br /&gt;
در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل – که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل '''کردستان''' را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به '''آیت ا... حسن لاهوتی''' و '''شهید سپهبد ولی ا... قرنی''' از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، '''با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد'''.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه '''اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور''' به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در '''هوانیروز کرمانشاه''' و هماهنگی عملیات هوایی از '''پایگاه شهید نوژه''' عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج '''نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی''' را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی '''شهید امیر شاهرضایی''' و برادران '''امیر و حسین اشک تلخ''' پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با '''گروه میثم''' به سمت '''مهاباد''' گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای «'''کرند و گهواره'''» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.&lt;br /&gt;
==غائله پاوه==&lt;br /&gt;
در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در '''مریوان''' به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید '''دکتر مصطفی چمران''' به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت '''پاوه''' ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در '''قوری قلعه''' ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی '''آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی''' در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پيروزي مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهيد چمران به اين شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گرديد. شهيد جعفري -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسليحات و نيروهاي جان بر كفي را به فرماندهي شهيد '''آيت شعباني''' و آقاي '''عبدالعلي بوچانپور''' به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پي گيري وسيعي را با همراهي '''آيت ا... مجتبي حاج آخوند''' جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش براي نجات پاوه ايفا مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آزادسازی  روانسر و کامیاران==&lt;br /&gt;
در شهريور ۵۸ شهيد جعفري با اعزام نيروهاي سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگيري به عقب نشيني از آن شهر وادار می نمایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق '''سیدالشهدای''' کرمانشاه نامیده است- در ديماه ۵۸ با تشكيل ('''گروه سلمان''') و تدوين طرح يك عمليات چريكي و پارتیزانی پيچيده به فرماندهي '''شهيد ابوالحسن ياري''' که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- كامياران را در اوج نا اميدي ها بدون تلفات شهري و با تقديم كمتر از ۱۲ شهيد آزاد مي نمايد.&lt;br /&gt;
==تاسیس پیشمرگان کرد مسلمان==&lt;br /&gt;
از ديگر اقدامات شهيد '''گرفتن امان نامه از امام(ره''') براي برخي از افرادي است كه از زمان طاغوت با جرايم كوچك به عراق گريخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. اين طرح منجر به بازگشت اين '''آوارگان''' به كشور و رفع يكدست ناهنجاري هاي اجتماعي در منطقه و نيز همراهي بسياري از آنان با انقلاب در مقاطع بعدي خصوصاً در سازمان('''پيشمرگان كرد مسلمان''') گرديد که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشكيل(پیشمرگان كرد مسلمان) با محوريت سران كرد رانده شده از ایران و دريافت كنندگان امان نامه ها و حمايت شهيد چمران و علامه احمد مفتي زاده نيز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسكان مهاجران كردي كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر كرمانشاه از ديگر اقدامات ايشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت ديگر این سید الهی آن بود كه در مسير تأليف قلوب طوايف محلي تعدادي از افراد ذي نفوذ و نيازمند منطقه را نيز مورد حمايت مالي نظام قرار دادند.&lt;br /&gt;
==اقدامات فرهنگی-سیاسی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد سعيد جعفري همزمان در عرصه سياسي مبارزه وسيعي را عليه گروهكها التقاطي و '''مجاهدين خلق''' و ساير '''گروهكهاي ماركسيستي''' سامان داد. قدرت '''مناظره''' سعيد در اين مسير بسيار موثر و نزديكي ايشان با جامعه روحانيت كرمانشاه بسيار راه گشا بود. همچنين شهید با برگزاري دروس تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه و سخنراني در مساجدخصوصاً برگزاري جلسات هفتگي مسجد معتضدي و دعاي كميل مسجد بروجردي و افشاگري در مورد ماهيت '''بني صدر''' و نيز با متشكل كردن و برافراشتن نام حزب ا... و تدارك '''تاسيس نهضت اسلامي دانشجويان غرب كشور''' به عنوان '''نخستين اتحاديه دانشجويي''' و '''نامزدي در انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در پاوه''' نقش بي بديلي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي منطقه ايفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدين خلق در فرمانداري كرمانشاه سید محمد سعید جعفری را '''رد صلاحیت''' کرده، سه نفر از نامزدهاي منافقين و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفي نمودند، استاد شهيد سعيد جعفري با دعوت از مردم به '''تحصن در فرمانداري''' از ورود آنها به مجلس جلوگيري به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاري مراسم ديدار حزب ا... و روحانيت كرمانشاه با امام(ره) و ديدار امام جمعه وقت سنندج و جمعي از برادران اهل سنت و ديدار طايفه اهل حق با امام(ره) و ديدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكيل نيروي نظامي و بيان مطالب خصوصي با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آيت ا... منتظري در اواخر سال ۵۸ از مهمترين ديدارهاي اين شهيد با امام(ره) است. ارتباط شهيد با '''مجلس اعلاي شيعيان لبنان''' و سفر آقاي '''عبدالامير قبلان''' به كرمانشاه و نيز ارتباط با '''حزب الدعوه الاسلاميه عراق''' خصوصاً علامه '''سيد مرتضي عسگري''' از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با '''حزب اسلامي رعد افغانستان''' پس از پيروزي و صدور '''نشريه عاشورا در افغانستان''' از اقدامات سیاسی-فرهنگي شهيد است در حوزه ی خارج از کشور.&lt;br /&gt;
==از پیش بینی جنگ تحمیلی تا بسیج نیروهای مردمی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد و این فرمانده دلیر '''يكسال''' پيش از آغاز جنگ تحميلي با نگاشتن نامه اي تحركات جبهه عراق و '''خطر حمله قريب الوقوع''' آنان را به '''رئيس جمهور وقت''' گوشزد مي نمايد ولی با بي توجهي او روبرو مي گردد. پيرو اين روشنگري ها نيروهاي مردمي كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ '''كنسولگري عراق''' را كه مشغول نقشه برداري و جمع آوري اطلاعات از منطقه است تصرف مي نمايند و اسنادي را نيز در اختيار آن شهيد قرار مي دهند. شهيد جعفري در مصاحبه خويش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار ديگر بر خطر حمله عراق تصريح نموده و با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و ... به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سركردگي شهيدان مفقودالاثر '''امير سالمي و داوود رضواني''' در مرزهاي خسروي و گيلانغرب مستقر مي نمايد تا آخرين تحركات دشمن را به صورت روزانه به ايشان گزارش نمايند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و '''بسیج نیروهای مردمی''' به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از '''سرپل ذهاب''' گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای '''عملیات چریکی''' و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. '''یکماه مقاومت''' سرسختانه این گروه اندک که با حمایت '''هوانیروز''' کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان '''علی اکبر شیرودی و احمد کشوری''' و '''یحیی شمشادیان''' پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات '''قراویز''' در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت '''درسهای نهج البلاغه''' شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. &lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات '''قراویز''' به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که '''آیت الله نجومی''' 18 ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه اي غير قابل توصيف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»'''  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.yjc.ir/fa/news/4096580/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA شهید سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی کیست؟]. باشگاه خبرنگاران جوان. ۳۱ شهريور ۱۳۹۱.&lt;br /&gt;
* [http://shohada-kermanshah.blogfa.com/post/13/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1%db%8c- شهید سید محمد سعید جعفری]. پایگاه اطلاع رسانی شهدای کرمانشاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهرستان قصر شیرین]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: دفاع مقدس]]&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سپاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیشمرگان کرد مسلمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: کردستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: پاوه]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=7542</id>
		<title>پرونده:شهید جعفری.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpg&amp;diff=7542"/>
		<updated>2021-01-08T14:40:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید جعفری&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7541</id>
		<title>سیدالشهدای کرمانشاه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7541"/>
		<updated>2021-01-08T14:39:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
'''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در سن نوجوانی در سال '''1342''' با '''توزیع اعلامیه های حضرت امام''' شروع میکند. طلبگی را شروع میکند. تقریبا از اوایل دهه 50 فعالیت های گسترده ی انقلابی خود را شروع میکند و با علمای کرمانشاه که بسیاری در تفرقه بودند ارتباط وسیع میگیرد. '''محوریت اصلی راهپیمایی های انقلاب''' در کرمانشاه و تجمعات و... را به عهده دارد و برای '''امضا گرفتن اعلامیه''' ها به تمام '''علما''' مراجعه میکند و با روش های مختلف از آنان امضا میگیرد.  پیش از انقلاب پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد. در '''تاسیس کمیته انقلاب اسلامی کرمانشاه''' نقش کلیدی و احتمالا اصلی را دارد. '''اولین فرمانده سپاه کرمانشاه''' میشود. تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب با دیدی که به مسائل غرب کشور دارد و نفوذی که سالهای غرب در میان انقلابیون غرب کشور و از جمله سنندج دارد و متوجه قدرت گرفتن '''ضد انقلاب''' و '''دموکرات''' و .. میشود و میبیند که ضد انقلاب '''پادگان سنندج''' را محاصره کرده است با اعزام نیروهایی که خود بسیاری از آنان را جذب فعالیت های انقلاب نموده است پادگان را از خطر سقوط نجات میدهد . پادگانی که اگر سقوط میکرد خطر تجزیه کردستان در همان اول انقلاب بسیار محتمل بود. و ایران را درگیر جنگی طولانی با ضد انقلاب منطقه کردستان مینمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شهید جعفری در همان اوایل انقلاب که تحرکات دموکرات و ... را میبیند با '''گزارشات خود به حضرت امام ره'''  ایشان را در جریان کار میگذارد.  شهید جعفری که برای اموراتی به دیدار '''منتظری'''، قائم مقام رهبری میرود و '''مهدی هاشمی''' را میبیند و میشناسد، از '''سقوط منتظری''' در همان اول انقلاب به یارانش خبر میدهد و میگوید اینها بلایی بر سر منتظری  می آورند که عبرت تاریخ خواهد شد!&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی==&lt;br /&gt;
سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در روز 18 بهمن ۱۳۳۱ در '''قصرشيري'''ن و درايام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنيا آمد. سلسله ايشان از سادات قديمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابيطالب (ع) می پيوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید در سن 7-8 سالگی به همراه خانواده ساکن '''کرمانشاه''' شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کريم و آموزش احکام شرعی را از ايام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم '''ميرزا علی اصغر بهمانی''' آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش 2-3 بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.&lt;br /&gt;
== سخنران 12 ساله! ==&lt;br /&gt;
هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش دوره کارشناسی و آموزش های دينی و مذهبی گرديد تا بدانجا که از '''۱۶ سالگی''' رسماً در مساجد و جلسات دينی به '''سخنرانی''' می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن '''12 سالگی''' و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر '''مسجد آیت الله بروجردی''' با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است.&lt;br /&gt;
از نوجوانی '''آموزش دروس حوزوی''' را در نزد روحانيت کرمانشاه آغاز می نمايد و از محضر اساتيدی چون '''شهيد محراب آيت الله عطاء الله اشرفی''' و '''شهيد آيت الله بهاءالدين کنگاوری(محمدی عراقی)''' و '''آيت الله مجتبی حاج آخوند''' و نيز '''آخوند ملاعلی معصومی همدانی'''('''استاد عرفان''' شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد '''علی حجتی کرمانی'''(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصيتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعيد خوش سيما و خوش سيرت است. لبخندش قفل دلها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده می يابد. حتی در ميان '''اهل سنت''' و نيز '''اهل حق'''(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، '''میسيونرهای مسيحی''' و '''مبلغان بهايی''' و '''گروه وحدت نوين جهانی''' که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.&lt;br /&gt;
==نخستین فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
 شايد نخستين فعاليت سياسی او به پخش اعلاميه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.&lt;br /&gt;
==آشنایی با شهید صیاد شیرازی==&lt;br /&gt;
'''شهيــد سپهبدعلی صياد شيرازی''' در سال۱۳۵۰در جریان '''دعوت شهید جعفری'''(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ايشان آشنا می گردند و اين آشنايی را نقطه عطفی در تغيير مسير زندگی خويش دانسته می گويد: ''«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهيد صياد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ايشان در مخالفت با رژيم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعيد جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام '''جشن های 2500 ساله،''' همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قيام سخن می گويد فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گيرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعاليت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای '''ايلام، کردستان، همدان و تهران''' برگزار می نمايد.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
سید سعید در سال 53 با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نمايد و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.&lt;br /&gt;
==از فعاليت های سياسی و فرهنگی تا تشکیل '''شورای یاوری تهیدستان'''==&lt;br /&gt;
فعاليت های سياسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهيد منجر به تربيت شاگردان فراوانی می گردد که تا پايان عمر به شهيد دلبستگی مي یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال 56 با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به '''فقرا و مستمندان''' راه اندازی می نمایند که بعدها آن را '''«شورای یاوری تهیدستان»''' میخوانند.&lt;br /&gt;
==ارتباط با روحانیت==&lt;br /&gt;
ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون '''آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی''' و ... صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.&lt;br /&gt;
==تشکیل گروه های هفتگانه نظامی==&lt;br /&gt;
شهید جعفری در سال ۱۳۵۶ فاز '''نظامی''' فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ '''گروه مخفی''' برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر '''مراکز فساد''' و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید '''تحت تعقیب ساواک''' قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد.&lt;br /&gt;
==تشکیل  کمیته و اولین سپاه پاسداران==&lt;br /&gt;
در زندان '''پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور''' را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به '''اعتصاب غذا''' می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر '''کمیته حفاظت شهری کرمانشاه''' را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر '''«خورین»''' حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را '''سپاه پاسداران''' نامیده اند تحت آموزش های '''سرگرد علیداد همتی''' به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دی ماه نیز پایگاه دیگری را در '''چغانرگس''' حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به '''حفاظت جان امام (ره)''' به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل '''کمیته مسجد قبا''' زیر نظر '''آیت ا... شهید دکتر مفتح''' می گردد.&lt;br /&gt;
==پس از پیروزی انقلاب==&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری '''اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده''' را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان '''«پاسداران انقلاب اسلامی»''' شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام '''پادگان شهید منتظری''' بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که '''هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه''' می گردد.&lt;br /&gt;
==آزادسازی پادگان سنندج==&lt;br /&gt;
در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل – که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل '''کردستان''' را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به '''آیت ا... حسن لاهوتی''' و '''شهید سپهبد ولی ا... قرنی''' از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، '''با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد'''.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه '''اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور''' به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در '''هوانیروز کرمانشاه''' و هماهنگی عملیات هوایی از '''پایگاه شهید نوژه''' عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج '''نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی''' را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی '''شهید امیر شاهرضایی''' و برادران '''امیر و حسین اشک تلخ''' پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با '''گروه میثم''' به سمت '''مهاباد''' گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای «'''کرند و گهواره'''» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.&lt;br /&gt;
==غائله پاوه==&lt;br /&gt;
در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در '''مریوان''' به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید '''دکتر مصطفی چمران''' به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت '''پاوه''' ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در '''قوری قلعه''' ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی '''آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی''' در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پيروزي مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهيد چمران به اين شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گرديد. شهيد جعفري -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسليحات و نيروهاي جان بر كفي را به فرماندهي شهيد '''آيت شعباني''' و آقاي '''عبدالعلي بوچانپور''' به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پي گيري وسيعي را با همراهي '''آيت ا... مجتبي حاج آخوند''' جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش براي نجات پاوه ايفا مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آزادسازی  روانسر و کامیاران==&lt;br /&gt;
در شهريور ۵۸ شهيد جعفري با اعزام نيروهاي سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگيري به عقب نشيني از آن شهر وادار می نمایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق '''سیدالشهدای''' کرمانشاه نامیده است- در ديماه ۵۸ با تشكيل ('''گروه سلمان''') و تدوين طرح يك عمليات چريكي و پارتیزانی پيچيده به فرماندهي '''شهيد ابوالحسن ياري''' که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- كامياران را در اوج نا اميدي ها بدون تلفات شهري و با تقديم كمتر از ۱۲ شهيد آزاد مي نمايد.&lt;br /&gt;
==تاسیس پیشمرگان کرد مسلمان==&lt;br /&gt;
از ديگر اقدامات شهيد '''گرفتن امان نامه از امام(ره''') براي برخي از افرادي است كه از زمان طاغوت با جرايم كوچك به عراق گريخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. اين طرح منجر به بازگشت اين '''آوارگان''' به كشور و رفع يكدست ناهنجاري هاي اجتماعي در منطقه و نيز همراهي بسياري از آنان با انقلاب در مقاطع بعدي خصوصاً در سازمان('''پيشمرگان كرد مسلمان''') گرديد که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشكيل(پیشمرگان كرد مسلمان) با محوريت سران كرد رانده شده از ایران و دريافت كنندگان امان نامه ها و حمايت شهيد چمران و علامه احمد مفتي زاده نيز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسكان مهاجران كردي كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر كرمانشاه از ديگر اقدامات ايشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت ديگر این سید الهی آن بود كه در مسير تأليف قلوب طوايف محلي تعدادي از افراد ذي نفوذ و نيازمند منطقه را نيز مورد حمايت مالي نظام قرار دادند.&lt;br /&gt;
==اقدامات فرهنگی-سیاسی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد سعيد جعفري همزمان در عرصه سياسي مبارزه وسيعي را عليه گروهكها التقاطي و '''مجاهدين خلق''' و ساير '''گروهكهاي ماركسيستي''' سامان داد. قدرت '''مناظره''' سعيد در اين مسير بسيار موثر و نزديكي ايشان با جامعه روحانيت كرمانشاه بسيار راه گشا بود. همچنين شهید با برگزاري دروس تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه و سخنراني در مساجدخصوصاً برگزاري جلسات هفتگي مسجد معتضدي و دعاي كميل مسجد بروجردي و افشاگري در مورد ماهيت '''بني صدر''' و نيز با متشكل كردن و برافراشتن نام حزب ا... و تدارك '''تاسيس نهضت اسلامي دانشجويان غرب كشور''' به عنوان '''نخستين اتحاديه دانشجويي''' و '''نامزدي در انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در پاوه''' نقش بي بديلي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي منطقه ايفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدين خلق در فرمانداري كرمانشاه سید محمد سعید جعفری را '''رد صلاحیت''' کرده، سه نفر از نامزدهاي منافقين و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفي نمودند، استاد شهيد سعيد جعفري با دعوت از مردم به '''تحصن در فرمانداري''' از ورود آنها به مجلس جلوگيري به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاري مراسم ديدار حزب ا... و روحانيت كرمانشاه با امام(ره) و ديدار امام جمعه وقت سنندج و جمعي از برادران اهل سنت و ديدار طايفه اهل حق با امام(ره) و ديدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكيل نيروي نظامي و بيان مطالب خصوصي با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آيت ا... منتظري در اواخر سال ۵۸ از مهمترين ديدارهاي اين شهيد با امام(ره) است. ارتباط شهيد با '''مجلس اعلاي شيعيان لبنان''' و سفر آقاي '''عبدالامير قبلان''' به كرمانشاه و نيز ارتباط با '''حزب الدعوه الاسلاميه عراق''' خصوصاً علامه '''سيد مرتضي عسگري''' از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با '''حزب اسلامي رعد افغانستان''' پس از پيروزي و صدور '''نشريه عاشورا در افغانستان''' از اقدامات سیاسی-فرهنگي شهيد است در حوزه ی خارج از کشور.&lt;br /&gt;
==از پیش بینی جنگ تحمیلی تا بسیج نیروهای مردمی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد و این فرمانده دلیر '''يكسال''' پيش از آغاز جنگ تحميلي با نگاشتن نامه اي تحركات جبهه عراق و '''خطر حمله قريب الوقوع''' آنان را به '''رئيس جمهور وقت''' گوشزد مي نمايد ولی با بي توجهي او روبرو مي گردد. پيرو اين روشنگري ها نيروهاي مردمي كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ '''كنسولگري عراق''' را كه مشغول نقشه برداري و جمع آوري اطلاعات از منطقه است تصرف مي نمايند و اسنادي را نيز در اختيار آن شهيد قرار مي دهند. شهيد جعفري در مصاحبه خويش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار ديگر بر خطر حمله عراق تصريح نموده و با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و ... به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سركردگي شهيدان مفقودالاثر '''امير سالمي و داوود رضواني''' در مرزهاي خسروي و گيلانغرب مستقر مي نمايد تا آخرين تحركات دشمن را به صورت روزانه به ايشان گزارش نمايند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و '''بسیج نیروهای مردمی''' به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از '''سرپل ذهاب''' گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای '''عملیات چریکی''' و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. '''یکماه مقاومت''' سرسختانه این گروه اندک که با حمایت '''هوانیروز''' کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان '''علی اکبر شیرودی و احمد کشوری''' و '''یحیی شمشادیان''' پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات '''قراویز''' در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت '''درسهای نهج البلاغه''' شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. &lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات '''قراویز''' به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که '''آیت الله نجومی''' 18 ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه اي غير قابل توصيف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»'''  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [https://www.yjc.ir/fa/news/4096580/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA شهید سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی کیست؟]. باشگاه خبرنگاران جوان. ۳۱ شهريور ۱۳۹۱.&lt;br /&gt;
* [http://shohada-kermanshah.blogfa.com/post/13/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1%db%8c- شهید سید محمد سعید جعفری]. پایگاه اطلاع رسانی شهدای کرمانشاه.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7540</id>
		<title>سیدالشهدای کرمانشاه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7540"/>
		<updated>2021-01-08T14:36:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
'''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در سن نوجوانی در سال '''1342''' با '''توزیع اعلامیه های حضرت امام''' شروع میکند. طلبگی را شروع میکند. تقریبا از اوایل دهه 50 فعالیت های گسترده ی انقلابی خود را شروع میکند و با علمای کرمانشاه که بسیاری در تفرقه بودند ارتباط وسیع میگیرد. '''محوریت اصلی راهپیمایی های انقلاب''' در کرمانشاه و تجمعات و... را به عهده دارد و برای '''امضا گرفتن اعلامیه''' ها به تمام '''علما''' مراجعه میکند و با روش های مختلف از آنان امضا میگیرد.  پیش از انقلاب پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد. در '''تاسیس کمیته انقلاب اسلامی کرمانشاه''' نقش کلیدی و احتمالا اصلی را دارد. '''اولین فرمانده سپاه کرمانشاه''' میشود. تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب با دیدی که به مسائل غرب کشور دارد و نفوذی که سالهای غرب در میان انقلابیون غرب کشور و از جمله سنندج دارد و متوجه قدرت گرفتن '''ضد انقلاب''' و '''دموکرات''' و .. میشود و میبیند که ضد انقلاب '''پادگان سنندج''' را محاصره کرده است با اعزام نیروهایی که خود بسیاری از آنان را جذب فعالیت های انقلاب نموده است پادگان را از خطر سقوط نجات میدهد . پادگانی که اگر سقوط میکرد خطر تجزیه کردستان در همان اول انقلاب بسیار محتمل بود. و ایران را درگیر جنگی طولانی با ضد انقلاب منطقه کردستان مینمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شهید جعفری در همان اوایل انقلاب که تحرکات دموکرات و ... را میبیند با '''گزارشات خود به حضرت امام ره'''  ایشان را در جریان کار میگذارد.  شهید جعفری که برای اموراتی به دیدار '''منتظری'''، قائم مقام رهبری میرود و '''مهدی هاشمی''' را میبیند و میشناسد، از '''سقوط منتظری''' در همان اول انقلاب به یارانش خبر میدهد و میگوید اینها بلایی بر سر منتظری  می آورند که عبرت تاریخ خواهد شد!&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی==&lt;br /&gt;
سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در روز 18 بهمن ۱۳۳۱ در '''قصرشيري'''ن و درايام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنيا آمد. سلسله ايشان از سادات قديمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابيطالب (ع) می پيوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید در سن 7-8 سالگی به همراه خانواده ساکن '''کرمانشاه''' شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کريم و آموزش احکام شرعی را از ايام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم '''ميرزا علی اصغر بهمانی''' آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش 2-3 بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.&lt;br /&gt;
== سخنران 12 ساله! ==&lt;br /&gt;
هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش دوره کارشناسی و آموزش های دينی و مذهبی گرديد تا بدانجا که از '''۱۶ سالگی''' رسماً در مساجد و جلسات دينی به '''سخنرانی''' می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن '''12 سالگی''' و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر '''مسجد آیت الله بروجردی''' با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است.&lt;br /&gt;
از نوجوانی '''آموزش دروس حوزوی''' را در نزد روحانيت کرمانشاه آغاز می نمايد و از محضر اساتيدی چون '''شهيد محراب آيت الله عطاء الله اشرفی''' و '''شهيد آيت الله بهاءالدين کنگاوری(محمدی عراقی)''' و '''آيت الله مجتبی حاج آخوند''' و نيز '''آخوند ملاعلی معصومی همدانی'''('''استاد عرفان''' شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد '''علی حجتی کرمانی'''(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصيتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعيد خوش سيما و خوش سيرت است. لبخندش قفل دلها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده می يابد. حتی در ميان '''اهل سنت''' و نيز '''اهل حق'''(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، '''میسيونرهای مسيحی''' و '''مبلغان بهايی''' و '''گروه وحدت نوين جهانی''' که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.&lt;br /&gt;
==نخستین فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
 شايد نخستين فعاليت سياسی او به پخش اعلاميه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.&lt;br /&gt;
==آشنایی با شهید صیاد شیرازی==&lt;br /&gt;
'''شهيــد سپهبدعلی صياد شيرازی''' در سال۱۳۵۰در جریان '''دعوت شهید جعفری'''(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ايشان آشنا می گردند و اين آشنايی را نقطه عطفی در تغيير مسير زندگی خويش دانسته می گويد: ''«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهيد صياد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ايشان در مخالفت با رژيم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعيد جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام '''جشن های 2500 ساله،''' همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قيام سخن می گويد فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گيرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعاليت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای '''ايلام، کردستان، همدان و تهران''' برگزار می نمايد.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
سید سعید در سال 53 با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نمايد و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.&lt;br /&gt;
==از فعاليت های سياسی و فرهنگی تا تشکیل '''شورای یاوری تهیدستان'''==&lt;br /&gt;
فعاليت های سياسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهيد منجر به تربيت شاگردان فراوانی می گردد که تا پايان عمر به شهيد دلبستگی مي یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال 56 با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به '''فقرا و مستمندان''' راه اندازی می نمایند که بعدها آن را '''«شورای یاوری تهیدستان»''' میخوانند.&lt;br /&gt;
==ارتباط با روحانیت==&lt;br /&gt;
ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون '''آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی''' و ... صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.&lt;br /&gt;
==تشکیل گروه های هفتگانه نظامی==&lt;br /&gt;
شهید جعفری در سال ۱۳۵۶ فاز '''نظامی''' فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ '''گروه مخفی''' برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر '''مراکز فساد''' و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید '''تحت تعقیب ساواک''' قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد.&lt;br /&gt;
==تشکیل  کمیته و اولین سپاه پاسداران==&lt;br /&gt;
در زندان '''پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور''' را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به '''اعتصاب غذا''' می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر '''کمیته حفاظت شهری کرمانشاه''' را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر '''«خورین»''' حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را '''سپاه پاسداران''' نامیده اند تحت آموزش های '''سرگرد علیداد همتی''' به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دی ماه نیز پایگاه دیگری را در '''چغانرگس''' حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به '''حفاظت جان امام (ره)''' به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل '''کمیته مسجد قبا''' زیر نظر '''آیت ا... شهید دکتر مفتح''' می گردد.&lt;br /&gt;
==پس از پیروزی انقلاب==&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری '''اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده''' را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان '''«پاسداران انقلاب اسلامی»''' شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام '''پادگان شهید منتظری''' بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که '''هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه''' می گردد.&lt;br /&gt;
==آزادسازی پادگان سنندج==&lt;br /&gt;
در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل – که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل '''کردستان''' را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به '''آیت ا... حسن لاهوتی''' و '''شهید سپهبد ولی ا... قرنی''' از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، '''با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد'''.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه '''اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور''' به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در '''هوانیروز کرمانشاه''' و هماهنگی عملیات هوایی از '''پایگاه شهید نوژه''' عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج '''نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی''' را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی '''شهید امیر شاهرضایی''' و برادران '''امیر و حسین اشک تلخ''' پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با '''گروه میثم''' به سمت '''مهاباد''' گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای «'''کرند و گهواره'''» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.&lt;br /&gt;
==غائله پاوه==&lt;br /&gt;
در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در '''مریوان''' به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید '''دکتر مصطفی چمران''' به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت '''پاوه''' ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در '''قوری قلعه''' ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی '''آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی''' در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پيروزي مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهيد چمران به اين شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گرديد. شهيد جعفري -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسليحات و نيروهاي جان بر كفي را به فرماندهي شهيد '''آيت شعباني''' و آقاي '''عبدالعلي بوچانپور''' به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پي گيري وسيعي را با همراهي '''آيت ا... مجتبي حاج آخوند''' جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش براي نجات پاوه ايفا مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آزادسازی  روانسر و کامیاران==&lt;br /&gt;
در شهريور ۵۸ شهيد جعفري با اعزام نيروهاي سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگيري به عقب نشيني از آن شهر وادار می نمایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق '''سیدالشهدای''' کرمانشاه نامیده است- در ديماه ۵۸ با تشكيل ('''گروه سلمان''') و تدوين طرح يك عمليات چريكي و پارتیزانی پيچيده به فرماندهي '''شهيد ابوالحسن ياري''' که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- كامياران را در اوج نا اميدي ها بدون تلفات شهري و با تقديم كمتر از ۱۲ شهيد آزاد مي نمايد.&lt;br /&gt;
==تاسیس پیشمرگان کرد مسلمان==&lt;br /&gt;
از ديگر اقدامات شهيد '''گرفتن امان نامه از امام(ره''') براي برخي از افرادي است كه از زمان طاغوت با جرايم كوچك به عراق گريخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. اين طرح منجر به بازگشت اين '''آوارگان''' به كشور و رفع يكدست ناهنجاري هاي اجتماعي در منطقه و نيز همراهي بسياري از آنان با انقلاب در مقاطع بعدي خصوصاً در سازمان('''پيشمرگان كرد مسلمان''') گرديد که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشكيل(پیشمرگان كرد مسلمان) با محوريت سران كرد رانده شده از ایران و دريافت كنندگان امان نامه ها و حمايت شهيد چمران و علامه احمد مفتي زاده نيز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسكان مهاجران كردي كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر كرمانشاه از ديگر اقدامات ايشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت ديگر این سید الهی آن بود كه در مسير تأليف قلوب طوايف محلي تعدادي از افراد ذي نفوذ و نيازمند منطقه را نيز مورد حمايت مالي نظام قرار دادند.&lt;br /&gt;
==اقدامات فرهنگی-سیاسی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد سعيد جعفري همزمان در عرصه سياسي مبارزه وسيعي را عليه گروهكها التقاطي و '''مجاهدين خلق''' و ساير '''گروهكهاي ماركسيستي''' سامان داد. قدرت '''مناظره''' سعيد در اين مسير بسيار موثر و نزديكي ايشان با جامعه روحانيت كرمانشاه بسيار راه گشا بود. همچنين شهید با برگزاري دروس تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه و سخنراني در مساجدخصوصاً برگزاري جلسات هفتگي مسجد معتضدي و دعاي كميل مسجد بروجردي و افشاگري در مورد ماهيت '''بني صدر''' و نيز با متشكل كردن و برافراشتن نام حزب ا... و تدارك '''تاسيس نهضت اسلامي دانشجويان غرب كشور''' به عنوان '''نخستين اتحاديه دانشجويي''' و '''نامزدي در انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در پاوه''' نقش بي بديلي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي منطقه ايفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدين خلق در فرمانداري كرمانشاه سید محمد سعید جعفری را '''رد صلاحیت''' کرده، سه نفر از نامزدهاي منافقين و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفي نمودند، استاد شهيد سعيد جعفري با دعوت از مردم به '''تحصن در فرمانداري''' از ورود آنها به مجلس جلوگيري به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاري مراسم ديدار حزب ا... و روحانيت كرمانشاه با امام(ره) و ديدار امام جمعه وقت سنندج و جمعي از برادران اهل سنت و ديدار طايفه اهل حق با امام(ره) و ديدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكيل نيروي نظامي و بيان مطالب خصوصي با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آيت ا... منتظري در اواخر سال ۵۸ از مهمترين ديدارهاي اين شهيد با امام(ره) است. ارتباط شهيد با '''مجلس اعلاي شيعيان لبنان''' و سفر آقاي '''عبدالامير قبلان''' به كرمانشاه و نيز ارتباط با '''حزب الدعوه الاسلاميه عراق''' خصوصاً علامه '''سيد مرتضي عسگري''' از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با '''حزب اسلامي رعد افغانستان''' پس از پيروزي و صدور '''نشريه عاشورا در افغانستان''' از اقدامات سیاسی-فرهنگي شهيد است در حوزه ی خارج از کشور.&lt;br /&gt;
==از پیش بینی جنگ تحمیلی تا بسیج نیروهای مردمی==&lt;br /&gt;
استاد شهيد و این فرمانده دلیر '''يكسال''' پيش از آغاز جنگ تحميلي با نگاشتن نامه اي تحركات جبهه عراق و '''خطر حمله قريب الوقوع''' آنان را به '''رئيس جمهور وقت''' گوشزد مي نمايد ولی با بي توجهي او روبرو مي گردد. پيرو اين روشنگري ها نيروهاي مردمي كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ '''كنسولگري عراق''' را كه مشغول نقشه برداري و جمع آوري اطلاعات از منطقه است تصرف مي نمايند و اسنادي را نيز در اختيار آن شهيد قرار مي دهند. شهيد جعفري در مصاحبه خويش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار ديگر بر خطر حمله عراق تصريح نموده و با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و ... به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سركردگي شهيدان مفقودالاثر '''امير سالمي و داوود رضواني''' در مرزهاي خسروي و گيلانغرب مستقر مي نمايد تا آخرين تحركات دشمن را به صورت روزانه به ايشان گزارش نمايند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و '''بسیج نیروهای مردمی''' به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از '''سرپل ذهاب''' گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای '''عملیات چریکی''' و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. '''یکماه مقاومت''' سرسختانه این گروه اندک که با حمایت '''هوانیروز''' کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان '''علی اکبر شیرودی و احمد کشوری''' و '''یحیی شمشادیان''' پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات '''قراویز''' در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت '''درسهای نهج البلاغه''' شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. &lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات '''قراویز''' به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که '''آیت الله نجومی''' 18 ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه اي غير قابل توصيف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»'''  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* []&lt;br /&gt;
* []&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7539</id>
		<title>سیدالشهدای کرمانشاه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87&amp;diff=7539"/>
		<updated>2021-01-08T14:15:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: صفحه‌ای تازه حاوی «==پیش درآمد== '''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در س...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==پیش درآمد==&lt;br /&gt;
'''سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی''' اولین فعالیت انقلابی اش را در سن نوجوانی در سال '''1342''' با '''توزیع اعلامیه های حضرت امام''' شروع میکند. طلبگی را شروع میکند. تقریبا از اوایل دهه 50 فعالیت های گسترده ی انقلابی خود را شروع میکند و با علمای کرمانشاه که بسیاری در تفرقه بودند ارتباط وسیع میگیرد. '''محوریت اصلی راهپیمایی های انقلاب''' در کرمانشاه و تجمعات و... را به عهده دارد و برای '''امضا گرفتن اعلامیه''' ها به تمام '''علما''' مراجعه میکند و با روش های مختلف از آنان امضا میگیرد.  پیش از انقلاب پاسداران انقلاب اسلامی را تشکیل میدهد. در '''تاسیس کمیته انقلاب اسلامی کرمانشاه''' نقش کلیدی و احتمالا اصلی را دارد. '''اولین فرمانده سپاه کرمانشاه''' میشود. تنها کمتر از یک ماه پس از انقلاب با دیدی که به مسائل غرب کشور دارد و نفوذی که سالهای غرب در میان انقلابیون غرب کشور و از جمله سنندج دارد و متوجه قدرت گرفتن '''ضد انقلاب''' و '''دموکرات''' و .. میشود و میبیند که ضد انقلاب '''پادگان سنندج''' را محاصره کرده است با اعزام نیروهایی که خود بسیاری از آنان را جذب فعالیت های انقلاب نموده است پادگان را از خطر سقوط نجات میدهد . پادگانی که اگر سقوط میکرد خطر تجزیه کردستان در همان اول انقلاب بسیار محتمل بود. و ایران را درگیر جنگی طولانی با ضد انقلاب منطقه کردستان مینمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته شهید جعفری در همان اوایل انقلاب که تحرکات دموکرات و ... را میبیند با '''گزارشات خود به حضرت امام ره'''  ایشان را در جریان کار میگذارد.  شهید جعفری که برای اموراتی به دیدار '''منتظری'''، قائم مقام رهبری میرود و '''مهدی هاشمی''' را میبیند و میشناسد، از '''سقوط منتظری''' در همان اول انقلاب به یارانش خبر میدهد و میگوید اینها بلایی بر سر منتظری  می آورند که عبرت تاریخ خواهد شد!&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی==&lt;br /&gt;
سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در روز 18 بهمن ۱۳۳۱ در '''قصرشيري'''ن و درايام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنيا آمد. سلسله ايشان از سادات قديمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابيطالب (ع) می پيوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید در سن 7-8 سالگی به همراه خانواده ساکن '''کرمانشاه''' شد و تحصیلاتش را در همانجا شروع کرد و همزمان با دروس دبستان، حفظ و قرائت قرآن کريم و آموزش احکام شرعی را از ايام دبستان نزد مربی قرآن مرحوم '''ميرزا علی اصغر بهمانی''' آغاز نمود، تا بدانجا که در همان سنین اندکش 2-3 بار ختم قرآن نمود و حتی بعضی اوقات مخاطبانش را با قرآن جواب می داد.&lt;br /&gt;
== سخنران 12 ساله! ==&lt;br /&gt;
هوشمندی سعيد از ايام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسيک تا اخذ ديپلم رياضی و پذيرش دوره کارشناسی و آموزش های دينی و مذهبی گرديد تا بدانجا که از '''۱۶ سالگی''' رسماً در مساجد و جلسات دينی به '''سخنرانی''' می پردازد._هرچند اولین سخنرانی ایشان در سن '''12 سالگی''' و در روز ولادت امام علی(ع) بر روی منبر '''مسجد آیت الله بروجردی''' با موضوع شرح یکی از خطبه های نهج البلاغه بوده است.&lt;br /&gt;
از نوجوانی '''آموزش دروس حوزوی''' را در نزد روحانيت کرمانشاه آغاز می نمايد و از محضر اساتيدی چون '''شهيد محراب آيت الله عطاء الله اشرفی''' و '''شهيد آيت الله بهاءالدين کنگاوری(محمدی عراقی)''' و '''آيت الله مجتبی حاج آخوند''' و نيز '''آخوند ملاعلی معصومی همدانی'''('''استاد عرفان''' شهید جعفری که ایشان برای استفاده از درس این عالم ربانی به همدان رفت و آمد می کردند.) و استاد '''علی حجتی کرمانی'''(از علمای تبعیدی به کرمانشاه) تا آغاز دروس خارج استفاده علمی می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمان و توکل بر خدا، پشتکار، استعداد، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از ایشان شخصيتی اثرگذار بر مردم می سازد. سعيد خوش سيما و خوش سيرت است. لبخندش قفل دلها را می گشايد و در متن مردم نفوذ فوق العاده می يابد. حتی در ميان '''اهل سنت''' و نيز '''اهل حق'''(طایفه ای که در بیان شأنیت حضرت امام علی(ع) دچار غلو شده اند) هم صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجين مکاتب انحرافی، '''میسيونرهای مسيحی''' و '''مبلغان بهايی''' و '''گروه وحدت نوين جهانی''' که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می پردازد.&lt;br /&gt;
==نخستین فعالیت سیاسی==&lt;br /&gt;
 شايد نخستين فعاليت سياسی او به پخش اعلاميه های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی بـرمی گردد.&lt;br /&gt;
==آشنایی با شهید صیاد شیرازی==&lt;br /&gt;
'''شهيــد سپهبدعلی صياد شيرازی''' در سال۱۳۵۰در جریان '''دعوت شهید جعفری'''(اعلی الله مقامه)از نیروهای مذهبی برای مبارزه با رژیم طاغوتی با ايشان آشنا می گردند و اين آشنايی را نقطه عطفی در تغيير مسير زندگی خويش دانسته می گويد: ''«آشنايی من با سعيد آغاز آشنايی من با مربيان دينی بود؛ سعید برای من همچون پلی بود به جهان معرفت و معنويت.»&lt;br /&gt;
''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سید الهی و شهید والامقام بسیار شجاع و نترس بود به گونه ای که شهيد صياد(اعلی الله مقامه) از موضع علنی ايشان در مخالفت با رژيم از همان زمان(در زمانی که هنوز مبارزات انقلابی اوج نگرفته بود و موضع گیری ها علیه شاه به آن صورت علنی نشده بود) اظهار تعجب می نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعيد جعفری با شجاعت تمام در زمان اوج قدرت رژیم پهلوی و در هنگام '''جشن های 2500 ساله،''' همه جا در سخنرانی های خود از مبارزه و قيام سخن می گويد فلذا از سال ۱۳۵۲ مورد گزارش هفتگی ساواک قرار می گيرد (اسناد ساواک). از سال ۱۳۵۳ فعاليت های خود را به منطقه غرب گسترش می دهد و سخنرانی های متعدد در استانهای '''ايلام، کردستان، همدان و تهران''' برگزار می نمايد.&lt;br /&gt;
==ازدواج==&lt;br /&gt;
سید سعید در سال 53 با همسری مؤمنه، فداکار و وفادار ازدواج می نمايد و در سال ۵۴ صاحب فرزند می گردد و نام آن را صالح می نهد که به حمد الله ایشان از رهروان صدیق پدر بوده و امروز از اساتید متعهد و متخصص کشور می باشد.&lt;br /&gt;
==از فعاليت های سياسی و فرهنگی تا تشکیل '''شورای یاوری تهیدستان'''==&lt;br /&gt;
فعاليت های سياسی و فرهنگی و جلسات سخنرانی ایشان در مساجد و دانشگاه های کشور و در جلسات آموزشی خصوصی شهيد منجر به تربيت شاگردان فراوانی می گردد که تا پايان عمر به شهيد دلبستگی مي یابند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در سال 56 با همکاری علمای ذی نفوذ، بازاریان و ثروتمندان خیّر کرمانشاه مجموعه ای را برای کمک رسانی به '''فقرا و مستمندان''' راه اندازی می نمایند که بعدها آن را '''«شورای یاوری تهیدستان»''' میخوانند.&lt;br /&gt;
==ارتباط با روحانیت==&lt;br /&gt;
ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷می گردد. صدور دهها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان و همکاری بسیار فعال علمایی چون '''آیت الله جلیلی، آیت الله نجومی، حجت الاسلام علی کرمانی''' و ... صورت می پذیرد و در همین مسیر شهید عزیز شبکه وسیعی را در غرب کشور به منظور تهیه، آماده و انتشار اعلامیه های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازماندهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می نمایند.&lt;br /&gt;
==تشکیل گروه های هفتگانه نظامی==&lt;br /&gt;
شهید جعفری در سال ۱۳۵۶ فاز '''نظامی''' فعالیت های خویش را آغاز نموده ۷ '''گروه مخفی''' برای فعالیت های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می دهد. شبکه ۷ گانه تحت امر ایشان نیز اکثر '''مراکز فساد''' و مشروب فروشی ها را در منطقه به تعطیلی می کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می یابد. از این زمان استاد شهید '''تحت تعقیب ساواک''' قرار می گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماقداران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت برگزار و بعد از سه روز تحصن با برآورده شدن خواسته های متحصنین پایان می گردد.&lt;br /&gt;
==تشکیل  کمیته و اولین سپاه پاسداران==&lt;br /&gt;
در زندان '''پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور''' را نمی پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرار گرفته دست به '''اعتصاب غذا''' می زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز بعد از یک ماه و اندی آزاد می گردند. به محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان متدین و متعهد شهر '''کمیته حفاظت شهری کرمانشاه''' را در اول آذر ماه ۵۷ راه اندازی نموده شهر رابه ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم و برای هر بک از گروه ها یک مسئول می گمارد و مقر و پایگاه هر یک از حوزه های استحفاظی را مسجد آن منطقه قرار میدهد و پایگاه مرکزی کمیته ها نیز تحت نظر آیت الله جلیلی در مسجد آیت الله بروجردی مستقر می شود. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به وسیله جوانان شهر را گزارش می کند. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت نظامی، شهید جعفری پایگاه مخفی ای را در نیمه دوم آذر ماه در ارتفاعات برفگیر '''«خورین»''' حد فاصل کرمانشاه-کامیاران راه اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه ای که بعدها آن را '''سپاه پاسداران''' نامیده اند تحت آموزش های '''سرگرد علیداد همتی''' به عنوان مسئول آموزش نیروها -که در این امر نقش بسیار ارزنده ای داشتند- شکل می گیرد. در دی ماه نیز پایگاه دیگری را در '''چغانرگس''' حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می گردند. تعدادی از نیروهای آموزش دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دیماه ۵۷ به منظور کمک به '''حفاظت جان امام (ره)''' به تهران اعزام می گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل '''کمیته مسجد قبا''' زیر نظر '''آیت ا... شهید دکتر مفتح''' می گردد.&lt;br /&gt;
==پس از پیروزی انقلاب==&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری اردوگاه پیش آهنگی خضر زنده را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگانهای خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان «پاسداران انقلاب اسلامی» شروع به فعالیت می نمایند. این پادگان همینک با نام پادگان شهید منتظری بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شهید بزرگوار در ابتدای پیروزی انقلاب با همکاری و قضاوت آیات عظام عبدالجلیل جلیلی، شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی)، و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می دهند که هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه می گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اوایل اسفند ماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش دیده در پادگانهای خورین و چغانرگس و خضرزنده، ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه اندازی یک نیروی نظامی مستقل –که در واقع همان پیشنهاد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط شهید جعفری(رضوان الله تعالی علیه)به امام خمینی(ره) بود- و توجه بیشتر مسوولان به مسائل کردستان را تقاضا می نمایند که منجر به ارجاع ایشان به آیت ا... حسن لاهوتی و شهید سپهبد ولی ا... قرنی از سوی امام (ره) می گردد. آیت ا... لاهوتی در اسفند ماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضرزنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می نمایند و با تشدید درگیری ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به وسیله گروهکها، تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهکهای معاند با نظام قرار می گیرد –که اگر نبود آن فرماندهی شهید جعفری و رشادتهای نیروهای تحت امر ایشان، و پادگان سنندج به تصرف گروهک ها در می آمد به قول خود شهید، با نقشه ی از نیل تا فرات صهیونیسم کردستان برای همیشه از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران خارج می شد.- فلذا شهید سپهبد قرنی با ارائه اختیارات تام در مسائل ارتش غرب کشور به شهید سعید جعفری، ورود نیروهای آموزش دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می نمایند. شهید جعفری با استقرار در هوانیروز کرمانشاه و هماهنگی عملیات هوایی از پایگاه شهید نوژه عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش دیده پادگان خضرزنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی را در ۲۸ اسفند ماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می نماید. در این عملیات پر خطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامیشهید امیر شاهرضایی و برادران امیر و حسین اشک تلخ پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک ها خارج می گردد. در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تامین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با گروه میثم به سمت مهاباد گسیل می دارند تا به صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاههایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف مورد نظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پراکندگی نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستانهای «کرند و گهواره» نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می گردد. ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تامین منطقه به ایشان، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در مریوان به دست گروهکها و قتل عام خانواده پاسداران منطقه، شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهکها با نیروهای خارج گردیده باورود شهید دکتر مصطفی چمران به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهکها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت پاوه ترک می نمایند. حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آنها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض آمیز مردم در فرمانداری شهر می گردد. متقابلاً هواداران گروهکها نیز تحصنی را به منظور اعمال فشار بر دولت در قوری قلعه ترتیب می دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی آیات عظام اشرفی، کاظمی و خرمشاهی در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهکها را در قوری قلعه به جان می خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می نمایند. پيروزي مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهيد چمران به اين شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آنها به پاوه گرديد. شهيد جعفري -که در حقیقت متصدی امر پاوه و حلقه ی ارتباطی نظام با پاوه بودند و حقیقتاً و بدون اغرق اگر ایشان نبودند پاوه و به تبع آن کردستان و کرمانشاه از ایران جدا می شد و به خاطر همین اهمیتش بود که امام(ره) با پیگیری های شهید بزرگوار، برای آزادسازی پاوه برای ارتش فرمان صادر نمودند- در دو مرحله تسليحات و نيروهاي جان بر كفي را به فرماندهيشهيد آيت شعباني و آقاي عبدالعلي بوچانپور به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پي گيري وسيعي را با همراهي آيت ا... مجتبي حاج آخوند جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش براي نجات پاوه ايفا مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شهريور ۵۸ شهيد جعفري با اعزام نيروهاي سپاه به روانسر، دشمنان انقلاب را بدون درگيري به عقب نشيني از آن شهر وادار می نمایند. این شهید بزرگوار و مجاهد ربانی -که زبان از بیان خدماتشان به اسلام واقعاً عاجز بوده و یکی از همرزمانش به حق و بدون اغراق سیدالشهدای کرمانشاه نامیده است- در ديماه ۵۸ با تشكيل (گروه سلمان) و تدوين طرح يك عمليات چريكي و پارتیزانی پيچيده به فرماندهي شهيد ابوالحسن ياري که مخالفین زیادی این طرح ایشان داشت ولی شهید به دلیل تلفات غیرنظامیان طرح مخالفین با وجود آسانی آن طرح ها مصرانه بر طرح خویش پافشاری نموده -بعد از اجرای طرح و موفقیت آن به نبوغ نظامی شهید پی بردند- كامياران را در اوج نا اميدي ها بدون تلفات شهري و با تقديم كمتر از ۱۲ شهيد آزاد مي نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ديگر اقدامات شهيد گرفتن امان نامه از امام(ره) براي برخي از افرادي است كه از زمان طاغوت با جرايم كوچك به عراق گريخته بودند و رژیم بعثی عراق از آنها برای انجام یک سری اعمال خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی بیگاری می کشید. اين طرح منجر به بازگشت اين آوارگان به كشور و رفع يكدست ناهنجاري هاي اجتماعي در منطقه و نيز همراهي بسياري از آنان با انقلاب در مقاطع بعدي خصوصاً در سازمان(پيشمرگان كرد مسلمان) گرديد که خود این شهید عزیز مؤسس این تشکل انقلابی بود. طرح تشكيل(پیشمرگانكرد مسلمان) با محوريت سران كرد رانده شده از ایران و دريافت كنندگان امان نامه ها و حمايت شهيد چمران و علامه احمد مفتي زاده نيز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسكان مهاجران كردي كه در خطر قتل و غارت گروهكها قرار داشتند –چون گروهک ها همه ی کردهای طرفدار انقلاب را قتل عام می کردند- در شهر كرمانشاه از ديگر اقدامات ايشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدمت ديگر این سید الهی آن بود كه در مسير تأليف قلوب طوايف محلي تعدادي از افراد ذي نفوذ و نيازمند منطقه را نيز مورد حمايت مالي نظام قرار دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد شهيد سعيد جعفري همزمان در عرصه سياسي مبارزه وسيعي را عليه گروهكها التقاطي و مجاهدين خلق و ساير گروهكهاي ماركسيستي سامان داد. قدرت مناظره سعيد در اين مسير بسيار موثر و نزديكي ايشان با جامعه روحانيت كرمانشاه بسيار راه گشا بود. همچنين شهید با برگزاري دروس تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه و سخنراني در مساجدخصوصاً برگزاري جلسات هفتگي مسجد معتضدي و دعاي كميل مسجد بروجردي و افشاگري در مورد ماهيت بني صدر و نيز با متشكل كردن و برافراشتن نام حزب ا... و تدارك تاسيس نهضت اسلامي دانشجويان غرب كشور به عنوان نخستين اتحاديه دانشجويي و نامزدي در انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي در پاوه نقش بي بديلي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي منطقه ايفا نمود. در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي كرمانشاه كه با نفوذ و تقلب سازمان مجاهدين خلق در فرمانداري كرمانشاه سید محمد سعید جعفری را رد صلاحیت کرده، سه نفر از نامزدهاي منافقين و گروهک ها را به مرحله دوم انتخابات معرفي نمودند، استاد شهيد سعيد جعفري با دعوت از مردم به تحصن در فرمانداري از ورود آنها به مجلس جلوگيري به عمل آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برگزاري مراسم ديدار حزب ا... و روحانيت كرمانشاه با امام(ره) و ديدار امام جمعه وقت سنندج و جمعي از برادران اهل سنت و ديدار طايفه اهل حق با امام(ره) و ديدار جهت اخذ امان نامه ها و ملاقات در مساله كردستان و تشكيل نيروي نظامي و بيان مطالب خصوصي با امام(ره) در مورد عدم سلامت وابستگان آيت ا... منتظري در اواخر سال ۵۸ از مهمترين ديدارهاي اين شهيد با امام(ره) است. ارتباط شهيد با مجلس اعلاي شيعيان لبنان و سفر آقاي عبدالامير قبلان به كرمانشاه و نيز ارتباط با حزب الدعوه الاسلاميه عراق خصوصاً علامه سيد مرتضي عسگري از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و همكاري با حزب اسلامي رعد افغانستان پس از پيروزي و صدور نشريه عاشورا در افغانستان از اقدامات سیاسی-فرهنگي شهيد است در حوزه ی خارج از کشور.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد شهيد و این فرمانده دلیر يكسال پيش از آغاز جنگ تحميلي با نگاشتن نامه اي تحركات جبهه عراق و خطر حمله قريب الوقوع آنان را به رئيس جمهور وقت گوشزد مي نمايد ولی با بي توجهي او روبرو مي گردد. پيرو اين روشنگري ها نيروهاي مردمي كرمانشاه در آذر ماه ۵۸ كنسولگري عراق را كه مشغول نقشه برداري و جمع آوري اطلاعات از منطقه است تصرف مي نمايند و اسنادي را نيز در اختيار آن شهيد قرار مي دهند. شهيد جعفري در مصاحبه خويش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار ديگر بر خطر حمله عراق تصريح نمودهو با وجودی که در این زمان هیچ گونه مسئولیت رسمی در کشور نداشت (چون با آماج تهمت هایی که مهدی هاشمی و باندش، گروهک ها و ... به آن بزرگوار نسبت دادند ایشان را از فرماندهی سپاه کرمانشاه کنار گذاشتند) تنها از روی احساس تکلیف، از تابستان ۵۹ رأساً دو مجموعه را به سركردگي شهيدانمفقودالاثر امير سالمي و داوود رضواني در مرزهاي خسروي و گيلانغرب مستقر مي نمايد تا آخرين تحركات دشمن را به صورت روزانه به ايشان گزارش نمايند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می رسند. استاد شهید با سخنرانی های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و بسیج نیروهای مردمی به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان بر کف خویش به عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه ی دشمن در حال پیشروی می شتابند و در حالی که دشمن از سرپل ذهاب گذشته است با آنان روبرو می شوند. راهبرد سردار شهید و همرزمان او در این نبرد نابرابر اجرای عملیات چریکی و وارد کردن ضربات متعدد بر پایگاه ها و مراکز نظامی و ماشین های زرهی دشمن در طول شب به منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین گیری ماشین جنگی دشمن است. یکماه مقاومت سرسختانه این گروه اندک که با حمایت هوانیروز کرمانشاه خصوصاً رشادتهای شهیدان علی اکبر شیرودی و احمد کشوری و یحیی شمشادیان پشتیبانی می گردد منجر به زمین گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب نشینی آنها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات قراویز در غرب سرپل ذهاب می گردد. در تمام این مدت درسهای نهج البلاغه شهید در خط مقدم نیز ادامه می یابد. او پاسدار توأم جبهه های جنگ و فرهنگ بود. عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات قراویز به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکتدر حال سجده جان به جان آفرین تسلیم می نماید. علمای کرمانشاه بر پیکر او چندین نماز می گذراند و مردم کرمانشاه با شکوه ترین تشییع را در خاطره ی این شهر برای او بر پا می کنند. در بیان شأن و منزلت شهید جعفری(اعلی الله مقامه)همین قدر کافی است که مزاری که امروز شهید جعفری در آن آرمیده است در حقیقت مزاری است که آیت الله نجومی 18 ماه قبل از شهادت شهید جعفری برای خود تهیه ومهیا کرده بود ولی بعد از شهادت شهید جعفری بر اساس علاقه اي غير قابل توصيف که به این شهید والامقام داشت مزار خود را به این شهید تقدیم نمود وسنگ مزارش را شخصاً با قلم بی نظیرشان اینگونه نوشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح؛ لَقَد عَشتَ سعیداً و متَّ سعیداً و سَتَبعَثَ بعداً حَیّاً سعیداً.»  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وامروز بحمد الله مزار شهید جعفری میعادگاه عارفان و دلسوختگان ودارالشفای عاشقان مي باشد&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
[[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;br /&gt;
[[&amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; قبل از پیروزی انقلاب!]]&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* []&lt;br /&gt;
* []&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC&amp;diff=7538</id>
		<title>آزادسازی پادگان سنندج</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC&amp;diff=7538"/>
		<updated>2021-01-08T13:37:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ آزادسازی پادگان سنندج را به اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7537</id>
		<title>اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7537"/>
		<updated>2021-01-08T13:37:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ آزادسازی پادگان سنندج را به اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== سقوط پادگان سنندج ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلافاصله پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از '''ضد انقلاب''' در خطه ی '''کردستان''' با تجهیز شدن از سمت '''استکبار''' و '''صدام''' تنها '''چند روز پس از انقلاب''' شروع به ایجاد نا امنی و به سقوط کشاندن پادگان ها میکنند تا نظام نوپای اسلامی را که هنوز قوه ی نظام اش به هیچ وجه سامانی ندارد دچار تجزیه کند. '''پادگان مهاباد''' غارت میشود و ضد انقلاب کمتر از یک ماه پس از انقلاب، در تاریخ '''۲۷ اسفند ۱۳۵۷''' یعنی بیست و پنج روز پس از حمله به '''پادگان مهاباد''' و با سلاح‌های غارت شده از آن پادگان، هزاران نفر از نیروهای مسلّح سازماندهی شده توسط توطئه ‌گران، به پادگان مهمّ و استراتژیک '''سنندج'''، حمله کردند. ضد انقلابیّون ابتداً '''شهربانی و ژاندارمری''' و '''مرکز رادیو سنندج''' را در اختیار گرفته و از طریق رادیو دائماً از پرسنل پادگان می‌خواستند که تسلیم شوند. این در حالی بود که گلوله‌ای از داخل پادگان به سوی کسی شلیک نشده بود. در این میان بیست و یک سرباز به شهادت می‌رسند و چند ساختمان داخل پادگان به تسخیر آنان در می‌آید. جنگی رادیویی بین '''رادیو ایران''' (که تحت نظر حکومت مرکزی و انقلاب بود) و '''رادیو محلی سنندج''' (که به دست ضد انقلاب افتاده بود) در میگیرد. پادگان اگر سقوط میکرد و انبار های بزرگ مهماتش به دست ضد انقلاب می افتاد، به قول '''شهید قرنی''' سالهای سال نظام را به شدت درگیر خودش میکرد. و احتمال '''تجزیه کردستان''' بسیار بالا میرفت و ممکن بود کردستان برای همیشه از ایران جدا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین وضع حساسی که کمتر از یک ماه از انقلاب میگذرد '''شهید جعفری''' پیش از محاصره ی پادگان شروع به ارتباط با تهران میکند و گزارش ها را مدام به حضرت امام میرساند. و امام هم شهید جعفری را به شهید قرنی ارجاع میدهد که ایشان هم اختیارات تام به شهید جعفری میدهد و سرانجام با دو هلیکوپتر  نیروهایش را که فقط 32 تن از همان انقلابیونی بودندکه خیلی هایشان را خود جذب فعالیت های انقلاب کرده بود به پادگان محاصره شده هلی برد میکند. ورق بر میگردد و پادگان از سقوط نجات می یابد، البته چند روز بعد دوباره نیروهای تازه نفس تر از کلاه سبز های ارتش هم به پادگان اعزام میشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از انقلاب اسلامی نگذشته است که '''ضد انقلابیون''' در خطه ی '''کردستان''' شروع به حمله به پادگان های نظامی از جمله '''مهاباد''' و پاسگاه ها میکنند و با خلع سلاح نمودن آنان و مسلح شدن به انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین شروع به زمینه سازی برای '''تجزیه کردستان''' در همان روزهای نخستین انقلاب میکنند و این همه در حالی است که تازه سران ارتش بسیاری در حال محاکمه بوده و به کلی شاکله ی ارتش به هم خورده است و فرمان پذیری هم از مراکز ندارند. این را بگذارید در کنار اینکه یک ماه پس از انقلاب هیچ نیروی منسجمی که بتواند مقابل این ضد انقلاب را برای تجزیه کردستان بگیرد وجود ندارد. و سپاه هم تشکیل نشده است. (تازه در اردیبهشت 58 تشکیل گشت) در این میان گروهی از '''جوانان انقلابی کرمانشاه''' که پیش از انقلاب مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بودند از همان روز اول انقلاب با تصرف اردوگاهی از رژیم سابق مشغول به '''آموزش نظامی''' می شوند که همین آموزشهای اندک و فشرده که یک ماه است انجام میشود به کار انقلاب می آید و دور اندیشی '''شهید جعفری''' باز هم خطری بزرگی را انقلاب نوپای اسلامی دفع میکند. خطری که اگر دفع نمیشد و '''پادگان لشکر 28 سنندج''' سقوط میکرد و انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین زاغه های آن به دست ضد انقلاب می افتاد معلوم نبود چه بلایی بر حاکمیت ایران بر کردستان می افتاد. همین را باید گذاشت در کنار این که بجز ضد انقلابیون کردستان، '''تجزیه طلبان خلق عرب''' و خطه ی '''بلوچستان''' و نقاط دیگر ایران پس از دیدن موفقیت تجزیه کردستان چه بلایی بر سر تمامیت ارضی ایران می آوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که اهمیت اقدام به موقع &amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; در رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلابیون معلوم میشود. '''شهید سیدمحمد سعید جعفری''' با دید دقیقی که داشت و نیز سرعت عملش در فهمیدن موضوع غائله ی کردستان و خطر عظیمش برای انقلاب شروع به آموزش دادن جوانان انقلابی کرمانشاه نمود که تنها یک ماه پس از انقلاب به درد انقلاب میخورد. البته این زود متوجه خطر شدن احتمالا به خاطر ارتباطاتی بوده باشد که شهید جعفری با انقلابیون سنندج داشته و قبل از انقلاب هم برای سخنرانی به آنجا میرفته وی در شکل دادن به انقلابیون آنجا کمکهایی داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی ==&lt;br /&gt;
عملیات این پاسداران برای رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلاب در 28 اسفند 1357 انجام میشود. شهید جعقری  گزارش این فاجعه قریب الوقوع را به محضر '''امام خمینی ره''' و مسئولان دیگر در تهران میرساند. امام خمینی هم ایشان را به '''شهید قرنی''' ارجاع میدهد تا کارها با هماهنگی شهید قرنی که فرمانده ارتش بود انجام گیرد. شهید قرنی هم '''فرماندهی تام الختیار در غرب''' را به شهید سید محمد سعید جعفری می دهد. ایشان هم به کرمانشاه مراجعه نموده و به '''پادگان خضر زنده''' که محل آموزش جوانان انقلابی است می‌آید. با سخنانی عاشورایی که میکند و شعله شهادت را در دل آنان روشن مینماید گروه پاسداران را برای اعزام به سنندج آماده میکند. تعداد 28 الی 32 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه داوطلب اعزام به پادگان سنندج میشوند. پادگانی که به کلی توسط ضد انقلاب محاصره ی کامل شده است و بخش هایی از پادگان هم سقوط نموده است. چند روز پیشتر از این محور، انقلابیون سنندج( '''شاطر محمد رحمانپور و پسرش''') توسط ضد انقلاب به شهادت رسیده اند. شاطر محمد با بیسیم به طور مکرر از تهران و کرمانشاه و... درخواست کمک می نماید و در آخرین بیسیمی که میزند میگوید که یادتان باشد که به کمک ما نیامدید. در حالی که اگر شما به جای ما بودید، خودمان را برای کمک به شما میرساندیم. البته راه زمینی کمک به آنان بسته بوده است. و شهید جعفری پس از گرفتن اختیارات تام از شهید قرنی، 28 نیروی داوطلب را در 28 اسفند 57 یه هوانیروز میبرد. پس از کش و قوس و جر و بحث هایی که خلبان ها ظاهرا نمی خواستند پرواز کنند، این 28 تن سوار بر هلی کوپتر شینوک می شوند و برای هلی برد در پادگانی که مسلح گشته است به سمت سنندج پرواز میکنند. در میان تیرباران ضدانقلاب که به سمت هلی کوپتر شلیک میکنند، نیروها پیاده میشوند و خود را به ساختمان ها میرسانند و این در حالی است که هر کدام با لباس های شخصی و یک قبضه ژ3 و خشابی به همراه آن برای آزادی پادگان اقدام میکنند. در طی چند روز که این نیرو ها به پادگان میرسند، بخشهایی از پادگان را آزاد میکنند. چند روز هم نیروهای '''تیپ 65 نوهد شیراز''' به آنان میپیوندند و به صورت حرفه ای تر مواضع ضد انقلاب را با سلاح های سنگین موجود در پادگان مورد هدف قرار می دهند. چند رو پس از آنکه موضع ضد انقلاب در سنندج متزلزل میگردد و پادگان آزاد میگردد. هیاتی با عنوان '''هیات حسن نیت''' با ریاست مرحوم '''طالقانی''' و همراهی شهید '''بهشتی''' و مرحوم '''هاشمی رفسنجانی''' و '''بنی صدر''' و... برای '''مذاکره''' وارد سنندج میگردندو.... در این عملیات که اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی بود  با موفقیت به انجام رسید. در این عملیات '''سه شهید''' تقدیم انقلاب شد.&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: پادگان سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7536</id>
		<title>اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7536"/>
		<updated>2021-01-08T13:35:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== سقوط پادگان سنندج ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلافاصله پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از '''ضد انقلاب''' در خطه ی '''کردستان''' با تجهیز شدن از سمت '''استکبار''' و '''صدام''' تنها '''چند روز پس از انقلاب''' شروع به ایجاد نا امنی و به سقوط کشاندن پادگان ها میکنند تا نظام نوپای اسلامی را که هنوز قوه ی نظام اش به هیچ وجه سامانی ندارد دچار تجزیه کند. '''پادگان مهاباد''' غارت میشود و ضد انقلاب کمتر از یک ماه پس از انقلاب، در تاریخ '''۲۷ اسفند ۱۳۵۷''' یعنی بیست و پنج روز پس از حمله به '''پادگان مهاباد''' و با سلاح‌های غارت شده از آن پادگان، هزاران نفر از نیروهای مسلّح سازماندهی شده توسط توطئه ‌گران، به پادگان مهمّ و استراتژیک '''سنندج'''، حمله کردند. ضد انقلابیّون ابتداً '''شهربانی و ژاندارمری''' و '''مرکز رادیو سنندج''' را در اختیار گرفته و از طریق رادیو دائماً از پرسنل پادگان می‌خواستند که تسلیم شوند. این در حالی بود که گلوله‌ای از داخل پادگان به سوی کسی شلیک نشده بود. در این میان بیست و یک سرباز به شهادت می‌رسند و چند ساختمان داخل پادگان به تسخیر آنان در می‌آید. جنگی رادیویی بین '''رادیو ایران''' (که تحت نظر حکومت مرکزی و انقلاب بود) و '''رادیو محلی سنندج''' (که به دست ضد انقلاب افتاده بود) در میگیرد. پادگان اگر سقوط میکرد و انبار های بزرگ مهماتش به دست ضد انقلاب می افتاد، به قول '''شهید قرنی''' سالهای سال نظام را به شدت درگیر خودش میکرد. و احتمال '''تجزیه کردستان''' بسیار بالا میرفت و ممکن بود کردستان برای همیشه از ایران جدا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین وضع حساسی که کمتر از یک ماه از انقلاب میگذرد '''شهید جعفری''' پیش از محاصره ی پادگان شروع به ارتباط با تهران میکند و گزارش ها را مدام به حضرت امام میرساند. و امام هم شهید جعفری را به شهید قرنی ارجاع میدهد که ایشان هم اختیارات تام به شهید جعفری میدهد و سرانجام با دو هلیکوپتر  نیروهایش را که فقط 32 تن از همان انقلابیونی بودندکه خیلی هایشان را خود جذب فعالیت های انقلاب کرده بود به پادگان محاصره شده هلی برد میکند. ورق بر میگردد و پادگان از سقوط نجات می یابد، البته چند روز بعد دوباره نیروهای تازه نفس تر از کلاه سبز های ارتش هم به پادگان اعزام میشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از انقلاب اسلامی نگذشته است که '''ضد انقلابیون''' در خطه ی '''کردستان''' شروع به حمله به پادگان های نظامی از جمله '''مهاباد''' و پاسگاه ها میکنند و با خلع سلاح نمودن آنان و مسلح شدن به انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین شروع به زمینه سازی برای '''تجزیه کردستان''' در همان روزهای نخستین انقلاب میکنند و این همه در حالی است که تازه سران ارتش بسیاری در حال محاکمه بوده و به کلی شاکله ی ارتش به هم خورده است و فرمان پذیری هم از مراکز ندارند. این را بگذارید در کنار اینکه یک ماه پس از انقلاب هیچ نیروی منسجمی که بتواند مقابل این ضد انقلاب را برای تجزیه کردستان بگیرد وجود ندارد. و سپاه هم تشکیل نشده است. (تازه در اردیبهشت 58 تشکیل گشت) در این میان گروهی از '''جوانان انقلابی کرمانشاه''' که پیش از انقلاب مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بودند از همان روز اول انقلاب با تصرف اردوگاهی از رژیم سابق مشغول به '''آموزش نظامی''' می شوند که همین آموزشهای اندک و فشرده که یک ماه است انجام میشود به کار انقلاب می آید و دور اندیشی '''شهید جعفری''' باز هم خطری بزرگی را انقلاب نوپای اسلامی دفع میکند. خطری که اگر دفع نمیشد و '''پادگان لشکر 28 سنندج''' سقوط میکرد و انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین زاغه های آن به دست ضد انقلاب می افتاد معلوم نبود چه بلایی بر حاکمیت ایران بر کردستان می افتاد. همین را باید گذاشت در کنار این که بجز ضد انقلابیون کردستان، '''تجزیه طلبان خلق عرب''' و خطه ی '''بلوچستان''' و نقاط دیگر ایران پس از دیدن موفقیت تجزیه کردستان چه بلایی بر سر تمامیت ارضی ایران می آوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که اهمیت اقدام به موقع &amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; در رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلابیون معلوم میشود. '''شهید سیدمحمد سعید جعفری''' با دید دقیقی که داشت و نیز سرعت عملش در فهمیدن موضوع غائله ی کردستان و خطر عظیمش برای انقلاب شروع به آموزش دادن جوانان انقلابی کرمانشاه نمود که تنها یک ماه پس از انقلاب به درد انقلاب میخورد. البته این زود متوجه خطر شدن احتمالا به خاطر ارتباطاتی بوده باشد که شهید جعفری با انقلابیون سنندج داشته و قبل از انقلاب هم برای سخنرانی به آنجا میرفته وی در شکل دادن به انقلابیون آنجا کمکهایی داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی ==&lt;br /&gt;
عملیات این پاسداران برای رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلاب در 28 اسفند 1357 انجام میشود. شهید جعقری  گزارش این فاجعه قریب الوقوع را به محضر '''امام خمینی ره''' و مسئولان دیگر در تهران میرساند. امام خمینی هم ایشان را به '''شهید قرنی''' ارجاع میدهد تا کارها با هماهنگی شهید قرنی که فرمانده ارتش بود انجام گیرد. شهید قرنی هم '''فرماندهی تام الختیار در غرب''' را به شهید سید محمد سعید جعفری می دهد. ایشان هم به کرمانشاه مراجعه نموده و به '''پادگان خضر زنده''' که محل آموزش جوانان انقلابی است می‌آید. با سخنانی عاشورایی که میکند و شعله شهادت را در دل آنان روشن مینماید گروه پاسداران را برای اعزام به سنندج آماده میکند. تعداد 28 الی 32 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه داوطلب اعزام به پادگان سنندج میشوند. پادگانی که به کلی توسط ضد انقلاب محاصره ی کامل شده است و بخش هایی از پادگان هم سقوط نموده است. چند روز پیشتر از این محور، انقلابیون سنندج( '''شاطر محمد رحمانپور و پسرش''') توسط ضد انقلاب به شهادت رسیده اند. شاطر محمد با بیسیم به طور مکرر از تهران و کرمانشاه و... درخواست کمک می نماید و در آخرین بیسیمی که میزند میگوید که یادتان باشد که به کمک ما نیامدید. در حالی که اگر شما به جای ما بودید، خودمان را برای کمک به شما میرساندیم. البته راه زمینی کمک به آنان بسته بوده است. و شهید جعفری پس از گرفتن اختیارات تام از شهید قرنی، 28 نیروی داوطلب را در 28 اسفند 57 یه هوانیروز میبرد. پس از کش و قوس و جر و بحث هایی که خلبان ها ظاهرا نمی خواستند پرواز کنند، این 28 تن سوار بر هلی کوپتر شینوک می شوند و برای هلی برد در پادگانی که مسلح گشته است به سمت سنندج پرواز میکنند. در میان تیرباران ضدانقلاب که به سمت هلی کوپتر شلیک میکنند، نیروها پیاده میشوند و خود را به ساختمان ها میرسانند و این در حالی است که هر کدام با لباس های شخصی و یک قبضه ژ3 و خشابی به همراه آن برای آزادی پادگان اقدام میکنند. در طی چند روز که این نیرو ها به پادگان میرسند، بخشهایی از پادگان را آزاد میکنند. چند روز هم نیروهای '''تیپ 65 نوهد شیراز''' به آنان میپیوندند و به صورت حرفه ای تر مواضع ضد انقلاب را با سلاح های سنگین موجود در پادگان مورد هدف قرار می دهند. چند رو پس از آنکه موضع ضد انقلاب در سنندج متزلزل میگردد و پادگان آزاد میگردد. هیاتی با عنوان '''هیات حسن نیت''' با ریاست مرحوم '''طالقانی''' و همراهی شهید '''بهشتی''' و مرحوم '''هاشمی رفسنجانی''' و '''بنی صدر''' و... برای '''مذاکره''' وارد سنندج میگردندو.... در این عملیات که اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی بود  با موفقیت به انجام رسید. در این عملیات '''سه شهید''' تقدیم انقلاب شد.&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
[[شیر مرد کوچک!]]&lt;br /&gt;
== منبع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: وقایع]]&lt;br /&gt;
[[رده: مراکز]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: پادگان سنندج]]&lt;br /&gt;
[[رده: ضد انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7535</id>
		<title>اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7535"/>
		<updated>2021-01-08T13:28:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== سقوط پادگان سنندج ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلافاصله پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از '''ضد انقلاب''' در خطه ی '''کردستان''' با تجهیز شدن از سمت '''استکبار''' و '''صدام''' تنها '''چند روز پس از انقلاب''' شروع به ایجاد نا امنی و به سقوط کشاندن پادگان ها میکنند تا نظام نوپای اسلامی را که هنوز قوه ی نظام اش به هیچ وجه سامانی ندارد دچار تجزیه کند. '''پادگان مهاباد''' غارت میشود و ضد انقلاب کمتر از یک ماه پس از انقلاب، در تاریخ '''۲۷ اسفند ۱۳۵۷''' یعنی بیست و پنج روز پس از حمله به '''پادگان مهاباد''' و با سلاح‌های غارت شده از آن پادگان، هزاران نفر از نیروهای مسلّح سازماندهی شده توسط توطئه ‌گران، به پادگان مهمّ و استراتژیک '''سنندج'''، حمله کردند. ضد انقلابیّون ابتداً '''شهربانی و ژاندارمری''' و '''مرکز رادیو سنندج''' را در اختیار گرفته و از طریق رادیو دائماً از پرسنل پادگان می‌خواستند که تسلیم شوند. این در حالی بود که گلوله‌ای از داخل پادگان به سوی کسی شلیک نشده بود. در این میان بیست و یک سرباز به شهادت می‌رسند و چند ساختمان داخل پادگان به تسخیر آنان در می‌آید. جنگی رادیویی بین '''رادیو ایران''' (که تحت نظر حکومت مرکزی و انقلاب بود) و '''رادیو محلی سنندج''' (که به دست ضد انقلاب افتاده بود) در میگیرد. پادگان اگر سقوط میکرد و انبار های بزرگ مهماتش به دست ضد انقلاب می افتاد، به قول '''شهید قرنی''' سالهای سال نظام را به شدت درگیر خودش میکرد. و احتمال '''تجزیه کردستان''' بسیار بالا میرفت و ممکن بود کردستان برای همیشه از ایران جدا شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین وضع حساسی که کمتر از یک ماه از انقلاب میگذرد '''شهید جع'''فری پیش از محاصره ی پادگان شروع به ارتباط با تهران میکند و گزارش ها را مدام به حضرت امام میرساند. و امام هم شهید جعفری را به شهید قرنی ارجاع میدهد که ایشان هم اختیارات تام به شهید جعفری میدهد و سرانجام با دو هلیکوپتر  نیروهایش را که فقط 32 تن از همان انقلابیونی بودندکه خیلی هایشان را خود جذب فعالیت های انقلاب کرده بود به پادگان محاصره شده هلی برد میکند. ورق بر میگردد و پادگان از سقوط نجات می یابد، البته چند روز بعد دوباره نیروهای تازه نفس تر از کلاه سبز های ارتش هم به پادگان اعزام میشوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از انقلاب اسلامی نگذشته است که '''ضد انقلابیون''' در خطه ی '''کردستان''' شروع به حمله به پادگان های نظامی از جمله '''مهاباد''' و پاسگاه ها میکنند و با خلع سلاح نمودن آنان و مسلح شدن به انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین شروع به زمینه سازی برای '''تجزیه کردستان''' در همان روزهای نخستین انقلاب میکنند و این همه در حالی است که تازه سران ارتش بسیاری در حال محاکمه بوده و به کلی شاکله ی ارتش به هم خورده است و فرمان پذیری هم از مراکز ندارند. این را بگذارید در کنار اینکه یک ماه پس از انقلاب هیچ نیروی منسجمی که بتواند مقابل این ضد انقلاب را برای تجزیه کردستان بگیرد وجود ندارد. و سپاه هم تشکیل نشده است. (تازه در اردیبهشت 58 تشکیل گشت) در این میان گروهی از '''جوانان انقلابی کرمانشاه''' که پیش از انقلاب مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بودند از همان روز اول انقلاب با تصرف اردوگاهی از رژیم سابق مشغول به '''آموزش نظامی''' می شوند که همین آموزشهای اندک و فشرده که یک ماه است انجام میشود به کار انقلاب می آید و دور اندیشی '''شهید جعفری''' باز هم خطری بزرگی را انقلاب نوپای اسلامی دفع میکند. خطری که اگر دفع نمیشد و '''پادگان لشکر 28 سنندج''' سقوط میکرد و انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین زاغه های آن به دست ضد انقلاب می افتاد معلوم نبود چه بلایی بر حاکمیت ایران بر کردستان می افتاد. همین را باید گذاشت در کنار این که بجز ضد انقلابیون کردستان، '''تجزیه طلبان خلق عرب''' و خطه ی '''بلوچستان''' و نقاط دیگر ایران پس از دیدن موفقیت تجزیه کردستان چه بلایی بر سر تمامیت ارضی ایران می آوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که اهمیت اقدام به موقع &amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; در رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلابیون معلوم میشود. '''شهید سیدمحمد سعید جعفری''' با دید دقیقی که داشت و نیز سرعت عملش در فهمیدن موضوع غائله ی کردستان و خطر عظیمش برای انقلاب شروع به آموزش دادن جوانان انقلابی کرمانشاه نمود که تنها یک ماه پس از انقلاب به درد انقلاب میخورد. البته این زود متوجه خطر شدن احتمالا به خاطر ارتباطاتی بوده باشد که شهید جعفری با انقلابیون سنندج داشته و قبل از انقلاب هم برای سخنرانی به آنجا میرفته وی در شکل دادن به انقلابیون آنجا کمکهایی داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی ==&lt;br /&gt;
عملیات این پاسداران برای رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلاب در 28 اسفند 1357 انجام میشود. شهید جعقری  گزارش این فاجعه قریب الوقوع را به محضر '''امام خمینی ره''' و مسئولان دیگر در تهران میرساند. امام خمینی هم ایشان را به '''شهید قرنی''' ارجاع میدهد تا کارها با هماهنگی شهید قرنی که فرمانده ارتش بود انجام گیرد. شهید قرنی هم '''فرماندهی تام الختیار در غرب''' را به شهید سید محمد سعید جعفری می دهد. ایشان هم به کرمانشاه مراجعه نموده و به '''پادگان خضر زنده''' که محل آموزش جوانان انقلابی است می‌آید. با سخنانی عاشورایی که میکند و شعله شهادت را در دل آنان روشن مینماید گروه پاسداران را برای اعزام به سنندج آماده میکند. تعداد 28 الی 32 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه داوطلب اعزام به پادگان سنندج میشوند. پادگانی که به کلی توسط ضد انقلاب محاصره ی کامل شده است و بخش هایی از پادگان هم سقوط نموده است. چند روز پیشتر از این محور، انقلابیون سنندج( '''شاطر محمد رحمانپور و پسرش''') توسط ضد انقلاب به شهادت رسیده اند. شاطر محمد با بیسیم به طور مکرر از تهران و کرمانشاه و... درخواست کمک می نماید و در آخرین بیسیمی که میزند میگوید که یادتان باشد که به کمک ما نیامدید. در حالی که اگر شما به جای ما بودید، خودمان را برای کمک به شما میرساندیم. البته راه زمینی کمک به آنان بسته بوده است. و شهید جعفری پس از گرفتن اختیارات تام از شهید قرنی، 28 نیروی داوطلب را در 28 اسفند 57 یه هوانیروز میبرد. پس از کش و قوس و جر و بحث هایی که خلبان ها ظاهرا نمی خواستند پرواز کنند، این 28 تن سوار بر هلی کوپتر شینوک می شوند و برای هلی برد در پادگانی که مسلح گشته است به سمت سنندج پرواز میکنند. در میان تیرباران ضدانقلاب که به سمت هلی کوپتر شلیک میکنند، نیروها پیاده میشوند و خود را به ساختمان ها میرسانند و این در حالی است که هر کدام با لباس های شخصی و یک قبضه ژ3 و خشابی به همراه آن برای آزادی پادگان اقدام میکنند. در طی چند روز که این نیرو ها به پادگان میرسند، بخشهایی از پادگان را آزاد میکنند. چند روز هم نیروهای '''تیپ 65 نوهد شیراز''' به آنان میپیوندند و به صورت حرفه ای تر مواضع ضد انقلاب را با سلاح های سنگین موجود در پادگان مورد هدف قرار می دهند. چند رو پس از آنکه موضع ضد انقلاب در سنندج متزلزل میگردد و پادگان آزاد میگردد. هیاتی با عنوان '''هیات حسن نیت''' با ریاست مرحوم '''طالقانی''' و همراهی شهید '''بهشتی''' و مرحوم '''هاشمی رفسنجانی''' و '''بنی صدر''' و... برای '''مذاکره''' وارد سنندج میگردندو.... در این عملیات که اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی بود  با موفقیت به انجام رسید. در این عملیات '''سه شهید''' تقدیم انقلاب شد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7534</id>
		<title>اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&amp;diff=7534"/>
		<updated>2021-01-08T13:14:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: صفحه‌ای تازه حاوی «== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==  هنوز چند روزی ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== تشکیل &amp;quot;سپاه پاسداران&amp;quot; حتی زمانی که هنوز سپاهی در کار نبود! ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز چند روزی از انقلاب اسلامی نگذشته است که '''ضد انقلابیون''' در خطه ی '''کردستان''' شروع به حمله به پادگان های نظامی از جمله '''مهاباد''' و پاسگاه ها میکنند و با خلع سلاح نمودن آنان و مسلح شدن به انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین شروع به زمینه سازی برای '''تجزیه کردستان''' در همان روزهای نخستین انقلاب میکنند و این همه در حالی است که تازه سران ارتش بسیاری در حال محاکمه بوده و به کلی شاکله ی ارتش به هم خورده است و فرمان پذیری هم از مراکز ندارند. این را بگذارید در کنار اینکه یک ماه پس از انقلاب هیچ نیروی منسجمی که بتواند مقابل این ضد انقلاب را برای تجزیه کردستان بگیرد وجود ندارد. و سپاه هم تشکیل نشده است و تازه در اردیبهشت 58 تشکیل گشت. در این میان گروهی از '''جوانان انقلابی کرمانشاه''' که پیش از انقلاب مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بودند از همان روز اول انقلاب با تصرف اردوگاهی از رژیم سابق مشغول به '''آموزش نظامی''' می شوند که همین آموزشهای اندک و فشرده که یک ماه است انجام میشود به کار انقلاب می آید و دور اندیشی '''شهید جعفری''' باز هم خطری بزرگی را انقلاب نوپای اسلامی دفع میکند. خطری که اگر دفع نمیشد و '''پادگان لشکر 28 سنندج''' سقوط میکرد و انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین و سنگین زاغه های آن به دست ضد انقلاب می افتاد معلوم نبود چه بلایی بر حاکمیت ایران بر کردستان می افتاد. همین را باید گذاشت در کنار این که بجز ضد انقلابیون کردستان، '''تجزیه طلبان خلق عرب''' و خطه ی '''بلوچستان''' و نقاط دیگر ایران پس از دیدن موفقیت تجزیه کردستان چه بلایی بر سر تمامیت ارضی ایران می آوردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجاست که اهمیت اقدام به موقع &amp;quot;پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه&amp;quot; در رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلابیون معلوم میشود. '''شهید سیدمحمد سعید جعفری''' با دید دقیقی که داشت و نیز سرعت عملش در فهمیدن موضوع غائله ی کردستان و خطر عظیمش برای انقلاب شروع به آموزش دادن جوانان انقلابی کرمانشاه نمود که تنها یک ماه پس از انقلاب به درد انقلاب میخورد. البته این زود متوجه خطر شدن احتمالا به خاطر ارتباطاتی بوده باشد که شهید جعفری با انقلابیون سنندج داشته و قبل از انقلاب هم برای سخنرانی به آنجا میرفته وی در شکل دادن به انقلابیون آنجا کمکهایی داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی ==&lt;br /&gt;
عملیات این پاسداران برای رهایی پادگان لشکر 28 سنندج از دست ضد انقلاب در 28 اسفند 1357 انجام میشود. شهید جعقری  گزارش این فاجعه قریب الوقوع را به محضر '''امام خمینی ره''' و مسئولان دیگر در تهران میرساند. امام خمینی هم ایشان را به '''شهید قرنی''' ارجاع میدهد تا کارها با هماهنگی شهید قرنی که فرمانده ارتش بود انجام گیرد. شهید قرنی هم '''فرماندهی تام الختیار در غرب''' را به شهید سید محمد سعید جعفری می دهد. ایشان هم به کرمانشاه مراجعه نموده و به '''پادگان خضر زنده''' که محل آموزش جوانان انقلابی است می‌آید. با سخنانی عاشورایی که میکند و شعله شهادت را در دل آنان روشن مینماید گروه پاسداران را برای اعزام به سنندج آماده میکند. تعداد 28 الی 32 نفر از پاسداران انقلاب اسلامی کرمانشاه داوطلب اعزام به پادگان سنندج میشوند. پادگانی که به کلی توسط ضد انقلاب محاصره ی کامل شده است و بخش هایی از پادگان هم سقوط نموده است. چند روز پیشتر از این محور، انقلابیون سنندج( '''شاطر محمد رحمانپور و پسرش''') توسط ضد انقلاب به شهادت رسیده اند. شاطر محمد با بیسیم به طور مکرر از تهران و کرمانشاه و... درخواست کمک می نماید و در آخرین بیسیمی که میزند میگوید که یادتان باشد که به کمک ما نیامدید. در حالی که اگر شما به جای ما بودید، خودمان را برای کمک به شما میرساندیم. البته راه زمینی کمک به آنان بسته بوده است. و شهید جعفری پس از گرفتن اختیارات تام از شهید قرنی، 28 نیروی داوطلب را در 28 اسفند 57 یه هوانیروز میبرد. پس از کش و قوس و جر و بحث هایی که خلبان ها ظاهرا نمی خواستند پرواز کنند، این 28 تن سوار بر هلی کوپتر شینوک می شوند و برای هلی برد در پادگانی که مسلح گشته است به سمت سنندج پرواز میکنند. در میان تیرباران ضدانقلاب که به سمت هلی کوپتر شلیک میکنند، نیروها پیاده میشوند و خود را به ساختمان ها میرسانند و این در حالی است که هر کدام با لباس های شخصی و یک قبضه ژ3 و خشابی به همراه آن برای آزادی پادگان اقدام میکنند. در طی چند روز که این نیرو ها به پادگان میرسند، بخشهایی از پادگان را آزاد میکنند. چند روز هم نیروهای '''تیپ 65 نوهد شیراز''' به آنان میپیوندند و به صورت حرفه ای تر مواضع ضد انقلاب را با سلاح های سنگین موجود در پادگان مورد هدف قرار می دهند. چند رو پس از آنکه موضع ضد انقلاب در سنندج متزلزل میگردد و پادگان آزاد میگردد. هیاتی با عنوان '''هیات حسن نیت''' با ریاست مرحوم '''طالقانی''' و همراهی شهید '''بهشتی''' و مرحوم '''هاشمی رفسنجانی''' و '''بنی صدر''' و... برای '''مذاکره''' وارد سنندج میگردندو.... در این عملیات که اولین عملیات نظامی پس از انقلاب اسلامی بود  با موفقیت به انجام رسید. در این عملیات '''سه شهید''' تقدیم انقلاب شد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D8%BA%D8%B3%D9%84_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&amp;diff=7533</id>
		<title>تظاهرات با غسل شهادت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D8%BA%D8%B3%D9%84_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&amp;diff=7533"/>
		<updated>2021-01-08T12:57:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== شهید صادق صابون پز  ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صادق صابون پز.png|بندانگشتی|شهید صادق صابون پز]]&lt;br /&gt;
'''شهید صادق صابون پز''' فرزند حاج قاسم در شهریور ماه سال 1336در خانواده ای مذهبی و مرفه در شهر '''كرمانشاه''' متولد شد. از همان دوران كودكی تمام فرایض دینی و اسلامی را فرا گرفت و همواره با تحصیل ،كتب مذهبی را نیز مشتاقانه مطالعه می كرد. شهید صادق تحت تأثیر تربیت مذهبی، از '''كمك به فقرا''' و نیازمندان غافل نبود و اخلاقی بسیار نیكو داشت. هرساله به موقع فرا رسیدن سال نو و عید نوروز او به پدر و مادرش متذكر می شد كه ''شما نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاك نو اینقدر اصرار ورزید،  مگر همه پولدار هستند و می توانند برای عید نوروز لباس تهیه كنند؟! در كشور ما اینقدر فقیر وجود دارد كه از مسلمانی به دور است آنها را از یاد برده و در فكر خودمان باشیم!'' &lt;br /&gt;
این شهید والا مقام به اتفاق چند تن از دوستانش لباسها و لوازمی را كه خریداری می كرد مخفیانه برای مردم فقیری كه می شناختند، می بردند و با اعمالی كه انجام می داد همواره هدف انسان را از زندگی كردن به اطرافیان خود می آموخت. &lt;br /&gt;
==== فعالیت های انقلابی ====&lt;br /&gt;
در سال 1352 فعالیتهای گسترده ی خود را علیه رژیم طاغوت آغاز نمود و در آگاهی بخشی مردم انقلابی، نقش به سزایی داشت. پس از طی دوران دبیرستان با موفقیت وارد '''دانشگاه تهران''' شد و در رشته '''نقشه برداری''' به تحصیل پرداخت. پس از پایان یافتن تحصیلات به كرمانشاه باز گشت. وی با آغاز حركت گسترده ی مردم علیه رژیم طاغوت ، بیش از پیش خود را موظف دانست كه پیامها و اعلامیه های امام را به مردم برساند و از اینكه مردم كرمانشاه اینقدر در خواب غفلت بودند سخت آزرده خاطر بود و خبرهای درست را كه در رادیو و تلویزیون پخش نمی شد به میان منازل می انداخت و به دست مردم می رساند.'''آنقدر عاشق شهادت در راه خدا و انقلاب اسلامی بود كه همیشه با غسل شهادت به تظاهرات می رفت.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام در تاریخ 9/7/1357 پس از شركت در تظاهرات خیابانی و بعد از به '''آتش كشیدن مراكز فساد''' ، در غروب همان روز ظاهراً '''عوامل انتظامی و ساواكی ها''' دیده بودند كه محور همه عملیات ضد شاهی , صادق است و جوان ها دور او چرخ می زنند این بود كه از نزدیك با اسلحه كمری و استفاده از كثرت جمعیت و تاریكی اول شب او را به درجه والای شهادت رساندند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 نام شهید صابون‌پز در زمره نخستین شهدای تظاهرات شهر کرمانشاه قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رشادتهای او اینکه در کتابهای دوره انقلاب در سراسر ایران اسلامی و حتی در رادیوهای بیگانه از او به عنوان '''مبارز ضد رژِم ستم شاهی''' یاد شده است.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://www.negahmedia.ir/media/show_podcast/105413 شهید صادق صابون پز]. نگاه.&lt;br /&gt;
[[رده: شهر کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D8%BA%D8%B3%D9%84_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&amp;diff=7532</id>
		<title>تظاهرات با غسل شهادت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D8%BA%D8%B3%D9%84_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&amp;diff=7532"/>
		<updated>2021-01-08T12:55:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== شهید صادق صابون پز  ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صادق صابون پز.png|بندانگشتی|شهید صادق صابون پز]]&lt;br /&gt;
'''شهید صادق صابون پز''' فرزند حاج قاسم در شهریور ماه سال 1336در خانواده ای مذهبی و مرفه در شهر '''كرمانشاه''' متولد شد. از همان دوران كودكی تمام فرایض دینی و اسلامی را فرا گرفت و همواره با تحصیل ،كتب مذهبی را نیز مشتاقانه مطالعه می كرد. شهید صادق تحت تأثیر تربیت مذهبی، از '''كمك به فقرا''' و نیازمندان غافل نبود و اخلاقی بسیار نیكو داشت. هرساله به موقع فرا رسیدن سال نو و عید نوروز او به پدر و مادرش متذكر می شد كه ''شما نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاك نو اینقدر اصرار ورزید،  مگر همه پولدار هستند و می توانند برای عید نوروز لباس تهیه كنند؟! در كشور ما اینقدر فقیر وجود دارد كه از مسلمانی به دور است آنها را از یاد برده و در فكر خودمان باشیم!'' &lt;br /&gt;
این شهید والا مقام به اتفاق چند تن از دوستانش لباسها و لوازمی را كه خریداری می كرد مخفیانه برای مردم فقیری كه می شناختند، می بردند و با اعمالی كه انجام می داد همواره هدف انسان را از زندگی كردن به اطرافیان خود می آموخت. &lt;br /&gt;
==== فعالیت های انقلابی ====&lt;br /&gt;
در سال 1352 فعالیتهای گسترده ی خود را علیه رژیم طاغوت آغاز نمود و در آگاهی بخشی مردم انقلابی، نقش به سزایی داشت. پس از طی دوران دبیرستان با موفقیت وارد '''دانشگاه تهران''' شد و در رشته '''نقشه برداری''' به تحصیل پرداخت. پس از پایان یافتن تحصیلات به كرمانشاه باز گشت. وی با آغاز حركت گسترده ی مردم علیه رژیم طاغوت ، بیش از پیش خود را موظف دانست كه پیامها و اعلامیه های امام را به مردم برساند و از اینكه مردم كرمانشاه اینقدر در خواب غفلت بودند سخت آزرده خاطر بود و خبرهای درست را كه در رادیو و تلویزیون پخش نمی شد به میان منازل می انداخت و به دست مردم می رساند.'''آنقدر عاشق شهادت در راه خدا و انقلاب اسلامی بود كه همیشه با غسل شهادت به تظاهرات می رفت.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام در تاریخ 9/7/1357 پس از شركت در تظاهرات خیابانی و بعد از به '''آتش كشیدن مراكز فساد''' ، در غروب همان روز ظاهراً '''عوامل انتظامی و ساواكی ها''' دیده بودند كه محور همه عملیات ضد شاهی , صادق است و جوان ها دور او چرخ می زنند این بود كه از نزدیك با اسلحه كمری و استفاده از كثرت جمعیت و تاریكی اول شب او را به درجه والای شهادت رساندند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 نام شهید صابون‌پز در زمره نخستین شهدای تظاهرات شهر کرمانشاه قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رشادتهای او اینکه در کتابهای دوره انقلاب در سراسر ایران اسلامی و حتی در رادیوهای بیگانه از او به عنوان '''مبارز ضد رژِم ستم شاهی''' یاد شده است.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
* [[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://www.negahmedia.ir/media/show_podcast/105413 شهید صادق صابون پز]. نگاه.&lt;br /&gt;
[[رده: شهر کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: مبارزات انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D8%BA%D8%B3%D9%84_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&amp;diff=7531</id>
		<title>تظاهرات با غسل شهادت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%A7_%D8%BA%D8%B3%D9%84_%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA&amp;diff=7531"/>
		<updated>2021-01-08T12:50:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: صفحه‌ای تازه حاوی «== شهید صادق صابون پز  == شهید صادق صابون پز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== شهید صادق صابون پز  ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:صادق صابون پز.png|بندانگشتی|شهید صادق صابون پز]]&lt;br /&gt;
'''شهید صادق صابون پز''' فرزند حاج قاسم در شهریور ماه سال 1336در خانواده ای مذهبی و مرفه در شهر '''كرمانشاه''' متولد شد. از همان دوران كودكی تمام فرایض دینی و اسلامی را فرا گرفت و همواره با تحصیل ،كتب مذهبی را نیز مشتاقانه مطالعه می كرد. شهید صادق تحت تأثیر تربیت مذهبی، از '''كمك به فقرا''' و نیازمندان غافل نبود و اخلاقی بسیار نیكو داشت. هرساله به موقع فرا رسیدن سال نو و عید نوروز او به پدر و مادرش متذكر می شد كه ''شما نباید برای تهیه ی لوازم و پوشاك نو اینقدر اصرار ورزید،  مگر همه پولدار هستند و می توانند برای عید نوروز لباس تهیه كنند؟! در كشور ما اینقدر فقیر وجود دارد كه از مسلمانی به دور است آنها را از یاد برده و در فكر خودمان باشیم!'' &lt;br /&gt;
این شهید والا مقام به اتفاق چند تن از دوستانش لباسها و لوازمی را كه خریداری می كرد مخفیانه برای مردم فقیری كه می شناختند، می بردند و با اعمالی كه انجام می داد همواره هدف انسان را از زندگی كردن به اطرافیان خود می آموخت. &lt;br /&gt;
==== فعالیت های انقلابی ====&lt;br /&gt;
در سال 1352 فعالیتهای گسترده ی خود را علیه رژیم طاغوت آغاز نمود و در آگاهی بخشی مردم انقلابی، نقش به سزایی داشت. پس از طی دوران دبیرستان با موفقیت وارد '''دانشگاه تهران''' شد و در رشته '''نقشه برداری''' به تحصیل پرداخت. پس از پایان یافتن تحصیلات به كرمانشاه باز گشت. وی با آغاز حركت گسترده ی مردم علیه رژیم طاغوت ، بیش از پیش خود را موظف دانست كه پیامها و اعلامیه های امام را به مردم برساند و از اینكه مردم كرمانشاه اینقدر در خواب غفلت بودند سخت آزرده خاطر بود و خبرهای درست را كه در رادیو و تلویزیون پخش نمی شد به میان منازل می انداخت و به دست مردم می رساند.'''آنقدر عاشق شهادت در راه خدا و انقلاب اسلامی بود كه همیشه با غسل شهادت به تظاهرات می رفت.'''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام در تاریخ 9/7/1357 پس از شركت در تظاهرات خیابانی و بعد از به '''آتش كشیدن مراكز فساد''' ، در غروب همان روز ظاهراً '''عوامل انتظامی و ساواكی ها''' دیده بودند كه محور همه عملیات ضد شاهی , صادق است و جوان ها دور او چرخ می زنند این بود كه از نزدیك با اسلحه كمری و استفاده از كثرت جمعیت و تاریكی اول شب او را به درجه والای شهادت رساندند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 نام شهید صابون‌پز در زمره نخستین شهدای تظاهرات شهر کرمانشاه قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 از رشادتهای او اینکه در کتابهای دوره انقلاب در سراسر ایران اسلامی و حتی در رادیوهای بیگانه از او به عنوان '''مبارز ضد رژِم ستم شاهی''' یاد شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%86_%D9%BE%D8%B2.png&amp;diff=7530</id>
		<title>پرونده:صادق صابون پز.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82_%D8%B5%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%86_%D9%BE%D8%B2.png&amp;diff=7530"/>
		<updated>2021-01-08T12:50:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;صادق صابون پز&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7529</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7529"/>
		<updated>2021-01-08T12:36:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== برادران فدائی اسلام ==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سید عبدالحسین واحدی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید عبدالحسین واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید عبدالحسین واحدی]]&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین واحدی''' (زاده ۸ آذر ۱۳۰۸ – درگذشته ۷ آذر ۱۳۳۴) '''نفر دوم تشکیلات فدائیان اسلام''' پس از سید مجتبی نواب صفوی بود. &lt;br /&gt;
==== زندگی​ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۰۸ در شهرستان '''سنقر''' استان کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ترور '''عبدالحسین هژیر''' - وزیر وقت دربار پهلوی - به دست '''سید حسین امامی''' در ۱۳ آبان ۱۳۲۸، مبارزات '''آیت‌الله کاشانی''' و جبهه ملی اوج خود رسید و عبدالحسین واحدی احساس کرد که حضور او در تهران ثمربخش‌تر خواهد بود. از این رو از قم به تهران آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعدام رزم آرا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در روز یازدهم اسفند ماه ۱۳۲۹ در جلوی '''مسجد شاه،''' بیش از دو ساعت سخنرانی کرد. اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ رزم‌آرا در مسجد شاه تهران ترور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت ====&lt;br /&gt;
'''تیمور بختیار''' فرماندار نظامی تهران در پی یک مشاجره با عبدالحسین واحدی معاون رهبر جمعیت فدائیان اسلام وی را تاریخ ۷ آذر ۱۳۳۴ خورشیدی به ضرب ۵ گلوله به قتل رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهید سید محمد واحدى ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' متولد سال 1313 در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی نیز همانند برادرش از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شروع مبارزات ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سید محمد واحدى در دادگاه ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت و مدفن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
[[مرد نطق های آتشین]]&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C شهید سید محمد واحدی]. دانشنامه اسلامی.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C سید عبدالحسین واحدی]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [http://alem-kermanshah.blogfa.com/post/543  شهید حجت الاسلام  سید محمد واحدی کرمانشاهی]. پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهرستان سنقر]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سنقر]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای مبارز]]&lt;br /&gt;
[[رده: علما و روحانیون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7528</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7528"/>
		<updated>2021-01-08T12:34:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== برادران فدائی اسلام ==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سید عبدالحسین واحدی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید عبدالحسین واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید عبدالحسین واحدی]]&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین واحدی''' (زاده ۸ آذر ۱۳۰۸ – درگذشته ۷ آذر ۱۳۳۴) '''نفر دوم تشکیلات فدائیان اسلام''' پس از سید مجتبی نواب صفوی بود. &lt;br /&gt;
==== زندگی​ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۰۸ در شهرستان '''سنقر''' استان کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ترور '''عبدالحسین هژیر''' - وزیر وقت دربار پهلوی - به دست '''سید حسین امامی''' در ۱۳ آبان ۱۳۲۸، مبارزات '''آیت‌الله کاشانی''' و جبهه ملی اوج خود رسید و عبدالحسین واحدی احساس کرد که حضور او در تهران ثمربخش‌تر خواهد بود. از این رو از قم به تهران آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعدام رزم آرا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در روز یازدهم اسفند ماه ۱۳۲۹ در جلوی '''مسجد شاه،''' بیش از دو ساعت سخنرانی کرد. اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ رزم‌آرا در مسجد شاه تهران ترور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت ====&lt;br /&gt;
'''تیمور بختیار''' فرماندار نظامی تهران در پی یک مشاجره با عبدالحسین واحدی معاون رهبر جمعیت فدائیان اسلام وی را تاریخ ۷ آذر ۱۳۳۴ خورشیدی به ضرب ۵ گلوله به قتل رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهید سید محمد واحدى ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' متولد سال 1313 در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی نیز همانند برادرش از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شروع مبارزات ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سید محمد واحدى در دادگاه ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت و مدفن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
== جستارهای وایسته ==&lt;br /&gt;
[[مرد نطق های آتشین]]&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C شهید سید محمد واحدی]. دانشنامه اسلامی.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C سید عبدالحسین واحدی]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [http://alem-kermanshah.blogfa.com/post/543  شهید حجت الاسلام  سید محمد واحدی کرمانشاهی]. پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.&lt;br /&gt;
[[رده: عناصر]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهرستان سنقر]]&lt;br /&gt;
[[رده: استان کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده: اهالی سنقر]]&lt;br /&gt;
[[رده: پیش از انقلاب]]&lt;br /&gt;
[[رده: حافظه ملی]]&lt;br /&gt;
[[رده: ملت قهرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: علمای مبارز]]&lt;br /&gt;
[[رده: علما و روحانیون]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7526</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7526"/>
		<updated>2021-01-08T12:25:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* شهید سید محمد واحدى */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== برادران فدائی اسلام ==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سید عبدالحسین واحدی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید عبدالحسین واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید عبدالحسین واحدی]]&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین واحدی''' (زاده ۸ آذر ۱۳۰۸ – درگذشته ۷ آذر ۱۳۳۴) '''نفر دوم تشکیلات فدائیان اسلام''' پس از سید مجتبی نواب صفوی بود. &lt;br /&gt;
==== زندگی​ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۰۸ در شهرستان '''سنقر''' استان کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ترور '''عبدالحسین هژیر''' - وزیر وقت دربار پهلوی - به دست '''سید حسین امامی''' در ۱۳ آبان ۱۳۲۸، مبارزات '''آیت‌الله کاشانی''' و جبهه ملی اوج خود رسید و عبدالحسین واحدی احساس کرد که حضور او در تهران ثمربخش‌تر خواهد بود. از این رو از قم به تهران آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعدام رزم آرا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در روز یازدهم اسفند ماه ۱۳۲۹ در جلوی '''مسجد شاه،''' بیش از دو ساعت سخنرانی کرد. اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ رزم‌آرا در مسجد شاه تهران ترور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت ====&lt;br /&gt;
'''تیمور بختیار''' فرماندار نظامی تهران در پی یک مشاجره با عبدالحسین واحدی معاون رهبر جمعیت فدائیان اسلام وی را تاریخ ۷ آذر ۱۳۳۴ خورشیدی به ضرب ۵ گلوله به قتل رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهید سید محمد واحدى ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' متولد سال 1313 در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی نیز همانند برادرش از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شروع مبارزات ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سید محمد واحدى در دادگاه ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت و مدفن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C شهید سید محمد واحدی]. دانشنامه اسلامی.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C سید عبدالحسین واحدی]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [http://alem-kermanshah.blogfa.com/post/543  شهید حجت الاسلام  سید محمد واحدی کرمانشاهی]. پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7524</id>
		<title>فدائیان اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7524"/>
		<updated>2021-01-08T12:22:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ فدائیان اسلام را به برادران فدائی اسلام منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[برادران فدائی اسلام]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7523</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7523"/>
		<updated>2021-01-08T12:22:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: حسين بازيار صفحهٔ فدائیان اسلام را به برادران فدائی اسلام منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== برادران فدائی اسلام ==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سید عبدالحسین واحدی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید عبدالحسین واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید عبدالحسین واحدی]]&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین واحدی''' (زاده ۸ آذر ۱۳۰۸ – درگذشته ۷ آذر ۱۳۳۴) '''نفر دوم تشکیلات فدائیان اسلام''' پس از سید مجتبی نواب صفوی بود. &lt;br /&gt;
==== زندگی​ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۰۸ در شهرستان '''سنقر''' استان کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ترور '''عبدالحسین هژیر''' - وزیر وقت دربار پهلوی - به دست '''سید حسین امامی''' در ۱۳ آبان ۱۳۲۸، مبارزات '''آیت‌الله کاشانی''' و جبهه ملی اوج خود رسید و عبدالحسین واحدی احساس کرد که حضور او در تهران ثمربخش‌تر خواهد بود. از این رو از قم به تهران آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعدام رزم آرا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در روز یازدهم اسفند ماه ۱۳۲۹ در جلوی '''مسجد شاه،''' بیش از دو ساعت سخنرانی کرد. اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ رزم‌آرا در مسجد شاه تهران ترور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت ====&lt;br /&gt;
'''تیمور بختیار''' فرماندار نظامی تهران در پی یک مشاجره با عبدالحسین واحدی معاون رهبر جمعیت فدائیان اسلام وی را تاریخ ۷ آذر ۱۳۳۴ خورشیدی به ضرب ۵ گلوله به قتل رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهید سید محمد واحدى ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و تقوا در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شروع مبارزات ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سید محمد واحدى در دادگاه ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت و مدفن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C شهید سید محمد واحدی]. دانشنامه اسلامی.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C سید عبدالحسین واحدی]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [http://alem-kermanshah.blogfa.com/post/543  شهید حجت الاسلام  سید محمد واحدی کرمانشاهی]. پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7522</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7522"/>
		<updated>2021-01-08T12:18:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== برادران فدائی اسلام ==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سید عبدالحسین واحدی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید عبدالحسین واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید عبدالحسین واحدی]]&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین واحدی''' (زاده ۸ آذر ۱۳۰۸ – درگذشته ۷ آذر ۱۳۳۴) '''نفر دوم تشکیلات فدائیان اسلام''' پس از سید مجتبی نواب صفوی بود. &lt;br /&gt;
==== زندگی​ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۰۸ در شهرستان '''سنقر''' استان کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ترور '''عبدالحسین هژیر''' - وزیر وقت دربار پهلوی - به دست '''سید حسین امامی''' در ۱۳ آبان ۱۳۲۸، مبارزات '''آیت‌الله کاشانی''' و جبهه ملی اوج خود رسید و عبدالحسین واحدی احساس کرد که حضور او در تهران ثمربخش‌تر خواهد بود. از این رو از قم به تهران آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعدام رزم آرا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در روز یازدهم اسفند ماه ۱۳۲۹ در جلوی '''مسجد شاه،''' بیش از دو ساعت سخنرانی کرد. اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ رزم‌آرا در مسجد شاه تهران ترور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت ====&lt;br /&gt;
'''تیمور بختیار''' فرماندار نظامی تهران در پی یک مشاجره با عبدالحسین واحدی معاون رهبر جمعیت فدائیان اسلام وی را تاریخ ۷ آذر ۱۳۳۴ خورشیدی به ضرب ۵ گلوله به قتل رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهید سید محمد واحدى ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و تقوا در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شروع مبارزات ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سید محمد واحدى در دادگاه ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت و مدفن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
[[دفتر تاریخ شفاهی کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
* [http://wiki.ahlolbait.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C شهید سید محمد واحدی]. دانشنامه اسلامی.&lt;br /&gt;
* [https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C سید عبدالحسین واحدی]. ویکی پدیا.&lt;br /&gt;
* [http://alem-kermanshah.blogfa.com/post/543  شهید حجت الاسلام  سید محمد واحدی کرمانشاهی]. پایگاه اطلاع رسانی علمای کرمانشاه.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C.jpg&amp;diff=7520</id>
		<title>پرونده:سید عبدالحسین واحدی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C.jpg&amp;diff=7520"/>
		<updated>2021-01-08T12:13:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سید عبدالحسین واحدی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7519</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7519"/>
		<updated>2021-01-08T12:12:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== برادران فدائی اسلام ==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سید عبدالحسین واحدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین واحدی''' (زاده ۸ آذر ۱۳۰۸ – درگذشته ۷ آذر ۱۳۳۴) '''نفر دوم تشکیلات فدائیان اسلام''' پس از سید مجتبی نواب صفوی بود. &lt;br /&gt;
==== زندگی​ ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۰۸ در شهرستان '''سنقر''' استان کرمانشاه متولد شد. علوم مقدماتی را نزد پدرش آموخت و سپس برای تکمیل تحصیلات، ابتدا به قم و سپس به نجف عزیمت کرد و در آن جا با سید مجتبی نواب صفوی آشنا شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ترور '''عبدالحسین هژیر''' - وزیر وقت دربار پهلوی - به دست '''سید حسین امامی''' در ۱۳ آبان ۱۳۲۸، مبارزات '''آیت‌الله کاشانی''' و جبهه ملی اوج خود رسید و عبدالحسین واحدی احساس کرد که حضور او در تهران ثمربخش‌تر خواهد بود. از این رو از قم به تهران آمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اعدام رزم آرا ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در روز یازدهم اسفند ماه ۱۳۲۹ در جلوی '''مسجد شاه،''' بیش از دو ساعت سخنرانی کرد. اوج سخنرانی واحدی در بخش پایانی بود که اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''اگر رزم آرا تا سه روز دیگر استعفا ندهد، فدائیان اسلام او را از صحنه روزگار محو خواهند کرد.''' &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهایتاً در روز شانزدهم اسفند سال ۱۳۲۹ رزم‌آرا در مسجد شاه تهران ترور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت ====&lt;br /&gt;
'''تیمور بختیار''' فرماندار نظامی تهران در پی یک مشاجره با عبدالحسین واحدی معاون رهبر جمعیت فدائیان اسلام وی را تاریخ ۷ آذر ۱۳۳۴ خورشیدی به ضرب ۵ گلوله به قتل رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهید سید محمد واحدى ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و تقوا در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شروع مبارزات ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== سید محمد واحدى در دادگاه ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== شهادت و مدفن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7518</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7518"/>
		<updated>2021-01-08T11:50:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: /* سید محمد واحدى در دادگاه */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==برادران فدائی اسلام==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''شهید سید محمد واحدى''' ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و تقوا در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شروع مبارزات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهى که برادرانش به شوخى آرزوى ازدواج او را مى کردند، اشاره به لقاءالله کرده، ازدواج خود را به آن سمت صفحه زندگى یعنى زندگى جاوید حواله مى داد. داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید محمد واحدى در دادگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت و مدفن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7517</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7517"/>
		<updated>2021-01-08T11:48:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==برادران فدائی اسلام==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''شهید سید محمد واحدى''' ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و تقوا در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شروع مبارزات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهى که برادرانش به شوخى آرزوى ازدواج او را مى کردند، اشاره به لقاءالله کرده، ازدواج خود را به آن سمت صفحه زندگى یعنى زندگى جاوید حواله مى داد. داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و '''روزنامه منشور برادرى''' را در سال '''۱۳۳۱''' تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، نواب صفوى دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.این شهامت و مردانگى از جوان '''هیجده ساله''' به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى '''اعدام حسین علاء''' گرفته شد، در کنار '''شهید نواب صفوى،''' '''شهید سید عبدالحسین واحدى''' و '''شهید خلیل طهماسبى''' بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل '''حمید ذوالقدر''' دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با شجاعت از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: '''''«شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم»'''.''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید محمد واحدى در دادگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که '''هفت نفر''' بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى''' به '''اعدام'''، '''سید هادى میرلوحى''' به شش سال زندان، '''اصغر عمرى''' به پنج سال زندان، '''احمد تهرانى''' به چهار سال زندان و '''على بهارى''' به سه سال زندان، به '''جرم قیام مسلحانه''' بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و '''ایدئولوژیکى''' فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: '''''بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم!&lt;br /&gt;
'''''&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: '''''به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى شهادت و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.'''''&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید: برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند:  ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: '''یااللّه'''، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که '''سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش''' که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت و مدفن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به '''گورستان مسگرآباد''' در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «'''دولاب'''» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس '''قم''' منتقل و در '''قبرستان وادى السلام''' در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7512</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7512"/>
		<updated>2021-01-08T11:38:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==برادران فدائی اسلام==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=='''شهید سید محمد واحدى''' ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سید محمد واحدی.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدی]]&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و تقوا در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه شهید نواب صفوى، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شروع مبارزات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «'''سُنقر کلیائى'''» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به '''قم''' آمد. در '''دبیرستان «حکیم  نظامى»''' قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش '''سید عبدالحسین،''' با اجازه مادر به '''تهران''' آمده و براى مبارزه با ظلم و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از '''اعدام انقلابى''' «'''رزم آراء'''» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به '''بندرعباس''' '''تبعید''' شد و آن‌گاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهى که برادرانش به شوخى آرزوى [[ازدواج]] او را مى کردند، اشاره به لقاءالله کرده، ازدواج خود را به آن سمت صفحه زندگى یعنى زندگى جاوید حواله مى داد. داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و روزنامه منشور برادرى را در سال ۱۳۳۱ تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، [[شهید نواب صفوی|نواب صفوى]] دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش [[امام حسین]] علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;نواب صفوى، اندیشه ها، مبارزات و شهادت او، ص۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شهداى روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر، ج۱، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; این شهامت و مردانگى از جوان هیجده ساله به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى اعدام حسین علاء گرفته شد، در کنار شهید نواب صفوى، شهید سید عبدالحسین واحدى و شهید خلیل طهماسبى بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل حمید ذوالقدر دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با [[شجاعت]] از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: «شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم».&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید محمد واحدى در دادگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که هفت نفر بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى به اعدام، سید هادى میرلوحى به شش سال زندان، اصغر عمرى به پنج سال زندان، احمد تهرانى به چهار سال زندان و على بهارى به سه سال زندان، به جرم قیام مسلحانه بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم.&amp;lt;ref&amp;gt;نواب صفوى، اندیشه ها، مبارزات و شهادت او، ص۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى [[شهادت در راه خدا|شهادت]] و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۱۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند: همان، ص۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: یااللّه، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت و مدفن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;شهداى روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر، ج۱، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به گورستان مسگرآباد در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «دولاب» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس [[قم]] منتقل و در قبرستان وادى السلام در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&amp;lt;ref&amp;gt; مصاحبه نگارنده با آیت الله حسین بُدلا، شهریور ۱۳۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}} &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*محسن علوى‌پیام، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C.jpg&amp;diff=7509</id>
		<title>پرونده:سید محمد واحدی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C.jpg&amp;diff=7509"/>
		<updated>2021-01-08T11:31:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سید محمد واحدی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7508</id>
		<title>برادران فدائی اسلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://gheseyemaa.ir/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=7508"/>
		<updated>2021-01-08T11:30:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;حسين بازيار: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==برادران فدائی اسلام==&lt;br /&gt;
'''سید عبدالحسین و سید محمد واحدی''' از شهدای مبارزه با حکومت پهلوی و از همراهان شهید والامقام «'''نواب صفوی'''» در '''فدائیان اسلام''' که از پیشتازان مبارزه با ظلم و ظالم بودند.&lt;br /&gt;
این دو برادر از موثرترین افراد فدائیان اسلام بودند که اهل '''سنقر''' بودند. فرزندان '''سید محمدرضا مجتهد قمی واحدی''' که ایشان هم مردی فرهیخته و از علمای مبارز بود که در دوره ی '''رضا شاه''' با وجود فشارهای سیاسی و مذهبی، از تبلیغ بازنایستاده بود و مادر ایشان از خانواده ی آل آقا و از اعقاب و بازماندگان '''وحید بهبهانی''' در '''کرمانشاه''' بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
'''شهید سید محمد واحدى''' در خانواده اى مشهور به فضل و [[تقوا|تقوى]] در کرمانشاه متولد شد. بیش از ۵ سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیت الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمى (واحدى) را از دست داد. وی از گروه «فدائیان اسلام» بود که در سال ۱۳۳۴ شمسی به همراه [[شهید نواب صفوی|شهید نواب صفوى]]، به جرم مبارزه و قیام مسلحانه بر ضد سلطنت پهلوی به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.&lt;br /&gt;
[[پرونده:M vahedi.jpg|بندانگشتی|شهید سید محمد واحدى]]	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شروع مبارزات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد واحدى ابتدا در «سُنقر کلیائى» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده اش به [[قم]] آمد. در دبیرستان «حکیم  نظامى» قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل، خود و برادرش سید عبدالحسین، با اجازه مادر به [[تهران]] آمده و براى مبارزه با [[ظلم]] و ستم و فساد، به دیگر برادران خود به گروه «فدائیان اسلام» پیوستند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد به خاطر عشق به [[اسلام]] و پیشرفت نهضت، لحظه اى آرام نمى نشست و در همان جو اختناق، اعلامیه هاى فدائیان اسلام را پخش مى کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اعدام انقلابى «رزم آراء» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحى او را بر همگان آشکار ساخت، طوری که همه مبهوت و متحیر شدند. او در طول مبارزه اش یک بار به بندرعباس تبعید شد و آن‌گاه که [[شهید نواب صفوی|شهید نواب صفوى]] از این موضوع مطلع شد، به شدت متأثر گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;شهداى روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر، على ربانى خلخالى، ج۱، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نگاهى به تاریخ فدائیان اسلام==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براى پى بردن به اوج آگاهى سیاسى و اجتماعى سید محمد واحدى، متن مقاله او را که نگاهى به تاریخ پیدایش «فدائیان اسلام» است، از نظر مى گذرانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سال‌هاى بعد از شهریور «بیست» که از فشار زیاد هرج و مرج، مردم به هر نقطه اى متشبث مى شدند، موقعیت خوبى بود که شیادان اجتماع دام‌هاى سوءاستفاده خود را بگسترند. هر کس بنابر استعداد و موقعیت و طرز تفکرش، چاهى فرا راه اجتماع بکند و غالب حزب سازى ها و مسلک تراشى ها نیز در همین سال‌ها شروع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این موقع احمد کسروى هم که در ایام جوانى بر اثر اختلافاتى از محیط روحانیت خارج شده و کینه روحانیت را به دل گرفته بود، فرصتى مناسب دید که انتقامى بازستاند و دکانى باز کرد تا دنیایى آباد براى خود بسازد. این فکر در مغز او قوت گرفت و شروع بکار نمود و نشریاتى منتشر کرد. اندک اندک که بازارش رونقى گرفت، اهانت به مقدسات دینى را شروع نمود. این خود زنگ خطرى بود که در گوش مسلمین به صدا درآمد. دست‌هایى نامرئى که همیشه صداهایى را که ایجاد [[نفاق]] مى کند، تقویت مى نمایند، شروع به فعالیت کردند و مسلک کسروى را روز به روز توسعه دادند و در اطراف آن سر و صدا راه انداختند به امید آن که باز هم مسلمانان را به جنگ و نفاق داخلى مشغول کرده، به اجراى نقشه هاى ظالمانه خود موفق شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این موقع غالب نویسندگان مسلمان مبارزات قلمى خود را آغاز نموده و در فکر ریشه کن کردن نهال مفسدى بودند که داشت در اعماق قلوب بى خبران از معارف [[اسلام]] ریشه مى دوانید ولى کسروى مطالب مستدل آنان را با سفسطه و ناسزا پاسخ مى داد. ...کارهاى کسروى کم‌کم در اثر تقویت بیگانگان غوغایى به پا کرد. مقدارى از نشریاتش به [[نجف]] اشرف که آن روز مرکز اول روحانیت و [[حوزه علمیه]] بود، مى رسد. یکى از آن کتب در یکى از مدارس نجف (مدرسه آخوند) به حجره اى راه مى یابد که آنجا محل اقامت «[[شهید نواب صفوی|سید مجتبى نواب صفوى]]» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مجتبى نواب صفوى که در آن ایام بیستمین سال زندگى خود را طى مى کرد، جوانى بود که در سال ۱۳۰۳ در محله خانى آباد تهران و در یک خانواده متدین پا به جهان نهاده، سنین کودکى را در همان محله طى نموده، دوران تحصیل ابتدایى را در «دبستان حکیم نظامى» گذرانیده، سپس وارد «دبیرستان صنعتى» گردید و پس از چندى به منظور تکمیل تحصیلات بار سفر بسته و از طریق اهواز، به [[نجف]] رفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نواب صفوى در اندک مدتى با زبان عربى آشنا شد و با حرارت و گرمى خاص خود، دوستانى علاقمند یافت... هنوز بیش از چند سال از تحصیل وى نگذشته بود که روزى در حجرة مدرسه، کتابى از کسروى به دستش رسید که آتشى به قلبش زد و از جاى حرکتش داد و با خود گفت: چگونه یک فرد مسلمان زنده باشد و با ساحت اولیاء دین جسارت شود؟ آیا سزاوار است؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عرض چند روز در میان طلاب و علماء نجف هیجانى ایجاد نمود و بالاخره بنابر تصمیم بعضى از علماء نجف بنا شد که ایشان به نمایندگى از طرف [[حوزه علمیه]] به [[ایران|ایران]] آمده و پس از انجام مقدماتى در مسیر راه به [[تهران]] وارد شود و با تغییر افکار منحرف شده جوانان، بساط کسروى را جمع کند، ولى به عللى این نقشه تغییر یافت و به طور عادى از طریق بصره وارد ایران شد و در ابتداى ورود به ایران، مردم به ایشان اطلاع دادند که کسروى در آبادان عده زیادى از جوانان را اغفال نموده است و بدین مناسبت، چند روزى در آبادان توقف کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره ۲، سال اول، زمستان ۱۳۷۰، ص۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==خصوصیات اخلاقى و مبارزاتى ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید محمد در اندک مدتى چنان لیاقتى از خود نشان داد که درباره اش مى گفتند: او زمینه روحى و نبوغ ذاتى یک رهبر را دارد. سید محمد قامتى بلند و سیمین و چهره اى خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندى نمکین، زینت سیمایش بود. صدایى مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانى چون سیاستمدارى سالمند و کارآزموده سخن مى گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاهى که برادرانش به شوخى آرزوى [[ازدواج]] او را مى کردند، اشاره به لقاءالله کرده، ازدواج خود را به آن سمت صفحه زندگى یعنى زندگى جاوید حواله مى داد. داراى خطى بسیار زیبا و مقالاتى بسیار شیوا بود و روزنامه منشور برادرى را در سال ۱۳۳۱ تا حد زیادى او اداره مى کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او لحظه اى از رهبر خود، [[شهید نواب صفوی|نواب صفوى]] دور نمى شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش [[امام حسین]] علیه‌السلام مى دانست. سید محمد در تمام دوره سخت دستگیرى و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;نواب صفوى، اندیشه ها، مبارزات و شهادت او، ص۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; در محاکمه تقاضا کرد که تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند.&amp;lt;ref&amp;gt;شهداى روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر، ج۱، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; این شهامت و مردانگى از جوان هیجده ساله به اندازه اى تکان دهنده بود که اشک از دیدگان همه جارى ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۳۴ در جلسه اى که براى اعدام حسین علاء گرفته شد، در کنار شهید نواب صفوى، شهید سید عبدالحسین واحدى و شهید خلیل طهماسبى بود و قاطعانه رأى خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از تیراندازى به حسین علاء، همراه نواب در منزل حمید ذوالقدر دستگیر شد و تا آخرین نفس براى دفاع از ارزش‌هاى اسلامى ایستادگى کرد. در دادگاه ظلم با [[شجاعت]] از مواضع انقلابى و اسلامى دفاع کرد به گونه اى که یکى از سران رژیم به او گفت: جوان مگر چند سال دارى که مى خواهى شهید شوى؟ واحدى با صلابت جواب داد: «شهادت تمام وجود مرا مى سوزاند و من نمى توانم تحمل کنم برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم».&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سید محمد واحدى در دادگاه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۴ اولین دادگاه شهید واحدى و اعضاى گروه که هفت نفر بودند به ریاست سرلشکر قطبى در اداره دادرسى ارتش در تهران تشکیل شد. جلسات دادگاه به طور مخفى شروع بکار نمود و بعد از هشت روز حکم خود را به شرح زیر اعلان کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سید مجتبى نواب صفوى، سید محمد واحدى، مظفر ذوالقدر و خلیل طهماسبى به اعدام، سید هادى میرلوحى به شش سال زندان، اصغر عمرى به پنج سال زندان، احمد تهرانى به چهار سال زندان و على بهارى به سه سال زندان، به جرم قیام مسلحانه بر ضد سلطنت مشروطه محکوم مى شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالبى که از اخبار داخل دادگاه بدوى از زبان برادر اصغر عمرى روایت شده است، دفاعیات بسیار رساى سید محمد واحدى در رابطه با مسائل فکرى و ایدئولوژیکى فدائیان اسلام است که شگفتى حاضرین حتى وکیل مدافع او را به همراه داشت. برادر عمرى مى گوید: وکیل مدافع واحدى به او مى گفت: تو از خودت دفاع کن و به این صورت که حرف مى زنى، محکوم به اعدام مى شوى و او جواب مى گفت: بعد از شهادت برادرانم زندگى براى من بى ارزش است و بهتر است با هم باشیم.&amp;lt;ref&amp;gt;نواب صفوى، اندیشه ها، مبارزات و شهادت او، ص۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نکات جالب دیگر این دادگاه این است که بعد از قرائت حکم هیئت دادرسان که معلوم شد چهار نفر به اعدام و بقیه به زندان محکوم گشته اند، چنان خنده اى همه محکومین را گرفته بود که تعجب آور بود. مخصوصاً شهید نواب صفوى و طهماسبى و شهید سید محمد واحدى به قدرى مى خندیدند که رنگ رخساره آن‌ها از شدت خنده تغییر کرده بود و هنگامى که از آن‌ها سؤال شد به چه چیز مى خندید، گفتند: به نزدیک شدن بزرگترین آرزوى خود یعنى [[شهادت در راه خدا|شهادت]] و از این که در سفر شهادت خود تنها نبوده، با یکدیگر هستیم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۱۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوره اول محاکمه پایان یافت و دادگاه تجدیدنظر در روز ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ تشکیل و شهید نواب آخرین دفاعیات خود را انجام داد؛ اما بالاخره این نمایش نیز در ساعت‌هاى پایانى روز خاتمه پذیرفت و حکم دادگاه تجدیدنظر نیز درست به همان ترتیب که در دادگاه اولى داده شده بود، صادر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر عمرى مى گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;برادر اصغر عمرى و على بهارى تنها بازماندگان و یادگاران این صحنه ها هستند: همان، ص۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; ساعتى از نیمه شب گذشته بود. من و احمد تهرانى در یک سلول یک  نفره زندانى بودیم و هوا به قدرى سرد بود که چیزى نمانده بود نفس هایمان در سینه منجمد شود. ناگهان صداى مردانه و رشید «سید محمد واحدى» را شنیدم که مى گفت: یااللّه، بلافاصله از جاى خود بلند شدیم از سوراخ درب سلول نگاه کردیم و در زیر نور بى رمق راهروى زندان لشکر ۲ زرهى، دیدیم که سرهنگ اللهیارى، نماینده سرلشکر آزموده دادستان ارتش که مأموریت اجراى حکم اعدام نواب و یارانش را پذیرفته بود، در پیش و شهید نواب صفوى و شهید سید محمد نیز در پشت سر او در حرکت است و از گام‌هاى استوار و محکم آن شهید به خوبى پیدا بود که در راه معشوق خویش، خداى جهانیان گام برمى دارند و آنچنان از راهى که به سوى چوبه اعدام و شهادت مى پیمایند، خاطر جمع و دل آرام هستند که گویى تمام وظائف خویش را انجام داده و براى دریافت پاداش و جایزه خود به پیش مى روند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت و مدفن==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید سید محمد واحدى در سپیده دهم بیست و هفتم دى ماه ۱۳۳۴ همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست و یک سالگى تکبیرگویان به شهادت رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;شهداى روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر، ج۱، ص۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجساد پاک این شهداى راه اسلام را پیش از آن که مردم تهران از خواب بیدار شوند به گورستان مسگرآباد در جنوب شرقى بیرون تهران، بردند و جدا از یکدیگر به خاک سپردند. ساعتى بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «دولاب» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه ها را بگیرند؛ اما معلوم مى شود که کار به پایان رسیده است. آن‌ها از روى خط خونى که از درب غسالخانه تا سر هر قبرى کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایى کرده، علامت کوچکى روى هر یک از قبرها گذاشتند. سال‌ها بعد که شهردارى تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن مى رفت که این قبور شریف براى همیشه نابود شوند. لذا بعضى از برادران وفادار طى طرحى بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه هاى «شهید نواب»، شهید «سید محمد واحدى» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس [[قم]] منتقل و در قبرستان وادى السلام در قسمت ضلع شمالى به خاک سپردند.&amp;lt;ref&amp;gt; مصاحبه نگارنده با آیت الله حسین بُدلا، شهریور ۱۳۷۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}} &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
*محسن علوى‌پیام، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد۵.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>حسين بازيار</name></author>
	</entry>
</feed>